| معرفی کتاب 📚|
A book is a dream that you hold in your hands... 📚کتاب رویاییست که در دستانت میگیری... 🔹کانال محصولات فانتزی: @pllanner 🔹کانال رضایت مشتری و نحوه سفارش : @bookstore_chanell 🔹جهت سفارش کتاب: @boook_booook 🔹کانال دوم : @foroogh_shamloo
Show more📈 Analytical overview of Telegram channel | معرفی کتاب 📚|
Channel | معرفی کتاب 📚| (@bookstore_chanel) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 17 269 subscribers, ranking 2 087 in the Books category and 19 247 in the Iran region.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 17 269 subscribers.
According to the latest data from 07 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -92 over the last 30 days and by 5 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 17.29%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects N/A% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 0 views. Within the first day, a publication typically gains 0 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 0.
- Thematic interests: Content is focused on key topics such as رمان, لانا, کس, نویسنده, وقت.
📝 Description and content policy
The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“A book is a dream that you hold in your hands...
📚کتاب رویاییست که در دستانت میگیری...
🔹کانال محصولات فانتزی:
@pllanner
🔹کانال رضایت مشتری و نحوه سفارش :
@bookstore_chanell
🔹جهت سفارش کتاب:
@boook_booook
🔹کانال دوم :
@foroogh_shamloo”
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 08 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Books category.
Data loading in progress...
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 08 September | 0 | |||
| 07 September | +5 | |||
| 06 September | 0 | |||
| 05 September | +1 | |||
| 04 September | +1 | |||
| 03 September | 0 | |||
| 02 September | 0 | |||
| 01 September | 0 |
| 2 | کاترین پاندر قوانین معنوی شفا را با دلایل مشکلات عاطفی و جسمی به اشتراک می گذارد. او نشان می دهد که چگونه می توانید با به جریان انداختن افکار اصلاحی کل الگوی زندگی شما بهتر شود.او همچنین در کتاب قانون شفا توضیح داده است که همه می توانند از این قوانین شفابخشی کهن استفاده کنند و هیچ چیز مرموز در مورد آنها وجود ندارد.
کتاب قانون شفا کتابی است که به طور اساسی آگاهی فرد را گسترش می دهد و کاتدرین پاندر سعی بر بیدار کردن ضمیر ناخودآگاه ما دارد.کاترین معتقد است کتاب قانون شفا باید در هر کتابخانه ای باشد.
کاترین پوندر یکی از روشهای درمانی مفید را یکی بعد از دیگری فاش می کند و این کار را به صورت دستی و مرجع انجام می دهد و همچنین خواندن این کتاب برای همه علاقه مندان به کار بر روی سلامت مفید است.
#کاترین_پاندر
#قانون_شفا
#معرفی_کتاب
📕 @bookstore_chanel | 3 565 |
| 3 | هنگامی که از کنفسیوس پرسیدند اگر امپراطور چین میشد نخستین عملی که به آن دست میزد چه بود، پاسخ داد: «دوباره سازی مفهوم کلمات».
او با خبر از اقتدار و نفوذ کلام برای آفرینش، مرگ یا درمان، نیک میدانست که با چه دقتی باید واژهها را برگزید.
همه فرهنگها و تمدنها، همنوا آموختهاند:
«کلامت، تو را بر مَسند قدرت مینشاند!»
#کاترین_پاندر
#قانون_شفا
📕 @bookstore_chanel | 2 993 |
| 4 | شاد بودن گناه نیست.
چه ایرادی دارد که گاهی برخی قوانین برنامه غذایی یا خواب یا حتی شادی را نقض کنیم.
به خود خرده نگیرید که چرا گاهی اوقات وقتتان را برای کارهای بیهوده و کوچک تلف کردهاید.
همین لذتهای کوچک هستند که ما را سر شوق میآورند.
#پائولو_کوئلیو
#مکتوب
📕 @bookstore_chanel | 3 303 |
| 5 | 🌼ژانر این کتاب تاریخیه و براساس واقعیته.
یه داستان عجیب، خواندنی و واقعا تکاندهنده داره.
🌼352 صفحه است
🌼قیمت 340
🌼تعداد خیلی خیلی محدوده
برای خرید کتاب پیام بدهید:
@boook_booook | 2 795 |
| 6 | کتاب «آیین تدفین» رمانی نوشته «هانا کنت» است که اولین بار در سال 2013 به چاپ رسید. داستان این رمان که بر اساس ماجرایی واقعی به وجود آمده، در مناطق روستایی ایسلند در سال 1829 رقم می خورد. «اگنس» به خاطر قتل کارفرمای سابق خود و دوست او در انتظار اعدام است، اما نه در زندان—هیچ زندانی در آن مناطق وجود ندارد—بلکه در زمین زراعی یک خانواده. «یون یونشان»، پدر خانواده، این مسئولیت را با اکراه و به عنوان بخشی از کار خود پذیرفته است اما واکنش همسر و دختران او نسبت به حضور «اگنس»، ترکیبی از سکوت و ترس است. «اگنس» پس از انتقال به این خانه، درخواست ملاقات با کشیشی جوان را مطرح می کند و بخش هایی از داستان خود را با او در میان می گذارد، در حالی که داستان کامل را فقط برای مخاطبین روایت می کند.
#هانا_کنت
#آیین_تدفین
#معرفی_کتاب
📕 @bookstore_chanel | 2 447 |
| 7 | "اگنس ماگنوسدوهتیر" به جرم مشارکت در قتل دو مرد که یکی از اونها اربابش بود به اعدام محکوم شده بود!
اگنس باید کشته میشد اما زندانهای شهر کوچکی که ساکنش بود پر شده بود و دولت هرگز حاضر نبود برای زنی که قراره به زودی بمیره هزینه کنه. برای همین تصمیم گرفتن اگنس رو همراه یه مامور و یه کشیش پیش یه مامور دولت و خانوادهش بفرستند!
#هانا_کنت
#آیین_تدفین
📕 @bookstore_chanel | 2 601 |
| 8 | ما بیشتر دلباخته اشتیاقیم تا دلباخته آنچه اشتیاقِمان را برانگیخته است!
تا زندهای، زندگی کن! اگر زندگیات را به کمال دریابی، وحشت مرگ از بین خواهد رفت! وقتی کسی بهنگام زندگی نمیکند، نمیتواند بهنگام بمیرد.
از خود بپرس که آیا زندگی را به کمال دریافتهای؟ _ آیا زندگی خودت را زیستهای؟ یا با آن زنده بودهای؟ آیا آن را برگزیدهای؟ یا زندگیات تو را برگزیده است؟ آیا آن را دوست داری؟ یا از آن پشیمانی؟ این است معنی زندگی را به کمال دریافتن
خوب زندگی کردن یعنی ابتدا آنچه ضروری است را اراده کنی و سپس آنچه را که اراده کردهای دوست بداری.
باید طوری زندگی کنیم که انگار آزادیم. گرچه نمیتوانیم از سرنوشت بگریزیم، ولی باید با آن درگیر شویم، باید پیشامد سرنوشتمان را اراده کنیم. باید به تقدیرمان عشق بورزیم.
#اروین_د_یالوم
#وقتی_نیچه_گریست
📕 @bookstore_chanel | 2 870 |
| 9 | وارن بافت میگوید:«بهترین سرمایه گذاری ممکن، سرمایه گذاری بر روی خودتان است»
۳۰ روش برای سرمایه گذاری بر روی خودتان:
۱.روزانه مطالعه کنید.
۲.سالمتر غذا بخورید.
۳.آشپزی بیاموزید.
۴.سحرخیز باشید.
۵.از تعللکردن دست بردارید.
۶.زمان خود را مدیریت کنید.
۷.بیشتر سفر کنید.
۸.به یک روال ثابت، پابند بمانید.
۹.پول خود را سرمایه گذاری کنید.
۱۰.خودتان را به چالش بکشید.
۱۱.موفقیت را تجسم کنید.
۱۲.دیگران را ببخشید.
۱۳.نگران خودتان باشید.
۱۴.یادداشت بردارید.
۱۵.به پادکستها گوش کنید.
۱۶.وسایل بهدردنخور نخرید.
۱۷.خردمندانه دوستانتان را انتخاب کنید.
۱۸.با خانواده خود در ارتباط بمانید.
۱۹.از دوستان زهرآگینتان فاصله بگیرید.
۲۰.هر روز، ۱٪ بهتر شوید.
۲۱.کسب و کارتان را شروع کنید.
۲۲.شکایت نکنید.
۲۳.مشاوری باتجربه بیابید.
۲۴.چیز جدیدی بیاموزید.
۲۵.هدفگذاری کنید.
۲۶.برای هفته خود برنامهریزی کنید.
۲۷.با مدیتیشن(مراقبه) مأنوس شوید.
۲۸.با شکرگزاری مأنوس شوید.
۲۹.برای زندگیتان برنامه داشته باشید.
۳۰.نرمش کنید.
📕 @bookstore_chanel | 3 895 |
| 10 | به طور کلی نود درصد سعادت ما فقط مبتنی بر سلامت ماست. همه چیز در صورت وجود سلامت مایهٔ لذت میگردد؛ برعکس ، بدون سلامت ، هیچ موهبت بیرونی نیست که لذت بخش باشد و حتی موهبتهای ذاتی دیگر، خصوصیات ذهنی و خُلق و مزاج در اثر رنجوری کاهش می یابند و بسیار ضعیف می شوند...
پس بیدلیل نیست که بههنگام دیدن یکدیگر نخست جویای سلامت هم میشویم و برای یکدیگر آرزوی سلامت میکنیم، زیرا سلامت، برای سعادت انسان از هرچیز دیگر اساسیتر است.
#آرتور_شوپنهاور
#در_باب_حکمت_زندگی
📕 @bookstore_chanel | 3 769 |
| 11 | - کتاب میتوانی من را بکشی
- صفحات : ۲۸۰ صفحه
_ قیمت : ۴۸۰ تومن
- ژانر : جنایی
برای خرید کتاب پیام بدهید:
@boook_booook | 3 137 |
| 12 | میتوانی مرا بکشی نوشتهی حمیده جمالی هنجنی، به یکی از پربحثترین پروندههای جنایی تاریخ ایران میپردازد، میکوشد دوباره آن را بازخوانی کند و روایتی نو از آن ارائه دهد. این جستار به ماجرای جنجالی قتل منیژه، دختر ارتشبد حجازی در سال 1352 میپردازد که تا مدتها تیتر روزنامهها بود. راوی به سراغ تمام گزارشها و شخصیتهای مرتبط با پرونده میرود و آنها را مرور میکند تا به حقیقت این اتفاق هولناک برسد.
کتاب «میتوانی مرا بکشی»، جستار نمایشگونه جذابی است که ما را به تماشای دوباره تاریخ فرامیخواند و از ما میخواهد که حتی لحظاتی خود را به جای این اشخاص بگذاریم و در صحنهٔ زندگی، درنگی با هم نقش بازی کنیم.
#حمیده_جمالی
#میتوانی_مرا_بکشی
#معرفی_کتاب
📕 @bookstore_chanel | 3 147 |
| 13 | و اون روز و روزای بعدی که جلسات دادگاه ادامه داشت چیزی نبودن جز یک کابوس ترسناک از وحشی گری و طمع انسان!
کابوسی که بالاخره به واقعیت پیوسته بود و حالا داشت برای همه ما فاش می شد... کابوسی از جنس یک قتل!
#حمیده_جمالی
#میتوانی_مرا_بکشی
#معرفی_کتاب
📕 @bookstore_chanel | 2 856 |
| 14 | ما دوام آوردیم، عجیب دوام آوردیم.
اما فرق بود میان دوام آوردن ما و دوام آوردن آدمهای دیگر.
فرق بود میان رسیدن ما و رسیدن آدمهای دیگر. که جایی که آنان راه میرفتند، ما میدویدیم، جایی که آنها میدویدند، ما سینه خیز میرفتیم.
آنان برای رشد و رفاه میجنگیدند و ما برای بقا، تمام مردم جهان زندگی میکردند و ما، ما فقط داشتیم زنده میماندیم...
#عباس_معروفی
#سمفونی_مردگان
📕 @bookstore_chanel | 2 456 |
| 15 | مرده های بی کفن و دفن، نمایشنامه ای چالش برانگیز درباره ی ترس ها و رنج های جنگ است. مفاهیم متعارف فلسفی سارتر درباره ی آزادی اراده و قدرت انتخاب در این کتاب به چشم می خورند اما به نظر می رسد که مرده های بی کفن و دفن از احساسات بیشتری نسبت به برخی دیگر از آثار سارتر بهره مند است. اثر جنگ بر روحیه ی انسانی آدم ها، موضوع اصلی این نمایشنامه است. در اواخر دوران جنگ، گروهی از پارتیزان ها به دهکده ای حمله می کنند و پس از کش و قوس های فراوان، به وسیله ی یگانی از نیروهای ارتش فرانسه دستگیر می شوند. یکی از این زندانی ها فرار می کند و تمامی مردان و زنان این گروه، شکنجه می شوند تا اطلاعاتی از او در اختیار ارتش قرار دهند. شرایط در جایی وخیم تر می شود که یک پارتیزان خود را می کشد و پارتیزانی دیگر، قبل از این که بتواند اطلاعاتی بع ارتش بدهد، کشته می شود.
#ژان_پل_سارتر
#مردگان_بیکفن_و_دفن
#معرفی_کتاب
📕@bookstore_chanel | 4 427 |
| 16 | تشویش،
شیره ی جانم را کشید.
من دیگر نمی توانم گریه کنم.
#ژان_پل_سارتر
#مردگان_بیکفن_و_دفن
📕@bookstore_chanel | 3 807 |
| 17 | پول نمیتواند سعادت بخرد ولی وُکلا را چرا. پول میتواند کاری کند که بارها و بارها در دادگاه اقامهی دعوی کنی و به شاهدها رشوه بدهی. میتوانی به کمکش داروهای گرانقیمتی بخری که تحت بیمه نیستند و به کشورهایی بروی که درمانهای تجربی با استفاده از یاختههای بنیادیشان از هیچی بهتر است. اگر یکی بخواهد از اعمال قدرت طفره رود، فقط چند سانتیمتر بالاتر از قانون بایستد، بوروکراسی را دور بزند، بازرسها را بخرد که جرمش را نادیده بگیرند، بخواهد هزینههای دادرسی خودش را بپردازد یا، اگر دستور داده شد، هزینههای طرف مقابل را، از پس پرداخت رشوههایی بربیاید که دادنشان برای بقا در زندان لازم است، هیچچیزی جز پول چارهی کار نیست. به سازمان بهداشت جهانی بگو که پول نمیتواند عمرت را بر روی این زمین دراز کند و آنها قاهقاه توی صورت نکبتت میخندند.
#استیو_تولتز
#هرچه_بادا_باد
📕 @bookstore_chanel | 5 006 |
| 18 | بسياري از مردم کتاب ”شاهزاده کوچولو” اثر اگزوپري را مي شناسند. اما شايد همه ندانند که او خلبان هواپيماي جنگي بود و با نازي ها جنگيد و در نهايت در يک سانحه هوايي کشته شد. قبل از شروع جنگ جهاني دوم اگزوپري در اسپانيا با ديکتاتوري فرانکو مي جنگيد. او تجربه هاي حيرت آو خود را در مجموعه ا ي به نام "لبخند" گرد آوري کرده است. در يکي از خاطراتش مي نويسد که او را اسير کردند و به زندان انداختند. او که از روي رفتارهاي خشونت آميز نگهبان ها حدس زده بود که روز بعد اعدامش خواهند کرد مي نويسد: "مطمئن بودم که مرا اعدام خواهند کرد به همين دليل به شدت نگران بودم. جيب هايم را گشتم تا شايد سيگاري پيدا کنم که از زير دست آنها که حسابي لباس هايم را گشته بودند در رفته باشد. يکي پيدا کردم و با دست هاي لرزان آن را به لبهايم گذاشتم ولي کبريت نداشتم. از ميان نرده ها به زندانبانم نگاه کردم. او حتي نگاهي هم به من نيانداخت. درست مانند يک مجسمه آنجا ايستاده بود. فرياد زدم ”هي رفيق! کبريت داري؟” به من نگاه کرد شانه هايش را بالا انداخت و به طرفم آمد. نزديک تر که آمد و کبريتش را روشن کرد بي اختيار نگاهش به نگاه من دوخته شد. لبخند زدم و نمي دانم چرا؟ شايد از شدت اضطراب، شايد به خاطر اين که خيلي به او نزديک بودم و نمي توانستم لبخند نزنم. در هر حال لبخند زدم و انگار نوري فاصله بين دلهاي ما را پر کرد. مي دانستم که او به هيچ وجه چنين چيزي را نمي خواهد... ولي گرماي لبخند من از ميله ها گذشت و به او رسيد و روي لب هاي او هم لبخند شکفت. سيگارم را روشن کرد ولي نرفت و همان جا ايستاد. مستقيم در چشمهايم نگاه کرد و لبخند زد. من حالا با علم به اين که او نه يک نگهبان زندان که يک انسان است به او لبخند زدم نگاه او حال و هواي ديگري پيدا کرده بود.
پرسيد: ”بچه داري؟” با دست هاي لرزان کيف پولم را بيرون آوردم و عکس اعضاي خانواده ام را به او نشان دادم و گفتم: "آره، ايناهاش” او هم عکس بچه هايش را به من نشان داد و درباره نقشه ها و آرزوهايي که براي آنها داشت برايم صحبت کرد. اشک به چشم هايم هجوم آورد. گفتم که مي ترسم ديگر هرگز خانواده ام را نبينم... ديگر نبينم که بچه هايم چه طور بزرگ مي شوند. چشم هاي او هم پر از اشک شدند. ناگهان بي آن که حرفي بزند، قفل در سلول مرا باز کرد و مرا بيرون برد. بعد هم مرا به بيرون زندان و جاده پشتي آن که به شهر منتهي مي شد هدايت کرد. نزديک شهر که رسيديم تنهايم گذاشت و برگشت بي آنکه کلمه اي حرف بزند.
يک لبخند زندگي مرا نجات داد.
📕 @bookstore_chanel | 5 037 |
| 19 | عظیمترین دروازههای اَبرشهرهای جهان را میتوان بست؛ اما دهانِ حقیر آن موجودی را که نتوانسته نیروهایش را در راستای تولیدِ مفید یا در خدمت به ملت، میهن، فرهنگ جامعه، و آرمان به کار گیرد، حتی برای لحظهیی نمیتوان بست. آیا میدانی با سازِ همگان رقصیدن، و آنگونه پایکوبیدن و گُل افشاندن که همگان را خوشآید و تحسین همگان را بر انگیزد، از ما چهچیز خواهد ساخت؟ عمیقاً یک دلقک؛ یک دلقکِ درباریِ دردمندِ دل آزرده، که بر دارِ رفتارِ خویشتن آونگ است- تا آخرین لحظههای حیات.
#نادر_ابراهیمی
#چهل_نامه_کوتاه_به_همسرم
📕 @bookstore_chanel | 4 748 |
| 20 | قهرمان داستان جوانی کُرد است که پدرش را از دست داده و به همراه مادرش در روستایی دورافتاده زندگی فقیرانهای را میگذراند. افزون براین، موقعیت مرزی روستا سبب شده زندگی آنان دشوارتر شود، زیرا اهالی اطراف روستا همواره زیر نظر پاسگاه بالای تپهاند و سربازان و درجهداران پاسگاه رفتاری ناشایست با اهالی دارند و...
#ابراهیم_یونسی
#مادرم_دوبار_گریست
#معرفی_کتاب
📕 @bookstore_chanel | 3 781 |
