1 227
Subscribers
No data24 hours
+147 days
+3830 days
Posts Archive
باز هم
آمدی تو بر سر راهم
آی عشق ....
میکنی دوباره گمراهم
دردا من جوانی را
به سر کردم
تنها از دیار
خود سفر کردم ...
در سکوت شب خانه زد فریاد
اما تو نشنیدی!
دل به پایت افتاد
آرزو کردم بعد از تو عاقل نشوم…
آشنای من
من غریبم بی تو با خیابان ها
من رفیقم بی تو!
بعد تو عمرا من دگر عاشق نشوم
ڪـــاش جـنـــس دلـهــا ...
از ڪاغــذ بود ...
نــه از شـيــــــشـــه ...
سوخـــتـــــن ...
بـهــتــر از شـڪـسـتـن اســت...
