en
Feedback
✨ آسمان شعر ✨

✨ آسمان شعر ✨

Open in Telegram

💢بنام حضرت عشق💢 📸 تنها پیج رسمی اینستاگرام آسمان شعر Instagram.com/Asman_sher لینک دعوت به کانال👇 t.me/Asman_sher

Show more
1 493
Subscribers
+224 hours
-47 days
-130 days
Posts Archive
⭕️ سریال «بامداد خمار» 🎬 قسمت هشتم (فصل دوم) 🎞 کیفیت 480p 🎭 ژانر: درام | عاشقانه  ✨ @Asman_sher

‌ عیب از پسِ صد پرده کند خویش‌نمایی بی‌پرده شو ای شیخ ، که رسوا نکنندَت #ملامحمدعلی_مفرد_تبریزی ✨ @Asman_sher

‌‌ جوش زد خون دل و سر نگشودم گله را من و این صبر؟ بنازم جگر حوصله را... #لاادری ✨ @Asman_sher

‌ در میان مردمان‌ ناآشنا افتاده‌ایم #صائب_تبریزی ✨ @Asman_sher

‌ تن رعشه گرفتیم که با غیر نشسته‌ ست از غیرتمان بود ، نوشتند حسودیم #حامد‌_عسکری ✨ @Asman_sher

اگر راه سخت است، دلیل نمی‌شود نروی. بعضی مسیرها فقط برای کسانی ساخته شده‌اند که بلدند حتی با امیدِ کم هم ادامه بدهند ✨ @Asman_sher

‌ قلبم از سردیِ احساس تو راحت فهمید دلِ بی رحم تو جای دگر گرم شده #حمیدرضا_قبادی ✨ @Asman_sher

‌ قلبم از سردیِ احساس تو راحت فهمید دلِ بی رحم تو جای دگر گرم شده #حمیدرضا_قبادی ✨ @Asman_sher

⭕️ آهنگ جدید مهدی دارابی 🎵از اول کاش نبودی 🎵 ✨ @Asman_sher

تا یه‌ چشم‌ بهم‌ بزنی‌ همه‌ رفتن میفهمی‌ همه‌ حرفن...!! ✨ @Asman_sher

‌ دیگران را اگر از ما خبری نیست چه باک نازنینا تو چرا بی خبر از ما شده ای؟ #شهریار ✨ @Asman_sher

‌ نمی بخشم کسانی را که در حقم جفا کردند همان هایی که حقم را به ناحق جابه جا کردند دلم خون است از دست عزیزانم نه از دشمن نمیدانی عزیزانم که با قلبم چها کردند زدم برسینه ام سنگ کسانی را هزار افسوس میان لشگری از غم مرا تنها رها کردند همان‌هایی که روحم را به هر زخم زبان کشتند ودیدم در عزای من به تن رخت عزا کردند به غارت رفته دین و اعتقاد و باورم ای دوست مرا شرمنده ام پیش خدا ، خلق خدا کردند چه میخواهی بگویم از قضاوتهای این مردم ؟ مـرا انگشت نما پیش غریب و آشنا کردند پرم از حرف ناگفته کسی سنگ صبورم نیست و لعنت بر کسانی که مرا از من جدا کردند #جواد_الماسی ✨ @Asman_sher

‌ تا ابد گل های مصنوعی نمی روید به آب هر خرابی خوب خواهد شد بجز ذات خراب #مسعود_بانصیری ✨ @Asman_sher

⭕️ سریال «بامداد خمار» 🎬 قسمت هفتم (فصل دوم) 🎞 کیفیت 480p 🎭 ژانر: درام | عاشقانه  ✨ @Asman_sher

‌ دلبر به من رسید و جفا را بهانه کرد افکند سر به زیر، حیا را بهانه کرد آمد به بزم و، دید من تیره روز را ننشست و رفت، تنگی جا را بهانه کرد رفتم به مسجد از پی نظارهٔ رخش بر رو گرفت دست و، دعا را بهانه کرد آغشته بود پنجه‌اش از خون عاشقان بستن به دست خویش حنا را بهانه کرد خوش می‌گذشت دوش صبوحی به کوی او بر جا نشست و، شستن پا را بهانه کرد #شاطرعباس_صبوحی ✨ @Asman_sher

‌ لبخند تو بی‌نقص‌ ترین راز جهان است ای من به فدای تو و لبخند چو ماهت #ابوالفضل_برات_زاده ✨ @Asman_sher

‌ به رسم صبر ، باید مَرد آهش را نگه دارد اگر مرد است، بغض گاهگاهش را نگه دارد پریشان است گیسویی در این باد و پریشان‌تر مسلمانی که می‌خواهد نگاهش را نگه دارد عصای دست من عشق است، عقل سنگدل بگذار که این دیوانه تنها تکیه‌گاهش را نگه دارد به روی صورتم گیسوی او مهمان شد و گفتم خدا دلبستگان روسیاهش را نگه دارد دلم را چشم‌هایش تیرباران کرد ، تسلیمم بگویید آن کمان‌ ابرو سپاهش را نگه دارد #سجاد_سامانی ✨ @Asman_sher

‌ احوال تو با غیر رسیده‌است به گوشم در باخبری ، غصه کم از بی‌خبری نیست #محمد_عزیزی ✨ @Asman_sher

‌ غم هجران تو ای دوست، چنان کرد مرا که ببینی نشناسی که منم یا دگری #عراقی ✨ @Asman_sher

‌ هدف از خلقت این عضو فقط دیدن بود ظاهرا چشم شما میل به کشتن دارد #سیروس_عبدی ✨ @Asman_sher