خلیل الرحمن سعید
Open in Telegram
1 059
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
1 059
_ یحیی القطان
_ یحیی بن معین/ امام جرح و تعدیل
_ معلی بن منصور
_ابو عاصم النبیل
_محمد بن عبدالله بن المثنی
_ مکی بن ابراهیم البلخی معروف به امام بلخ
_ نعیم بن حماد
_حسین بن ابراهیم ملقب به اشکاب
_ عمر بن حفص بن غیاث
_ فضیل بن عیاض
_وکیع بن جراح
_ یحیی بن اکثم
_ یحیی بن صالح الوحاظی
_ یوسف بن بهلول
_ جرین بن عبدالحمید
_ حسن بن صالح
_ حفض بن غیاث
و کسانی دیگری چون یزید بن هارون، مغیره بن فضیل و زهیر بن معاویه و زکریا بن ابی زائده و فرزندش یحیی بن زکریا.
...
خداوند امام اعظم را مورد نوازش قرار دهد و درجاتش را بلند نموده، ما را توفیق اتباع و پیروی وی را نصیب نماید.
الله المستعان
1 059
شهر امام بزرگ!
احیاناً از برخی برادرانی که تعمق چندانی در علوم شرعی ندارند، میشنوییم که میگویند:
"ممکن این حدیث به امام ابوحنیفه نرسیده باشد!!"
صرف نظر از سطحی بودن کلام، و اینکه این سخن در حقیقت کسر شان مجتهدی مطلقی است که دومین شرط صحت اجتهاد وی، اطلاع بر جمیع احادیث احکام گفته شده است.
(آنچنانی که حجت الاسلام در المستصفی ذکر میکند)
اینجا صرف به ذکر شهر و محیطی که امام ابوحنیفه در آن رشد یافته و علوم شرعی را در آن فرا گرفته بود، میپردازیم.
بلی! شهر کوفه از آوانی که توسط امیر المومنین سیدنا عمر رضیاللهعنه بنا یافت، و قبایل از اعراب فصیح اللسان در آن مسکن گزیدند و زندگی را شروع نمودند، محل تجمع و زیست علمای صحابه و بزرگان تابعین بوده است. سیدنا عمر، عبدالله بن مسعود رضیاللهعنهما را بابت تعلیم سنت پیامبر صلیاللهعلیهوسلم به کوفه فرستاد و فرمود که من با فرستادن وی، در حقیقت ایثاری بزرگی بر نفس خویش نمودهام. البته باید بدانیم که ابن مسعود، همان صحابی عالم و فقیهی است که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم در موردش فرمود:
"کسی که میخواهد قرآنرا چنان که نازل گردیده، فرا بگیرد، پس به تبع قرائت ابن مسعود، قرائت نماید."
(جایگاه قرائت ابن مسعود با روایت عاصم از زر بن حبش/حبیش تا امروز محفوظ و معمول است.)
حضور ابن مسعود تا اواخر دوران سیدنا عثمان رضیاللهعنهما، شهر کوفه را مرکز علم و دانش گردانید، تا اینکه امام علی رضیاللهعنه با انتقال خلافت خویش به کوفه، تعدادی زیادی از اصحاب فقیه را به به این شهر گرد آورد، و تجمع اصحاب و تابعین، کوفه را مرکز علم و محل تجمع فقهاء و محدثین گردانید.
بنابر قول علامه العجلی شهر کوفه مهد نزدیک به ۱۵۰۰ صحابی بزرگ و فقیه بود، علاوه بر اینکه نزدیک به ۴۰ هزار صحابی در این شهر گذر کردهاند.
بلی! این همان کوفهی است که امام انس بن سیرین در موردش میگوید:
"به کوفه وارد شدم، در آن چهار هزار تن را مشغول طلب یافتم، و در آنجا با چهار صد فقیه ملاقات کردم."
اهمیت شهر کوفه را از آنجای میتوان بهتر درک نمود که امام شافعی پس از سفر به مدینه-شهر پیامبر صلیاللهعلیهوسلم، راهی شهر کوفه گردید و به محضر امام ابو یوسف رسید و متباقی علوم را از مقام ابوحنیفه فرا گرفت و سپس با دیدن درایت و تفقه شاگرد، در مورد استاد فرمود:
"مردم در فقه عیال ابوحنیفه شمرده میشود."
(رجوع شود به: تبيض الصحیفه از امام سیوطی)
امام ابوحنیفه در چنین شهری به تحصیل علوم شرعی پرداخت، و در مقایسه با فقهای بزرگ کوفه و بلکه علمای سایر شهرها به مقام امامت عظما در فقه رسید.
شهری که عمل اهل آن، نزد اصولیون متقدم، منبعی از منابع شریعت شمرده میشد؛ همانگونهی که عمل اهل مدینه نزد پیروان امام مالک بن انس، صاحب جایگاه تشریعی بود.
البته که تفوق امام ابوحنیفه در علم و فقاهت بر عاملی دیگری نیز بر میگردد، و آن تجمع علمای مختلف در حلقهی درس این فقیه اعظم است.
همین خطیب بغدادی که در مذمت امام روایاتی مختلفی را نقل کرده، و امام کوثری با نوشتن تانیب الخطیب و استاد محمود طحان
با تالیف نقد صنیع الخطیب، بر وی نقد نموده و عالمی چون امام سیوطی روایات وی را غیر صحیح دانسته است، به سند خویش از ابن کرامه نقل میکند که فرمود:
"روزی نزد وکیع امامِ حافظ و محدث عراق بودیم که یک مردی از ما گفت: ابوحنیفه در فلان مسئلهی دچار اشتباه شده است!
وکیع فرمود: چگونه ممکن است که ابوحنیفه اشتباه نماید، در حالیکه کسانی چون ابو یوسف و زفر در قیاس با وی همکار هستند و یحیی بن ابی زائده و حفص بن غیاث و حبان و مندل در حالیکه حفاظ حدیث هستند، با وی همنشین است و فردی چون قاسم بن معن که آگاهترین مردم در زبان عربی شمرده میشود، در کنار وی قرار دارد، و امثال داود طایی و فضیل بن عیاض که در زهد و تقوا سرآمد روزگار شمرده میشوند، دوست و جلیس وی هستند.
چنین کسی اشتباهی نخواهد کرد، مگر اینکه اطرافیانش آنرا اصلاح نماید."
باری! چنانکه گفتیم امام ابوحنیفه در چنین محیط و در کنار چنین علمای به مقام امامت امت در فقه و علم رسیده بود؛ همان امامی که جوان ۱۶ تا ۲۰ سالهی به سادگی در مورد وی میگوید:
"شاید اینحدیث برای وی نرسیده باشد!"
سبحانالله! این سخن را در مورد امامی میگویند که ۲۶ تن از شیوخ امام بخاری از شاگردان وی بوده است، شیوخی که امام بخاری و به تبع آن امام مسلم از آنها حدیث را دریافت نمودهاند و مشهورترین آنها بزرگانی چون:
_ عبدالله بن مبارک/ شاگرد و اهل شورای فقهی ابوحنیفه
1 059
■ فصل سوم #نسل_طلایی
(چگونه کشورهای فقیر آسیایی توانستند به قدرتهای بزرگ اقتصادی تبدیل شوند؟)
▪️ موضوع این هفته: تحلیل و بررسی تجارب تایوان و هانگ کانگ
▪️ سخنران: اسدالله سعید
▪️زمان: شنبه ۱۷ سرطان، از ساعت ۶:۰۰ الی ۷:۰۰ عصر
▪️مکان: سرک اول کوتهی سنگی، دفتر #راهیان_سعادت
▪️شمارهی ارتباطی: 0789313030
1 059
۷_ امام ابن تیمیه حرانی حنبلی در مجموع فتاوای خویش، ج. ۱۱، ص. ۹۶ میفرماید:
"ومحمد سيد ولد آدم وافضل الخلق وأكرمهم عليه ومن هنا قال من قال: إن الله خلق من أجله العالم أو انه لولا هو لما خلق عرشا ولا كرسيا ولا سماء ولا ارضا ولا شمسا ولا قمرا
لكن ليس هذا حديثا عن النبي صلى الله تعالى عليه وآله وسلم لا صحيحا ولا ضعيفا ولم ينقله أحد من أهل العلم بالحديث عن النبي صلى الله تعالى عليه و آله وسلم بل ولا يعرف عن الصحابة بل هو كلام لا يدرى قائله، ويمكن أن يفسر بوجه صحيح كقوله: (سخر لكم ما في السماوات وما في الأرض)، وقوله (وسخر لكم الفلك لتجرى فى البحر بأمره وسخر لكم الأنهار وسخر لكم الشمس والقمر دائبين وسخر لكم الليل والنهار وآتاكم من كل ما سألتموه وان تعدوا نعمة الله لا تحصوها)، وأمثال ذلك من الآيات التي يبين فيها انه خلق المخلوقات لبنى آدم ومعلوم أن لله فيها حكما عظيمة غير ذلك وأعظم من ذلك ولكن يبين لبنى آدم ما فيها من المنفعة وما أسبغ عليهم، فإذا قيل فعل كذا لكذا لم يقتض أن لا يكون فيه حكمة أخرى وكذلك قول القائل لولا كذا ما خلق كذا لا يقتضي أن لا يكون فيه حكم أخرى عظيمة بل يقتضي إذا كان أفضل صالحي بنى آدم محمد وكانت خلقته غاية مطلوبة وحكمة بالغة مقصودة (اعظم) من غيره صار تمام الخلق ونهاية الكمال حصل بمحمد صلى الله تعالى عليه وآله وسلم"
۸_ امام اسماعيل بن محمد العجلونی در کشف الخفاء از علامه صغانی رحمة الله علیه نقل میکند که در مورد حدیث لولاک فرمود:
"موضوع، وأقول لكن معناه صحيح وإن لم يكن حديثا"
علاوه بر آنچه ذکر گردید، امام سیوطی رحمة الله عليه در کتاب بهجة السنية به تفصیل به ذکر دلایل فریقین میپردازد و سپس با ترجیح اینکه هیچ روایتی صحیحی در این مورد نقل نشده، به تایید این معنی پرداخته و هیچ اختلافی را در صحت معنای این روایات صحیح نمیداند.
ثانیاً: درست است که در این مورد هیچ روایت صحیح و ثابتی نداریم، اما کثیری از روایاتی ضعیفی را ائمهی حدیث نقل نمودهاند که منجمله حافظ دیلمی، و حاکم و سیوطی و دیگران در این مورد روایات مفصل را مطرح کردند وسپس بیان داشتند که کثرت طرق ضعف آنرا میپوشاند.
البته بنده در یک نوار صوتی به طور مفصل به آنها اشاره نمودم.
(لینک آن را در کمنت نخست به اشتراک میگزارم.)
ثالثاً: خوبس که هرگز ادعای بدون علم ننماییم و قبل از رد یا تایید مسایل، از کلام اهل علم آگاهی حاصل نماییم و بحثهای علمی را برای اهل آن بگذاریم؛ سپس در صورتیکه متردد و مشکوک گردیدیم از اهل آن (علما) سوال نموده، تشویش خویش را برطرف نماییم. نه اینکه با جرح و نقد بیمورد و آنهم جهت ظاهر نمودن خود، با مسایل علمی برخورد سطحی کنیم و سفرهی علم و فقه را مزاحم گردیم.
رابعاً: این موضوع با آنکه از نظر عامهی علمای اهل سنت مسئلهی غیر قابل تردید و متفقعلیه میباشد؛ اما شکی نیست که از زمرهی مسایل فرعی و اختلافی است؛ و حتما هستند تعدادی از علمای که اینتعبیر را نپذیرفتند و بر آن نقد کردند. پس هنگامیکه موضوعی دچار اختلاف میشود، و آنهم اختلاف اهل علم و فضل مطرح میگردد؛ چقدر نیکو است که در اینگونه مسایل متساهل بوده باشیم، از تفسیق و توهین دست برداریم و نیز اخلاق نیکو و ادب را هنگام طرح نظر خویش فراموش نکنیم. چی ما در مورد مسئلهی صحبت میکنیم که محور آن وجود جناب اجل صلیاللهعلیهوسلم، آن اسوهی اخلاق و فضلیت است.
جزاکم الله خیراً
1 059
الحمدلله!
از روزی که در مسیر دعوت گام برداشته ام، همیشه تلاش کردهام تا هیچ قولی را بدون تحقیق بیان نکنم و نیز هرگز علیه هیچ مسلمانی جبههگیری نکنم و هرگز بدون علم با مسایل ساده یا معقد شرعی روبرو نشوم.
چندی قبل در یکی از جلسات هفتهوار سیرت النبی صلیاللهعلیهوسلم بیان نمودم که باور عامهی علمای اهل سنت (اشاعره و ماتریدیه) بر این است که دنیا و ما فیها از بابت سرور کائنات صلیاللهعلیهوسلم خلق شده است.
با نشر این نوار در صفحهی خودم، تعدادی زیادی از دوستان عزیز و گرامی بر این مسئلهی خرده گرفتند و تعدادی نیز نوشتههای مختصر و طولانی بر رد این مطلب داشتند، کما اینکه پیامهای را از اهل فضل و علم نیز دریافت نمودم.
طی این مقام میخواهم در پاسخ همهی دوستان چند نکتهی مختصری ذیل را ذکر نمایم:
نخست: با وصف اینکه این موضوع در زمرهی اصول عقاید اهل سنت محسوب نمیشود، اما شکی نیست که عامهی علمای اسلام از متقدمین تا معاصرین، همه به این باور بودهاند و این حقیقت را در آثار خویش ذکر نمودهاند.
بابت رعایت اختصار، من به کلام تعدادی از اهل علم و نیز کتب و مراجعشان اشاره مینمایم که صراحتاً این باور را بیان کردهاند و چی بسا بر منکرین خرده گرفته و آنان را بر جهالت و غباوت محکوم کردند.
۱_ امام ابوعبدالله سنوسی، امام کلام اهلسنت در مقدمهی خویش، در شرح عبارت "والصلاة و السلام على رسولالله" بیان میکند:
"و قد جعل مولانا سبحانه بفضله نبینا و مولانا محمدا بابا عظیما لذلک مفتوحا فی الدنیا و الآخرة، لا يقاربه باب، و لا يستغني عن التعلق باذياله و الإيواء إلى عتبة حرمه و بابه احد من الأعداء و الأحباب، كيف و من أجله خلق الله الکمال الدنیوي و الأخروي و العلوي و السفلي و.."
۲_ مفسر جلیل و امام کبیر، فخر رازی در تفسیر کبیر، ذیل سورهی ضحی میفرماید:
"حين كنت صبيا ضعيفا ما تركناك بل ربيناك ورقيناك إلى حيث صرت مشرفا على شرفات العرش وقلنا لك: لولاك ما خلقنا الأفلاك ، أتظن أنا بعد هذه الحالة نهجرک ونتركك؟!"
۳_امام ابن حجر هیتمی شافعی در فتاوای حدیثیه خویش در صفحهی ۱۳۴، ذیل حدیث ۱۷۶۴ میگوید:
"ومما صح عند الحاكم أيضا عن ابن عباس رضي الله عنهما قال: (أوحى الله تعالى إلى عيسى عليه السلام يا عيسى آمن بمحمد ومر من أدركه من أمتك أن يؤمنوا به فلولا محمد ما خلقت آدم، ولولا محمد ما خلقت الجنة والنار، ولقد خلقت العرش على الماء فاضطرب فكتبت عليه لا إله إلا الله محمد رسول الله فسكن) ومثل هذا لا يقال من قبل الرأي، فإذا صح عن مثل ابن عباس يكون في حكم المرفوع إلى النبي صلى الله عليه وسلم كما قرره أئمة الأصول والحديث والفقه، وحينئذ فما في الأول من ضعف لو سلم لقائله يكون مجبورا بهذا لأن هذا وحده كاف في الحجية فضم الأول إليه يزيده قوة أي قوة، وفي حديث رواه صاحب شفاء الصدور وغيره (قال الله يا محمد وعزتي وجلالي لولاك ما خلقت أرضي ولا سمائي ولا رفعت هذه الخضراء ولا بسطت هذه الغبراء). وفي رواية (من أجلك أسطح البطحاء وأموج الماء وأرفع السماء وأجعل الثواب والعقاب والجنة والنار).
۴_ قاضی عیاض مالکی نیز در کتاب معروف خود "الشفاء بحقوق المصطفی صلیاللهعلیهوسلم" در جلد اول، ص. ۱۷۴ روایتی را نقل میکند:
"وفي رواية أخرى فقال آدم: لما خلقتني رفعت رأسي إلى عرشك فإذا فيه مكتوب: لا إله إلا الله محمد رسول الله فعلمت أنه ليس أحد أعظم قدرا عندك ممن جعلت اسمه مع اسمك فأوحى الله إليه: وعزتئ وجلالي إنه لآخر النبيين من ذريتك ولولاه ما خلقتك"
ناگفته نباید گذاشت که ابن حجر هیثمی نیز این عبارات امام قاضی عیاض را به عنوان دلیل پیشکش مینماید.
۵_ همچنان ملا علی قاری حنفی در مرقاة المفاتيح، جلد هشتم، در صفحهی ۳۵۶۶ بیان میکند که:
"وأما على الأول فتقديره: ذلك الذي أبلغ فيه المقام المحمود (يوم ينزل الله تعالى على كرسيه): يمكن أن يكون كناية عن حكمه بالعدل في يوم الفصل قبل إظهار الفضل المتوقف على شفاعته-صلى الله تعالى عليه وسلم- إشعارا لمزيد فضله على خلقه، فكما أنه لولاه أولا لما خلق الأفلاك ولا وجد الأملاك، فكذا لولاه آخرا لوقع الأنام في الهلاك، فهو الأول وهو الآخر، والباطن والظاهر، وهو مظهر الكل المعبر عنه بأنه مظهر الجامع المسمى بالله"
۶_ امام آلوسی در تفسیر روح المعانی، جلد سیزدهم در صفحهی ۲۸۸ میفرماید:
"ومن باب الإشارة في بعض الآيات: إنا فتحنا لك فتحا مبينا يشير عندهم إلى فتح مكة العماء بإدخال الأعيان الثابتة ظاهرة بنور الوجود فيها أي إظهارها للعيان لأجله عليه الصلاة والسلام على أن لام لك للتعليل، وحاصله أظهرنا العالم لأجلك وهو في معنى ما
يروونه من قوله سبحانه: لولاك لولاك ما خلقت الأفلاك"
1 059
■ فصل سوم #نسل_طلایی
(چگونه کشورهای فقیر آسیایی توانستند به قدرتهای بزرگ اقتصادی تبدیل شوند؟)
▪️ موضوع این هفته: تحلیل و بررسی تجربه کشور جاپان
▪️ سخنران: اسدالله سعید
▪️زمان: شنبه ۲۰ جوزا، از ساعت ۶:۰۰ الی ۷:۰۰ عصر
▪️مکان: سرک اول کوتهی سنگی، دفتر #راهیان_سعادت
▪️شمارهی ارتباطی: 0789313030
1 059
راهیان سعادت برگزار میکند:
سلسلهی #سازندگان_زندگی
موضوع این هفته: شاهراه رستگاری
▪️سخنران: جمیل الرحمن رحمانی
▪️زمان: چهارشنبه ۱۰ حوت ، از ساعت ۴:۳۰ الی ۵:۳۰ عصر
▪️مکان: سرک اول کوته سنگی، دفتر #راهیان_سعادت
▪️شمارهی ارتباطی: 0779595613
1 059
راهیان سعادت برگزار میکند:
سلسلهی #سازندگان_زندگی
موضوع این هفته: محبت با خداوند جلوجلاله
▪️سخنران: استاد مزمل حفیظ
▪️زمان: چهارشنبه ۳حوت، از ساعت ۴:۳۰ الی ۵:۱۵ عصر
▪️مکان: سرک اول کوته سنگی، دفتر #راهیان_سعادت
▪️شمارهی ارتباطی: 0779595613
