en
Feedback
عشقِ دلم❤

عشقِ دلم❤

Open in Telegram

شادباش وشادزندگی کن.....

Show more
369
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+1730 days
Posts Archive
بر قاب دلم عکس تو نقش است نگارم غیر از تو دگر در دو جهان یار ندارم

مـٓ خـٓ اط ـٓب دلـ ٓـم

تو به من مُغازله‌ی غزلها را میدهی شاخه‌ نباتی بلورِ نور به تو من سپیدیِ شعرهایم را میدهم خشکیده قافیه‌ اَم هَباءِ منثور

دلم تنگ است دلم اندازه‌ ی حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است  صدایم خیس و بارانیست  نمیدانم چرا در قلب من زمستان طولانیست

دلتنگی روهیچ جوری نمیتونی پنهونش کنی دلتنگ که میشی صدات دلتنگه نگات دلتنگه نفسات دلتنگه حتی وقتی وقتی مینویسی دل واژه هات تنگه

خدا کند امروز خشنودی ببارد
خدا کند امروز                خشنودی ببارد

تو‌ درونی‌ ترین احساسِ منی با توست که به خودم میرسم تو را در آغوش میفشارم بسی طولانی

من تورو میخوام نه شبیه تورو نه حتی بهتر از تورو بهتر از تو از دید من وجود نداره هیچ کس نمیتونه اون حسی که تو بهم میدی رو بده♥️

دستهایم در دستهایت لبهایم روی لبهایت آغوشم در دنج ترین کافه ی آغوشت نفسهایم در میان قلبت دوستت دارمهایم دم گوشت بوسه هایت میا
دستهایم در دستهایت لبهایم روی لبهایت آغوشم در دنج ترین کافه ی آغوشت نفسهایم در میان قلبت دوستت دارمهایم دم گوشت بوسه هایت میان چال گردنم همین دیگر مگر من از خدا چه میخواهم جز تمامت برایم کافیست

اسفند ماهی جان برایت روزهای زیبا به زیبای زمستان سپید شادی و شادکامی آرزو میکنم تولدت مبارک🥳
اسفند ماهی جان برایت روزهای زیبا به زیبای زمستان سپید شادی و شادکامی آرزو میکنم تولدت مبارک🥳

شرط دل دادن دل گرفتن است وگرنه یکی بی دل میماند و دیگری دو دل

نترسان مرا از سرما بی تو زندگی میکنم در #فصــل پنـجــم بعد از زمستان اینجا منفی بسیار درجه است

خونه هاتون گرم و صمیمی مــــــــثل قلبای مهربونتون
خونه هاتون گرم و صمیمی مــــــــثل قلبای مهربونتون

عَمیٍق‌ تَرین مَعناٰیِْ زندگیِْ مَنیْ
عَمیٍق‌ تَرین مَعناٰیِْ زندگیِْ مَنیْ

مرا جان است و جانانم تو باشى دواى چشم بيمارم تو باشى سرى پر شور دارم نازنینم قشنگ است اینکه دلدارم تو باشی
مرا جان است و جانانم تو باشى دواى چشم بيمارم تو باشى سرى پر شور دارم نازنینم قشنگ است اینکه دلدارم تو باشی

در این پریشانیِ روزگار مبادا فراموش کنی دوستت دارم

دوست دارم غرق آغوشت شود آغوش من عطر آغوشت به من بسپار و سازم ساز ڪن

همیشه لحظه هایم با "تــو" مثل شهد شیرین است عسل میریزد از سر تا به پای دلبری هایت

دلــم را بہ ڪجاے این شهر مشغول ڪنم نڪَیرد بهانہ تـو را؟

آغوشت امن ترین آشیانه است برای آغوش خزان زده ام بغلم کن تا سرمای دلتنگی از خاطر احساسم برود