عقاید یک دلقك!
Open in Telegram
225
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-430 days
Posts Archive
از حالم میپرسی؟
یه تهموندهای از بعضی سوگها انگار مونده باهام.
گاهی سرم برمیگرده،
سمت یهصدا یا عطر یا چهره.
من راستش نجیبم در سوگ.
نجیبم در فقدان.
اما بعضی از دستدادنا انگار فرق داره.
سرت رو تا ابد میتونه برگردونه سمت خودش.
حالا [چه بهنام، چه بهننگ].
زور بعضی ازدستدادنا خیلی زیاده.
از حالم میپرسی؟
یه تهموندهای از بعضی سوگها انگار مونده باهام.
گاهی سرم برمیگرده،
سمت یهصدا یا عطر یا چهره.
من راستش نجیبم در سوگ.
نجیبم در فقدان.
اما بعضی از دستدادنا انگار فرق داره.
سرت رو تا ابد میتونه برگردونه سمت خودش. حالا [چه بهنام، چه بهننگ].
زور بعضی ازدستدادنا خیلی زیاده.
و اخیراً
صرنا البعض
حنیت بدمي
و الصبح البس
بدلة العروسة.
الچفن.
و سرانجام
برای همدیگر شدیم
با خون خویش حنا بستم
و فردا صبح لباس عروس به تن می کنم.
کفن.
و اخیراً
صرنا البعض
حنیت بدمي
و الصبح البس
بدلة العروسة.
الچفن.
و سرانجام
برای همدیگر شدیم
با خون خویش حنا بستم
و فردا صبح لباس عروس به تن می کنم.
کفن.
از حالم میپرسی؟
و كأن صياداً حزيناً يجمع الشّباك،
و يلعن المياه و القدر.
مانند ماهیگیری غمگین که تورش را جمع میکند،
و به دریا و سرنوشت لعنت میفرستد.
اصلاً قانون نانوشتهست:
مهدان شیشه پنجره پاك کنه،
ماشین رو ببره کارواش،
ابرها از چهار جهت بسیج میشن.
Repost from کربلایی حسین ستوده
🎙فـایل صـوتــی
#کربلایی_حسین_ستوده
ایام #فاطمیه
جمعه۲۴آذرماه۱۴۰۲
#شب_دوم
شوراحساسی| آشفته ام کربلا..
#محفل_زوار_البقيع_طهران
________________________
وب سایت رسمی کربلایی حسین ستوده
https://hoseinsotoodeh.com/
@hoseinsotude
