رسانه جنگ فکری
Open in Telegram
علمی، فرهنگی، اجتماعی یوتیوب youtube.com/@almajd313 توییتر twitter.com/jangfakri63
Show more2 107
Subscribers
No data24 hours
-97 days
-2930 days
Posts Archive
2 106
امروز ۱۸ سنبله است؛ روزی که با بیستوپنجمین سالروز کشتهشدن احمدشاه مسعود، جنگسالار مشهور جبهه شمال، مصادف است.
در آن زمان که در رأس اداره تحمیلی جمهوری، حاکمان کوتولهٔ جبهه شمال قرار داشتند، ۱۸ سنبله در کابل یادآور یک روز سیاه و بدنام بود. کابل چنان چهرهای از وحشت، زورگویی و بینظمی به خود گرفته بود که افراد مسلح در هر گوشه با شلیکهای هوایی، مردم را به شهادت میرساندند، آزار میدادند و اموالشان را غارت میکردند.
الحمدلله! پس از آمدن ا.ا.ا و حاکمیت نظام شرعی، ۱۸ سنبله در آرامش سپری میشود و مردم ما با اطمینان کامل امور زندگیشان را بهگونه عادی پیش میبرند و هیچگونه مشکل و زورگویی شهری وجود ندارد.
2 106
+3
امروز در مدرسه خديجة الکبریٰ_کابل، لحظهای سرشار از ایمان، افتخار و شکرگزاری رقم خورد؛ جایی که شماری از دختران، پس از ماهها تلاش و زحمت، از بخش حفظ قرآن کریم فارغ شدند.
آنان امروز تنها یک دورهٔ آموزشی را به پایان نرساندند؛ بلکه سینههایشان را با آیات کلامالله مجید مزین کردند و گامی بزرگ در مسیر علم، ایمان و عمل به قرآن برداشتند.
خداوند متعال این حافظان قرآن کریم را در پناه خود حفظ نموده، توفیق عمل به قرآن و خدمت به دین مبین اسلام را نصیبشان گرداند و بر برکت علم و ایمانشان بیفزاید.
2 106
گزارش ویدیویی دستاوردهای ادارات امارت اسلامی در یک سال گذشته در بخش انکشاف و بازسازی افغانستان.
2 106
بند برق مناگی ولایت کنر بازسازی میشود
پروژه بازسازی بند برق مناگی در ولایت کنر، در جلسه اول سنبله سال ۱۴۰۵ کمیسیون تدارکات، به ریاست معاونیت اقتصادی ریاستالوزراء، منظور شده است.
بر اساس جزئیات این پروژه، هزینه بازسازی حدود ۸۳ میلیون افغانی برآورد شده و ظرفیت بند برق پس از بازسازی به ۲.۱ میگاوات خواهد رسید.
این پروژه در مدت ۱۴ ماه تکمیل شده و حدود ۴۰۰۰ خانواده از برق تولیدشده آن مستفید خواهند شد.
2 106
رانندگی افراد زیر ۱۸ سال در سراسر افغانستان ممنوع شد
در پی افزایش رویدادهای ترافیکی و بهمنظور جلوگیری از حوادث رانندگی، رانندگی افراد زیر ۱۸ سال در سراسر کشور ممنوع اعلام شد.
مسئولان ترافیک میگویند بخش قابلتوجهی از رویدادهای ترافیکی توسط افراد زیر ۱۸ سال رخ میدهد و با افرادی که برخلاف این مقرره اقدام به رانندگی کنند، برخورد قانونی صورت خواهد گرفت.
در صورت رانندگی افراد زیر ۱۸ سال، موتر آنان متوقف و به مدیریتهای ترافیک منتقل خواهد شد.
از خانوادهها و شهروندان کشور خواسته میشود برای حفظ جان فرزندان و کاهش رویدادهای ترافیکی، از سپردن وسایط نقلیه به افراد زیر ۱۸ سال خودداری کنند.
2 106
نیروهای ویژه دفاعی!
نیروهای ویژه دفاعی ا.ا.ا، پاسداران آرمانهای شهدای گرانقدر کشوراند؛ آنان با زنده نگهداشتن یاد و خاطرهٔ همرزمان شهید خویش، برای تحقق آرمانهای مقدس آنان، با شجاعت، ایثار و فداکاری به خدمت ادامه میدهند.
2 106
هر عملکرد که نفس را غذا دهد، منشاء در نا آرامی های انسان دارد..
و او گمان میبرد که با انجام آن، صاحب آرامش میگردد، و اما آن آرامش کاذب، فانی و زودگذر است.
طور مثال:
👈🏻غرق شدن در رذالت ها و پخش آن در سوشیل میدیا
👈🏻غرق شدن در ستایل ها
👈🏻بیان و پخش موارد پوچ و پُر از تعفن تعصب
👈🏻تمسخر و اذیت ضعفا
👈🏻اسیر شدن در حسادت، تکبر و خود خواهی ها..
👈🏻لهو و لعب در گفتار
👈🏻عدم کنترول بر خشم و چشم
👈🏻عدم تمایل به عبادت الله جل جلاله
2 106
وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّـهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ
بدانید خدا با پرهیزکاران است!
بقره - ۱۹۴
درک این آیه و شناخت حد اقل نسبی از مربی اعظم و گردانندهٔ هستی، موجب ایجاد بهترین زندگی در دنیا و اقبای ما میگردد.
2 106
ز قرآن پیش خود آئینه آویز
دگرگون گشتهای از خویش بگریز
ترازویی بنه کردار خود را
قیامتهای پیشین را برانگیز
2 106
بر اساس حکم عالیقدر امیرالمؤمنین حفظهالله تعالی، تعیینات ذیل صورت گرفت:
۱. شیخ عبدالبَر حقانی، رئیس پیشین محکمه نظامی زون غزنی؛ بهحیث رئیس عمومی اداره تعقیب و نظارت بر فرامین و احکام؛
۲. مولوی شمسالدین شریعتی، رئیس عمومی پیشین اداره تعقیب و نظارت بر فرامین و احکام؛ بهحیث والی ولایت ارزگان؛
۳. مولوی عبدالرحمن کندوزی، والی پیشین ولایت ارزگان؛ بهحیث والی ولایت لغمان تعین گردیدند.
ذبیح الله مجاهد سخنگوی ا.ا.ا
2 106
+2
حکم عالیقدر امیرالمؤمنین حفظه الله تعالی در مورد بازداشت عاملین حوادث مربوط به مرور (ترافیکی) شاهراهها، تسلیمی آنان به محکمه و تأمین حقوق وارثین قربانیان!
2 106
آیا هوش مصنوعی مانع یادگیری کودکان میشود؟
گسترش استفاده از هوش مصنوعی در میان دانشآموزان و دانشجویان، پرسشهای تازهای درباره اثر این فناوری بر یادگیری ایجاد کرده است. شواهد جدید نشان میدهد هوش مصنوعی میتواند نمرات تکالیف و بهرهوری آموزشی را افزایش دهد، اما استفاده نادرست از آن ممکن است به افت عملکرد دانشآموزان در امتحانات منجر شود.
دانشجویان و دانشآموزان بهطور فزایندهای از هوش مصنوعی استفاده میکنند. نتایج یک نظرسنجی که سال گذشته توسط شرکت فناوری آموزشی «چگ» انجام شد، نشان میدهد ۸۰ درصد از دانشجویان مقطع کارشناسی در کشورهای توسعهیافته از هوش مصنوعی در فرایند تحصیل خود استفاده کردهاند. نظرسنجیهای جدیدتر نیز این نسبت را در بریتانیا ۹۴ درصد و در آلمان ۹۳ درصد برآورد کردهاند.
گسترش سریع استفاده از این فناوری، نگرانیها درباره تأثیر احتمالی آن بر فرایند یادگیری را افزایش داده است. معلمان گزارش میدهند که هنگام تصحیح تکالیف، با انبوهی از مقالهها و انشاهای بسیار مشابه روبهرو میشوند که گمان میرود بهصورت خودکار توسط ابزارهایی مانند چتجیپیتی تولید شده باشند. با این حال، تاکنون شواهد تجربی و مستحکمی درباره تأثیر هوش مصنوعی بر آموزش و یادگیری در دسترس نبوده است.
دیوید استرومبرگ" از دانشگاه استکهلم و "ویکتور لی" و "وو یانهوی" از دانشگاه هنگکنگ تلاش کردند این خلأ پژوهشی را پر کنند. آنها وضعیت ۲۷ هزار دانشآموز ۱۲ تا ۱۸ ساله در چین را بررسی کردند؛ کشوری که پذیرش و استفاده از هوش مصنوعی در آن با سرعت زیادی گسترش یافته است. حدود ۸۰ درصد از دانشآموزان مورد بررسی اعلام کردند که از مدلهایی مانند «دوبائو» و «دیپسیک» استفاده میکنند و ۲۰ درصد باقیمانده بهعنوان گروه کنترل در نظر گرفته شدند.
نتایج این پژوهش قابل توجه است. پس از گذشت شش ماه، میانگین نمره تکالیف دانشآموزانی که از هوش مصنوعی استفاده میکردند، در مجموع در همه دروس ۱۸ درصد افزایش یافت. همچنین، میانگین زمانی که آنها برای انجام هر تکلیف صرف میکردند، از ۶۴ دقیقه به ۴۵ دقیقه کاهش یافت. اما هنگام برگزاری امتحانات، همین دانشآموزان بهطور متوسط نمرهای ۲۰ درصد پایینتر از همکلاسیهای خود کسب کردند که از هوش مصنوعی استفاده نکرده بودند. در گذشته، نمرات بالای تکالیف معمولا شاخصی برای پیشبینی عملکرد بهتر در امتحانات بود، اما اکنون این رابطه دستخوش نوعی وارونگی شده است. به شکل متناقضی، دانشآموزانی که بالاترین نمرات را در تکالیف خود کسب میکنند، ممکن است احتمال بیشتری داشته باشند که در امتحانات، عملکرد ضعیفتری نشان دهند.
آیا نتیجه این است که مدارس باید استفاده از هوش مصنوعی را ممنوع کنند؟ لزوما خیر. کاهش نمرات امتحانی عمدتا در میان دانشآموزانی مشاهده شد که برای انجام سریعتر تکالیف خود عجله میکردند. در مقابل، دانشآموزانی که از هوش مصنوعی استفاده میکردند اما تقریبا به همان اندازۀ کاربران غیرفعال برای انجام تکالیف خود زمان صرف میکردند، افت قابل توجهی در عملکرد امتحانی نداشتند.
بنابراین، مسئله اصلی نه صرفا استفاده از فناوری، بلکه شیوه استفاده از آن است. دانشآموزانی که توانستند عملکرد مطلوب خود را در امتحانات حفظ کنند، احتمالا صرفا پاسخهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی را کپی و جایگذاری نمیکردند تا در زمان صرفهجویی کنند. به احتمال بیشتر، آنها از چتباتها در نقش یک معلم خصوصی استفاده میکردند. برای مثال، برای دریافت توضیح درباره مفاهیم دشوار یا کمک در حل مسائل مشخص.
در پژوهش جدید دیگری، "زارا کانترکتور" و "گرمان ریس" از کالج میدلبری از دانشجویان مقطع کارشناسی خواستند درباره موضوعی ناآشنا مطالعه کنند؛ برخی با کمک یک چتبات و برخی بدون استفاده از آن. دانشجویانی که از هوش مصنوعی استفاده کرده بودند، در آزمونها نمرات بالاتری کسب کردند و این برتری حتی زمانی که یک هفته بعد همان وظیفه را تکرار کردند نیز همچنان باقی ماند.
اگرچه شواهد موجود هنوز محدود است، اما نتایج تحقیقات تاکنون به یک نتیجه کلی اشاره دارند: هوش مصنوعی میتواند بهرهوری فرایند یادگیری را افزایش دهد، اما تنها برای کسانی که از این فناوری به شیوهای هوشمندانه استفاده میکنند. دانشآموزان و دانشجویان باید در برابر این وسوسه مقاومت کنند که پیش از اندیشیدن و تلاش برای حل مسئله با اتکای به تواناییهای خود، فورا به سراغ پاسخ تولیدشده توسط هوش مصنوعی بروند./ اکوایران به نقل از اکونومیست
2 106
_«پروژههای ملی در شمال افغانستان»_
{پاسخی به یک تبلیغ سیاسی}
یکی از محورهای تبلیغات مخالفان امارت اسلامی افغانستان، که خود در قالب گردانندگان جبهات و رسانههای آنلاین فعالیت میکنند، متهم ساختن حکومت افغانستان به تبعیض در برابر جنسیت، قومیت، جغرافیا و مذهب است. آنان تلاش میکنند با تکرار این ادعاها، افکار عمومی در داخل و خارج از کشور را نسبت به حکومت افغانستان بدبین ساخته و زمینه تحریک اذهان عمومی علیه نظام حاکم را فراهم کنند.
یکی از نمونههای این تبلیغات، ادعای «توجه حکومت به مناطق جنوبی و بیتوجهی به شمال افغانستان» است؛ ادعایی که با بررسی پروژههای زیربنایی و اقتصادی روی دست گرفتهشده در کشور، نیازمند بررسی جدی و مستند است.
در حال حاضر، شماری از مهمترین پروژههای ملی و زیربنایی افغانستان در مناطق شمالی و شمالشرقی کشور موقعیت دارند یا مستقیماً با توسعه این مناطق ارتباط میگیرند. کانال قوشتیپه، بازسازی و توسعه مسیر سالنگ، پروژههای انتقال و توسعه شبکه برق، خطوط راهآهن، پروژههای زراعتی مرتبط با کانال قوشتیپه، توسعه سرکهای حلقوی و مواصلاتی، ایجاد و توسعه فابریکهها، استخراج معادن و دهها پروژه بزرگ و کوچک دیگر، نمونههایی از فعالیتهای زیربنایی و اقتصادی در این بخش کشور است.
افزون بر این، در بخش آب و انرژی نیز برنامههایی برای ساخت بندهای آبگردان و توسعه منابع آبی در مناطق مختلف شمال کشور مطرح شده است که در صورت آغاز و تکمیل، میتواند تأثیر قابل توجهی بر زراعت، تولید انرژی، اشتغال و رشد اقتصادی این مناطق داشته باشد.
بنابراین، برای ارزیابی ادعای «بیتوجهی به شمال»، نمیتوان صرفاً به تبلیغات سیاسی یا روایتهای رسانهای اتکا کرد؛ بلکه باید میزان سرمایهگذاری، تعداد پروژهها، ارزش اقتصادی، گستره جغرافیایی و آثار زیربنایی پروژههای اجراشده و در حال اجرا را بهصورت مستند مقایسه کرد.
اگر عملکرد حکومتهای گذشته، از دورههای پیشین تا بیست سال نظام جمهوری، با فعالیتهای زیربنایی و اقتصادی سالهای اخیر مقایسه شود، میتوان این پرسش را مطرح کرد که در کدام دوره پروژههای بنیادی و ملی بیشتری در شمال افغانستان طراحی، آغاز یا تکمیل شده است؟
واقعیت این است که توسعه متوازن افغانستان نیازمند توجه همزمان به شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز کشور است. هر پروژهای که در هر گوشه افغانستان ساخته میشود، در صورت مدیریت درست، میتواند بخشی از ظرفیت اقتصادی کل کشور را افزایش دهد.
از اینرو، بهجای دامنزدن به اختلافات قومی، جغرافیایی و مذهبی و تبدیل پروژههای ملی به ابزار رقابت سیاسی، بهتر است عملکرد حکومتها بر اساس آمار، پروژههای مشخص، میزان سرمایهگذاری و نتایج عملی ارزیابی شود.
اگر ادعای تبعیض جغرافیایی مطرح میشود، پاسخ آن نیز باید با آمار و اسناد داده شود؛ و اگر پروژههای بزرگ در شمال کشور در حال اجرا است، این پروژهها باید بهصورت شفاف معرفی، میزان پیشرفت آنها اعلام و آثار اقتصادی و اجتماعیشان برای مردم توضیح داده شود.
حکومت افغانستان می داند که افغانستان زمانی میتواند به توسعه پایدار برسد که پروژههای ملی آن نه بر اساس تعلقات قومی و منطقهای، بلکه بر مبنای نیازهای اقتصادی، ظرفیتهای طبیعی و منافع عمومی کشور طراحی و اجرا شوند ، نه تعلقات زبانی و سمتی که سیاست حکومت های قبلی بود.
2 106
پس از خروج آمریکا، یوناما در یک اعلامیهای وضعیت امنیتی در افغانستان را نسبت به پنج سال گذشته خوب توصیف کرد. این تغییر نشان میدهد که خروج آمریکا، امنیت واقعی را برای مردم افغانستان به ارمغان آورده است؛ امنیتی که در دوره جمهوریت با وجود کرسی رسمی در سازمان ملل، هرگز محقق نشد و مردم همواره در ترس از حملات هوایی به سر میبردند.
در حوزه اقتصادی، خروج آمریکا و پایان یافتن فساد ساختاری که در دوره حضور و مداخلهی نیروهای خارجی ریشه دوانده بود، مسیر خودکفایی را هموار ساخت. در دوره جمهوریت، میلیونها دلار کمکهای خارجی در سطوح بالا هدر میرفت و هیچ شفافیتی در هزینهکرد منابع وجود نداشت. بر اساس اعلام اتاق تجارت و صنایع، افغانستان در تولید بیش از ۵۶ قلم کالای مصرفی ضروری، از جمله مواد غذایی، لبنیات، صنایع پلاستیک و نوشیدنیها، به خودکفایی رسیده است.
همچنین در بخش مواد ساختمانی، از ذوب آهن برای تولید سیخگول گرفته تا صنایع PVC و پلاستیک، این کشور به مرز خودکفایی دست یافته است. این تحولات نشان میدهد که خروج آمریکا، اقتصاد افغانستان را از وابستگی به واردات نجات داده و تولیدات داخلی را رونق بخشیده است. کارخانههای کوچک و متوسط که در دوره جمهوریت به دلیل رقابت با کالاهای خارجی و عدم حمایت دولت، تعطیل شده بودند، دوباره جان گرفتهاند.
در بخش انرژی، با خروج آمریکا و استقلال سیاسی کشور، سرمایهگذاریهای کلان در دستور کار قرار گرفت. شرکت عزیزی گروپ قراردادی به ارزش ۱۰ میلیارد دالر برای تولید ۱۰ هزار مگاوات برق با حکومت افغانستان امضا کرده است که یکی از بزرگترین سرمایهگذاریهای تاریخ افغانستان محسوب میشود. در مرحله نخست، پنج نیروگاه با ظرفیت ۸۴۵ مگاوات با هزینه ۴۶۳ میلیون دالر در ولایتهای کابل، پروان، غزنی، بغلان و تخار ساخته خواهد شد.
کانال قوشتپه به عنوان بزرگترین پروژه آبی افغانستان که در دوره جمهوریت تنها یک وعده باقی مانده بود، اکنون با سرعت چشمگیری در حال پیشرفت است. خروج آمریکا و پایان یافتن سلطه بیگانگان بر تصمیمات ملی، زمینه ساز اجرای این پروژه حیاتی شد که آب آمو را به صدها هزار هکتار زمین در ولایتهای بلخ، جوزجان و فاریاب منتقل میکند. این پروژه که میتواند افغانستان را در بخش کشاورزی به خودکفایی برساند، نمونهای از تغییراتی است که پس از خروج آمریکا ممکن شده است.
پس از خروج آمریکا، پروژه تاپی که سه دهه معطل مانده بود، با سرعت بیسابقهای اجرایی شد. کار ساخت بخش ۱۵۳ کیلومتری سرخآباد–هرات از سپتامبر ۲۰۲۴ آغاز گردید. بر اساس آخرین آمار اگست ۲۰۲۶، ۱۱۶ کیلومتر لولهگذاری شده و ۱۳۵ کیلومتر دیگر آمادهسازی شده است. پیشرفت کلی در افغانستان به ۵۲ درصد و در ولایت هرات به ۶۰ درصد رسیده. روزانه بهطور متوسط ۵۰۰ متر لولهگذاری میشود. با تکمیل این پروژه، افغانستان سالانه حدود ۴۵۰ میلیون دالر از محل ترانزیت گاز درآمد کسب خواهد کرد.
شاهراه سالنگها که سالها مردم با مشکلات زیادی در آن مواجه بودند، در حال بازسازی اساسی است. خروج آمریکا و توجه به نیازهای واقعی مردم، باعث شد تا قرارداد بازسازی ۱۵ کیلومتر از این شاهراه با هزینه بیش از یک میلیارد و ۲۵۲ میلیون افغانی به امضا برسد. این پروژه که شمال کشور را به کابل متصل میکند و نقش کلیدی در انتقال کالاهای تجارتی و رفتوآمد مسافران دارد، پس از خروج آمریکا از اولویتهای اصلی دولت قرار گرفته است.
کریدور واخان به عنوان تنها گذرگاه مستقیم افغانستان به چین، در حال تبدیل شدن به واقعیتی ملموس است که میتواند وابستگی تاریخی کشور به مسیرهای پاکستان را پایان دهد. خروج آمریکا و استقلال در تصمیمگیریهای خارجی، افغانستان را قادر ساخت تا به دنبال کریدورهای جایگزین باشد. همزمان، روسیه نیز کریدور ریلی از طریق افغانستان را به عنوان جایگزینی برای تنگههای پرخطر دریایی مانند هرمز و بسفر، به جدیت بررسی میکند.
در عرصه سیاسی، خروج آمریکا باعث شد تا حاکمیت مرکزی، تمام گروههای مسلح و جزایر قدرت را از بین ببرد و یک نظام منسجم و متمرکز، اداره کشور را در دست گیرد. بر اساس گزارش سازمان ملل، «هم اکنون هیچ چالش معنادار مسلحانه یا سیاسی در برابر حاکمیت حکومت وجود ندارد و کنترل اداری به طور کامل در سراسر کشور برقرار است». این تحول، حاصل خروج آمریکا و پایان یافتن مداخلات خارجی در سیاست داخلی افغانستان است.
در حوزه فرهنگی نیز، خروج آمریکا به پایان تهاجم فرهنگی بیگانگان انجامید و امروز با حاکمیت ارزشهای اسلامی، فضای فرهنگی کشور به سمت تولید محتوای سالم و مبتنی بر باورهای دینی سوق یافته است.
2 106
پنج سال پس از خروج آخرین سرباز آمریکایی چه تغییری در کشور ایجاد شده است؟
۹ اسد ۱۴۰۰، آخرین سرباز آمریکایی افغانستان را ترک کرد و نظام جمهوریت وابسته بهگونهی کامل فروپاشید. با خروج آنان، فصل تازهای در تاریخ افغانستان گشوده شد که در آن حاکمیت مرکزی ثبات جایگزین اشغال، ناامنی و چپاول منابع گردید. این خروج، نقطه عطفی در تحولات افغانستان محسوب میشود که پیامدهای آن در تمام عرصههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و زیربنایی قابل مشاهده است.
حضور نظامیان آمریکایی در افغانستان نه تنها به امنیت این کشور نیافزود، بلکه خود منشأ اصلی ناامنی و کشتار غیرنظامیان بود. حملات هوایی آمریکا در طول دو دهه حضور نظامی، هزاران غیرنظامی افغان را به کام مرگ کشاند و مدارس، بیمارستانها و منازل مسکونی را هدف قرار داد. این جنایات جنگی که توسط نهادهای حقوق بشری مستند شده، هرگز پاسخ داده نشد.
#ادامه👇
2 106
#ادامه:
افغانها در برابر همه این امکانات، چیزی داشتند که مجهزترین ارتش جهان از داشتن آن عاجز بود: انگیزه آزادی سرزمین، روحیه ایمانی، عزم راسخ و اراده خستگیناپذیر برای قربانی دادن. همین امر سبب شد که تمام برنامههای نظامی و سیاسی امریکا یکی پس از دیگری با شکست مواجه شود.
اشغالگران برای درهم شکستن اراده مردم افغانستان از هر نوع زور استفاده کردند. آنان افغانها را بمباران کردند، خانههایشان را ویران کردند، مردم را کشتند و هزاران افغان دیگر را پشت میلههای تاریک زندان شکنجه کردند تا با این وحشتها صدای آزادیخواهی افغانها را خاموش کنند؛ اما در برابر هر ظلم، روحیه جهادی افغانها نیرومندتر شد.
هرقدر آنان تلاش کردند زورآزمایی کنند، افغانها در برابرشان سینههای خود را سپر کردند. وسایط زرهی، سلاحهای پیشرفته و تجهیزات نظامی اشغالگران توسط جوانان استشهادی تکهتکه شد. آنان برای آزادی سرزمین خود بر بدنهای نحیفشان جلیقه بستند و در موترهای بمبگذاریشده زندگیهای خود را قربانی کردند.
امریکا تصور میکرد که با ادامه حضور نظامی در افغانستان قدرت و برتری خود را در برابر جهان به اثبات خواهد رساند؛ اما همین افغانستان به آزمونی بزرگ برای جایگاه و غرور جهانی آن تبدیل شد.
آن ابرقدرتی که در بسیاری از نقاط جهان قدرت نظامی خود را وسیله برتری قاطع میدانست در افغانستان با ملتی روبهرو شد که پس از گذشت ۲۰ سال هنوز نام تسلیم را بر زبان نیاورده بود.
سرانجام امریکا دریافت که ادامه این جنگ به سوی پیروزی پیش نمیرود. مبارزه جهادی افغانها ضربهای چنان سنگین بر غرور نظامی امریکا وارد کرد که پیامدهای آن فراتر از جغرافیای افغانستان در سطح جهانی نیز پرسشهای زیادی درباره قدرت نظامی، استراتژی و اعتبار جهانی امریکا ایجاد کرد.
جهان دید که ائتلاف نظامی مجهز جهان به رهبری امریکا با خارج کردن آخرین سرباز خود از افغانستان شکست خود را پذیرفت.
هزینه این جنگ برای امریکا بسیار سنگین بود. هزاران سرباز امریکایی و نیروهای ناتو کشته شدند، هزاران تن دیگر زخمی و برای همیشه معلول شدند. اشغالگران در جنگ افغانستان صدها میلیارد دالر هزینه کردند.
نتیجه چنین هزینههای هنگفت مالی، امکانات گسترده نظامی و حضور ۲۰ ساله این شد که آخرین سرباز اشغالگر در تاریکی شب افغانستان را ترک کند.
آن نیروی نظامی که با غرور وارد افغانستان شده بود در نتیجه مبارزه جهادی مردم افغانستان تمام محاسبات اشغال را ناکام کرد. این برای امریکا یک شکست بزرگ استراتژیک بود؛ زیرا میخواست از افغانستان برای تقویت نفوذ جهانی خود استفاده کند.
جهاد ۲۰ ساله افغانها بار دیگر این حقیقت را ثابت کرد که اراده یک ملت برای آزادی و دفاع از سرزمین خود از هر نوع قدرت نظامی و اقتصادی جهان نیرومندتر است.
این ملت ۲۰ سال قربانی داد، خون داد، زندانها را تحمل کرد، اما در برابر هیچ ظلم اشغالگران تسلیم نشد. سرانجام روزی را دید که نیروهای امریکایی و ناتو یکسره از افغانستان خارج شدند.
شب شکست غرور امریکایی برای منطقه و جهان درس بزرگی شد. کشورهای که اکنون به فکر فشار، مداخله و یا آزمودن دوباره حوصله مردم افغانستان هستند باید تجربه ۲۰ ساله امریکا را به یاد بیاورند. تاریخ آنقدر دور نیست که نتایج این تجربه از یاد برده شود.
امریکا با تمام امکانات، متحدان، سلاحها و حضور ۲۰ ساله خود وارد افغانستان شد اما جز تحمل زیانهای همهجانبه، هیچ سودی به دست نیاورد. اگر کسی فکر میکند که تجربه ناکام امریکا را با نامی دیگر، وسیلهای دیگر و یا از طریق سیاستی دیگر میتواند تکرار کند باید به پایان اشغال گذشته توجه کند.
آزمودن حوصله افغانها به معنای دوباره لمس کردن اراده ملتی خواهد بود که ۲۰ سال با ابرقدرت جهان مبارزه کرده و سرزمین خود را از چنگ آن آزاد کرده است.
تجربه زور فشار و مداخله خارجی در افغانستان از پیش آزموده شده است. کوهها، دشتها و مردم این سرزمین شاهد ۲۰ سال جنگ بودهاند و صفحات تاریخ همیشه این حقیقت را ثبت خواهند کرد که مبارزات جهادی افغانها، ابرقدرت جهان، امریکا، را وادار کرد تا آخرین سربازان باقیمانده خود را در دل تاریکی شب از افغانستان خارج کند.
اراده مردم افغانستان با زور شکسته نمیشود، روحیه آزادیخواهی این سرزمین با فشار نمیمیرد و جهاد ۲۰ ساله درسی است که هر تصمیمگیرنده آینده باید آن را در نظر داشته باشد.
پایان
