252
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-730 days
Posts Archive
252
دارم به این نتیجه میرسم
که هانا،آدمها برای شکستن قلبت،برنامه ریزی میکنن!
دوباره و دوباره و دوباره.
بسه،بابت همش ممنونم
فعلا
252
هویت اجتماعی رو اگر بزاری سر قبر گاندی بلند میشه یکی میزنه تو گوشِت میگه «بی خاصیت من بابامم بهم نمیگفت باپو»
252
فهمیده،نه؟
فهمیده من کیام،کی بودم.
همهی اینا بخاطر این بود،نه؟
من گذشتم ازت،هر دروغی که میخوای رو به جای من باور کن،امیدوارم ته دلت بدونی واقعیت چی بود.
دیگه مهم نیست،از خودت نگذر.
252
سر بالا،برای تو
برای تویی که زمین میخوردی و تا جونت درد میگرفت ولی بغضتو قورت میدادی و میگفتی “خوبم!نزدیکم نشین هیچیم نشد!”
برای تو دستم رو گذاشتم روی زانو هام جلوی همه گریه کردم،
برای تو که از هر چهار نفر حداقل از سه نفرشون متنفر بودی،برای تو با آدمهایی حرف زدم که باورنمیکنی،
بهت قول دادم عوض نشم،عامه پسند نباشم
منو ببین،من همونی شدم که تو نقاشیش رو میکشیدی و میبردی به مامان نشون میدادی و میگفت”هانا!مطمئنی؟”
حالا،مطمئنی هانا؟
252
سر بالا،برای تو
برای تویی که زمین میخوردی و تا جونت درد میگرفت ولی بغضتو قورت میدادی و میگفتی “خوبم!نزدیکم نشین هیچیم نشد!”
برای تو دستم رو گذاشتم روی زانو هام جلوی همه گریه کردم،
برای تو که از هر چهار نفر حداقل از سه نفرشون متنفر بودی،برای تو با ادمایی حرف زدم که باورنمیکنی،
بهت قول دادم عوض نشم،عامه پسند نباشم
منو ببین،حالا فقط منم و تو،من همونی شدم که تو نقاشیش رو میکشیدی و میبردی به مامان نشون میدادی و میگفت”هانا!مطمئنی؟”
مطمئنی هانا؟
252
فعلا خداحافظ بارون.
از الان به بعد فقط نور آفتاب کور کننده ای که بعد از ظهرها اینجا میتابه.
252
“آخه تو چشم بسته غیب میگی مامان جان،تو چشمای یارو نگاه میکنی و همه چی رو میخونی،ولی یه تست ریاضی نمیتونی حل کنی،بچهم یه احمق نابغهاس“
