Uniتدریس و اطلاع رسانی، دکتر علمردانیC
Open in Telegram
https://scholar.google.com/citations?user=mWw_14wAAAAJ&hl=fa Psychotherapist and University Adjunct / PhD
Show more1 086
Subscribers
-124 hours
+27 days
+4630 days
Posts Archive
کارگاه آموزشی کمال گرایی و مقابله با آن 🧠✨
برنامه ریزی برای اواخر مهر 📅
@Lifeisthink
۰۹۱۴۹۱۸۳۴۰۱
# ظرفیت محدود و در حال ثبت نام ⏳
نمرات میان ترم دانشگاه پیام نور ثبت شد
لطفا عزیزانی که کار عملی ارسال نکردن به بنده پیام بدن که نمره رو از دست ندن💐😌
#کارشناسی_ارشد ۱۴۰۵، سازمان سنجش
📆 زمانبندی ثبتنام
┘ ۵ شهریور تا ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
⚠️ دفترچه راهنمای انتخاب رشته دانشگاه آزاد (با آزمون و استعداد درخشان) هنوز منتشر نشده است.
نتایج ارشد ۴۰۵ ( وزارت علوم) اعلام شد.
از اینجا میتونید ببینید.👇🏼
https://register1.sanjesh.org/nrgarshad405
وقت بخیر به علاقمندان
تا چند روز پوستر کارگاه یک روزه جذاب! و کاربردی آپلود خواهد شد⚘️
درین سرای بی کسی، کسی به در نمی زند
به دشتِ پُرملال ما پرنده پَر نمی زند
یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کُند
کسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی زند
نشسته ام در انتظارِ این غبارِ بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند
گذرگهی است پُر ستم که اندر او به غیر غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند
دل خراب من دگر خراب تر نمی شود
که خنجر غمت از این خراب تر نمی زند!
چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات؟
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند!
نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند
📌ابتهاج
از امروز نیز باید بگذریم، چاره ای نیست، با پختگی و البته تلخی ...
✅جهت میانترم دروس پیام نور و سایر دانشگاه ها؛ مراحل:
۱. انتخاب فصلی از کتاب به دلخواه
۲. ارائه و ضبط آن فصل ۱۵ دقیقه
۳. پاور از همان فصل ۲۰ اسلاید
۴. ارسال به بنده در تلگرام برای چک
۵. تایید بنده و ارسال به گروه
@Lifeisthink
09149184301
شبِ تاریک و بیمِ موج و گِردابی چنین هایل
کجا دانند حالِ ما سبکبارانِ ساحلها؟
ای ساربان آهسته ران کآرام جانم میرود
وآن دل که با خود داشتم با دلستانم میرود
من ماندهام مهجور از او، درمانده و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او در استخوانم میرود
گفتم به کس پنهان کنم در دل حدیث عشق او
پیدا بود بر روی من چون راز پنهان میرود
محمل بدار ای ساروان، تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان، گویی روانم میرود
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود
سعدی علیه الرحمه
✅✅✅حدودا تا دوهفته دیگه نتیجه اولیه کنکور ارشد و نتیجه نهایی دکتری اعلام خواهد شد😍👌
دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمیارزد
به می بفروش دلق ما کز این بهتر نمیارزد
به کوی می فروشانش به جامی بر نمیگیرند
زهی سجاده تقوا که یک ساغر نمیارزد
رقیبم سرزنشها کرد کز این باب رخ برتاب
چه افتاد این سر ما را که خاک در نمیارزد
شکوه تاج سلطانی که بیم جان در او درج است
کلاهی دلکش است اما به ترک سر نمیارزد
چه آسان مینمود اول غم دریا به بوی سود
غلط کردم که این طوفان به صد گوهر نمیارزد
تو را آن به که روی خود ز مشتاقان بپوشانی
که شادی جهان گیری غم لشکر نمیارزد
چو حافظ در قناعت کوش و از دنیای دون بگذر
که یک جو منت دونان دو صد من زر نمیارزد
حافظ علیه الرحمه
از منظر بالینی، هرچه فاصله میان «خودِ واقعی» و «خودِ نمایشی» بیشتر شود، احتمال تجربه اضطراب، فرسودگی هیجانی، احساس بیمعنایی و حتی افسردگی افزایش مییابد. حفظ یک چهره ساختگی، انرژی روانی فراوانی میطلبد. فرد باید دائماً مراقب باشد که دیگران چه میبینند، چه میگویند و چه قضاوتی درباره او دارند. به همین دلیل است که بسیاری از افرادِ ظاهراً موفق، در درون خود احساس آرامش نمیکنند.
شاید بزرگترین آسیب تزویر این باشد که اعتماد را از بین میبرد؛ نه فقط اعتماد دیگران، بلکه اعتماد فرد به خودش را نیز. هنگامی که انسان بارها و بارها آنچه نیست را به نمایش میگذارد، بهتدریج ارتباط خود را با نیازها، هیجانها و ارزشهای اصیلش از دست میدهد. او دیگر نمیداند کدام بخش از زندگیاش واقعی است و کدام بخش حاصل سالها نقشآفرینی.
بلوغ روانی زمانی آغاز میشود که فرد شهامت کنار گذاشتن نقابها را پیدا کند. نه به این معنا که همه ضعفهای خود را آشکار سازد، بلکه به این معنا که میان آنچه هست و آنچه نشان میدهد، فاصلهای عمیق وجود نداشته باشد. سلامت روان، بیش از آنکه در کامل بودن ریشه داشته باشد، در اصیل بودن ریشه دارد و انسانها معمولاً به کسانی اعتماد نمیکنند که بینقص به نظر میرسند؛ بلکه به کسانی اعتماد میکنند که واقعی هستند.
نوشته ای از درمانجویی عزیز و عمیق که همین چند وقت پیش بهم ارسال کرده بود:
وقتی قرن ها فاصله ست از فردی که نماد دین است تا فردی که نماد اگزیستانسیالیستی در دنیا بی دین است، یک جمله مشترک پیدا میکنید خیلی دلگرم کنندست:
«اگر دین ندارید، لااقل در دنیای خود آزاد باشید»
این جمله فقط یک شعار مذهبی نیست؛ بلکه درباره مسالهای حرف میزند که آلبر کامو هم زیاد درباره آن مینوشت؛ اینکه آیا انسان میتواند حتی وقتی پیروزی، امنیت یا منفعتی در کار نیست، باز هم به آنچه درست میداند وفادار بماند؟
دشتها
در مه ته میکشند
آنچنان که مرد
در آغوش وُ
شعر
در ناکجا.
همواره جایی
برای گمگشتن هست:
در امتداد جادهها
در پس معنای واژهها
و در مرگ...
هرمان دِکُنینک / ترجمه محمدرضا فرزاد
تزویر، از منظر روانشناختی، صرفاً یک رفتار غیراخلاقی یا تلاش آگاهانه برای فریب دیگران نیست؛ بلکه در بسیاری از موارد، مکانیسمی پیچیده برای محافظت از «خودِ آسیبپذیر» است. انسانها همیشه به این دلیل نقاب نمیزنند که دیگران را گمراه کنند؛ گاهی نقاب میزنند زیرا از دیده شدنِ آنچه واقعاً هستند هراس دارند.
در اتاق درمان بارها با افرادی مواجه میشویم که سالها نقش «فرد موفق»، «همسر ایدهآل»، «والد فداکار» یا «انسان همیشه قوی» را بازی کردهاند. آنها تصویری تحسینبرانگیز از خود ساختهاند، اما در خلوت خویش از احساس پوچی، اضطراب، تنهایی و فرسودگی رنج میبرند. مشکل از جایی آغاز میشود که فرد آنقدر به نقش خود وابسته میشود که دیگر نمیتواند میان شخصیت واقعی و شخصیت نمایشی خود تمایز قائل شود.
تزویر اغلب در بستری از ناامنی روانی رشد میکند. کودکی را تصور کنید که تنها زمانی مورد توجه قرار گرفته که کامل، موفق یا مطیع بوده است. چنین فردی در بزرگسالی ممکن است بیاموزد که دوستداشتنی بودن، مشروط به نمایش تصویری خاص از خویشتن است. در نتیجه، بهجای تجربه اصالت، به مدیریت برداشت دیگران از خود مشغول میشود. او کمتر زندگی میکند و بیشتر «اجرا» میکند.
ادامه در کامنت ...
https://www.instagram.com/p/Dbjam41gYkR/?igsh=anZhcndyYWNpMnp2
