en
Feedback
اشعار سجاد احمدیان

اشعار سجاد احمدیان

Open in Telegram
264
Subscribers
No data24 hours
-17 days
No data30 days
Posts Archive
"تقدیم به پیشگاه اباعبدالله الحسین" حلاج عشقت هستم و دنبال دارم جز داغ عشقت در دلم خیری ندارم مانند بادم بی سر و سامان به کویت در حسرت آغوش عشقت بیقرارم هر جا زمین خوردم به داد من رسیدی از تو قدیمی تر رفیقی من ندارم با هر غمی جنس غم تو فرق دارد جز داغ عشقت بر جگر کی میگزارم بغض مرا داغ تو باران کرده اقا واجب بُوَد داغ تو را هر شب ببارم گر در میان مردمانم آبرو هست در سایه ی عشق تو باشد اعتبارم آری تمام عاقبت خیری همین است روزی به زیر پرچمت جان می سپارم #سجاد_احمدیان

"میلاد حجت بن الحسن مبارک" پر از دوریست تقدیرم  کمی با من مدارا کن همیشه دست و پا گیرم کمی با من مدارا کن شبی از خوب ها بگذر سحر با من دمی بنشین که از غیر تو دلگیرم  کمی با من مدارا کن سکوتم را تو میدانی ، توان آه در من نیست سکوت  تلخ زنجیرم کمی با من مدارا کن تَصَدُق گر کنی بر من خدا را کرده ای راضی که از جان خودم سیرم کمی با من مدارا کن به هر راهی که دانستم پی دیدار تو رفتم به گِل بنشته تدبیرم کمی با من مدارا کن سوای خوب و بد گاهی به آغوشت بکش من را شبی دور از تو میمیرم کمی با من مدارا کن برای دیدنت حتی همین امروز هم دیر است که من تفسیر هر "دیرم"کمی با من مدارا کن انیس دوریت بودم  وصالت را نمی فهمم پر از دوریست تقدیرم کمی با من مدارا کن #سجاد_احمدیان

"تقدیم به پیشگاه حجت بن الحسن" اهل تزویر این زمان مثل زمان سابقند لشگر  مور  و   ملخ   در   نهروان  سابقند جمعه ای که تو بیایی سد راهت می شوند منتظرهایت  شبیه  کوفیان  سابقند قاضیان در کسوت قاضی شریحِ و در عمل بندگان درهم  و در بند نان سابقند با احادیث کذایی حکم کفرت می دهند راویان  این  زمان چون  راویان سابقند کشته ی اشکی شبیه جد مظلومت حسین اهل ندبه باطناً گریه کنان سابقند ناله های شوق دیدارت پر از رنگ و ریاست اهل تزویر این زمان مثل زمان سابقند #سجاد_احمدیان

"تقدیم به پیشگاه حضرت علی اکبر" قبله همیشه بوده مایل سمت و سویش کرده تجلی ذات حق در ذکر هویش تکرار کرده مصطفی را ذات سرمد در منطق و در صورت و در خلق و خویش صد طور سینا گم شده در طور وصلش پای برهنه آمده موسی به کویش در آینه روی خدا را دیده انگار هر کس نشسته یک دمی در روبه رویش هر ذره مدح او کند با یک زبانی عالم همه ناطق بُوَد در گفت و گویش جایی که عطشان لبش خون خدا است باید خورد حسرت مسیحا بر سبویش از خرمن گیسوی او باد سحر مست بوی نجف می آید از هر تار مویش باران اگر شهره شده در جود و رحمت چون در ازل نوشیده از آب وضویش کرب و بلا در جای خود دارم یقین من دارد قیامت آبرو از آبرویش #سجاد_احمدیان

از آن روزی که افتاده دو دستت بر زمین اقا خدا واجب نکرده در نماز خود قنوتی را #سجاد_احمدیان #میلاد_قمر_بنی_هاشم_مبارک
از آن روزی که افتاده دو دستت بر زمین اقا خدا واجب نکرده در نماز خود قنوتی را #سجاد_احمدیان #میلاد_قمر_بنی_هاشم_مبارک

"میلاد حضرت عشق اباعبدالله الحسین مبارک" کربلای تو بُوَد در پیش حق شهر بلد عشق را از خاک تو خالق در عالم گِل کُند چشم هایم می شناسد داغ شیرین تو را اشک های من گواهی میدهد بر این سند از تبار گریه کن هاییم و مجنون توایم ریشه در روز ازل دارد که دلخون توایم بعد خلقش گریه کرده بر تو آدم ، یا حسین دم بگیرد از دمت عیسی بن مریم یا حسین بار ما مانده به روی دستمان کاری بکن معتمد هستی تو در بازار عالم یا حسین گریه و داغ تو و چشمان خیسم همدمند گریه کن ها از ازل در بارگاهت محرمند عشق را با حب تو هر عاشقی سنجیده است خود پرستی را غم تو از دلم برچیده است سنگ عشقت را زده بر سینه عمری خالقت کوه عصیان را به کاه عشق تو بخشیده است سینه زن هایت هزاران روح در یک پیکرند روضه هایت در شرافت از نماز شب سرند عاشقانت را غم تو کرده حاتم ، یا حسین گریه کردن بر تو استغفار اعظم ، یا حسین اشک شور چشم ما را میخرد شیرین خدا شافی گریه کنانت گشته خاتم ، یا حسین پرچمت را دوست دارم روی بام خانه ها بیشتر از مادرم هستی به فکرم از وفا خش خش برگ و صدای رعد و تسبیح زمان از تو می گوید سخن هر چار فصل این جهان عمر خود را وقف بزم روضه هایت کرده ایم بازگشت ما به آغوش تو باشد بی گمان خوش به حال آنکه در کویت میان مسلخ است وصل و هجران تو معنای بهشت و دوزخ است #سجاد_احمدیان

"به مناسبت میلاد اباعبدالله" بعد خلقش گریه کرده بر تو آدم ، یا حسین دم بگیرد از دمت عیسی بن مریم یا حسین بار ما مانده به روی دستمان کاری بکن معتمد هستی تو در بازار عالم یا حسین #سجاد_احمدیان

"به مناسبت میلاد قمر بنی هاشم" عالم دنیا معطر شد به عطر یاس او پهن شد در فرش خاکی سفره ی احساس او نان خشک سفره اش را صد سلیمان میخورد رزق عالم میرسد از گندم دستاس او ماه را اُم البنین آنجا گرفته در برش نذر چشمان حسینش کرده آنجا مادرش یاعلی گفته هر آنکه روی او را دیده است هر یلی از هیبت او بر خودش لرزیده است جز به وصف او کسی از کنج لب های حسین یا اَخا اِرکَب به نَفسی اَنت را نشنیده است بوسه بر قنداقه ی او میزند روح الامین میزند بوسه به دستانش امیرالمومنین خالق مِی گشته بیشک اشک چشمان ترش مسلم و عابس خمار جرعه ای از ساغرش زیر هر تاری ز مویش خرمن دل خفته است عروة الوثقای سلمان تاری از موی سرش نام او را بر لبش دریا بیارد با وضو آب زمزم میخورد حسرت به آب مشک او ماه عالم خود خجل از روی ماه زینب است شانه ی شاهانه ی او تکیه گاه زینب است گر چه زینب خود پناه ماسوا باشد ولی سایه اش حتی سر نیزه پناه زینب است گر چه در شهر ادب چون مادرش باشد احد از دو دست بسته ی زینب خجالت می کشد خوش به حال آن دلی که در غم او صافی است عشق او در سینه ی ما بعد مردن کافی است سایه سار مهر او گسترده باشد روز حشر دست های بر زمین افتاده ی او شافی است گرمی آغوش او گرمای آغوش خداست باب عشق است و حریمش جنت الماوای ماست #سجاد_احمدیان

"تقدیم به پیشگاه پیغمبر مهربانی" اسم تو تسبیح واجب در قنوت هر کریم قطره ای از بحر اخلافت شده خُلق عظیم رحمت و للعالمین وصفی ز اوصاف تو است بعد تو عالم چو طفلی گوشه گیر است و یتیم سالها قبل از عدم تنها تو بودی و خدا خلقتت را کس ندیده غیر خالق در قدیم کمترین  اوج عروجت آیه ی معراج هاست میگذارد غیر تو کس پا دگر در آن حریم؟ رحمت عام خداوندی و رحمان جلوه ات میچکد در ساغر خاصان به ذکر یا رحیم سنگ خارا پیش خلقت موم و مرهم میشود مثل آن بادی که در برخورد زلف شد نسیم چون که بر روی زمین ره میروی مثلِ حسود میخورد غبطه به خاک فرشیان چشم نعیم مثل ما مجنون مولایی علی تسبیح توست در دلت غیر از خدا تنها علی باشد مقیم معنی هر نقطه ای در سِرُ و اذکار خدا مثل فرق نقطه در بین رجیمی و رحیم رب آیات خداوندی  "محمد" نام توست تو سخن گفتی درون طور سینا با کلیم قلب هر کس که تپش دارد به عشقت با یقین بیت ایزد میشود وصفش بُوَد قلب سلیم کی گره بر ابروت خورده ز عصیان کسی پیش توصیفت چه دارد چند حرفی چون حلیم جز تو کسی سهمی ندارد از علوم ذات حق جز علی در علم ذاتش کس نشد با تو سهیم دوستان در جای خود از بس که معروفی به عشق دشمنت را می رهانی روز محشر از جحیم #سجاد_احمدیان #عید_مبعث_مبارک #من_محمد_را_دوست_دارم

به مناسبت رحلت حضرت ابوطالب" قبله ی ساقی کوثر  یا ابوطالب مدد حرز بازو بند حیدر  یا ابوطالب مدد تکیه گاه امن محبوب خدای لاشریک ذکر مخصوص پیمبر یا ابوطالب مدد آیت عظمای عالم گر پسر باشد یقین آیت عظمای داور یا ابوطالب مدد مستی عشق علی را او به ما آموخته میکشد هو هر قلندر یا ابوطالب مدد روی پایه روی دسته نه بکوبید از جنون روی پیشانی منبر  یا ابوطالب مدد او ز دست مرتضی حق القین نوشیده است ذکر باده ذکر ساغر یا ابوطالب مدد کفه ی ایمان او برتر ز ایمان همه حاکم منصور محشر یا ابوطالب مدد او صدف باشد علی هم گوهر دردانه اش در صدف پرورده گوهر یا ابوطالب مدد #سجاد_احمدیان

"به مناسبت شهادت موسی بن جعفر" غمی تازه در این عالم غم سنگینِ او آورد میان دخمه افتاده یکی بر روی خاک سرد گناه شیعه را عمری به روی دوش خود انداخت ز یاد دوستان رفت و شده از کل عالم طرد دم افطار بود و جای افطاری سر سفره به نان و خون دل عمری چنین افطاریِ خود کرد تنش رنجور و از او سایه ای مانده در آن ظلمت عجب داغی نشسته بر دل این کوه پر از درد تمام عضو عضو او کبود است و ورم کرده جگر پاره ، تنش لرزان  و رخسارش چو برگِ زرد میان ربناهایش  بخواهد مرگ‌ خود را ، آه صدای گریه می آید شبیه هق هق یک مرد #سجاد_احمدیان

عشق از آمدن حادثه ناگاه تر است خسته ی عشق ز شاهان جهان شاه تر است عشق ماه است و جهان ظلمت شب های دراز عشق از هر قمری در شب من ماه تر است عشق چون قله ی کوهیست که بی راه بُوَد زلف پر پیچ و خمت از همه بی راه تر است عمق تنهایی من را چه کسی می فهمد مرگ از هر که به این واقعه آگاه تر است گاه گاهی به دروغم شده با من تو بجنگ سردیت از شرر آه دلم ، آه تر است تن تو با من و قلب و دل تو با دگری مرگ از سردی آغوش تو دلخواه تر است #سجاد_احمدیان

"به مناسبت رحلت حضرت زینب کبری" چشم گیتی کشته ای چون تو ندیده یا اَخا آه از گودال و رگ های بریده یا اَخا چشم هایم سوی خیمه دل ته گودال بود روی تل دیدم درون قتلگه جنجال بود سنگ از شیخان و طعنه خورده ای از قاریان غارت پیراهن کهنه ؛ امان از کوفیان بعد تو شد سهم زینب درد و غم هایت حسین نعل اسبان بود و جسم ارباً اربایت حسین ناله میزد از سر شب تا سحرگه دخترت کی رود از خاطرم تشت طلا بود و سرت مثل مخموری که میزد بوسه بر لبهای جام بوسه میزد خیزران بر کنج لبهایت مدام تا سحر کابوس می بینم ز داغت یا اَخا ناله هایم غرق ماتم کرده کل شهر را ماجرای تلخ گودال از دل غمگین نرفت آب سردی از گلویم بعد تو پایین نرفت مثل مجنون انتظار مرگ را هر شب کشم می شمارم لحظه ها را در فراقت دم به دم #سجاد_احمدیان

"تقدیم به پیشگاه امیرالمومنین" از پس پرده برون آمد تمام راز هو کعبه زد زانو به پیشت غرق تو شد مو به مو بوسه زد بر دست و پایت کعبه آنجا با وضو کعبه پیدا کرده در عالم ز یمنت آبرو مثل مخموران بگیرد از کف تو صد سبو کعبه شد با خود در آیینه گمانم رو به رو ریزه خوار سفره ی فضلت تمام ماسواست مادر  گیتی نزاید مثل تو دیگر ولد آمدی  تا  من  بگویم قل  هو  الله  احد بی  نیاز  مطلقی  ای  جان  الله  و صمد بی خود از خود گشته و دائم بگوید بی عدد سوره ی توحید از شوقت دمادم هو کشد صاحب تیغ دو دم یا حضرت حیدر  مدد طاق  ابروی  تو  محراب  نماز  انبیاست پا برهنه آمده موسی درِ میخانه ات روزی عیسی شده ته مانده ی پیمانه ات صاحب ملک وجودی کل عالم خانه ات کعبه می نازد به عالم چون شده کاشانه ات پاره کرده سینه را از هیبت شاهانه ات شمعی و کعبه شده چون حاجیان پروانه ات در فضیلت لا شریکی ذات تو ذات خداست یکصد و ده بار  ذکر کیمیا هستی علی شک ندارم خالق هر دو سرا هستی علی قبله ی حاجات و جان مصطفی هستی علی باطنِ حق حاجبِ ذات خدا هستی علی مرشد روح الامین و انبیا هستی علی در قنوت من یقیناً ربنا هستی علی خاک‌نعلین تو بر هر درد بی درمان دواست از تبسم های تو خالق بهشتش را سرشت روی هر شی ای خدا اسم تو را با خود نوشت هر چه تو تدبیر کردی پیش ما شد سرنوشت با علی فرقی ندارد کعبه باشم یا کنشت یا علی گوید دمادم حلقه ی درب بهشت خاک آدم را خدا از خاک پای تو سرشت ذکر تو تسبیح واجب بر لب آل عباست لمس خُلق و خوی خالق خوی تو باشد علی رحمت باران نَمی از جوی تو باشد علی هر کجا باشم نمازم سوی تو باشد علی مقصد و مقصود عالم کوی تو باشد علی وجه باقی ، صورت هو ، روی تو باشد علی بازگشت کل مردم سوی تو باشد علی هر محبت در دلم غیر از ولای تو بلاست #سجاد_احمدیان

"تقدیم به پیشگاه امیرالمومنین" چه کسی واژه ای از اسم تو برتر دارد فاطمه هر شبه از مدح تو منبر دارد در دل معرکه چون نعره کشد شیر خدا پیش تیغت چه کسی روی تنش سر دارد پشت احمد به تو گرم است همه می دانند تا تویی در دل خود کی غم لشگر دارد شرف قبله ز یمن قدم پاک تو است آبرو از نجفت قبله ی اطهر دارد خبری داغ تر از تو به کف خالق نیست بر ملائک بکند فخر که حیدر دارد مَثَلت سوره ی توحید بُوَد بی کم کاست ذات حق مثل تو کی سوره ی دیگر دارد؟ چه کسی مثل علی در دل کاشانه ی خویش رحمت واسعه و چشمه ی کوثر دارد اسم اعظم نَبُود در خور اسم تو علی راز این اسم خدا را خودِ قنبر دارد شهر علم است پیمبر ، در این شهر کجاست؟ شهر این علم فقط سوی علی در دارد کعبه فهمیده چه کس آمده مهمانی او "باید از شوق حضور تو تَرَک بردارد" همه هفتاد و دو ملت ره افسانه زدند" شیعه از روز ازل هادی و رهبر دارد #سجاد_احمدیان

"به مناسبت میلاد جواد الائمه" با تو قبل از خلقت گیتی شدم من همنشین عشق تو اصل اصول است و تمام سِرِ دین دست من گر بر سر زلفت رسد دیگر چه غم تار تار موی تو تفسیری از حبل المتین زیر هر تاری ز مویت سیل دل خوابیده است شانه بر مویت بزن تا دل بریزد بر زمین آب سقا خانه ات را خوردم و بینا شدم چون که خوردم صد سبو از چشمه ی حق القین مثل حلوا کام ما را کرده شیرین ذکر تو ساغرم را پر کند دائم ز شهد انگبین گوشه چشمت روزی اهل کرامت را دهد بر رکاب هر کریمی اسم تو باشد نگین خاک نعلین تو پیشم افضل از تربت بُوَد وقت سجده میگذارم بر همین خاکت جبین میوه ی کالی ز علم تو نصیبش گشته است بر سر خوان تو روزی میخورد روح الامین کافرم ، گبرم ، مسلمانم نمی دانم ولی قبله ام روی تو باشد دین من باشد همین #سجاد_احمدیان

"به مناسبت میلاد حضرت علی اصغر" بر دست شاه بی کفن اسمش نگین است قنداقه ی او قله ی حصن الحصین است باب الحوائج ها همه مدیون اویند او لنگر هفت آسمان و این زمین است سِرِ امیرالمومنین در سینه ی اوست شاگرد نو آموز او روح الامین است محتاج جام او بُود هر سالک راه چون جام او سر چشمه ی حق القین است هر رشته ی گیسوی او روز قیامت در آن شلوغی رشته ی حبل المتین است وقت سکوت از او نوشتم مثل مجنون وقت سخن گویم ز او ، دینم چُنین است لطف عمیمش مثل دریا میخروشد دارم یقین او رحمت و للعالمین است هر کس زمین خورده مدد از او بگیرد او با تمام گریه کن هایش قرین است گریه برایش میکنم تا روز مردن سهم من از آیین و دین تنها همین است #سجاد_احمدیان

"شهادت امام هادی تسلیت باد " هو هو کند خالق خودش با های و هویت خُلق عظیم مصطفی در خلق و خویت باد سحرگاهان کند بی مِی مرا مست باد صبا دارد شمیم ناب کویت یک لحظه دوری جان من را می ستاند خورده گره جانم به هر تاری ز مویت کاسه به کف چون من رسیده آب زمزم در حسرت یک قطره از آب وضویت گر بی نیازم از همه دارد دلیلی این آبروی من بُوَد از آبرویت در بارگاهت هر که آمد شد مسیحا رحمت ببارد مثل باران از سبویت وجهی که در هر سو بُوَد حاضر همیشه وجه خدا باشد که تابیده به رویت وقت طواف خانه ی ایزد جهان دید پای برهنه کعبه هم آمد به سویت هر ذره را در عالم امکان که دیدم مانند من دارد دمادم گفت و گویت در زندگی وقف تو بودم حضرت عشق در زیر خاکم خفته ام با آرزویت #سجاد_احمدیان

"به مناسب یکم رجب سالروز تولد امام باقر" مثل فرهادم به دستم تیشه باشد با جنون کنده ام در سینه ام از عشق تو صد بیستون تیغ برکش خون من باشد حلال تیغ تو نیست ترسی در دلم از سختی این آزِمون صیدم و دلبسته ی صیاد خود گشتم ، ببین یک نگاهی سوی صیدت کن در این غرقاب خون چشم تو هر بار رزق شعر من را می دهد چشم زیبای تو باشد بهر من درالفنون از لب جام تو یک قطره فقاهت چون چکد میرسد رزق تمام مرجع و روحانیون حرف تو در پیش شیعه معنی فصل الخطاب هر حدیثت شرح نابی باشد از علم الکتاب ذات تو  از ذات و از صفات خالق کی جداست ریزه خوار سفره ی علمت تمام ماسواست قطره را با یک نگاه خویش دریا می کنند ریز خوارانِ درت کار مسیحا می کنند هر سیاهی را شکافد علم نابت چون فلق نیست چیزی غایب از چشمت بصیری مثل حق گر صراط مستقیمی هست بی شک‌راه توست قبله ی حاجات عالم  از ازل درگاه توست حاکم درالفنا و شافی در البقا رحمت موصوله ی حق خضر راه انبیا دست ما تا روز محشر سوی تو باشد دراز در خور تو ناز باشد در خور ما هم نیاز #سجاد_احمدیان

وفا با من روا باشد که من عمری جفا دیدم که تیغ دشمنان را در کف هر آشنا دیدم میان دجله اندازم هزاران خوبی خود را چرا من در بیابان ها به تاوانش بلا دیدم نرنجد از کسی دیگر دل خونین و تنهایم که من از سایه ی خود هم در این عالم خطا دیدم میان مسجد و دیر و کلیسا کی خدا باشد که من در کنج تنهایی خدا را با حیا دیدم میان باده نوشان هم دل آدم به تنگ آید که در میخانه و مستان به چشم خود ریا دیدم میان آینه دیدم کسی را که شبیهم بود نمی دانم خود دیوانه ام را در کجا دیدم؟ به آغوشت بکش من را در این غوغای تنهایی وفا با من روا باشد که من عمری جفا دیدم #سجاد_احمدیان