en
Feedback
مشاعره تک بیت

مشاعره تک بیت

Open in Telegram

#الفبای_احساس_اندیشه_ها https://t.me/joinchat/tKtt6QWGkPMwM2Y0 #منبعی_برای_مشاعره #ا_ #ب #پ #ت #ث #ج #چ #ح #خ #د #ذ #ر_ #ز #ژ #س #ش_ #ص #ض #ط #ظ #ع_ #غ #ف #ق #ک #گ #ل #م_ #ن #و #ه_ #ی ارتباط با ما: @pendarezangene

Show more
454
Subscribers
No data24 hours
-67 days
-1530 days
Posts Archive
جملگی در حکم سه پروانه ایم درجهان عاشقان، افسانه ایم اولی خود را به شمع نزدیک کرد گفت آری من یافتم معنای عشق دومی نزدیک شعله بال زد گفت حال من سوختم در سوز عشق سومی خود داخل آتش فکند آری آری این بود معنای عشق   عطار #ج

من مرغ عشقم! حق بده از غم بمیرم وقتی نباشد جفت من در آشیانه سیده‌تکتم حسینی‌تکیه‌ای

بی خبر از دور عالم گشته شیدا نیستم من برای دردِ هجرانت شکیبا نیستم در دل این چاه دنیا سر به زیر افکنده ام وای دل بر کاروان عشق پیدا نیستم کی جوان گردد زلیخایی اگر در کوی ماست من رفیق باده ام در فکر فردا نیستم شهد دنیا چون به رنج آمیخته در عالمی همچو مجنون بی خبر از وصل لیلا نیستم نیستم را هست بشنو در مرام عاشقان می رسد عشقم به فریاد ار چه برنا نیستم پندار زنگنه #ب

خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی سعدی

ز غنچۀ دهنت بوسه ای به خواب گرفتم نمردم وز گل آرزو گلاب گرفتم زینل بیگ #ز

مرابہ تاریخ عشــق ببر .... آنجا ڪه عشـق اسیر دورنگے نیست آنجا ڪه عشـق دوراز تکلّفهاے زبانیست مرا بہ سادگے بی ریای عشـق بخوان بہ جهانے ڪه مردم همه عاشـق باشند مرا ببر آنجا ڪه  .... آوازهاے مست کننده باشدو رقاصہ هاے سرخوش مرا ببر بہ حریم دل آنجا ڪه فقط .... بوے آغـوش تو را دارد سر مستی هایی ناب. پریسا سیــروس

کاش یکی بود چشمامونو میفهمید، وقتی ناراحت میشدیم به سینه‌اش اشاره میکرد و میگفت اینجا وطن توست... #نزار_قبانی #ک

ز لبت نبات خیزد چو به خنده برگشایی اوحدی

همه‌ی شهر به دلدادگی‌ام می‌خندند که فلانی شده از چشم کسی مست، که نیست! فریدون ‌مشیری ‌ #ه

این قافلهٔ عمر عجب می‌گذرد دریاب دمی که با طرب می‌گذرد ساقی غم فردای حریفان چه خوری پیش آر پیاله را که شب می‌گذرد خیام

حالیا عشوهٔ نازِ تو ز بنیادم بُرد تا دگرباره حکیمانه چه بنیاد کند حافظ #ح

اگر دشنام فرمایی اگر نفرین دعا گویم حافظ #ا

در دایره ی عشق چو یاران نگذارند از تاک شرابی بر جانان نگذارند از حال دل خویش و جهان بی خبرانیم جانا تو کجایی که به هجران نگذارند داریم سحرها و تو و دستِ دعایی این را بطلب گر چه حسودان نگذارند خشکیده لب عالم و ساقی خبرش نیست خورشید نهان گشته و باران نگذارند دنیا همه دیدار تو را جشن بگیرند با دست تو این سلسله ویران نگذارند پندار زنگنه #د

ما را گلی از روی تو چیدن نگذارند چیدن چه خیالیست که دیدن نگذارند صد شربت شیرین ز لبت خسته دلانرا نزدیک لب آرند و چشیدن نگذارند... کمال خجندی #م

در دلم آتشِ عشق تو برافروخته ام بوسه بر تیغِ نگاهت ز چه نشناخته ام!؟ تیرِ صف بسته ی مژگان و دو ابروی کمان من به شکرانه ات ای جان سپر انداخته ام پندار زنگنه #د

از عشق او بترس غزل مجلسش نرو امروز میهمانی یوسف ندیده هاست حامد عسکری

دو دستم هر دو در بَند است در زُلف و لبِ ساقی ندانم گر بگیرم جام، بگذارم کدامین را... کلیم‌ کاشانی #د

بعضیا از همه ی دنیا بریدن اومدن بعضیا تمام راه و بو کشیدن اومدن یکی از بس که دلش تو غصه سوخته اومده یکی هر هشت تا النگوش رو فروخته اومده... حامد عسکری

وا فریادا ز عشق، وا فریادا کارم به یکی طرفه‌نگار افتادا گر دادِ منِ شکسته دادا، دادا ور نه من و عشق هر چه بادا بادا بوسعید ابوالخیر #و

خانه ات کعبه ی این عاشق و در فکرِ طواف شوقِ پرواز به گِردت چو کبوتر دارد... پندار زنگنه