مُناقِشْ🎨🎭
Closed channel
292
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-130 days
Posts Archive
292
هرچی پیام کیریه برات نوشتم رو دارم پاک میکنم نه فقط خودت
بلکه ذره ذره کل وجودتو انکار و محو میکنم
ولی وقتی متنهامو میخونم
فقط یه جمله میاد تو ذهنم:"
که که خوری که که خوری
کلش که که خوری!"
تو دقیقا همین قدر قشنگ ریدی به باورم از عشق
292
دیشب یه ناعزیزِ غیرهمخون با نسبتِ سببی بهم گفت:" حیف پدر و مادر به این خوبی با بچهای مثل تو
تو مثال بارز پسرِ نوحی
با بدان بشستهای خاندان نبوتت را گم کردهای."
آن لحظه اگرچه تا حدی از خودم دفاع کردم اما به دلیل فریز شدن مغزم نتونستم اینو بگم
آره فقط از چنین پدر و مادری یه همچین دختری دنیا میاد
یه همچین سرو بیمقایسهای
جسور، بی پروا، سخت!
دقیقا همان که به زبان لغوِ بیهودهات جاری
شد
کوهی مستحکم پر از غرور
آری چنین پدر و مادری بودند که
خیلی سخت تلاش کردند و تلاش کردم تا الان به جای گریه بتونم چنان سیلی بردهانت بکوبم که سکوت کنی!
اصل و ریشهام
پدر و مادر به جای اینکه پرهامو بچینن
پر پروازم بودند
رهایی رو بهم آموختند
پدر و مادرم با خوبان نشستند و دیدند چُنان بودند
پس برحذر شدند از آنها
ازم خواستن بفهمم نیکی در سرشتِ انسانِ
نه در اعمالِ ظاهری چو رخت سفیدِ پرخونتان
حق با توعه فقط از چنین پدر و مادری چنین ققنوسی به دنیا میاد
چیزی که تو از پسش برنمیای.
خونِ بیهوده.
@monagheshh
292
یهو خیلی بیدلیل یاد اون توییته افتادم که میگفت از آدما خیلی بدم میآد، کصکشا چقدرم زیادن.
@monagheshh
292
این روز ها را که گذراندیم،
بیایید برای خدا هم عزاداری کنیم.
حلوا بپزیم و بدهیم دست در و همسایه، دوست و آشنا.
مجلس ختم بگیریم و بنشینیم یک دل سیر برای تنهایی هایمان گریه کنیم.
فقط نمیدانم چلو کباب بدهیم یا جوجه!
چنجه هم بد نیست!
@monagheshh
292
نباید توی عزیزترین بخشهای زندگیم واردت میکردم که حالا مثل سگ برینی تو عزیزترین دارایهای من
292
امشب از بقیه شبا تاریکتره
هی با بدگمانی تو ذهنم میجنگم
یه اتفاق شومی در راهه!
کلمو کردم بیرون و دیدم تیر برق خاموشه
همیشه یه اتاق با پنجره رو به خیابون میخواستم
دیدن زندگی و رفت و آمد مردم
حتی همون همسایههای پر سر و صدای روبه رویی
به زندگی برم میگردونه
انگار یه آلارم تو سرم هشدار میده که خیلی از خودت غافل شدی
به تاریکی شب زل میزنم
گاهی وقتا ستاره شمالی آخرین چیزیه که از گوشه تخت دیده میشه
آخرین چیزی که چشمم هر شب میبینه
به چراغهای خاموش همسایهها نگاه میکنم
به گربه بیخانمان تنها
و فکر میکنم چی توی ذهن هرکدام میگذره
هرکدوم چه داستانی دارن
داستان من چی بود؟
داستانِ من چی میشه؟
@monagheshh
