en
Feedback
Kargarnews | کارگرنیوز

Kargarnews | کارگرنیوز

Open in Telegram

روایت خیابان، کار، اعتراض و حقیقت صدای خاموش‌شدگان؛ از کارخانه تا زندان، از اعتصاب تا آزادی پوشش مستقل اخبار کارگری، اجتماعی و سیاسی ایران، کردستان و جهان ✉️📌 @farhad_nl @KawaAzadi 💠 Email: Krgarnewz@gmail.com

Show more
906
Subscribers
-124 hours
-27 days
-130 days
Posts Archive
تهران؛ فواد فتحی، فعال کارگری پس از چهار سال از زندان اوین آزاد شد فواد فتحی، فعال کارگری و زندانی سیاسی، پس از سپری کردن کامل دوران محکومیت چهار ساله خود از زندان اوین آزاد شد. به گزارش کارگرنیوز، امروز چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۵، فواد فتحی، فعال کارگری اهل سنندج و ساکن تهران، پس از پایان محکومیت چهار ساله خود، از زندان اوین تهران آزاد شد. فواد فتحی پیش‌تر توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به چهار سال حبس تعزیری، دو سال ممنوعیت خروج از کشور، دو سال منع عضویت در گروه‌ها و تشکل‌های سیاسی و اجتماعی و دو سال منع سکونت در تهران و حومه محکوم شده و حکم صادره در ۱۱ آذرماه همان سال به وی ابلاغ شده بود. «عضویت در گروه‌های مخالف نظام» و «اقدام علیه امنیت کشور» از جمله اتهامات مطرح‌شده علیه او عنوان شده بود. وی در تاریخ ۱۳ آبان‌ماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از آن به زندان اوین منتقل شد. فواد فتحی به دلیل فعالیت‌های مدنی و کارگری خود طی سال‌های گذشته بارها بازداشت و مورد فشار و آزار قرار گرفته است. در دوران حبس، درخواست آزادی مشروط او در بهمن‌ماه ۱۴۰۳ با مخالفت ضابط قضایی رد شد؛ این در حالی بود که بیش از یک‌سوم دوران محکومیت خود را سپری کرده بود. همچنین روز پنج‌شنبه ۲۵ بهمن‌ماه ۱۴۰۴، فواد فتحی در اعتراض به «فشار و آزار هدفمند علیه زندانیان سیاسی» در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زد و از مصرف داروهای تجویزشده نیز خودداری کرد. این اقدام با توجه به سابقه ابتلای او به عفونت ریه و نیازش به مراقبت درمانی، نگرانی‌هایی درباره وضعیت سلامت وی ایجاد کرده بود. آزادی_برابری_حاکمیت_شورایی چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۵ - 09.09.2026 #کارگرنیوز @kargarnews1

سنندج؛ یکی از احکام اعدام یوسف احمدی به حبس و دیه تبدیل شد یکی از احکام اعدام یوسف احمدی، زندانی محبوس در زندان سنندج، با رأی شعبه اول دادگاه کیفری استان کوردستان نقض و به پرداخت دیه و تحمل ده سال حبس تعزیری تبدیل شد. هم‌زمان، حکم اعدام او با اتهام «بغی» همچنان پابرجاست و وکلای وی برای سومین بار درخواست اعاده دادرسی این پرونده را به دیوان عالی کشور ارائه کرده‌اند. به گزارش کارگرنیوز، روز پنج‌شنبه دوازدهم شهریورماه ۱۴۰۵، شعبه اول دادگاه کیفری استان کوردستان یکی از احکام اعدام صادرشده علیه یوسف احمدی را نقض کرده و مجازات وی را به پرداخت دیه و ده سال حبس تعزیری تغییر داده است. این زندانی در پرونده‌ای جداگانه نیز با اتهام «بغی» به اعدام محکوم شده است. این حکم تاکنون دو مرتبه در شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور تأیید شده و وکلای او برای سومین بار درخواست اعاده دادرسی و رسیدگی مجدد به پرونده را ارائه کرده‌اند. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، حکم اعدام یوسف احمدی از بابت اتهام «بغی» طی سال‌های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ در دیوان عالی کشور تأیید شده و نتیجه رسیدگی به درخواست‌های پیشین وکلا به صورت شفاهی به آنان اعلام شده است. یوسف احمدی به همراه محمد کریمی، عبدالباسط کریمی و محمد فیضی، سه شهروند دیگر اهل بانه، در یک پرونده مشترک قضایی تحت پیگرد قرار گرفته‌اند. گزارش‌های مربوط به این پرونده حاکی از آن است که این چهار نفر در دوران بازجویی در بازداشتگاه‌های امنیتی سنندج از دسترسی به وکیل و همچنین تماس و ملاقات با خانواده‌های خود محروم بوده‌اند. همچنین گزارش شده است که این افراد برای اخذ اعترافات اجباری تحت فشار و ضرب‌وشتم قرار گرفته‌اند. این چهار زندانی تاکنون از آزادی موقت برخوردار نشده‌اند. یوسف احمدی نیز بیش از شش سال است که در بازداشت و زندان به سر می‌برد و هم‌اکنون در زندان سنندج محبوس است. در رابطه با پیشینه این پرونده، یوسف احمدی و سه متهم دیگر در اوایل اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۹ بازداشت شدند. شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج در شهریورماه ۱۴۰۲ یوسف احمدی را به اتهام «بغی» به اعدام محکوم کرد و محمد کریمی، عبدالباسط کریمی و محمد فیضی را نیز به اتهام «معاونت در بغی» به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم کرد. در ادامه، در بهمن‌ماه ۱۴۰۲ حکم اعدام یوسف احمدی از بابت اتهام «بغی» توسط شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور تأیید شد. آزادی_برابری_حاکمیت_شورایی چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۵ - 09.09.2026 #کارگرنیوز @kargarnews1

تجمع اعتراضی پرستاران در کرمانشاه جمعی از پرستاران در کرمانشاه امروز سه‌شنبه ۱۷ شهریور در اعتراض به وضعیت معیشتی و مشکلات حقوقی خود تجمع کردند.

تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»؛ هفته صدوسی‌وهفتم در ۶۲ زندان کشور در هفته‌ای که گذشت، ماشین سرکوب و اعدام حکومت با شتابی بی‌وقفه به کشتار زندانیان ادامه داد و دست‌کم ۱۱ تن را به دار آویخت. آمارها نشان می‌دهند که از ابتدای شهریورماه تاکنون، بالغ بر ۴۵ زندانی اعدام شده‌اند. همچنین در روزهای گذشته، علی زارعی، از آسیب‌دیدگان چشمی اعتراضات ۱۴۰۱، در زندان قزل‌حصار به اعدام محکوم شده است. در همین حال، گزارش‌ها از مرگ مشکوک یک زندانی سیاسی به نام عرفان میرزایی در زندان دستگرد اصفهان حکایت دارند که توسط عوامل حکومت به قتل رسیده است. در خبری دیگر، پس از موافقت دیوان عالی کشور با اعاده دادرسی در پرونده علیرضا سپاهی، زندانی محکوم به اعدام در اصفهان، پرونده وی به شعبه هم‌عرض ارجاع شد. با این حال، این شعبه بدون تشکیل جلسه رسیدگی، اعاده دادرسی را نپذیرفت و پرونده را جهت اجرای حکم اعدام به شعبه اجرای احکام ارسال کرد. بر اساس اطلاعات تکمیلی، ترانه رحیمی، نوید الیاسی، ابوالفضل دادگستر، مهدی منصوری، احمدرضا سعیدی، مهرداد بوئری، محمدمهدی اسدی، آرمین غلامی، پارسا جعفری و مهدی جعفری (خسروی)، هر یک به اعدام و ۱۱ سال حبس محکوم شده‌اند. همچنین رومینا رحیمی و میلاد بوئری، هر کدام به ۳۶ سال حبس، حامد مهرعلیان به ۲۶ سال حبس و ستایش ساعدی، سجاد عابدی و علی بوئری، هر یک به ۱۶ سال حبس محکوم شده‌اند. بر این اساس، مجموع احکام حبس صادرشده برای ۱۶ متهم این پرونده به ۲۵۶ سال می‌رسد. این احکام در مرحله بدوی صادر شده است. ما هفته پیش به این پرونده جمعی اشاره کردیم و جان این زندانیان در معرض خطر است. شدت گرفتن این سرکوب‌ها و اعدام‌ها به‌صورت انفرادی و جمعی، بازتاب هراس حاکمیت از اعتراضات سراسری و قیام‌های پیش‌رو است. وخامت روزافزون بحران اقتصادی، تورم سه‌رقمی، جهش نرخ دلار به ۲۳۰ هزار تومان، آغاز گران شدن رسمی بنزین از روز سه‌شنبه و کوچک‌تر شدن روزمره سفره کارگران و زحمت‌کشان، بیش از هر زمان دیگری چشم‌انداز یک انفجار اجتماعی را ترسیم می‌کند. در این شرایط بحرانی، ضرورت استمرار کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»، علی‌رغم تمام مخاطرات و محدودیت‌های درون زندان، دوچندان شده است. ما اعضای این کارزار، بار دیگر تمامی نهادهای بین‌المللی، وجدان‌های بیدار، مدافعان حقوق بشر و لغو حکم اعدام را در سراسر جهان به همراهی و همبستگی فرامی‌خوانیم. اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»، روز سه‌شنبه هفدهم شهریورماه ۱۴۰۵، در صدوسی‌وهفتمین هفته متوالی این حرکت اعتراضی، در ۶۲ زندان زیر دست به اعتصاب غذا زده‌اند: زندان قزل‌حصار (واحدهای ۲، ۳ و ۴)، زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبین‌در قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم‌آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائم‌شهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن، زندان نیشابور، زندان گچساران، زندان نور و زندان ایرانشهر. هفته صدوسی‌وهفتم سه‌شنبه هفدهم شهریورماه ۱۴۰۵ کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام آزادی_برابری_حاکمیت_شورایی سه شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ - 08.09.2026 #کارگرنیوز @kargarnews1

و این همان چیزی بود که چند ماه بعد اتفاق افتاد. اعتصاب صنعت نفت گسترش یافت و به یکی از مهم‌ترین عوامل فلج‌شدن اقتصاد حکومت پهلوی تبدیل شد. از تهران تا آبادان، اصفهان، تبریز، شیراز، خارک و مناطق نفت‌خیز جنوب، کارگران نفت وارد مبارزه شدند. در نتیجه، نفت ــ که ستون اقتصادی حکومت بود ــ به یکی از مهم‌ترین سلاح‌های جنبش انقلابی تبدیل شد. اینجا یک درس مهم تاریخی وجود دارد: حکومت پهلوی تصور می‌کرد قدرت در ارتش است. اما تجربه ۱۳۵۷ نشان داد که قدرت سیاسی فقط در اسلحه نیست. قدرت در جامعه است. قدرت در خیابان است. قدرت در کارخانه است. قدرت در اعتصابات کارگری است. و هنگامی که میلیون‌ها انسان تصمیم بگیرند همکاری خود را با دستگاه قدرت متوقف کنند، حتی یک حکومت دارای ارتش قدرتمند نیز می‌تواند فلج شود. به همین دلیل، اگر بخواهیم مسیر سقوط حکومت پهلوی را در چند مرحله خلاصه کنیم، می‌توان گفت: اعتراض‌های مردمی → ۱۷ شهریور و کشتار میدان ژاله → گسترش خشم اجتماعی → ورود گسترده‌تر کارگران به مبارزه → اعتصاب نفت → فلج‌شدن اقتصاد → گسترش اعتصاب‌های سراسری → فروپاشی اقتدار حکومت. پس ۱۷ شهریور را نباید فقط با عکس‌های میدان ژاله به یاد آورد. باید میدان ژاله را در کنار پالایشگاه تهران دید. باید قربانیان جمعه سیاه را در کنار کارگرانی دید که روز بعد دست از کار کشیدند. باید صدای گلوله‌ها را در کنار صدای اعتصاب شنید. زیرا یکی از مهم‌ترین درس‌های ۱۷ شهریور همین است: سرکوب می‌تواند مردم را از خیابان عقب براند؛ اما اگر مردم مبارزه را از خیابان به کارخانه و مراکز کاری ببرند، معادله قدرت تغییر می‌کند. و اینجاست که کارگر می‌تواند خود یکی از سازندگان تاریخ باشد. ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ با خون مردم در میدان ژاله ثبت شد. اما چند ماه بعد، با اعتصاب کارگران نفت، همان جنبش به جایی رسید که دیگر حکومت نمی‌توانست کشور را مانند گذشته اداره کند. و به همین دلیل است که می‌توان گفت: جمعه سیاه، شکاف میان حکومت و مردم را عمیق‌تر کرد؛ اما اعتصاب نفت، یکی از مهم‌ترین ضربه‌هایی بود که ستون اقتصادی حکومت پهلوی را شکست. از این منظر، فاصله میان ۱۷ شهریور و ۱۸ شهریور تنها فاصله دو روز نیست. فاصله میان دو شکل مبارزه است: یکی مقاومت در برابر گلوله؛ و دیگری متوقف‌کردن چرخ‌های اقتصادی حکومت. و تاریخ نشان داد که وقتی این دو به هم پیوند خوردند، حکومت پهلوی دیگر نتوانست بحران را مهار کند.

❗️۱۷ شهریور؛ از میدان ژاله تا اعتصاب نفت امروز ۱۷ شهریور ۱۴۰۵، سالروز یکی از روزهای سرنوشت‌ساز تاریخ معاصر ایران است؛ روز ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ که بعدها به نام «جمعه سیاه» شناخته شد. ۱۷ شهریور را باید در زنجیره‌ای دید که از اعتراض‌های ماه‌های پیش آغاز شده بود و چند ماه بعد، با اعتصاب سراسری کارگران نفت و فروپاشی حکومت پهلوی به نقطه پایانی خود رسید. در تابستان ۱۳۵۷، اعتراض‌ها در سراسر کشور گسترش یافته بود. راهپیمایی‌های میلیونی، اعتصاب‌ها و نارضایتی‌های اجتماعی، حکومت شاه را با بحرانی جدی روبه‌رو کرده بود. پس از راهپیمایی‌های بزرگ روز عید فطر در ۱۳ شهریور، تظاهرات در تهران ادامه یافت. حکومت که دیگر قادر به کنترل اوضاع از طریق روش‌های معمول نبود، در اول بامداد ۱۷ شهریور در تهران و چند شهر دیگر حکومت نظامی اعلام کرد. اما مردم در صبح جمعه ۱۷ شهریور به خیابان آمدند. کسی از شرکت‌کنندگان در اعتراضات از اعلام حکومت نظامی در ساعات اولیه صبح اطلاع نداشت. جمعیت در میدان ژاله، که امروز میدان شهدا نام دارد، گرد آمد. نیروهای ارتش در اطراف میدان مستقر شده بودند. به مردم دستور داده شد متفرق شوند. اما جمعیت از میدان خارج نشد. نیروهای نظامی حکومت پهلوی به سوی مردم تیراندازی کردند. مردم بی‌دفاع، زن و مرد، جوان و پیر، در میدان و خیابان‌های اطراف به خاک افتادند. جمعه سیاه آغاز شد. درباره تعداد قربانیان این روز روایت‌های بسیار متفاوتی وجود دارد. در سال‌های پس از انقلاب، ارقام بسیار بالاتری نیز مطرح شد؛ اما اهمیت ۱۷ شهریور فقط در اعداد جان‌باختگان نیست. ۱۷ شهریور نقطه عطفی در رابطه میان حکومت و جامعه بود. پیش از آن هنوز این امید در میان برخی نیروهای سیاسی وجود داشت که شاید بتوان از راه اصلاحات، مذاکره و عقب‌نشینی حکومت، بحران را کنترل کرد. اما گلوله‌هایی که در میدان ژاله شلیک شد، این امید را به شدت تضعیف کرد. حکومت می‌خواست با کشتار، خیابان را خاموش کند. اما نتیجه معکوس شد. کشته‌شدن مردم، خشم و اعتراض را بیشتر کرد. و مهم‌تر از آن، مبارزه را از خیابان به محل کار و کارخانه کشاند. در اینجا باید به یک تاریخ بسیار مهم اشاره کنیم: ۱۸ شهریور ۱۳۵۷؛ فقط یک روز پس از جمعه سیاه. در این روز حدود ۷۰۰ کارگر پالایشگاه تهران به رهبری زنده‌یاد یدالله خسروشاهی دست به اعتصاب زدند. خواسته‌های آنان در ابتدا عمدتاً اقتصادی و صنفی بود، اما حکومت نظامی و کشتار ۱۷ شهریور به شدت بر فضای سیاسی کارگران تأثیر گذاشته بود. پژوهش‌های مربوط به تاریخ اعتصابات نفت نیز ۱۸ شهریور را یکی از نقاط مهم در گسترش و سیاسی‌شدن اعتصابات نفت می‌دانند. خسروشاهی از فعالان و سازمان‌دهندگان جنبش کارگری صنعت نفت بود و در شکل‌گیری کمیته‌های اعتصاب و سازمان‌دهی کارگران نفت نقش داشت. خودش بعدها تأکید کرد که اعتصاب کارگران نفت از پاییز شروع نشده بود، بلکه مبارزات و اعتراضات کارگران از ماه‌ها قبل جریان داشت و پس از ۱۷ شهریور شدت و ابعاد سیاسی تازه‌ای پیدا کرد. این نکته بسیار مهم است: ۱۷ شهریور فقط یک کشتار نبود؛ پلی بود که اعتراض خیابانی را به جنبش کارگری پیوند زد. و این پیوند، سرنوشت حکومت پهلوی را تغییر داد. اعتصاب در پالایشگاه تهران به سرعت به دیگر مراکز صنعت نفت سرایت کرد. در روزهای بعد کارگران پالایشگاه‌های دیگر نیز وارد اعتصاب شدند و تا پایان شهریور، دامنه اعتصابات نفت به مراکز مهم نفتی کشور گسترش یافت. اما این هنوز آغاز کار بود. در مهرماه، اعتصاب‌ها گسترده‌تر شد. کارگران و کارکنان صنعت نفت بیش از پیش به یکدیگر پیوستند. در خاطرات خسروشاهی آمده است که کارگران پالایشگاه در راهپیمایی‌های خود با شعار «کارگر، کارمند، پیوندتان مبارک» تلاش کردند کارکنان اداری را نیز به اعتصاب بکشانند؛ و در ادامه، شعارهای سیاسی و خواست سرنگونی حکومت پهلوی نیز در میان کارگران مطرح شد. اینجا بود که مسئله از یک اعتصاب صنفی فراتر رفت. کارگر نفت فهمیده بود که قدرت او فقط در تعداد کارگران نیست؛ در نقشی است که کار او در اقتصاد کشور دارد. نفت، شریان اقتصادی حکومت بود. وقتی کارگر نفت دست از کار کشید، فقط یک کارخانه تعطیل نشد. درآمد دولت کاهش یافت. صادرات نفت مختل می‌شد. ماشین اقتصادی حکومت آسیب دید. و از همه مهم‌تر، دولت به مردم نشان می‌داد که دیگر قادر نیست حتی مهم‌ترین بخش اقتصاد کشور را به حرکت درآورد. به همین دلیل است که باید رابطه میان ۱۷ شهریور و اعتصاب نفت را جدی گرفت. ۱۷ شهریور گلوله حکومت بود؛ ۱۸ شهریور پاسخ کارگر بود. در ۱۷ شهریور، حکومت تلاش کرد با نیروی نظامی جنبش را متوقف کند. اما از روز بعد، کارگران وارد صحنه‌ای شدند که برای حکومت بسیار خطرناک‌تر بود: اعتصاب. سرکوب خیابانی را می‌توان برای مدتی ادامه داد. اما اداره کشوری که کارگرانش دست از کار کشیده‌اند، بسیار دشوارتر است.

#سنندج جمعی از بازنشستگان مخابرات در مقابل مخابرات استان کردستان در اعتراض به وضعیت مطالبات و شرایط خود تجمع کردند. بازنشستگان معترض، نسبت به  ستاد اجرایی فرمان امام و تعاون سپاه اعتراض دارند و خواستار اجرای آیین‌نامه سال ۸۹ شدند.

سنندج؛ بازداشت خشونت‌آمیز فریدون نامداری و همسرش شعله روحی فریدون نامداری، شهروند ۵۵ ساله اهل سنندج، و همسرش شعله روحی، در پی
سنندج؛ بازداشت خشونت‌آمیز فریدون نامداری و همسرش شعله روحی فریدون نامداری، شهروند ۵۵ ساله اهل سنندج، و همسرش شعله روحی، در پی یورش نیروهای اداره اطلاعات به محل کار و منزل شخصی‌شان، به‌صورت خشونت‌آمیز بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شده‌اند. به گزارش کارگرنیوز، روز یک‌شنبه پانزدهم شهریورماه ۱۴۰۵، حدود ۱۵ نیروی اداره اطلاعات با مراجعه به محل کار فریدون نامداری، وی را با توسل به خشونت و بدون ارائه حکم قضایی بازداشت کردند. پس از بازداشت فریدون نامداری، نیروهای اداره اطلاعات به منزل وی مراجعه کرده و ضمن تفتیش کامل خانه، همسرش شعله روحی را نیز بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند. بر اساس اطلاعات دریافتی، نیروهای امنیتی در جریان این یورش، منزل این زوج را به‌طور کامل مورد بازرسی قرار داده‌اند. تا زمان تنظیم این گزارش، اطلاعات دقیقی درباره علت بازداشت، اتهامات احتمالی و محل نگهداری فریدون نامداری و شعله روحی در دست نیست و پیگیری‌های خانواده‌های آنان برای اطلاع از وضعیت و محل نگهداری‌شان تاکنون بی‌نتیجه مانده است.

حمله پهپادی جمهوری اسلامی به اردوگاه کومه‌له زحمتکشان کوردستان در سورداش بامداد امروز دوشنبە ١۶ شهریورماه ١۴٠۵، نیروهای رژیم جمهوری اسلامی ایران با استفاده از سه پهپاد، مقر و اردوگاه‌های کومه‌له زحمتکشان کوردستان در منطقه سورداش در اقلیم کردستان عراق را هدف قرار دادند. بر اساس اطلاعات منتشرشده این حمله حدود ساعت ۴:۵۰ بامداد انجام شده و در نتیجه آن، خسارات مادی به بخش‌هایی از مقرها وارد شده است. همچنین چند ساختمان در پی حمله دچار آتش‌سوزی شده‌اند. این حمله در ادامه حملات جمهوری اسلامی به مقرها و اردوگاه‌های احزاب کوردستان ایران در اقلیم کوردستان صورت گرفته است. بر اساس آماری که از سوی کومه‌له زحمتکشان کردستان اعلام شده، از آغاز درگیری‌های میان ایران و آمریکا تاکنون، بیش از ۱۰۸ موشک و پهپاد برای هدف قرار دادن مقرها و مراکز این حزب به کار گرفته شده است.

سۆزێک بۆ سنە ێ سوور «شینێک» بۆ کارە ساتی تە قینە ۆە ی تانکە ری سووتە مە نی لە «سنە»

#کرمانشاه معترض زندانی، آزاد باید گردد تجمع اعتراضی بازنشستگان و مستمری‌بگیران تأمین اجتماعی کرمانشاه مقابل سازمان تأمین اجتماعی استان در اعتراض به فقر، گرانی و پایمال شدن حقوق برگزار شد. مطالبات این معترضان عبارتند از : آزادی فوری و بی‌قیدوشرط تمام معترضان و فعالان صنفی زندانی افزایش مستمری‌ها متناسب با تورم واقعی و ماده ۹۶ قانون تأمین اجتماعی ارائه خدمات درمانی رایگان و شایسته و توقف تسلط فقر و فساد بر صندوق‌ها اجرای کامل و واقعی همسان‌سازی حقوق و پرداخت تمامی معوقات مزدی

#شوش راهپیمایی و تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی شهرستان شوش امروز یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰، مقابل تأمین اجتماعی شوش. درجه گرمای هوای خوزستان بالای پنجاه درجه همراه با رطوبت بالا. شعارهای اعتراضی و مطالباتی : _تامین و غارت کردند، ما رو بیچاره کردند _کشور پر در آمد، چه بر سر تو آمد؟ _بیمارستان ملکی حق مسلم ماست _بازنشسته داد بزن، حقتو فریاد بزن _ظلم و ستم فراوان ما را کشید خیابان _خیابان خیابان، سنگر زحمتکشان _ازخوزستان تا گیلان، مرگ بر این مدیران _ازخوزستان تا سیستان، مرگ بر این مدیران _ازخوزستان تا تهران، مرگ بر این مدیران _ظلم و ستم کافیه سفره ی ما خالیه _دولت ورشکسته برای بازنشسته، شمشیر و از رو‌بسته _می‌جنگیم، می‌میریم، حقمون رو می‌گیریم _حقوق بازنشسته، تموم میشه یه هفته _نه گرما نه سرما نیست جلو دار ما _حسین حسین شعارشون، دزدی و غارت کارشون _تورم اسفبار، حاکم شده تو بازار _حقوق نصف و نیمه، سکوت کنی همینه

تجمع سراسری معلمان مقابل سازمان برنامه و بودجه در تهران در این تجمع که براساس فراخوان برای احقاق حقوق و بهبود وضعیت معیشتی معلمان امروز پانزدهم شهریور صورت گرفت از جمله دو مطالبه زیر مطرح شد: حقوق هم تراز با سایر دستگاه ها برقراری پرداختی های خارج از حکم سایر دستگاه ها برای معلمان در فراخوان منتشره تجمعات در تهران مقابل وزارت آموزش و پرورش و در مراکز استان ها مقابل ادارات شهرستان ها مقابل اداره آموزش و پرورش اعلام شده بود

انفجار مهیب تانکر سوخت در سنندج در پی برخورد شدید یک تانکر حامل سوخت با یک دستگاه تریلی در محدوده پلیس‌راه سنندج ـ همدان، تان
انفجار مهیب تانکر سوخت در سنندج در پی برخورد شدید یک تانکر حامل سوخت با یک دستگاه تریلی در محدوده پلیس‌راه سنندج ـ همدان، تانکر منفجر شده و آتش‌سوزی گسترده‌ای رخ داده است. گزارش‌ها از کشته شدن ۱۱ نفر و زخمی شدن ۷ نفر حکایت دارد.

نامه اعتراضی کارگران ارکان ثالث نفت و گاز خطاب به رئیس سازمان برنامه و بودجه: زحمات کارگرانِ خط مقدم را به پای مدیرانِ برخوردار از سقف‌ حقوق ننویسید. جمعی از کارگران ارکان ثالث و پیمانکاری پروژه‌های نفت و گاز در اعتراض به اظهارات اخیر رئیس سازمان برنامه و بودجه مبنی بر تشبیه کارکنان نفت در زمان جنگ به رزمندگان، نوشتند: رزمندگان واقعی همواره در خطوط مقدم و در دل آتش ایستاده‌اند، نه در حاشیه امن میزهای عافیت! زحمات و عرق جبین کارگرانِ خط مقدم را به پای مدیرانِ برخوردار از سقف‌ حقوق ننویسید. سال‌هاست که بار سنگین و اصلی تولید نفت و گاز کشور بر شانه‌های خسته کارگران ارکان ثالث است، اما سهم ما از این فداکاریِ مستمر، تنها موارد زیر بوده است:  تبعیض آشکار و ساختاری در حقوق، مزایا، امنیت شغلی و نادیده گرفتن شأن انسانی نیروی کار. حضور بلامنازع و سوداگرانه شرکت‌های واسطه و پیمانکاران تأمین نیروی انسانی؛ نهادهایی که ثمره‌ای جز دلالی ندارند و در حال مکیدن خون کارگران هستند. تکرار وعده‌های نافرجام در خصوص ساماندهی وضعیت اشتغال و طرح حذف پیمانکاران. کارگران با انتقاد از اجرایی شدن قانون تبدیل وضعیت تنها برای گروهی خاص، بار دیگر بر سه مطالبه محوری خود تاکید کردند: حذف فوری شرکت‌های واسطه‌ای و دلالان نیروی انسانی (پیمانکاران). انعقاد قرارداد مستقیم با کارگران، اجرای طرح ساماندهی جامع و برقراری عدالت مزدی و امنیت شغلی. پایان بخشیدن به نگاه «نیروی درجه دو» نسبت به سرمایه‌های انسانی و اصلی صنعت نفت. آزادی_برابری_حاکمیت_شورایی جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵ - 04.09.2026 #کارگرنیوز @kargarnews1

ممنوعیت سراسری تظاهرات در افغانستان توسط طالبان حکومت طالبان در افغانستان از تصمیم خود برای ممنوعیت برگزاری تظاهرات و اعتراضا
ممنوعیت سراسری تظاهرات در افغانستان توسط طالبان حکومت طالبان در افغانستان از تصمیم خود برای ممنوعیت برگزاری تظاهرات و اعتراضات در سراسر این کشور دفاع کرده و مدعی شده است که این ممنوعیت با “حقوق اسلامی”مطابقت کامل دارد. بر اساس این تصمیم، برگزاری اعتراضات و تجمع‌های عمومی در افغانستان ممنوع خواهد بود؛ اقدامی که دامنه محدودیت‌های اعمال‌شده بر فعالیت‌های مدنی و سیاسی در این کشور را گسترده‌تر می‌کند. طالبان با توجیه این تصمیم، ممنوعیت تظاهرات را “کاملاً منطبق بر حقوق اسلامی” دانسته است؛ با این حال، منتقدان سیاست‌های طالبان، محدود کردن امکان اعتراض و تجمع مسالمت‌آمیز را مغایر با حقوق اساسی شهروندان و آزادی‌های مدنی می‌دانند.

‏ تجمع اعتراضی جوانان جویای کار روستاهای موران و عمیشیه بزرگ در مقابل درب شرکت کشت و صنعت نیشکر دعبل خزاعی اهواز، امروز برای سومین روز پیاپی ادامه دارد. ‏جوانان در محل تجمع حضور و با دست‌های خالی شعار می‌دهند که استخدام در این شرکت حق مسلم آنان است. نیروهای سرکوب ‏فردا این جوانان را به اتهاماتی چون محاربه، اقدام علیه امنیت ملی، تجزیه‌طلبی و نسبت دادن اتهامات نادرست به فعالان و شهروندان عرب متهم میکنند . بیکاری ویرانگر و بیسابقه در شرایط فعلی، جوانان جویای کار را یا به جنون، عصبیت، طغیان و بزهکاری میکشاند و یا افسردگی و خودکشی! ‏اعتراض آنان کاملاً بحق است و ریشه در وعده‌هایی دارد که در دهه هفتاد به صاحبان زمین‌های مصادره شده داده شد؛ وعده‌هایی که پس از مصادره زمین‌ها و کشته، مجروح و بازداشت شدن شماری از مالکان آن‌ها، هرگز عملی نشد. ⁧