en
Feedback
『 قصـࢪ اشࢪافے دنیسـم 』

『 قصـࢪ اشࢪافے دنیسـم 』

Closed channel

قصـࢪ دنیســم، دࢪ سࢪزمیـن اَبــࢪهـا و نــوࢪ‌ها سـاختـہ شـده و مَحـل زندگی شاهـزاده بَـࢪفـے و پیشـے لُپ‌لُپـیشــہ. امیدواࢪم اوقـات خـوبـے دࢪ این قصـࢪ داشتــہ باشـے، نجیـب‌زاده‌ے اصیـلِ مَن!🌤 پیـوستن بــہ تـالاࢪ گفتگــوے اشࢪاف‌زادگـان ─ @DanismTalk 💘

Show more
6 119
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-38030 days
Posts Archive
من هر روزی كه از خواب بیدار میشم :

𝙈𝙀 & 𝙐 💍✨

علت مرگ : دیدن این ویدئـو!

” میخوام بمونه پیش خودمو جایی نره! “

دَن، دو حرفی كوچكم! چه اسمِ زیبایی داری. میشه تو شناسنامم بنویسمش؟💙

یه نفر نوشته تو خیلی كوچولویی سمـو، نمیدونم چجوری همه زندگیمو پر كردی! :")

كاش انیمه‌های چینی اندازه كاورشـون قشنگ بودن. Chilip من واقعا رنج میكشم از این كه كركترا اینقد قشنگن؛ اما اكت و صدا اینقد تخمیه.

سفارشمو انتخاب میكنم، میگم دن تو چی سفارش میدی؟ میگه من چشمم به چشمت خورد حافظمـو از دست دادم، خودت یه چیزی برام سفارش بده. دن! اِی هیـولای قلب‌خوار :))))🤍

دن وقتی اهالی مراكش و الجزایر رو میبینه عقلش رو از دست میده. خیلی زود باهاشون هم‌صحبت میشه و منو كاملا ایگنـور میكنه؛ چون اونا هم فرانسوی بلدن هم عربی، چیزی كه دن عاشقشه و شوق و ذوق رو درونش زنده میكنه. همشم افسوس میخوره كه چرا هنوز عربی رو یاد نگرفته.

گیلاس شرابت، انگلیسی حرف زدنت، سیگار روی لبت، بادی كه توی موهات میپیچه، آهنگ فرانسوی كه زیر لب میخونی، لبخندی كه تو عكسات میزنی، نوع نگاه كردنت، بوی عطر جـو مالون لاندنت، با تلفن حرف زدنت، شكلاتی كه همیشه تو جیبته، كبودی روی گردنت، بیبـی گفتنت، رو همه چی چشم بستنت، جوری كه بازیو بلدی، آره من دیوونه تمـوم جزئیاتیـم كه در تو میبینم!🌤

آخر هفته میشه، تیكت قطار رو گرفتیم و چمدونو بستیـم. صبح وقتی میریم ایستگاه قطار كلی گیج میزنیم كه تو كدوم سكو بایستیـم و حراست ایستگاه بهمون كمك میكنه و من به درگاه هزاران خدای ناتوان دعا میكنم كه سكو رو اشتباه سوار نشده باشیم. راهنمای قطار یكم چرت و پرت میگه و من به مشقت كارگر‌هایی فكر میكنم كه سال‌ها پیش ریل‌هارو ساختن و برای همیشه از صحنه تاریخ محو شدن. وقتی صدای چی‌چی چرخ‌ها روی ریل میاد به دن میگم میدونستی زویی سالدانیا بین دو كابین قطار سكس داشته؟ و دن تموم مسیر سر به سرم میذاره و میگه پس منتظر چی هستی بیا ما هم انجامش بدیم. آنكارا توقف میكنیم و ظهر رو توی یه استراحتگاه میمونیم. ناهار اسپاگتی میخوریم و بعدش دن رو با مراكشی‌ها تنها میذارم و میرم با سگ‌هایی كه دو طرف نرده‌ها بازی میكنن وقت میگذرونم. Chilip وقتی بعد یه ساعت برمیگردم دن میگه اومدی؟ داشتم اعلامیه پخش میكردم كه یه پریزاد چشم سبز این اطراف گم شده، در صورت یافت بندازیدش تو نزدیك ترین صندوق پست :))💕

sticker.webp0.99 KB

می‌بینم ماه در خانه‌مان پابرهنه راه می‌رود!🌚

برای اولین بار در طول زندگی‌ام

‧₊•.⌜ 𝐋𝐮𝐧𝐜𝐡 𝐢𝐧 𝐀𝐧𝐤𝐚𝐫𝐚 🍝
+1
‧₊•.⌜ 𝐋𝐮𝐧𝐜𝐡 𝐢𝐧 𝐀𝐧𝐤𝐚𝐫𝐚 🍝

دن هر شب توی تخت :

𝙈𝙀 & 𝙐 🫀

” بچسب به من مثل خواب اول صبح! “

بریم كاپادوكیه؟ • نه! به قول هایده نگو نگو نمیاممممم!🧌

به نظرم بخشیدن خیانت، حماقت محضه!
اگه برای خودتم اتفاق بیفته 🌤 همین نظر رو داری سمی؟Chilip