2 034
Subscribers
-524 hours
-547 days
+70030 days
Posts Archive
2 032
دختر، تقدیری را که طبیعت و جامعه برایش تعیین میکنند نمیپذیرد، اما آن را به طور قطعی ترک نمیکند.از نظر درونی بیش از آن تقسیم شده است که با دنیا وارد نبرد شود؛ به همین اکتفا میکند که از واقعیت بگریزد تا به طور نمادین به اعتراض بپردازد.
سیمین دوبووار
@feu_rouge
2 032
بلورفروش از جوانیاش میگوید؛ از روزهایی که تازه مغازه را راه انداخته بود و خیال میکرد روزی آنقدر پولدار خواهد شد که بتواند به مکه برود. اما وقتی سرانجام پول کافی به دست آورد، نتوانست مغازه را به شخص دیگری بسپارد؛ کریستالها ظریف بودند و دل کندن از مغازه برایش آسان نبود.
سانتیاگو پرسید:
خب، چرا الان به مکه نمیروید؟
بلورفروش ادامه داد:
چون همین رؤیای سفر به مکه است که مرا سرپا نگه داشته. همین رؤیاست که کمکم میکند این روزهای تکراری، این کریستالهای بیجان و بیحرف و این ناهار و شامهای تکراری در آن کافهٔ مزخرف را تحمل کنم. میترسم اگر رؤیایم به حقیقت بدل شود، دیگر دلیلی برای زنده ماندن نداشته باشم.
کیمیاگر
@feu_rouge
2 032
امشب این آهنگو توی کافهٔ آقا رضا که با خانومش اومدن یه کافه دنج کوچیک زدن شنیدم.
سه تا جوجه خیلی کوچیک که مامانشونو سگ خورده بود و رکس، سگشون هم پیششون زندگی میکردن.
جوجه ها خیلی بغلی و آسیب پذیرن،نباید از دستت بیوفتن.
@feu_rouge
2 032
چیز هایی را که به دیگران نسبت میدادم،چیز هایی که در دیگران میدیدم
همان من بودند
من هایی تازه متولد شده یا من هایی تازه به چشم آمده
تا زمانی که این را نفهمیده بودم آرام نگرفته بودم.
@feu_rouge
2 032
زندگی آسان نیست!
حتی اگر یک زندگی خوب داشته باشید، ناچار خواهید بود که با اشتباهات گاه و بیگاهتان رودررو شوید.
اشکالی ندارد هرازگاهی اشتباه هم بکنید.
نکتهی کلیدی این است که کشف کنید چرا چنین اتفاقی رخ داده و به شکل ریشهای با موضوع برخورد کنید.
رولف دوبلی
@feu_rouge
2 032
شما زیادی فکر می کنید. همهاش که نباید فکر کرد. راه که بیفتیم، ترسمان به کلی می ریزد.
صمد بهرنگی
@feu_rouge
2 032
بعضی زندگی ها با کار های روزمره بهتر جواب میدهند،زندگی لیو هم یکی از آن هاست.
هر روز صبح ساعت هفت و سی دقیقه بیدار می شود.
کفش های ورزشی اش را می پوشد،آی پدش را بر می داردو قبل از اینکه بداند که چه کند با چشم های خواب آلود از خانه بیرون می زند و نیم ساعت کنار رودخانه و خیابان پرهیاهو می دود.
دقایق اولیه صبح،چشمانش را با این ترس باز میکند که مبادا با مرگ رو به رو شود.
@feu_rouge
