en
Feedback
کانال سوالات و جوابات دینی

کانال سوالات و جوابات دینی

Open in Telegram

﷽ ⁉️سوال تان را به یکی از ادمین های ما بفرستید: 🆔️ @Dawatgar2 🆔️ @Dawatgar4 📚پاسخ به سوالات شرعی عزیزان در پرتو قرآن وسنت، از سراسر جهان، به زبان های فارسی، پشتو و انگلیسی. با مدیریت استاد احمد عارفی. 🌐کانال های ما: @WISEQA @wise_believer

Show more
9 157
Subscribers
-624 hours
-277 days
-15230 days
Posts Archive
1_4969801284921067626.mp312.72 MB

t.me/wiseqa 👈 ﴿مدح نامه ی پیر صاحب﴾: ✍تحریر:  استاد محترم احمــــد (عــــارفی) حفظه الله 🍃 موضوع:   عقیده پیر صاحبِ مکرّم، معظّم، مفخّم و موقّر، صاحبِ جاه و جلالت، و مالکِ شکم و پهلو و قامتِ مبارکِ مستقر؛ مخزنِ شحمیاتِ متراکم، و گنجینهٔ ذخایرِ چربیِ منظّم؛ با قدم‌هایی فربه و نازک، پهلوهایی نرم و دلکش، و بطنِ شریفی که فی‌نفسه یک مرتبتِ خاصّه و مقامی رفیع به شمار می‌آید. پیرِ طریقت، قطبِ اقطاب و غوثِ اغواث؛ مرشدِ کامل، صاحبِ کراماتِ وافره و امراضِ متکاثره؛ آن‌چنان مستجمعِ عوارضِ باطنی و ظاهری که اگر فهرستِ بلایای جسمانی‌اش را تدوین کنند، از مختصراتِ طبّی گذشته و پهلو به پهلوی موسوعه‌های طبیبان خواهد زد. امّا ای سالکانِ راه، از این همه مرتبت در شگفت نمانید؛ چرا که مریدانِ جانباز، لیل و نهار بر سرِ خدمت به صف ایستاده‌اند: یکی به تطهیر و تلطیفِ پهلوی مبارک مشغول، دیگری به مالش و نوازشِ مهره‌های شریفِ کمر مأمور، سومی در تمکین و فشردنِ دوش‌ها و عضلاتِ منیف در تعب، و چهارمی با طبقی از اثمارِ پوست‌کنده و دانه‌شده بر لبِ دهانِ متبرّک ایستاده، تا مبادا آن وجودِ نازنین برای تناولِ حبّه‌ای انگور، متحمّلِ رنجِ حرکت شود. پیرِ روشن‌ضمیر نیز در اوجِ شکسته‌نفسی و فنا، چشم‌ها به خوابی روحانی فروبرده، لب‌ها به لطافت نیمه‌باز نهاده، دست‌ها بی‌حرکت بر بالشِ پر افکنده و شکمِ عظیم در نهایتِ ثبات و وقار؛ خدماتِ این بندگانِ مخلص را با سکوتی عمیق شرفِ قبول می‌بخشد، و گه‌گاه با اشارتی ناچیز از سر، یا زمزمه‌ای از سرِ التفات، تمامِ این کاروانِ خدمت را جانِ تازه‌ای به دمیدن واداشته و به ادامه‌ی این ریاضتِ شاقّه ترغیب می‌فرماید. جمعی به دلاک و مشت‌ومال گرفتار، گروهی به خوراندنِ فواکه و حلواجات ناچار؛ یکی تکیه‌گاه را میزان می‌کند، و دیگری سراسیمه بر سرِ حضرتش پرّه می‌زند تا مبادا پشه‌ای گستاخ بر پیشانیِ مبارک فرود آید و در مکاشفاتِ غیبی و خلوتِ لاهوتیِ پیر صاحب خللی پدید آورد. این است شأن و جلالتِ پیران در روزگارِ ما: مریدان در محنت و زحمت، پیر در ناز و نعمت؛ مریدان در تکاپو و عرق‌ریزی، پیر صاحب در کمالِ آرمیدگی؛ مریدان دست‌اندرکارِ مالیدن، پیر صاحب لب‌اندرکارِ دمیدن. اگر سالکی باادب زبان بگشاید و به التماس پرسد: ای قبلة‌الآمال، مرید را چه باید تا به مقاماتِ علیّه و قربِ پیر نایل آید؟ حضرتش با انفاسِ قدسی پاسخ دهد: مرید باید صبور و دست‌به‌کار باشد، در مالشگری حاذق، در پوست‌کندنِ فواکه ماهر، و از همه والاتر، در وقتِ خدمت‌گزاری، هرگز دهان به پرسش‌های بیهوده نگشاید. پروردگارا، بر طولِ عمرِ شریف و وزنِ متراکمِ پیر صاحب بیفزا، بر خیلِ مریدانِ بی‌زبان بیفزا، بر توان و قوّتِ بازوی دلاکان و خادمان بیفزا، و به این جماعتِ شیفته تاب و طاقتی عطا کن تا پیش از فنای پیر در لذّتِ استراحت، خود از فرطِ مالش و خدمت جان به جان‌آفرین تسلیم نکنند. والسلام علی من خدم و دلک  و قشر الثمارشبکه های دعوتی مؤمن خردمند و المفلحون

1_4969801284921067494.mp313.83 MB

متن سوال 7521👆
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته استاد گرامی و محترم، امیدوارم به فضل الله متعال صحت و سلامت باشید. الله متعال به شما جزای خیر کثیر عطا فرماید. استاد محترم، سؤال یک خواهر در مورد همسرش است و از شما تقاضای راهنمایی شرعی دارد. این خواهر می‌گوید: یک شب برادر شوهرم به خانه ما آمد. شوهرم در طبقه پایین خوابیده بود و من در طبقه بالا بودم. صبح، شوهرم به من گفت که نسبت به من گمان بد پیدا کرده و فکر می‌کند که شب، برادرش نزد من آمده و من با او بوده‌ام و حتی ادعا کرد که مرا دیده است. من به او گفتم که این سخن کاملاً نادرست است و من پاکدامن هستم. از او پرسیدم: «آیا دلیلی داری؟ آیا چیزی دیدی یا مدرکی داری که چنین سخنی می‌گویی؟» بعد از این ماجرا چند روز با یکدیگر قهر بودیم. سپس شوهرم عذرخواهی کرد و گفت که اشتباه کرده و من پاکدامن هستم و از من خواست که به خاطر رضای الله متعال او را ببخشم. من نیز با وجود ناراحتی شدید، او را بخشیدم. اما این سخن تأثیر بسیار بدی بر قلبم گذاشت و دیگر نتوانستم مانند گذشته نسبت به او محبت داشته باشم. پس از چند روز که وضعیت ما بهتر شده بود، بدون هیچ دعوا یا اتفاقی، شوهرم دوباره همان سخن را تکرار کرد و گفت که من تو را با چشم خودم دیده‌ام که برادرم به تو نزدیک شده و تو با او بوده‌ای. این بار نیز بسیار جگرخون شدم؛ زیرا او قبلاً بابت همین سخن عذرخواهی کرده بود. چند روز بعد دوباره نزد من آمد، گریه و عذرخواهی کرد و گفت که اشتباه کرده و تو مانند فرشته پاک هستی و از من خواست او را ببخشم. من برای بار دوم نیز او را بخشیدم. اما این بار دیگر محبت و علاقه‌ای که نسبت به او داشتم، تقریباً از بین رفت و در قلبم نسبت به او کینه و نفرت پیدا شده است. با اینکه حقوق همسری او را رعایت می‌کنم و وظایف خود را انجام می‌دهم، اما دیگر نمی‌توانم مانند گذشته از قلبم به او محبت کنم. او نیز از من می‌خواهد که دوباره مانند گذشته دوستش داشته باشم، ولی قلبم دیگر آن احساس را ندارد. از طرف دیگر، شوهرم با وجود اینکه نماز می‌خواند، به تماشای فیلم‌ها و سریال‌های مبتذل، نگاه کردن به زنان نامحرم، گوش دادن به موسیقی و بازی‌های زیاد مشغول است و حتی می‌گوید موسیقی غذای روح است. من بارها او را نصیحت کرده‌ام که از این کارها دوری کند، اما متأسفانه به نصیحت‌هایم توجه نمی‌کند و همچنان ادامه می‌دهد. استاد محترم، من از این وضعیت بسیار خسته و غمگین هستم و بیشتر از همه نگران دین و آخرت خودم می‌باشم. نمی‌دانم در برابر تهمت‌هایی که همسرم به پاکدامنی من زده، چگونه رفتار کنم و با این کینه و نفرتی که در قلبم ایجاد شده چه کنم. آیا اینکه بعد از چنین سخنانی دیگر نمی‌توانم مانند گذشته نسبت به او محبت داشته باشم، گناه است؟ وظیفه من در برابر این رفتار همسرم چیست؟ با توجه به اینکه او بارها عذرخواهی کرده، من چگونه باید با او برخورد کنم و برای اصلاح این وضعیت چه راهی را در پیش بگیرم؟ از شما استاد گرامی تقاضا دارم مرا نصیحت و راهنمایی بفرمایید که در این شرایط چه کاری از نظر شرعی درست است و چگونه هم دین و آخرت خود را حفظ کنم و هم با این وضعیت زندگی برخورد صحیح داشته باشم. جزاکم الله خیراً کثیراً و بارک الله فیکم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

1_4967705267866175894.mp329.50 MB

1_4967705267866175884.mp36.80 MB

1_4965453468052490192.mp39.41 MB

متن سوال 👆
السلام علیکم مولوی صاحب! الله کند که جور و سلامت باشید. یک سؤال داشتم. یک دوست خانم دارم که ازدواج کرده و فعلاً در خارج از کشور زندگی می‌کند. آنجا با خانوادهٔ ایورش رفت‌وآمد دارد. وقتی به خانهٔ آنان می‌رود، برادرهای شوهرِ ایورش و بعضی مردان نامحرم نیز حضور دارند. او با آنان بر سر یک دسترخوان می‌نشیند، سلام و احوال‌پرسی و صحبت می‌کند و حتی با دوستان مرد ایورش نیز احوال‌پرسی دارد. من به او گفتم که باید حدود شرعی را رعایت کند، اما نتوانستم با آیه یا حدیث برایش توضیح بدهم. استاد گرامی، لطفاً حکم این مسئله را مطابق قرآن و احادیث صحیح بیان کنید تا برایش بفرستم و از گناه و ناآگاهی جلوگیری شود. این خواهر برایم مانند خواهر خودم است و واقعاً خیرش را می‌خواهم. جزاکم الله خیراً.

1_4965453468052490134.mp319.95 MB

1_4963201668238806463.mp322.17 MB

1_4963201668238806369.mp310.69 MB