204
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
204
آوازِ گنگِ
مسلولی مست
بی هیچ ردی
می پیچد
در دالانی تاریک
نفیر می کشد
و
می گذرد
من
در کنارِ سوسویِ فانوسم
آنرا
رستاخیزی میپندارم
آنی
که می آید
و
مرا
از مردابِ پستِ لرزانم
به
سرزمینی پر می دهد
که
در آن
گوژپشتانش
تنها
گور میکنند
و
زنبور ها
محبوبشان را
سخت
می فشرند.
شعر از
#کامران_حمزه_لو
نقاشی اثر
#ویلیام_آدولف_بوگرو
#William_Adolphe_Bouguereau
@KAPTA
204
لیستی از مشهور ترین مخدر ها
قدرت تخریب آنها و درصد آسیبی که به مغز میرسانند
1. الکل 99%
2. کیمیکال 94%
3. کوکائین 92%
4. گل، علف
(جوینت، گرس، ماریجوانا، ماریوآنا. ) 90%
5. متادون 89%
6. هروئین 86%
7. ب۲ B2 83%
8. شیشه (شابو، مت آمفتامین، کریستال. ) 80%
9. تریاک 67%
(قابل توجه دوستانی که گل میکشند و با اعتماد به نفس مدعی هستند که اعتیاد نداره و تخریبش از سیگار هم کمتره)
@KAPTA
204
FILM
The Olympic Games In 1908
المپیک تابستانی ۱۹۰۸
در انگلستان
Games of the IV Olympiad
که به طور رسمی با نام بازیهای المپیاد چهارم شناخته میشود، از ۲۷ آوریل تا ۳۱ اکتبر ۱۹۰۸ (اردیبهشت سال ۱۲۸۷ شمسی) با حضور ورزشکاران زن و مرد از ۲۲ کشور جهان و در ۲۲ رشته ورزشی در شهر لندن برگزار شد.
دقایقی از این رویداد ورزشی را شاهد هستیم
@KAPTA
204
سیروس شانه هایی پهن داشت و همین هیکلش را درشت تر از آنچه که بود نشان می داد. همیشه سرش را بالا نگه می داشت و عضله های گردنش می زد بیرون. چشم هایش چندان درشت نبود ولی خیلی زود نگاه را به خودش جذب می کرد. همیشه روبرویش را نگاه می کرد. انگار دارد به نقطه ای در دوردست نگاه می کند. لب های گوشتی و نسبتأ بزرگ، چانۀ گرد، پیشانی پهن، ابرو های پر پشت مشکی، بینی کشیده، گونه هایی استخوانی و اعضای دیگر صورتش که معمولأ نگاه طرف مقابل را جذب می کردند. یک خواهر و برادر از خودش بزرگ تر داشت و سه برادر و یک خواهر هم بعد از او بودند. هیچ وقت با آن ها رابطه ای گرم و صمیمی پیدا نکرد ولی برخلاف خواهر و برادر بزرگتر از خودش که هر روز با هم دعوایشان می شدد، هیچ وقت بگو مگویی با هیچ کدام نداشت که به زد و خورد بینجامد. از چهار تا شش سالگی را در خانه ای بزرگ و با دیگر بچه های فامیل گذرانده بودند. خانه، حیاطی بزرگ داشت و سیروس، صبح زود تا آخر شبش را آنجا جست و خیز میکرد. به دلیل انجام دادن مکرر کارهایی که از دید مادر و زنان دیگر فامیل، بی ادبی محسوب می شد، مثل سنگ پرانی به کوزه های سفالی که جزو کارهای محبوبش هم به حساب می آمد، زیاد پیش می آمد که در بین جمع تنبیه شود، ولی به ندرت گریه می کرد. با این روش به دیگر همسالانش اجازه نمی داد تا او را در موضع ضعف ببینند و برای آنکه به آنها نشان دهد کتک هایی که خورده او را از دیگران ضعیف تر نکرده، مرتب کارهایی که بخاطرشان تنبیه شده بود را تکرار می کرد. وقت هایی که تیمور با آن چشم های بی قرار و لب های نازک به او لبخند می زد، بدون اینکه متوجه باشد، نگاه بچه هایی برایش تداعی می شد که موقع کتک خوردنِ او دست از بازی می کشیدند و به دیوار های حیاط تکیه می دادند.
برشی از داستان کوتاه
#سیروس
نوشته ی
#کامران_حمزه_لو
@KAPTA
204
#کمپین_حمایتی
#داوود_صیادی، نویسنده ای که تلاش میکنه با فروش رمان هاش خرج درمان بیناییش رو فراهم کنه.
شرح حال رو در ویدئوی بالا متوجه خواهید شد👆👆
🤝🤝
https://dsayadi.com/
@KAPTA
204
پاهای کوچکت
روی ماسه ها جا می اندازند
و این گونه
شعر دیگری می خرامد
میان انگشتانم
موج آرام
و قلب کوچک آن صدف
پیچ موهایت و مرگ
که در اندامت می پیچید
این آخرین فصل است
دریا سرخ شده
وقت رفتن است
هرگز فراموشت نخواهم کرد
هرگز از یادت نخواهم برد
میدانم
میدانم
میدانم و آگاهم
روزی مرا تسخیر میکنی
برای ابد
برایت می سرایم
آن روزی که دیگر نیستم...
آغوشت مرا درنوردیده
و
آن صدف کوچک
سرود پاییزی می خواند
از راز آن سفر
و آن لاکپشت
چشمان من میان
ماسه ها جا مانده
با موجها
پلک میزنند.
نه
عشق کافی نیست
مرگ کافی نیست
این موج ابدیست
پس از تو
کاجی از من خواهد رویید
و
در زمستان
سبز خواهد ماند
#کامران_حمزه_لو
@KAPTA
204
نام و نام خانوادگی: فاطمه(غزاله ) علیزاده
متولد: 27 بهمن 1327 مشهد.
مرگ: 21 اردیبهشت 1375«محل: جواهر ده روستایی در رامسر»
علت مرگ: خودکشی.
محل زندگی: تهران.
جایگاه خاکسپاری: امام زاده طاهر کرج.
پیشینه : داستان نویس.
آثار: خانه ادریسی ها _ شبهای تهران - چهارراه . ....
متن یادداشت قبل از خودکشی:
آقای دکتر براهنی و اقای گلشیری، رسیدگی به نوشته های نا تمام خود را به شما عزیزان واگذار می کنم، ساعت یک و نیم است، خسته ام، باید بروم، لطف کنید و نگذارید گم و گور شوند و در صورت امکان چاپشان کنید، نمی گویم بسوزانید، از هیچ کس متنفر نیستم، برای دوست داشتن نوشته ام، تنها وخسته ام برای همین میروم، دیگر حوصله ندارم، چقدر کلید در قفل بچرخانم و قدم بگذارم به خانه ای تاریک. من غلام خانه های روشنم. از خانم دانشور عزیز خداحافظی می کنم. چقدر به همه و من محبت کرده است. چقدر به او احترام می گذارم. بانوی رمان. بانوی عطوفت و یک هنرمند راست و درست و با شفقت بسیار.
خدا حافظ دوستان عزیزم.
@KAPTA
204
#معرفی_و_حمایت_از_نویسندگان_داخلی
مجموعه داستان کوتاه
#عوارض
نوشته ی
#معصومه_سلیمی_نسب
کتاب رو میشه از انتشارات ققنوس و سایت های آنلاین فروش کتاب تهیه کرد
لینک زیر(ایران کتاب) آسون ترین راه برای خرید.
👇👇👇👇
https://www.iranketab.ir/book/132720-complications
@KAPTA
204
چطور فکر میکنیم شعور و درکمون از بقیه ی موجودات زمین بیشتره؟
جدای اون، وحشی گری ما با دیگر موجودات به مراتب بی رحمانه تره
و تنها موجودی هستیم که در حال نابودیِ زمینه
برای ساخته شدن همین فیلم کوتاه چند مورچه کشته شده؟ ده تن سیمان سرازیر کردند توی لونه ی اونها
و
ببینیم نظام مهندسی مورچه ها رو که حالا حالا ها در توانمون نیست به تمام زوایای اون دست پیدا کنیم.
@KAPTA
204
چند تابلوی نفیس برفی
1.منظره ی برفی اثر
#ونسان_ونگوگ
2. بامها اثر
#گوستاو_کایبوت
3. کین برفی اثر
#کاسپار_داوید_فردریش
4. شکار روباه اثر
#وینچلو_هومر
5. روستای برتون در برف اثر
#پل_گوگن
6. طوفان برف اثر
#فرانسیسکو_گویا
7. منظره زمستان با تله پرنده اثر
#پیتر_بروگل
8. زاغ اثر
#کلود_مونه
(که در تصویر به اشتباه اسم اثر ویلیام ترنر روی آن نوشته شده)
9. عبور هانیبال و ارتشش از آلپ اثر
#ویلیام_ترنر
(که به اشتباه روی تصویر زاغی از کلود مونه نوشته شده)
@KAPTA
