en
Feedback
مود شعرم الان اینه :

مود شعرم الان اینه :

Open in Telegram
1 121
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
Video message00:20

00:01 پرواز قوها 03:30 شیدا 07:30 یازده ماه و ۲۹ روز 12:20:هم قفس 16:20 مست عشق

✨️🫂 #بيكلام

فقط اونجا که استاد ابتهاج میگه: غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد
فقط اونجا که استاد ابتهاج میگه: غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد

با دلِ خندان دَرین غم‌خانه نَتْوان زیستن باعثِ کم‌عمریِ گُل چیست؟ خندان زیستن؟!!

نخستین‌بار که تو را دیدم گُمت کردم؛ باز دیدمت.. باز گمت کردم؛ وقتی یافتمت دیوانه بود‌ی! شعر، شعر، شعر می‌خواندی... براهنی

‍ نمیداني چقدر آرزو دارم که یک بار با آن چشمهایت، بخاطر من، به من نگاه کني... یک گلدانِ گلي میشوم که نقشِ چشمهایت روی آن کشیده شده... میروم زیرِ خاک که هزار سالِ دیگر برسم دستِ آدمي که بتواند بدون ترس بگوید: "دوستت دارم"...! شهریار_مندنی_پور @moodesher

گوود مورنینگ

برای انسان‌ها زمان هرگز دوباره تکرار نمی‌شود و هیچ‌گاه دوباره به آن صورت که یک وقتی بود بر نمی‌گردد و وقتی احساسات آدم تغییر کرد یا رو به زوال گذاشت دیگر هیچ معجزه‌ای نمی‌تواند کیفیت اولیه را به آن برگرداند.
ارنستو ساباتو، قهرمانان و گورها

ریشه ی تمام قهرها مبتنی بر خطایی است که می تواند مطرح شود، جواب بگیرد و بلافاصله از بین برود، ولی در دل طرف توهین شده نشست می
ریشه ی تمام قهرها مبتنی بر خطایی است که می تواند مطرح شود، جواب بگیرد و بلافاصله از بین برود، ولی در دل طرف توهین شده نشست می کند بعدها بروز دردناک تری می یابد. تاخیر در حل وفصل بلافاصله ی اختلاف ها، بلافاصله بعد از وقوع آنها، به عقده ی تلخی تبدیل می شود.
آلن دوباتن، جستارهایی در باب عشق
Painting: Daniel Ridgway Knight, Paintings, 1866-74

sticker.webp0.17 KB

هی پشت ابرای خودت پنهون شدی پیدا شدی..

#بیکلام

آخـونده تو تلوزیون میگفت تو بهشت یه درختی هست اینقد بزرگه که اگه هزار سال هم راه بری، نمیتونی یه بار دورش بزنی.. بابام گفت همون درخت تو کـون آدم دروغگو😐😂 @MnoMaman | 👩🏻‍🍼

دیروز حوالی بولوار اندیشه، پیرمرد کوری را دنبال می‌کردم. بلند فریاد می‌زد: «خدا استعفا داده! کارش رو داده دست یه تُن‌ماهی. خدا اگه بود، الان داشت بلیت سینما می‌فروخت. با تسبیح خفه‌ش می‌کنم و طنابشو می‌دم به یه کفترباز. خدا رو من می‌کشم!» مسیرمون یکی بود. سر چهارراه، با یک نیسان سفید تصادف کرد. درجا مرد. وقتی هنوز دورش شلوغ نشده بود، خم شدم بالا سرش. آروم گفتم: فدای سرت، زندگی جالبه‌. حتی نیچه هم مرد

دلم آرام‌ترین موسیقی جهان را می‌خواست. سی‌دی "آینه در آینه" را گذاشتم و پشت سر ژاله رفتم تو آشپزخانه. داشت ظرف می‌شست. بوی شامپو سیب می‌داد. خواستم از پشت بغلش کنم و سرم را در موها و گردنش فرو ببرم. اما پشیمان شدم. عباس معروفی تماما مخصوص @moodesher

Masoud Sadeghloo - Shokr.mp36.33 MB