Ciel
Open in Telegram
Sad Birds Still Sing. ناشناس: https://t.me/XBCHATBot?start=sec-bddcfbadca باشناس: @Hilda_Housebot
Show more213
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
213
Repost from Soldier's Things
چیزی که دربارهی اون بلاتکلیفی وجود داشت، این بود که توی تمام ثانیههایی که داشتی فکر میکردی که قراره بخاطر اون حجم از احساسات بمیری، تلاش نکردی که به زور از خودت چیزی بیرون بکشی، مرتبش کنی، بذاری توی قالب و با خرسندی تمام تقدیمش کنی.
چیزی که دربارهی اون لحظههایی که تقریبا به گریه میافتادی وجود داشت، وقتی که فکر میکردی قراره بخاطر زیبایی صورت روبهروت بمیری، این بود که میدونستی تا روزی که زندهای قراره ثانیه به ثانیهی ضربانهایی که بیشتر بهت ضربه زدن، یا با بیرحمی تمام ازت دزدیده شدن رو پیش خودت نگه داری.
چیزی که دربارهی قدمهای ناهموارت وجود داشت، این بود که به خوبی، دقیق، و درست به اندازه، درست مثل رد خونی که از پشت گردن جاری میشه و تا کف پات ادامه داره، جریان ادامه دار اون نگاه رو روی خودت احساس میکردی.
و عبور. و عبور و جریان و احساس و زیبایی؛ و بعد فقط عدم. احساس چکیدن، چکه چکه چکیدن؛ چکیدن برفهایی که آب شدن، چکیدن خون از روی شونههات، یا چکیدن قلبت از توی چشمت. احساس و زیبایی.
213
And then she'd say it's OK
I got lost on the way
But I'm a Supergirl
and Supergirls don't cry
And she'd say it's allright
I got home late last night
But I'm a Supergirl
and Supergirls just fly
