كپشن من...
Open in Telegram
كانال هنرى كپشن من... حرفهاى كمتر زده شده، كمتر شنيده شده، راه و رسم زندگى... عضويت در كانال كپشن من: https://t.me/joinchat/AAAAAFBUMK5iHPq8uEFQaQ @MyCaption #Leave
Show more828
Subscribers
+124 hours
No data7 days
-230 days
Posts Archive
828
مهم است؛
مهم است که در چه محیطی قرار بگیری و با کدام آدمها و با کدامین سطح تفکر و آستانهی پذیرشی همنشین باشی. مهم است که زیر سایه باشی یا در آفتاب، جایی باشی که دیگران آنجا ریشههای عمیق دواندهاند و تو هم ریشه بدوانی و قد بکشی، یا جایی که خاک قابل نفوذی نداشتهباشد و به اطرافت که نگاه کنی، همه پژمرده و خموده و سر به زمین باشند، نه آسمان!
کنار آدمهای بزرگ باش و کنار آنان قد بکش، آدمهای کوچک تو را کوچک نگه میدارند و زیر سقف کوتاه فکریشان که بمانی، ناگزیری یا رشد نکنی، یا سر خم کنی و مچاله شوی.
خیلی مهم است سرت را که از پنجرهی جهانت بیرون گرفتی، نهالهای در حال تعالی را ببینی یا درختان خشک و رو به زوال. خیلی مهم است کجای جهانی، با چه کسانی حرف میزنی و این تعامل و همزیستیِ مدام، چه رفتار و باور و تفکری را در تو نهادینه میکند...
🆔@MyCaption
828
احساس اینکه کسی حرفمان را میشنود و درکمان میکند، فیزیولوژی بدنمان را تغییر میدهد ...
- بسل وندر کولک
🆔@MyCaption
828
هفت پند بی نظیر مولانا:
- شب باش در پوشیدن خطای دیگری
- زمین باش در فروتنی
- خورشید باش در مهربانی
- در زندگی خودت باش، همانگونه که هستی
- رود باش در سخاوت به دیگران
- دریا باش در صبر و بردباری
- همچون مرده باش در هنگام خشم.
🆔@MyCaption
828
میگذارم آدمها تا جایی که میتوانند از اینکه لایق حضور در جهان منند ناامیدم کنند، خوب بتازانند، خوب خودشان را نشانم بدهند، خوب با قسمتهای تاریک وجودشان مواجه شوند و خوب نقاب از دستانشان بیفتد و بینقاب مقابل من و آینه بایستند؛ آنوقت است که بلند میشوم و با یک حرکت همه چیز را تمام میکنم.
هر ضربه و آسیب، باید پختگی و درسی به همراه داشتهباشد و من بدون یادگیری و رسیدن به نتایجی کارآمد و درست، هیچ کتابی را نمیبندم حتی اگر مجبور شوم یک صفحه را هزار مرتبه و هزار مرتبه و هزار مرتبه بخوانم.
اگر آزارم دادهای و حس میکنی هنوز در مرزهای جهان منی و ساکت ماندهام؛ این یعنی هنوز کتاب را نبستهام...
🆔@MyCaption
828
غم به شما عمق میدهد و شادی ارتفاع.
غم ریشههایتان را گسترده میکند و شادی شاخههایتان را.
شادی مثل درختی است که به سمت آسمان میرود، و غم مانند ریشههایی که تا بطن زمین پایین میروند. هر دو مورد نیازند، و هرچه درختی بلندتر شود، همزمان ریشههایش عمیقتر میشوند.
- اوشو
🆔@MyCaption
828
شب که شد، از یکجایی به بعد را اگر بیدار ماندی فقط غصه میخوری!
انگار وارد دالان تاریک و عمیقی میشوی که در آن، حتی کوچکترین مسائل هم سایههایی بزرگ دارند. تو به همهچیز بیش از ظرفیتش فکر میکنی و هرچه خستهتر، مستعدتری برای ضعیفتر بودن در مقابل سپاه رنجهایی که خارج از شب، به مثابهی حبابهاییاند و با تلنگری از هم میپاشند.
مهم نیست چقدر حامی و همراه داری، در شهر شب تو تنهایی و آدمها حتی خوبترین و نزدیکترینشان ، ماههای روشنیاند که هنوز نیمههای تاریکشان را نشانت ندادهاند!
🆔@MyCaption
828
یک جنگجوی شجاع و دیوانه در من هست که پا به پای من میآید و شیفتهی مسیرها و تجربههای تازه است. دیوانهای که نمیترسد و پا پس نمیکشد و میجنگد و میدود و خراب میکند و میسازد. دیوانهای که خیلی وقتها بدون هیچ محافظهکاری و احتیاطی، میزند به قلب حادثهها و خونین و مالین اما با دستهایی پر باز میگردد. من میدانم که هرکجا رشدی کردم و ارتقایی یافتم و گام بلندی برداشتم، او بود که در من حکمرانی میکرد. او بود که میگفت: نترس! برو، بیفت، زخمی شو، آسیب ببین، شکست بخور، اما تلاش کن و ادامه بده. او بود که میگفت: خوب است که داری میافتی و رنج میکشی و تاوان میدهی و شکست میخوری؛ این یعنی از خیلیهایی که نشستهاند تا آسیب نبینند و زمین نخورند، جلوتری!
جنگجوی دیوانهای در من هست که زخمیِ نبردهای هولناک بسیاریست و هنوز بهبود نیافته؛ اما به وقتش دوباره بلند میشود، خودش را میتکاند، محکمتر از همیشه میایستد و همه چیز را درست میکند.
🆔@MyCaption
828
🖤بياد عزيزان خاطره ساز زنده ياد…
بعضی شبها انگار که خدا حواسش پرت شده باشه و کیسهی دلتنگی از دستش ول شده باشه رو سر شهر، کل شب رو سیل دلتنگی با خودش میبره، هوا بویِ دلتنگی میگیره و میلِ گریه.
گنجشکا با دلتنگی میخوابن، رفتگرا با دلتنگی جارو میکشن، شببوها با دلتنگی عطر میکنند.
و تو... دلتنگ میمیری، دلتنگ دوباره زنده میشی، دلتنگ دوباره میمیری...
بعضی شبها، انگار که خدا حواسش پرت شده باشه دلتنگی به مغز استخون میرسه؛ به خودِخودِ ریشهی دل …
🆔@MyCaption
828
غم،
همدمی است که هرچند ناخواسته،
به سراغمان میآید، اما حضوری ارزشمند و ضروری در زندگی دارد. هر انسانی حق دارد غمهای خود را بپذیرد و در آغوش بگیرد، چرا که درک و پذیرش غم، اولین گام به سوی آرامش است. گاهی نیاز است که به عزیزانمان اجازه دهیم در سکوت و خلوت خود، با دردهایشان مواجه شوند و به آنها فرصت دهیم که از دل این سوگواری، به پذیرش برسند.
اصرار مداوم بر شاد بودن و کنار زدن غم، چیزی جز نادیده گرفتن واقعیتهای زندگی نیست. گاهی اوقات، بهترین کاری که میتوانیم برای یکدیگر انجام دهیم، این است که درک کنیم و کنار بایستیم، بدون اینکه بخواهیم زخمهایشان را با عجله مرهم بگذاریم. چرا که در همین لحظات غمگین است که روح انسان رشد میکند، مرزهای تحملش را میشناسد و به بلوغی عمیقتر دست مییابد.
پس بگذاریم اطرافیانمان در سوگ خود غوطهور شوند،با غمشان نجوا کنند و از آن گذر کنند.
شاید در این مسیر، ما فقط سایهای باشیم که بدون هیچ ادعایی در کنارشان ایستاده،
اما همین همراهی خاموش،
به آنها جرأت میدهد که غمشان را بپذیرند و
از دل تاریکی، به سوی پذیرش و آرامش گام بردارند. غم نیز مانند شادی،
جزیی از زندگی است؛
و هیچکس نباید از حق خود برای تجربهاش محروم شود.
🆔@MyCaption
