en
Feedback
آیه‌های تاریکی

آیه‌های تاریکی

Open in Telegram

تاریک‌ترین نوشته‌های یک روح تنها و باستانی #یاور_م

Show more
363
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
"معجزه" با صدای "سیاوش قمیشی" @ehsas2ro

"معجزه" با صدای "سیاوش قمیشی" @ehsas2ro

"ایرانم" با صدای "سالار عقیلی" @ehsas2ro

▪️سمفونی پوتین، طنز تلخ ایرانی من دوست دار دلیرانم، اگرچه مهم نیست چگونه شمشیر میزنی اما اینکه در مقابل چه کسی شمشیر میزنی بسیار مهم است. امروز پوتین بیشتر از ما ایرانیان #فضیلت_ایرانی را به نمایش گذاشت. پوتین راست گفت و راست تیر انداخت. #نیچه #یاور_م @ehsas2ro

"گل" با صدای "امیر عظیمی" @ehsas2ro

▪️جنگ خوب نیست... جنگ اگر در برابر زور و ستم و برای احقاق حق باشد از هر چیزی در دنیا بهتر و پاک تر و مقدس تر است. این جملات قصار و شعار گونه (که جنگ خوب نیست) را زورگویان برای استثمار مردم آسیا و آفریقا درست کرده اند تا از ملتهای ما مشتی تو سری خور و روشنفکر نما بسازند و روحیه سلحشوری ملل شرقی را نابود کنند. #یاور_م @ehsas2ro

▪️جنگ خوب نیست... جنگ اگر در برابر زور و ستم و برای احقاق حق باشد از هر چیزی در دنیا بهتر و پاک تر و مقدس تر است. این جملات قصار و شعار گونه (که جنگ خوب نیست) را زورگویان برای استثمار مردم آسیا و آفریقا درست کرده اند تا از ملتهای ما مشتی تو سری خور و روشنفکر نما بسازند و روحیه سلحشوری ملل شرقی را نابود کنند. #یاور_م @armyir

▪️ذهن یا سر... هیچ می‌فهمی که اگر شما گیوتین را به جلوی صحنه آوردید و آن‌ را با این شادمانی و افتخار برافراشته‌اید و به آسمان رسانده‌اید فقط برای این است که بریدنِ سَر از همه کار آسان‌تر است و پرورشِ اندیشه در سَر از همه کار دشوارتر. شما تنبليد، پرچم شما كهنه پارچه اى بيش نيست؛ نماد ناتوانى... تئودور داستایوسکی @ehsas2ro

▪️ذهن یا سر... هیچ می‌فهمی که اگر شما گیوتین را به جلوی صحنه آوردید و آن‌ را با این شادمانی و افتخار برافراشته‌اید و به آسمان رسانده‌اید فقط برای این است که بریدنِ سَر از همه کار آسان‌تر است و پرورشِ اندیشه در سَر از همه کار دشوارتر. شما تنبليد، پرچم شما كهنه پارچه اى بيش نيست؛ نماد ناتوانى... تئودور داستایوسکی @ehsasero

▪️درس مهمی از تاریخ یکی از مهمترین درسهایی که از تاریخ گرفته ام این بود: آدمهای حقیر پشت دین پنهان می‌شوند و آدمهای حقیر پشت شعار #یاور_م @ehsas2ro

▪️آگاهی و نادانی... آگاهی و نادانی، هر دوی اینها به یک اندازه در فضای جوامع بسته خطرناکند. در زمان سلطه و حاکمیت سیستم‌های توتالیتر شخص دانا به ناچار نمایشی از نادانی و در مواقعی سکوت می‌گذارد و شخص نادان طبق ادعا و خواست لیدرهای سنتی سیستم و اپوزیسیون وانمود می‌کند که در تمامی رشته‌های علمی و جامعه شناسی داناست. از پرده‌ی دوم: داستان دوم سایه‌های گمشده نوشته: یاور.م #یاور_م @ehsas2ro

تصویری از آرامگاه زنده یاد امیر هوشنگ ابتهاج ه.الف.سایه روحش شاد @ehsas2ro
تصویری از آرامگاه زنده یاد امیر هوشنگ ابتهاج ه.الف.سایه روحش شاد @ehsas2ro

▪️رازداری ... رازداری یکی از نشانه‌های شرافت است و موجود شریف کسی است که راز دوستان سابق را حتی اگر به دشمنان امشب تبدیل شده‌اند پیش خود نگاه دارد. از مجموعه رمان های امپراتور شب/ جلد دوم "اربابان تاریکی"/ فصل بیست و دوم/ صفحه 25 / پاراگراف 4 نوشته #یاور_م @ehsas2ro

"چه شود" با صدای "امیر عباس گلاب" @ehsas2ro

▪️تشخیص مردم... مردم حاکمان بی‌کفایت و بی‌لیاقت و خودکامه را ابداً دوست ندارند. آنها خیلی بهتر از مفسران و تحلیلگران سیاسی، افراد فاسد و نالایق را شناسایی می‌کنند و احمق واقعی کسی است که به نظر مردم اهمیت نمی‌دهد و شعور سیاسی و قدرت تحلیل آنها را نادیده می‌گیرد. از مجموعه رمان های امپراتور شب/ جلد سوم "سرود شامگاهان"/ فصل سوم/ صفحه 6 پاراگراف 3 نوشته #یاور_م @ehsas2ro

"چمدان" با صدای "روزبه نعمت اللهی" @ehsas2ro

▪️زادروز من... سال‌هاست که زادروزم یعنی مهر روز از شهریور ماه ساکت و خلوت شده است. سال‌هاست هیچ هدیه ای از کسی نگرفته ام، راستش دقیقا نمی‌دانم آخرین باری که از کسی هدیه گرفتم چه وقت بود. یک رفیقی دارم روز تولدمان با هم یکی است. قبلا در موردش زیاد صحبت کرده‌ام. هدایای نداده به هم را در این روز در می‌کنیم و گاهی یک کیک کوچک تهیه می‌کنیم و تولد غم انگیزمان را با شمع سه رقمی جشن می‌گیریم. زندگی من پر از دو گانه است و شاید همین موجب شده است که تصادف‌های جالب هم برایم کم رخ ندهد. مثلا در حال حاضر دو زن هستند که عاشقم هستند که البته من هر دو را دوست می‌دارم اما هیچ گونه رابطه ای با آنها ندارم. اما این نیست که موضوع را جالب می‌کند. چیزی که جالبش کرده است که این دو یکدیگر را باور نمی‌کنند و جالب تر اینکه هر دوی آنها متولد 24 آبان هستند، هر دو دیوانه‌وار عاشقم هستند و هر دو را دیوانه‌وار از خودم می‌رانم. امسال بر خلاف سال‌های قبل این نوشین عزیزم بود که اولین نفر تولدم را تبریک گفت و شاید 7 به 1 شاید هم 8 به 1 از مریم عزیز و بی نظیرم جلو افتاد. مریم دلنوازترین، مهربانترین، صبورترین زنی‌ست که عاشقم بوده است و نوشین دیوانه ترین، شیداترین و بی پرواترین آنها.. فکر می‌کنم هر دوی اینها را هم می‌شناسید. فقط نمی‌دانم چرا این دو هیچوقت باور نکردند که دیگری هم هست! شاید هم دوست ندارند که باور کنند. سال‌ها مریم اولین کسی بود که تولدم را تبریک می‌گفت، امسال نوشین، این عاشق و مجنون و دیوانه، این لیلاترین مجنون زندگیم بر او پیشی گرفت و چهار پنج روز زودتر از مریم عزیزم این روز را تبریک گفت. روزی که برایم عزیز نیست اما خاص است، خیلی خاص... خاطراتی از این روز دارم که مربوط به دو دهه پیش است و خاطرات قشنگی هستند و همین این روز را خاص کرده است. پارسال هم اتفاق جالبی افتاد، در چنین روزی روابطم را با دوست زیبایم شادی به هم زدم، او در حالی که به همراه دوستان مشترکمان برایم جشن گرفته بود تنها ماند و من شب را با دوستان دیگرم گذراندم و به نوعی یک طرفه به این دوستی پایان دادم. چرا؟ معلوم است (خنده) چون ذاتا آدم ناراحتی هستم، نه اینکه گرفتار شر طبیعت باشم. موضوع این است که هیچ کسی در زندگیم پیدا نشده است بتواند روحیات این نویسنده و شاعر را درک کند؛ و این باعث شده است آدم ناراحتی باشم. مثلا چند ماه پیش با دوست زیبا و بد طینتم نسرین روابطم را به هم زدم، او تنها زنی بود که ادعا می‌کرد عاشقم است اما هیچ چیزی از خصوصیات زندگی من را به خاطر نمی‌سپرد جز تعداد زنانی که ممکن بود دور و برم باشند. زنی که دیوانه‌وار به تک تک واژگانی که می‌نویسم حسادت می‌کرد و به خاطر هر نوشته کوتاهی باید ساعت‌ها به یک جنگ اعصاب با او ادامه می‌دادم. دعوایم با او سر این بود که چرا برای تولدش یا چیزی شبیه این چیزی نمی‌نویسم. در حالی که من خاص‌ترین داستان‌ها را برایش نوشته بودم تا به نام خودش چاپ کند! برای زنی که هیچ وقت طی یک دهه گذشته تولدم را تبریک نگفته بود. می‌بینید، تولد من خیلی خاص است. همه اتفاقات عجیب و مسخره و تمام حوادث و فجایع عاطفی در این روز و یا به واسطه این روز در زندگیم رخ می‌دهد. امسال که هیچ دیداری با نوشین نداشتم به واتساپ متوسل شد، با ده‌ها خط نوشته‌ای که پاک کرده بود شروع کرد. بعد به شکلی عاشقانه تولدم را تبریک گفت و این صحنه نمایش را با چند جمله به زعم خودش آزار دهنده که می‌خواست طعنه ای بین دو عدد 16 و 17 بزند به پایان رساند. اما مریم بعد از چندین و چند یادداشت پیامی که من نامش را رفع کدی می‌گذارم تولدم را تبریک گفت. شاید باورتان نشود اما چند ساعت دیگر سر و کله نسرین هم پیدا می‌شود و فکر می‌کند که این نوشته‌ها را به خاطر ناراحت کردن او گذاشته‌ام و خودش را به ندیدن میزند و میرود و با اینکه با خواندن این جمله مردد میشود چیزی بنویسد باز هم چنین نخواهد کرد، صد البته ممکن است یک چیزی بنویسد و چند لحظه بعد آن را حذف کند! یا سایر ... بگذریم. ادامه دادن به این موضوع خیلی جالب نیست. #طنز #طنز_سیاه #عاشقانه #یاور_م @ehsas2ro

"تولد" با صدای "ناصر زینعلی" #بازپخش به مناسبت مهر روز از شهریور ماه @ehsas2ro

▪️بد اقبالی ظاهرا بداقبالی هم وجود دارد و بدترین شکل آن که کسي دچارش می‌شود، همزيستی با آدم‌های کودن و احمق و بی شعور است. #یاور_م @ehsas2ro

▪️آیا بداقبالی وجود دارد؟ ظاهرا بداقبالی هم وجود دارد و بدترین آن که یک نفر دچارش می‌شود زندگی با آدم‌های کودن و احمق و بی شعور است. #یاور_م @ehsas2ro