369
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+1730 days
Posts Archive
369
Repost from N/a
سرخی لبهاے
ٺــــــو➮
چون جام شراب
نخورده مستم میکند
ساقی پیمانه را از سر بریز
369
هر شب
بہ مڪث تو
ڪه میرسم
عاشقانہ زمزمہ میکنم
#دوست داشتنت را
369
تو آخرین سنگری
آخرین فِشنگ
آخرین قطارِ ایستگاه
آخرین نخ ِسیگار
آخرین چوبِ کبریت
و شاید آخرین شامِ مسیح
و مَن
آنچنان پُر از اُمید
آنچنان پُر از اضطراب
که شاید نداشته باشَمَت
369
شب آمد
بہ دلم حال و
هوایَت دارم
بَس ڪہ احساسِ عجیبی
بہ صدایَت دارم
تو بیایی بغلم
بغض ونفس تنگی وشور
ازسَرِعشق وجنون
خنده برایَت دارد
369
چشمان تو
بی واژه ترین
شعر جهان است
بی واژه بخوانم
که غزلخوان تو باشم
بر لشگر
عشاق فراوان تو سوگند
آواره ترین
عاشق چشمان تو باشم
