پادچپ
Open in Telegram
Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
629
Subscribers
+724 hours
+97 days
+9430 days
Posts Archive
629
شما آزاد به دنیا آمدهاید.
اما برای ساختوساز، کار کردن، رانندگی، فروش، اجاره، استخدام، شروع کسب و کار، جابهجایی پول خود به اجازه نیاز دارید ...
نبوغ دولت در تبدیل حقوق شما به مجوزها است ⛓️
629
بفهم دوست من، [خاویر] مایلی سعی ندارد تو را متقاعد کند که دولت میتواند بهتر عمل کند.
او مستقیماً و بدون هیچگونه طفره رفتن به تو میگوید که مشکل خودِ دولت است.
مهم نیست چهکسی آن را اداره میکند، نهاینکه چقدر ماهر است و نهاینکه چقدر اخلاقی عمل میکند.
این یک ماشین ذاتاً ناکارآمد است.
[خاویر] مایلی دارد این خیال قدیمی را که روزی حاکمی بینقص از راه خواهد رسید و قدرت قهری را بینقص بهکار خواهد گرفت، در هم میشکند.
بزرگ شو، تو به یک ارباب خوب نیاز نداری، تو اصلاً به اربابان نیازی نداری.
این ایدهای انقلابی است زیرا او به تو یک بوروکرات بینقص پیشنهاد نمیدهد.
او پیشنهاد میکند که از تمام بوروکراتها، توانایی تصمیمگیری در مورد زندگیات را بگیری.
تفاوت در همین است.
مسئله این نیست که چهکسی قفس را به بهترین شکل مدیریت میکند.
مسئله این است که از خودمان بپرسیم چرا مدام قفس میسازیم و بعد سر اینکه چهکسی باید کلیدها را داشته باشد بحث میکنیم.
پایان.
@antileft01
629
۱۰ سوالی که مارکسیستها همیشه از آن طفره میروند
• اگر همه ما مالک ابزار تولید باشیم، آیا میتوانم سهم خود را بفروشم یا به اجازه جمعی نیاز دارم؟
• و اگر همه مالک هستند، وقتی مشکلی پیش میآید چهکسی مسئول است؟
• اگر سرمایهداری کارگر را استثمار میکند، چرا اینهمه کارگر داوطلبانه از کشورهای سوسیالیستی به کشورهای سرمایهداری فرار میکنند؟
• اگر مشکل این است که برخی قدرت اقتصادی زیادی دارند، چرا باید ایده خوبی باشد که قدرت بیشتری را در یک نهاد سیاسی واحد متمرکز کنیم؟
• اگر یک جامعه کمونیستی بسیار برتر است، چرا باید شهروندان خود را از ترک سیستم منع کند؟
• اگر همه صاحب یک کارخانه باشند، چه کسی تصمیم میگیرد که وقتی همه میخواهند از آن بهروشهای مختلف استفاده کنند، با آن چهکار کنند؟
• اگر ثروت یک نفر لزوماً دیگری را فقیر میکند، چگونه میتوان توضیح داد که کل یک جامعه چگونه میتواند همزمان ثروتمند شود؟
• اگر سرمایهدار یک انگل است، چرا وقتی هیچکس نمیداند که آیا کسبوکار موفق خواهد شد یا خیر، داراییهای خود را بهخطر میاندازد؟
• اگر دو نفر داوطلبانه مبادله کنند و هر دو به این معامله رضایت دهند، چهکسی مورد سوءاستفاده قرار گرفته است؟
• اگر مشکل نابرابری است، چرا جامعهای که در آن همه فقیر هستند، نسبت به جامعهای که در آن همه ثروتمند هستند اما برخی بسیار ثروتمندترند، ارجحیت دارد؟
@antileft01
629
دلیل اصلی شکست همیشگی سوسیالیسم و ایجاد بدبختی و فقر این است که برابری نتیجه با انگیزههایی که یک جامعه برای ساختن، خلق کردن، نوآوری و شکوفایی نیاز دارد، ناسازگار است.
این بهتوضیح چرایی آن کمک میکند:
۱. استادی میخواست سوسیالیسم را در کلاس درس آزمایش کند.
۲. او میانگین نمرات آزمون همه را گرفت تا همه دانشآموزان نمره یکسانی بگیرند.
۳. دانشآموزان سختکوش درس خواندن را متوقف کردند زیرا تلاش آنها دیگر نمرات بالایی را بههمراه نداشت.
۴. دانشآموزان کمعمل درس خواندن را متوقف کردند، در حالی که میدانستند بههر حال قبول میشوند.
۵. نمرات کلی بهسرعت به نمره F کاهش یافت.
سوسیالیسم خلاف طبیعت انسان است، هرگز کارساز نبوده و هرگز هم نخواهد بود. چرا درک این موضوع برای چپها اینقدر دشوار است؟
629
«میلیاردرها حریص هستند.»
«آنها ثروت خود را احتکار میکنند.»
«آنها چیزی را پس نمیدهند.»
خب. در اینجا ۵ میلیاردر که این داستان را پیچیده میکنند، معرفی میشوند:
• ملانی پرکینز Canva را از صفر ساخت. او و همسرش متعهد شدهاند که بیش از 80٪ از ثروت خود را ببخشند.
• سارا بلیکلی از فروش دستگاههای فکس به صورت خانهبهخانه بهساخت Spanx رسید. تعهد بخشش را امضا کرد و بخش زیادی از ثروت خود را به امور خیریه اختصاص داد.
• رید هستینگز نتفلیکس را ساخت و تاکنون میلیاردها دلار به آموزش و سایر امور بخشیده است.
• داستین موسکوویتز بهساخت فیسبوک و سپس آسانا کمک کرد. او و همسرش قصد دارند بخش عمدهای از ثروت خود را ببخشند و تاکنون میلیاردها دلار اهدا کردهاند.
• تیلور سویفت ثروت چند میلیارد دلاری خود را عمدتاً از طریق موسیقی، ترانهسرایی و تورهایش بهدست آورد، در حالی که میلیونها دلار به بانکهای غذا، امدادرسانی در بلایا، آموزش و افراد نیازمند کمک میکند.
شما میتوانید در مورد مالیات بحث کنید.
میتوانید در مورد نابرابری بحث کنید.
میتوانید در مورد اینکه آیا کسی باید یک میلیارد دلار داشته باشد یا نه، بحث کنید.
اما دست از تظاهر به این بردارید که هر میلیاردری با استثمار مردم ثروتمند شده و سپس مانند اسکروج مکداک روی انبوهی از پول نشسته است.
بعضی افراد ارزش عظیمی ایجاد میکنند.
بعضی با این کار به ثروت هنگفتی میرسند.
و بعضیها داوطلبانه مقادیر زیادی از آن ثروت را میبخشند.
ما نباید از مردم بهخاطر موفقیتشان متنفر باشیم.
ما باید افراد موفق بیشتری بخواهیم که تصمیم میگیرند دیگران را بالا ببرند.
@antileft01
629
وقتی ایدههای خودِ چپها نتیجهای خلاف انتظار ایجاد میکند:
۱. کنترل اجارهها برای دسترسی بیشتر به مسکن »» آن را گرانتر و کمیابتر کرد.
۲. افزایش حداقل دستمزد بهنفع کارگران »» بیکاری را افزایش داد.
۳. اجرای کنترل قیمتها برای محافظت از مصرفکنندگان »» باعث کمبود شد.
۴. اعمال مالیات بالا بر ثروتمندان برای افزایش درآمد بیشتر »» درآمد کمتری بهدست آورد و همچنین باعث فرار سرمایه شد.
۵. یارانه دادن بهبرخی محصولات برای ارزانتر کردن آنها »» مصرفکننده در نهایت هزینه یارانه را خودش پرداخت میکند.
۶. ممنوعیت مواد مخدر برای پایان دادن به اعتیاد »» اعتیاد و بازارهای سیاه را بهشدت افزایش داد.
۷. چاپ پول برای افزایش مصرف »» تورم ایجاد کرد و مصرف را از بین بُرد.
۸. عادلانهتر کردن جامعه از طریق سهمیهبندی جنسیتی »» باعث تبعیض جنسیتی و افزایش ناکارآمدی شد.
۹. مبارزه با نابرابری از طریق برابرسازی نتایج »» این روش استانداردها را برای همه پایین آورد و در نهایت، هیچچیز را برابر نکرد.
@antileft01
629
«اجازه دهید تعریف خودم از عدالت اجتماعی را به شما ارائه دهم: من آنچه را که بهدست میآورم برای خودم نگه میدارم و شما آنچه را که بهدست میآورید برای خود نگه میدارید. آیا موافق نیستید؟ خب، پس برای من توضیح دهید: چه مقدار از آنچه من بهدست میآورم متعلق به شماست و چرا؟»
والتر ای. ویلیامز
@antileft01
629
۱۰ درس اساسی برای چپهای معمولی
۱. سرمایهداری فقر را مجازات نمیکند، ناکارآمدی را مجازات میکند.
۲. سرمایهداری شکست را مجازات نمیکند، ناتوانی در اصلاح آن را مجازات میکند.
۳. سرمایهداری مانع اشتباهات شما نمیشود، بلکه مانع از آن میشود که دیگران مجبور به پرداخت هزینه اشتباه شما شوند.
۴. سرمایهداری اصل و نسب شما را مجازات نمیکند، فقط برایش مهم است که شما نیازهای همنوعان خود را برآورده کنید.
۵. سرمایهداری ایدئولوژی شما را مجازات نمیکند، بلکه تصمیمات بد شما را که تحت تأثیر آن ایدئولوژی هستند، مجازات میکند.
۶. سرمایهداری کوچک بودن را مجازات نمیکند، بلکه همان فرصتهایی را به شما میدهد که به شرکتهای بزرگ میدهند.
۷. سرمایهداری کمبود منابع را مجازات نمیکند، بلکه هدر دادن منابع موجود را مجازات میکند.
۸. سرمایهداری شما را به خاطر باخت مجازات نمیکند، همه در برههای از زمان میبازند، سرمایهداری شما را بهخاطر درس نگرفتن از اشتباهاتتان مجازات میکند.
۹. سرمایهداری از رقابت برای تنبیه افراد بیکفایت استفاده میکند.
۱۰. سرمایهداری موفقیت شما را تضمین نمیکند، بلکه شما را مجبور میکند که آن را در نظر مصرفکنندگان خود بهدست آورید.
@antileft01
629
اشتباه نادانانی را مرتکب نشوید که فکر میکنند فردگرا کسی است که میگوید: «من هر کاری که دلم بخواهد انجام میدهم، بهقیمت ضرر دیگران.»
فردگرا کسی است که حقوق فردیِ سلبناپذیر انسان - حقوق خودش و دیگران - را بهرسمیت میشناسد.
فردگرا کسی است که میگوید:
«من زندگی کسی را اداره نمیکنم - و نمیگذارم کسی زندگی مرا اداره کند. من نه حکومت میکنم و نه حکومت میشوم. من نه ارباب خواهم بود و نه برده. من نه خودم را فدای کسی میکنم - و نه کسی را فدای خودم.»
آین رند
629
کارفرما به کارگر نیاز دارد، همانطور که کارگر به کارفرما نیاز دارد.
این یک جنگ طبقاتی نیست، و آنها هم رقیب هم نیستند.
رقیب واقعی دولت است که از هر دو میدزدد.
629
کارل منگر کتاب "اصول اقتصاد" را در سال ۱۸۷۱ منتشر کرد و حرفه اقتصاد هرگز از نادیده گرفتن آن بهطور کامل بهبود نیافته است.
منگر در حاشیه اقتصاد کلاسیک دستکاری نکرد. او نظریه ارزش کار را که از زمان آدام اسمیت اندیشه اقتصادی را آلوده کرده بود و در مارکس به نتیجه سمی خود رسید، ویران کرد.
ارزش از ساعاتی که یک کارگر صرف کوبیدن میخ میکند، سرچشمه نمیگیرد. ارزش در ذهن شما، از ذهن فردی که چیزی میخواهد، سرچشمه میگیرد.
این نظریه ارزش ذهنی استو بهطرز ویرانگری ساده است. یک لیوان آب در وین تقریباً هیچ هزینهای ندارد. همان لیوان آب در صحرا بهاندازه تمام دارایی شما ارزش دارد. آب تغییر نکرد. نیروی کار برای تولید آن تغییر نکرد. آنچه تغییر کرد، وضعیت انسانی پیرامون آن بود.
منگر کل تحلیل خود را بر اساس «کالاهای مرتبه بالاتر و پایینتر» بنا کرد و ردیابی کرد که چگونه کالاهای مصرفی مستقیماً خواستهها را برآورده میکنند، در حالی که کالاهای سرمایهای آنها را بهطور غیرمستقیم از طریق زنجیرههای تولید برآورده میکنند. یک کارخانه الواربُری (کالای مرتبه بالاتر) الوار تولید میکند که خانه شما را تولید میکند. ارزش کارخانه چوببری از ارزشی که شما برای خانه قائل هستید، ناشی میشود. علیت از مصرفکننده به تولیدکننده رو به عقب است، نه از مواد خام به محصول نهایی رو به جلو.
این وارونگیِ واحد، برنامهریزی اقتصادی سوسیالیستی را قبل از وجود اتحاد جماهیر شوروی از بین برد. قیمتها، ارزشگذاریهای واقعی انسان را در کل اقتصاد نشان میدهند.
منگر اینرا در سال ۱۸۷۱ ثابت کرد. برنامهریزان مرکزی هنوز آن کتاب را نخواندهاند.
@Handre
@antileft01
629
«وقتی محصولی را در بازار آزاد میخریم، نمیپرسیم: رنگ پوست سازندهی آن چه بوده است؟ همچنین در مورد جنسیت، نژاد، ملیت، مذهب یا عقاید سیاسی تولیدکننده نمیپرسیم. تنها چیزی که برای ما جالب است این است که آیا ارزش خوبی در برابر قیمتش ارائه میدهد یا خیر.»
- دبلیو. اچ. هات
629
سوسیالیسم باید بهعنوان یک دین طبقهبندی شود، نه یک سیستم اقتصادی، زیرا دقیقاً مانند یک دین رفتار میکند و هر بار که آنرا بهعنوان علم آزمایش میکنید، با همان معیارها شکست میخورد.
سوسیالیسم بر پایه ایمان بهجای شواهد اداره میشود. یک قرن قحطی، گولاگ و اقتصادهای فروپاشیده از اتحاد جماهیر شوروی تا ونزوئلا هرگز یک مؤمن واقعی را متزلزل نمیکند. هر شکست، همان پاسخی را دریافت میکند که ادیان هنگام شکست پیشگوییهایشان میدهند: این سوسیالیسم واقعی نبود، درست انجام نشد، دفعه بعد متفاوت خواهد بود. این فرضیهای نیست که به دادهها پاسخ دهد.
سوسیالیسم فرجامشناسی خاص خود را دارد. مارکس وعده یک وضعیت نهایی تاریخ را داده بود که در آن تضاد طبقاتی از بین میرود و فراوانی فرا میرسد، نسخهای سکولار از همان سرزمین موعودی که هر دین هزارهگرا موعظه کرده است. این سوسیالیسم شهیدان، متون مقدس، بدعتها و مؤمنان واقعی دارد که با کتاب سرمایه همانطور که دیگران با کتاب مقدس رفتار میکنند، رفتار میکنند، بهجای اینکه متن را با واقعیت مقایسه کنند، از فصل و آیه برای حلوفصل استدلالها نقلِقول میکنند.
هیچ یک از اینها دلیلی برای ممنوع کردن آن نیست. آزادی مذهبی بهاین معنی است که مردم میتوانند زندگی خصوصی خود را حول هر عقیدهای که انتخاب میکنند، از جمله این، سازماندهی کنند. یک کمون از بزرگسالانی که داوطلبانه همهچیز را روی هم میگذارند، کار را تقسیم میکنند و مالکیت خصوصی را بین خود رد میکنند، دقیقاً همان کاری را انجام میدهند که صومعهها هزار سال انجام دادهاند. بگذارید آنها را انجام دهند. وقتی بزرگسالان راضی، ایمان خود را با پول خودشان زندگی میکنند، به هیچکس آسیبی نمیرسد.
این خط باید دقیقاً همانجایی باشد که برای هر دین دیگری قرار دارد: شما میتوانید آن را انجام دهید، نمیتوانید آن را تحمیل کنید. یک مسیحی نمیتواند شما را مجبور به پرداخت عشر کند. یک سوسیالیست نباید قدرت بیشتری برای مجبور کردن شما به مالکیت اشتراکی داشته باشد، همانطور که یک مورمون برای مجبور کردن شما به کلیسای خود ندارد.
سوسیالیسم داوطلبانه در میان مؤمنان یک سبک زندگی است. اما سوسیالیسمی که توسط دولت بر افرادی که هرگز تغییر دین ندادهاند تحمیل میشود را نمیتوان ذیل دستهبندی اقتصاد طبقهبندی کرد، بلکه یک تغییر دین اجباری (با یک کد مالیاتی ضمیمه) است. یک جنایت مذهبی علیه بشریت.
@antileft01
