en
Feedback
🦋Silver Moon☾꙳

🦋Silver Moon☾꙳

Open in Telegram

مثل ماه بود، همیشه نصفش پشت ابرا بود و عادت داشت خودشو از بقیه قایم کنه. ولی من عاشقش شدم:)

Show more
246
Subscribers
+224 hours
+147 days
+1730 days
Posts Archive
یادمون باشه هر وقت خواستیم کسی رو بشناسیم برای قضاوت کردنش از صحبت های اطرافیان مشترک ویا نگاه سطحی به رفتارای روز مره اش نتیجه درستی به ما نمیده! شناخت اون آدم در بهترین حالتش حتی اگر یک کلاغ چهل کلاغ اطرافیان هم در موردش درست باشه سی درصد شناخت رو میتونه واسه شما مشخص کنه.. شناخت درست و قضاوت درست زمانی بدست میاد که شما کامل زوایای درونی و بیرونی اون فرد رو بتونی بشناسی با زمان گذاشتن واسش... ☽˙

وضعیت جوریه دیگه به خودمم نمیتونم اعتماد کنم. ☽˙

همونجا که محکم بوسیدمت، تو در من متولد شدی و همهء غم های گذشته از چشمای من مثل اشک پایین ریخت:) ☽˙
+1
همونجا که محکم بوسیدمت، تو در من متولد شدی و همهء غم های گذشته از چشمای من مثل اشک پایین ریخت:) ☽˙

تو این دنیای لعنتی هرکسی به فکر خودشه این حرفای مسخره ای که میگن بدون تو نمیتونمو باور نکن چون به موقعش خیلیم خوب میتونن... ☽˙

سلامتی اون ک رفت بزنیم اسمشو داد بزنیم:) ☽˙

‏فقط زمانی قدرِ آدمو میدونن که میرن و بهتر از تورو پیدا نمیکنن ولی متاسفانه دیره، خیلی دیره:))) ☽˙

پسرایی که دوست دخترشون انیمه دوست داره اسمشو سیو کنن 나의 달 یعنی عروسک من :) ☽˙

باهم‌دمه‌ساحل‌راه‌میریم‌رو‌سنگ‌ها ☽˙

«نمک» اونقدر هم فرمول خاصی نداره و ماده‌ ی کمیابی نیست که بعضیا اینقدر «نمک‌نشناس» هستند :)

ط همه امیدمی…:)
+1
ط همه امیدمی…:)

من شاید بتونم کمتر بهت فکر کنم، اما فراموشت؟ نه.

قفلی:) ☽˙

«‏ النظر فيك إرتواء فكيف عناقك ؟! » حتی نگاه كردن به تو آرامش است پس آغوشت چگونه است؟! ☽˙

֗𖦹καℓϐιмιи ιнτιγαϲıѕıи੭࣪ احتیاج قلبمی... ☽˙
+1
 ֗𖦹καℓϐιмιи ιнτιγαϲıѕıи੭࣪ احتیاج قلبمی... ☽˙

پارتنرتو سیو کن Abditory یعنی مکانی که میشه توش ناپدید شد مکانی که فقد خودت و ینفر دیگه اون رو بلدین مثل یه مخفیگاه مثل قلبت که مخفیگاه عشقته :) ☽˙

‏" لم يكن لديَّ أعز مِنك ... ‏ولهذا لا يُمكنني أن أسامحك " من عزیزتر از تو نداشتم بخاطر همینه که نمیتونم ببخشمت .. ☽˙

بیاید حرف بزنیم🥲🚶‍♀

یکی از قشنگ ترین کلمه های که امروز شنیدم "معانقه" بود؛ یعنی: در آغوش گرفتن... عنق به معنای گردن هست؛ معانقه یعنی گردن به گردن شدن، آغوشی چنان عمیق و درهم فرو رفته، که گردن به گردن تماس پیدا کند... ☽˙