en
Feedback
حاسین‌یا‌نون🩸

حاسین‌یا‌نون🩸

Open in Telegram

ما‌درون‌عین‌شین‌قاف‌خود‌را‌دیده‌ایم داخلش‌جز‌حا‌سین‌یا‌نون‌‌چیزی‌نبود. الهم عجل لولیک الفرج @Raziqasemi313 https://t.me/harfmybot?start=160076196

Show more
418
Subscribers
+324 hours
+107 days
+6730 days
Posts Archive
روضه... کربلایی حسن فیضی #۱۲۸ #۶۹

تمام یاران به شهادت رسیده بودند و تنها شده بود. برای آخرین " اتمام حجت " خطاب به آنان فرمود: واى بر شما! چرا با من مى‌جنگيد؟! آيا سنّتى را تغيير داده ام؟ آيا شريعتى را دگرگون ساخته‌ام؟! آيا جرمى مرتكب شده ام؟ و يا حقّى را ترك كرده ام؟! گفتند حسین: إِنّا نَقتُلُكَ بُغضاً لابِيكَ تو را به خاطر كينه اى كه از پدرت به دل داريم، می‌کُشیم... اشک از چشمانش جاری شد و بر مظلومیت پدرش گریست... #مظلومی‌بر‌مظلوم‌میگریست | ينابيع‌الموده‌،ج۳،ص۷۹_۸۰

آن یتیمان که ز خرمای #علی سیر شدند؛ کربلا گوشه‌ی گودال، همه شیر شدند...

با هرچی میشد زدنت 💔💔

غریب گیر آوردنت

برا امام حسین وقت گذاشتن شمر گفت وقت هست

از قفا کشتنت💔

برا طلا کشتنت💔

برا ثواب کشتنت💔

از سر صبر کشتنت💔

رسید وقتش ❤‍🩹

یارقیه بنت الحسین 🫀 #۳۱۵

صبح هشت است الوعده وفا ⛓ ۳۳۳

تا که نوبت به جوانان بنی هاشم رسید ز گوشه ی خیمه ی حسین علی اکبر رسید اذن از پدر گرفت و پدر گفت برو و به دعای مادر رفت پدر میدانست که دگر امید به برگشتن نیست همه ی هستی اش را فرستاد بر میدان جنگ که دگر یاور نیست امید زندگانی از برم رفت امید خیام ز خیام رفت حالا صدای اذان مؤذن از فضای حرم رفت به یسار و یمین زد و باشجاعت تمام جنگید مگر که آمده به میدان که صدای الفرار آمد ز هیبت جنگ و جامالش پیر مندان گفتند اشبه الناس خلقاً و خُلقاً برسول الله آمد ز کینه ی علی بر نوجوان تاختند عزت و شرف دین و آخرت را باختند پسر ز معرکه فریاد بر آورد پدر سنگینی زره و تشنگی مرا از پای در آورد همین که صدا زد پدرم به سوی پسر پدر آمد نگین انگشتری خود به دهان علی نهاد و فرمود تشنه هستی و ز دستان جدم سیراب خواهی شد بعد آنکه پدر دید بدن قطعه قطعه تو را فرمود بعد تو بر دنیا نفرین ها رفتی و ز فراقت مارا پیر کردی فرشتگان ز صحرای کربلا صحنه را دیدند صدای حزین حسین را شنیدند جوانان بنی هاشم بیایید علی را بر سر خیمه رسانید خدا داند که من طاغت ندارم علی را بر در خیمه رسانم شبیه امی شدی بنیه ام