متن عربی🕯
Open in Telegram
«خُذ بِيَدی أيها المستحيل!» دستم را بگیر ای ناممکن... 🤍🐚🦢🕊☕🕯☁️ ء تبلیغات برای کانال پذیرفته میشه. (به ناشناس پیام بدید) لینکِ ناشناس👇🏻: https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-81cWVGwQYl لینک گروه کانال👇🏻: https://t.me/arabictext_group
Show more5 825
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-6930 days
Posts Archive
5 825
من آخر اللیل یطلع فجرُ
سلام علیکم إلی
مطلع الفجر
یا أیّها الصابرون
علی اللیل
بیشک
سرانجام شبِ تیره، صبحِ روشن است
صدها درود تا صبحِ روشن «از آنتان»
«ای دوستان که بر تیرگیِ شب، صبر کردهاید»
#محمود_درویش
5 825
«عندما يعلو صوت الحب، يسكت صوت الحرب. »
زمانی که صدای عشق بلند میشود، صدای جنگ ساکت میشود.
5 825
"أنا لا أندم على صراحتي مع الآخرِين
فالعيش بوجهِين أمرٌ مُقرف"
‘من از روراست بودن با آدما پشیمون نمیشم،
چونکه زندگی کردن با دو رویی نفرتانگیزه.
5 825
فلْينكَسر قلْبك مرَّةً تلوَ الأخرَى ،
وإلَّا فكيفَ لهُ أنْ ينفتِح.
بگذار قلبت بارها و بارها شکسته شود،
وگرنه چگونه میتواند گشوده شود.
― جلال الدين الرومي
5 825
أنا لكِ
منكِ
إليكِ
من أزلٍ إلى أبدِ
ومن روحٍ بلا جسدٍ
إلى روحٍ بلا جسدِ
من برای توام
از تو
به سوی تو
از ازل تا ابد
و از روحی بیجسد
تا روحی بیجسد
5 825
"ليتني أستطيع أن أختفي دون أن أغيب، أتلاشى لكن دون رحيل، أبقى وأنا لستُ هُنا، أن لا يكون غيابي وجعًا في قلوب من أعلم بأنَّهم لن يحتملونه".
“ای کاش میتوانستم ناپدید شوم بیآنکه از نظرها غايب شوم، محو شوم اما بیآنکه از میان بروم، حضور داشته باشم در حالی که اینجا نباشم. ای کاش نبودنم دردی بر دل کسانی که میدانم تحملش را ندارند، وارد نکند.”
5 825
ولَمْ يَبْقَ مِمّا كانَ بيْني و بيْنها
مِنَ الوُدِّ إلّا مُخْفَياتِ الرسائِلِ
و از آنچه میان من و او بود،
دیگر چیزی از محبت نمانده است،
جز نامههای پنهانی که از گذشته به جا ماندهاند.
- ابن ميّادة
5 825
«لیس کلّ ما في القلب يُحكى، فبعض الصمت أجمل.»
هر آنچه که در قلب است گفته نمیشود، برخی ناگفتهها زیباترند.
محمود درویش
5 825
إنت الوحيدة التي ستعرفيني من عيوني..!
تو تنها کسی هستی که مرا از چشمانم خواهد شناخت..!
5 825
Repost from "باغچهی ریحون🌱"
میگفت:
أنتَ الأمان،
وسط حَرب الحياة…
•| در ميان نبرد زندگی،
تو نقطهی امن منی...
5 825
«أَأحسُدُ البُنَّ، أمْ فنْجَان قَهوتِها
إنْ بَاتَ فِي يَدهَا تَكسُوهُ بالقِبَلِ؟»
-به قهوهه حسودی میکنم یا فنجونش؟
وقتی توی دست اونه و با بوسهها پوشونده میشه...-
