چنگالی در سوپ 🍜
Closed channel
چنل اسپم زندگیم اسپم مغزم اسپم رندوم؟!#&-(٫+_﷼ https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-564250-HieX5jR ناشناس:
Show more227
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
امیدوارم یه روزی خوب بشم و فکر کردن به زندگی انقدر اذیتم نکنه
امیدوارم بتونم بدون اینکه به حرف بقیه فکر کنم زندگیمو بکنم
امیدوارم بتونم هر تصمیمی دوست دارم بگیرم و نیازی نباشه برای کسی خودمو توضیح بدم
امیدوارم همهی رفتارهایی که از بچگی روم مونده و اذیتم میکنه تموم بشن و بار بچگیمو به دوش نکشم
امیدوارم بپذیرم هر اتفاقی افتاده گذشته و بتونم بدون فکر کردن به تصمیمات اشتباهی که گرفتم زندگی کنم و فکر نکنم چون یکبار تصمیمم اشتباه بوده پس نمیتونم تصمیم درست بگیرم
امیدوارم انقدر خودم رو عقب نکشم و نترسم
واقعا امیدوارم یه روزی یاد بگیرم ریسک کنم و هر چیزی که تو ذهنمه عملی کنم
و امیدوارم اون روز هر کسی که واقعا منو دوست داره کنارم باشه و لازم نباشه توی رفتارم با آدمهای نزدیک زندگیم تجدید نظر کنم و مطمئن باشم اگر یک نفر کنارم ایستاده منو دوست داره و تنها دلیلش همینه نه چیز دیگهای.
دیشب باد مرا در آغوش گرفت
با من، دیشب، باد رقصید
و ماه به تماشای این رقص نشست
و غم، ساعتی از این شهر رخت ببست
تهران، شب تو دیگر غم ندارد
باد، میوزد غم را از شهر میرباید
Repost from N/a
اون شب گریه نکردم ولی
وقتی لباسم به دستگیره در گیر کرد گریه کردم
وقتی کابوس دیدم و از خواب پریدم گریه کردم
وقتی دستمو بریدم گریه کردم
اون شب گریه نکردم
اما از اون شب به بعد برای همه چیز گریه کردم
نمیتونم حساب کنم چندبار پامو گذاشتم تو اتاقم و زدم زیر گریه و دلم خواسته انقدر جیغ بزنم که تموم شم
کاش اینجا اتاقم نبود
کاش اینجا خونم نبود
کاش میتونستم بدون اینکه دلم تنگ بشه برم و برنگردم
نمیدونم شما تو خونتون چه حسی دارید
ولی خونمون واسه من شبیه چیزی که تو فیلمها و داستاناست، نیست
من آخر هر ترم با ذوق میام خونه و فکر میکنم که قراره استراحت کنم
تفریح کنم و خوشحال باشم
اما به خودم میام میبینم هر شب گریه میکنم و نمیخوام اینجا باشم
از هفتهی دوم تو آینه که نگاه میکنم زشتتر شدم
پای چشمام سیاه شده
دیگه حوصله ندارم آرایش کنم و به خودم برسم
ساکت میشم دوست دارم فقط توی اتاقم باشم و با هیچکس ارتباط نداشته باشم
هفتهی سوم بالاترین میزان اضطراب و استرس و آشفتگی تو رفتار و کلامم مشخصه
و نصف بیشتر روز رو میخوابم بیرون نمیرم
غذاها طعم و مزشونو از دست میدن
و حس میکنم اتاقم سیاه سفید شده
هفتهی آخر همهی احساساتم رو گم کردم
حتی دیگه ناراحت نیستم و گریم نمیاد
فقط قلبم درد میکنه و دوست دارم از اینجا برم
بچهها ۵۰هزارتا دلیل دارم برای اینکه بهتون بگم همه چیزو به خونوادتون نگید
شاید فکر کنید قراره بپذیرن و کمکتون کنن که بتونید به هدفتون برسید
ولی در واقعیت قراره هر بار باهاتون چشم تو چشم میشن بهتون بگن دوستون دارن و صلاحتون رو میخوان پس اون کار رو انجام ندید
بعد شما غرق میشید تو خودتون و به هر چیزی که تا الان تو زندگیتون بوده شک میکنید
Repost from اعترافات خطرناک یک ذهن عنترناک
لذتی که در جاهای شلوغ هندزفری رو میذاری برابری میکنه با وارد شدن به کمدی که آن سویش نارنیا در انتظارته.
الان بارون تموم شد یعنی چی؟؟؟
آخر بهمن تازه یادت افتاده بارون نازل کنی
بعد سریعم تمومش میکنی
یه دستی بجنبون
طوفان بهمن سرما یخبندان
زمستون تموم شددددد یه کاری بکننننن
