آیههای تاریکی
Open in Telegram
تاریکترین نوشتههای یک روح تنها و باستانی #یاور_م
Show more363
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم، نه عقل ماند و نه هوشم
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو موئی به عالمی نفروشم
آواز در دستگاه ماهور
با صدای محمد رضا شجریان
غزلی از حضرت سعدی
@ehsas2ro
▪️جهنم...
جهنمی سوزنده تر از زیستن در کنار نادان نیست و چه جهنم فراخیست دنیایی که پر از نادانی ست
#یاور_م
@ehsas2ro
▪️دین درمحدوده عقل تنها
دین برای زندگی کردن است نه زندگی برای دین داشتن و دینی که نتواند پاسخگوی نیازهای زندگی زمانهی خود باشد حق طبیعی آن حذف از صحنهی زندگی است. اعمالی که بنا بر سنت برای جلب رضای خدا انجام میشود از قبیل نذر، زیارت اماکن مقدس و غیره جزو اغوای دینی است و دین حقیقی جز کوشش برای اصلاح اخلاق، چیز دیگری نیست. به عبارت دیگر، دین طبیعی، دین اصالت عقل است و در تقابل هر کاستی و لغزشی هر کس باید به عقل خود پناه ببرد
#امانوئل_کانت
#فلسفه
@ehsas2ro
▪️من چه مرگم است؟
خودم نمیدانم چه مرگم است، به نظر شما چه اتفاقی دارد برایم میافتد!؟
اصلا از حال خودم سر در نمیاورم، مثل کسی هستم که رفته ته یک چاه عمیق و نمور و تاریک و سرد نشسته است و به هر کسی که صدایش میکند یا دستی سمتش دراز میکند دشنام میدهد.
هیچ چیزی برایم طعم و بو ندارد و حس میکنم بیشتر از آنچه که میخواستم از این دنیا دیدم و تجربه کرده ام.
احساس میکنم زمان آن رسیده است که یک لیوان پر از خاطره ی حل شده در دیازپام را سر بکشم و برای همیشه در ته این چاه عمیق بخوابم.
شاید این آخرین نوشته ام برای کانال آیه های تاریکی باشد.
#یاور_م
@ehsas2ro
▪️اشتیاق ...
زمانی که هیچ آغوشی نمیتواند تنهایی ات را در خود جای بدهد، اشتیاق به در آغوش گرفتن مرگ در وجودت شکل میگیرد.
#یاور_م
@ehsas2ro
▪️ طعم خاطره...
شاید به نظر فقط کالباس بیاید، اما برای ما دهه پنجاهی ها و شاید نیمه اول دهه شصت خاطره انگیزترین طعم همین کالباس مارتادلا و سوسیس آلمانی با روکش شفاف و نوارهای قرمز موازی باشد.
بوی زنگ تفریح، بوی زمین خاکی فوتبال، بوی سینما، بوی کاغذ و نان ساندویچی داخل کیف مدرسه، بوی ساندویچی خیابان شیر و خورشید، یا نبشی روبروی گراند هتل تو پیغمبریه... یا حتی زمانی که نان ساندویچی سنتی نایاب شد و ساندویچ ها را با نان بربری و سنگک ماشینی درست میکردند.
این تصویری که گذاشتم تصویر کالباس اصلی مارتادلا نیست که هر وقت از کنار ساندویچی یکتا تو خیابان فردوسی رد میشدم شکمم را به قار و قور میانداخت و گرسنه ام میکرد. اما شاید یک چیزی نزدیک به همان باشد.
بعضی چیزها تو زندگی ما تبدیل به ریشه و زنجیره خیلی از خاطرات میشوند. چیزهایی که دیگر هرگز تجربه اش نمیکنیم...
#یاور_م
@ehsas2ro
آهنگ بسیار پر احساس و زیبای "من بیستونم"
با صدای "اصغر ایمانی"
متن کُردی بخشی از ترانه:
چه بی خه ور هاتی چه بی خه ور تر چید
له اولین روژیش تو هر مسافر بید
خم تو چیو آگر یادد نم واران
آخر نزانستم تو دردی یا درمان
له حال ویرانم و بعد تو بیوشم
بیوشم زنم یا نه فقط نفسم کیشم
#بازپخش
@ehsas2ro
