صلحِ درون(یلدا موسی تبار) روان پژوه
Open in Telegram
365
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-430 days
Posts Archive
آرزو میکنم سفری دراز با تو داشته باشم. به هر جا به هر گوشهی جهان.
من در سفر میخواهم تو را دوست بدارم. میخواهم روزها با هم راه برویم. شبها در کنار آتش کوچک بالای تپههای بلند بنشینیم و چای بنوشیم و حرف بزنیم.
#پرویز_اسلامپور
@solhe_daron
گاهی تنها بودن مجازات نیست؛ همان جایی است که خودت، هدفت و حتی خدا را پیدا میکنی.
#یلدا_موسی_تبار
@solhe_daron
ذهن تو اولویت رو به بقا میده، نه رشد.
اگه حس میکنی پیشرفت نمیکنی، شاید ذهن ناخودآگاهت هنوز در حالت دفاع و بقاست.
باهاش نجنگ، بهش امنیت بده..
@solhe_daron
و پس از اندوههایمان همچون بهار زنده خواهیم شد،
انگار هرگز مزهی تلخی را نچشیده ایم.
🤍
@solhe_daron
.
انسان آهسته آهسته عقب نشینی میکند،
هیچکس یکباره معتاد نمی شود، یکباره سقوط نمی کند،
یکباره وا نمی دهد، یکباره خسته نمیشود
رنگ عوض نمیکند، تبدیل نمیشود و ازدست
نمی رود
زندگی بسیار آهسته از شکل می افتد و تکرار خستگی بسیار موذیانه و پاورچین رخنه میکند؛ قدم اول را اگر به سوی حذف چیزهای خوب برداریم، شک نکن که قدم های بعدی را شتابان برخواهیم داشت
#نادر_ابراهیمی
@solhe_daron
dr.forogh_moayeri:
احساس امنیت متقابل یکی از شاخصهای کلیدی یک رابطه سالم است.
اگر یکی از طرفین احساس ناراحتی، اجبار یا نادیدهگرفتهشدن کند، آن راهحل در عمل پایدار نخواهد بود.
تحقیقات نشان میدهد که مصالحه مؤثر باید بر پایه احترام، شنیدهشدن و رضایت دوطرفه شکل بگیرد، نه فداکاری خاموش یا سرکوب احساسات.
یک رابطه سالم جایی است که هر دو طرف بتوانند بدون ترس، نیازها و دغدغههایشان را بیان کنند.
#روانشناسی_رابطه #ارتباط_موثر #احساس_امنیت #احترام_متقابل #عشق_بالغ
فروغ معیری راد | روانشناس بالینی 🧠
مشاوره فردی و زوج | درمان های CBT, REBT و طرحواره درمانی
جهت دریافت نوبت به هایلایت نوبتدهی مراجعه کنید.
و یا با شماره های زیر در ارتباط باشید:
۰۲۱-۸۸۹۳۵۸۷۷☎️
۰۹۲۲۸۲۹۲۳۰۷📱
💾 ربات دانلود از اینستا: @instasave_bot
"عشق" راهیست ، برای بازگشت به خانه
بعد از کار
بعد از جنگ
بعد از زندان
بعد از سفر
من فکر میکنم فقط "عشق" میتواند پایانِ رنجها باشد...
#رسول_یونان
@solhe_daron
ربع پایانی عمر
نوشته: بیر یوهانسون
بیر یوهانسون، جامعهشناس سوئدی که در دانشگاه استکهلم جامعهشناسی تدریس میکرد، مقالهای برای سالمندان نوشته است که در آن تجربه شخصیاش پس از بازنشستگی را با عنوان «ربع پایانی عمر» بازگو میکند:
همانطور که میدانی... زمان طوری حرکت میکند که گویی تو را میرباید، بیآنکه متوجه سرعت گذرش باشی...
انگار همین دیروز بود که جوان بودم و تازه زندگی را آغاز میکردم... ولی به طرز عجیبی احساس میکنم که این اتفاق مربوط به قرنها پیش بوده، و از خود میپرسم: همهی آن سالها کجا رفتند؟
میدانم که همهی آنها را زندگی کردهام، خاطراتی از آن زمان و رویاهایی که در سر داشتم دارم...
اما ناگهان متوجه شدم که اکنون در ربع پایانی زندگیام هستم، و این کشف مرا شگفتزده کرد...
همهی آن سالها کجا رفتند!؟ جوانیام کی و کجا از من جدا شد؟
در طول عمرم با سالمندان زیادی روبهرو شدم، اما همیشه فکر میکردم پیری چیزی دور از من است... آن زمان در ربع اول مسیر زندگیام بودم و ربع چهارم آنقدر دور بهنظر میرسید که حتی نمیتوانستم تصورش را بکنم...
اما حالا، ربع چهارم در را کوبیده، از آستانهام گذشته و جوانیام را با خود برده است... دوستانم بازنشسته شدهاند، موهایشان سفید شده، آهسته راه میروند، به سختی میشنوند، به زحمت میفهمند...
برخی از آنها از من بهترند و برخی بدتر... اما بهوضوح میبینم که چقدر تغییر کردهاند... دیگر آن آدمهای پرشور و جوانی که در خاطرم بودند نیستند...
ما اکنون همان سالمندانی هستیم که زمانی نگاهشان میکردیم و هرگز تصور نمیکردیم روزی مثل آنها شویم...
امروز برایم حمام کردن خودش به هدف روز تبدیل شده!! و چرت نیمروزی دیگر اختیاری نیست، بلکه ضروریست!!
چرا که اگر خودم بهدلخواه نخوابم، همانجا که نشستهام خوابم میبرد...
و اینگونه وارد فصل جدیدی از زندگیام شدهام، بیآنکه برای دردها، ناتوانیها و کارهایی که میخواستم انجام دهم ولی هرگز نکردم آماده باشم...
چقدر برای کارهایی که نباید انجام میدادم پشیمانم... و چقدر برای چیزهایی که باید انجام میدادم و نکردم افسوس میخورم...
در عین حال، کارهای زیادی هم هست که از انجامشان در گذشته خوشحالم...
پس اگر تو هنوز وارد ربع پایانی زندگیات نشدهای... بگذار به تو یادآوری کنم که زودتر از آنچه فکرش را میکنی از راه میرسد...
بنابراین، هرچه در زندگیات میخواهی انجام دهی، همین حالا انجامش بده...
کار را به فردا نینداز!!
زندگی با سرعت میگذرد... پس هرچه میتوانی امروز انجام بده، چون هیچگاه نمیتوانی مطمئن باشی که در کدام ربع از زندگیات هستی...
هیچ تضمینی نیست که همهی فصلهای عمرت را ببینی... پس امروز را زندگی کن و هرچه میخواهی انجام دهی یا بگویی تا عزیزانت بهیاد بسپارند، همان امروز بگو و انجام بده...
امیدوار باش که قدردانت باشند و بهخاطر همهی آنچه برایشان در این سالها کردهای، دوستت داشته باشند...
«زندگی» هدیهای است برای تو.
و نحوهی زندگیات، هدیهایست برای کسانی که بعد از تو میآیند...
پس آن را عالی کن... زندگیات را خوب زندگی کن.
از روزت لذت ببر...
کاری مفرّح انجام بده...
شاد باش...
برای تو روزی فوقالعاده آرزو دارم...
به یاد داشته باش که «سلامتی» ثروت واقعیست، نه طلا و نقره...
و بهتر است این موارد را هم در نظر داشته باشی:
بیرون رفتن خوب است
بازگشت به خانه بهتر
فراموش کردن اسامی اشکالی ندارد... چون بعضیها حتی فراموش کردهاند که تو را میشناسند!
میدانی که قرار نیست در همهچیز حرفهای باشی،
کارهایی که قبلاً انجام میدادی، دیگر برایت مهم نیستند،
روی صندلی راحتی و با تلویزیون روشن بهتر از تخت میخوابی
دلت برای روزهایی که فقط با کلید «روشن» و «خاموش» همهچیز کار میکرد تنگ شده
تمایل داری از کلمات کوتاهتری استفاده کنی: «چی؟»... «کی؟»... «کجا؟»
لباسهای زیادی در کمد داری... که بیش از نیمی از آنها را دیگر هرگز نخواهی پوشید
چیزهای قدیمی برایت ارزشمندتر میشوند:
آهنگهای قدیمی
فیلمهای قدیمی
و از همه بهتر: دوستان قدیمی!!
و به یاد داشته باش: مهم نیست چه اندازه جمع کردهای، بلکه مهم این است که چه چیزهایی پخش کردهای... و این نشان می دهد چه زندگی داشته ای ..............در ربع پایانی عمر باید بیشتر به دوستان قدیمی خود سر بزنید و با دوستان قدیمی وقت بگذرانید. این تنها چیزی است که گذشته مشترک تان را به روز وصل می کند ک شور جوانی را در رگ های ربع آخری زندگی می دمد.
در پایان... و گمان میکنم این خلاصهی خرد زندگیام باشد.
@solhe_daron
@solhe_daron🤍
وقتی یه زن تو رابطه مثل بچهها بازیگوشی میکنه:
یعنی حس امنیت داره.
دلش آرومه، مهربونه، بازیگوشه و دلش باز شده و کودک درونش دیده شده.
🔻 با خیال راحت میخنده، بدون ترس از قضاوت
🔻 اجازه میده نیاز داشته باشه و دریافت کنه
🔻 احساساتشو بیان میکنه، بدون اینکه بگن "زیادی حساسی"
🔻 سپرشو پایین میاره چون میدونه درمانه
🔻 اعتماد میکنه — چون دیگه تو حالت بقا نیست
🔸 ولی وقتی مثل یه مادر تو رابطه رفتار میکنه:
یعنی داره بار عاطفیای رو میکشه که مال خودش نیست
داره فقط دووم میاره، نه اینکه واقعاً زندگی کنه
🔸 دائم حال و احساسات طرف مقابلو مدیریت میکنه
🔸 هی یادآوری میکنه، درست میکنه، راهنمایی میکنه، توضیح میده
🔸 نیازای خودش رو کنار میذاره تا دعوا نشه
🔸 خواستههاشو قورت میده تا آرامش رابطه حفظ بشه
🔸 خستهست، حس میکنه دیده نمیشه و ته دلش دلخور و بیانرژیه
#یلدا_موسی_تبار
#روانشناسی
آدمِ درست شاید نتونه زخمت رو کامل خوب و رنجت رو کم کنه، اما محاله کاری نکنه که بتونی دردش رو بهتر تاب بیاری.
@solhe_daron
با نیمه عاشقها ننشین.
به نیمه رفیقها اعتماد نکن.
نصفهنیمه زندگی نکن.
نصفهنیمه امیدوار نباش.
برای کسی که نصفهنیمه گوش میدهد نخوان.
نصف جواب را انتخاب نکن.
روی نیمهای از حقیقت پافشاری نکن.
رویای نصفه نیمه نخواه ...
تا انتهای سکوتت ساکت باش و به حرف که آمدی تمام حرفت را بزن.
سکوت نکن که حرف بزنی و حرف نزن که سکوت کنی.
نصف، در واقع همان چیزی است که تو را میان آشنایانت غریب جلوه میدهد.
اگر رضایت داری کاملا راضی باش و اگر نمیخواهی کلا بگو من نمیخواهم.
خندهی نیمهکاره، یعنی به تعویق انداختن خنده.
دوست داشتن نصفهنیمه یعنی هجران.
رفاقت نصفهنیمه یعنی بلد نبودن رفاقت.
نوشیدن نصفهنیمه عطشت را کم نمیکند و خوردن نصفهنیمه سیرت نمیکند.
راهِ ناتمام به جایی نمیرساندت.
زندگی نصفهنیمه یعنی تو ناتوانی در زندگی کردن و تو ناتوان نیستی؛
تو کاملی عزیز من تو کاملی و نه نصفی از هر چیزی.
تو به دنیا آمدی برای کامل زندگی کردن
و نه زندگی در نصفهنیمهها و ناتمامها.
چیزی را دوست داری با تمام وجودت به سمتش برو.
چیزی را نمیخواهی محکم بگو: "نه"
@solhe_daron
بنظرم یکی زیباترین مفاهیمی که وارد روانشناسی شد، شفقت با خوده. شفقت با خود (Self-Compassion) مفهومیه که به توانایی فرد در برخورد مهربانانه، درککننده و غیرقضاوتگر با خود، در مواجهه با شکستها، ناکامیها، یا رنجهای شخصی اشاره داره. با خودتون مهربان باشید، همش تقصیر شما نیست.
لااقل نگذار زندگى طورى پيش برود
كه وقتی دنيا به آخر رسيد، ببينی
آن كه از همه كمتر دوستش داشتی، خودت بودی.
@solhe_daron
بر میگردم به عقب نگاه میکنم و میبینم که چقدر قوی بوده ام تا امروز و چقدر حق دارم خسته باشم و چقدر حق دارم دلم شانه ای برای
تکیه دادن بخواهد و چقدر حق دارم مدتی از همه چیز و همه کس فاصله بگیرم تا شاید کمی حالم خوب شود.
بر میگردم به عقب نگاه میکنم و متعجب میشوم که این سنگلاخ ناهموار را من بوده ام که با گامهای کوچک و طاقتِ تمام شده ام پیموده ام و این من بوده ام که تمام مصیبتهای راه را تاب آورده و با تمام مشکلات جنگیده ام! به عقب نگاه میکنم و خودم را میبینم که در مسیری تاریک و سرد زانو زده با دستان لرزانش اشکهای خودش را پاک میکند زخمهای خودش را میبندد به خودش دلداری می دهد نفس عمیقی میکشد و دوباره بلند میشود و با تمام درد و خستگی اش ادامه میدهد و همچنان امید دارد. خودم را میبینم که خودش برای آرزوهای خودش آستین بالا زده و خودش خودش را در آغوش میکشد و خودش، حفره های خالی جهانش را پر میکند
به عقب نگاه میکنم و به خودِ خسته اما جسور و
ادامه دهنده ای که میبینم افتخار میکنم و دلم میخواهد در نهایت بی پناهی در آغوشش بگیرم و بگویم به قدر کفایت تلاش کرده
و به قدر کفایت جنگیده و حتی تلاشهای محکوم به شکستی که داشته هم ستودنی ست
نگاه به خودم و به زخمها و شکستگیهای ترمیم شده ی وجودم میکنم و سرم را بالا میگیرم که خوب یا بد، کم یا زیاد و به هر نقطه ای که رسیده ام از تلاشهای خودم بوده و همراهی پروردگاری که پدرانه هوای منی که در تاریکترین لحظات جهانم روی حضورش حساب کرده ام را داشته
و برایم به غیر ممکن ترین صورتهای ممکن نور فرستاده
به عقب نگاه میکنم و به خودم لبخند میزنم و زیر لب میگویم بجنگ جنگجوی من بجنگ و دست از تلاش برای بهبود برندار !
که تو لایق بهترینهای جهانی... بجنگ و فراموش نکن که تو در حال تلاش از همیشه دوست داشتنی تری حتی اگر خسته، تکیده و غمگین باشی...
@solhe_daron
ما بهطور معجزهآسایی در حضور کسی که به ما ایمان دارد، شفا میگیریم.
حتی زمانی که در تاریکی خود سرگردان هستیم..
@solhe_daron
من آدمهای مبارزی را كه هياهو به پا میكنند دوست دارم.
من عاشق كسی هستم كه به خاطر خواستههايش شرمنده نيست و اجازه نمیدهد ديگران نااميد و منصرفش كنند.
مبارز بیپروا از نظر من يعنی اين؛
يعنی حاضريد برای رسيدن به خواستهتان -هر چيزی كه هست- تلاش كنيد و منتظر نماندهايد تا كسی آن را دودستی تقديمتان كند و میدانيد كه اين خواسته متعلق به شماست و به آن دست خواهيد يافت...
ریچل هالیس
@solhe_daron
