آیههای تاریکی
Open in Telegram
تاریکترین نوشتههای یک روح تنها و باستانی #یاور_م
Show more363
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
▪️شوخی یا جدی؟
زندگی به شکل مسخره ای جدی است و جدی بودنش هم به همان اندازه مسخره بودنش شوخی ست!
#یاور_م
@ehsas2ro
▪️پس از هرگز خدا را شکر...
پس از آنکه اصرارش را برای پذیرفته شدن را نادیده گرفتم گفت: حالم از تو و هر چه مربوط به توست به هم میخورد!
تبسمی بر لبم نقش بست و در دل گفتم: پس از هرگز خدا را شکر، بالاخره یک حس مشترک یافتم. احتمالا الان میفهمد در این سالها چه احساسی داشتم.
@ehsas2ro
▪️بیشعوری مسری
باورم نمیشود که زمانی دوستت داشتم، گاهی بیشعوری چقدر مسری میشود!
#یاور_م
@ehsas2ro
▪️آنکه عشق دروغینش از بطن خیانت زاده شد
نفرتش حاصل خیانت بود و عشقش محصول تنفر. خیانتی که بدید و تنفری که بزاد. او چنین بود، معجونی از عشق و شهوت و خیانت. نوشداروئی با طعم دروغ و تهمت و بدبینی و حسادت!
او خاص بود، دوستش میداشتم، چون به شکل احمقانه ای خاص بود. تظاهرش به عشق، تظاهرش به راستی و تمایلش به دروغ خاص بود.
دارم از احساسات زنی که چون چشمک یک ستاره ناشناس در کهکشانی دور، با فاصله ای چندین هزار ساله به من رسیده بود سخن میگویم
گویا مسافر این سالها پیش از تولد نیز مرده بود. گویی آنچه از او دریافتم چیزی جز فریادی خفه شده در گلوی زنی مرده نبود. صدایی مبهم، آشنا و و دور که میگفت: تو را دوست میدارم
اینک او رفته است، با آخرین وداع که دست تکان میدادم و از پشت پرده های اشکم میگفتم: از زندگی لعنتی ام برو بیرون
همه چیزش تناقض بود، هر سلام و وداعش، ادعایش به عشق و تمایل سیری ناپذیرش به دروغ... آری او رفته است و من آخرین اعتماد زندگیم را با دستان خویش به خاک سپردم
#یاور_م
#بازپخش
@ehsas2ro
