1 260
Subscribers
+124 hours
+147 days
+5330 days
Posts Archive
نزار قبانی:
"سلام بر آنها که در سکوت و خلوت خود، جز بهترینها برای ما آرزو نکردند ...!"❤️🔥
و صبح از امتدادِ موهایِ تو با نور آغاز میشود....❤️🔥
صبح بخیر زندگی....☕️
"بعضی وقت ها می گویم نکند ما خواب کسی باشیم که سال ها پیش در زیر درخت بلوطی به خواب رفته باشد...🩶
#هادی_محقق
هیچکس بیفایده نیست
اگر بتواند بارِ زندگیِ دیگری را
کمی سبکتر کند؛
حتی با یک کلمهی ساده
#چارلز_دیکنز
#چالش❤️🔥🔥
گاهی بعضی شعرها را که میخوانم، واقعاً چند لحظه مکث میکنم و با خودم میگویم: «چطور ممکنه این همه معنا و زیبایی، توی چند بیت جا شده باشه؟!»
بعضی تعبیرها آدم را متحیر میکنند، بعضی بیتها ساعتها در ذهن میمانند و بعضی شعرها انگار چیزی را درون آدم بیدار میکنند.
هرچه بیشتر در شعر فارسی میخوانم، بیشتر خوشحال میشوم که این زبان و این گنجینهی شگفتانگیز ادبیات، بخشی از میراث سرزمین ماست؛ میراثی که قرنها گذشته و هنوز میتواند آدم را به فکر فرو ببرد.
چالشمون :🔥👇🏼
حالا میخوام یک چالش کوچیک برگزار کنم؛
کدوم شعر یا کدوم بیت، واقعاً شما رو متحیر کرد یا ساعتها توی فکرتون موند؟
همون شعر رو برام بفرستید؛ دوست دارم با هم چند تا از شگفتانگیزترین شعرهای فارسی رو پیدا کنیم🤍📜
شعری زیبا از شاعر نازنین:
#عبدالجبار_کاکایی
از تو چه پنهان عاشقت بودم
از دل نه، از سلول سلولم
با تو جهانم تازه تر میشد
از روز های طبق معمولم
گفتم بمانم با تو؟گفتی نه!
گفتم خدا، گفتی که، همراهت
عشق تو قطره قطره بیرون زد
از چشم های عاشقم با درد
نفرین به هر کی تو لباس من
قلب تو رو با بد دلی آزرد
نفرین به دنیایی که خالی شد
نفرین به رویایی که بی من، مُرد
لعنت به این ترسی که بین ماست
من عاشقت بودم تو حاشا کن!
وضعیت فیلم و سریالهایی که میبینم؛ب علاوه کتابهایی ک میخونم)
بیاین بگین ک تنها نیستم🥲
به من کتاب دهید،
شراب فرانسوی،
ميوه ،هوای خوب
و نيز کمی موسیقی آشنا ،
کهاز پشت در خانه ی یک ناآشنا،
به گوش میرسد...
#جان کیتس
« روزیِ صبح آسمان شما، قاصدکهای خوشخبر باشد..»
صبحتون بخیر....
امروز پر رزق وروزی باشه براتون عزیزان...❤️🔥☕️🌻🌻
شب به خیر ای خاطرات رنگی ام
شب بـه خیر ای باعثِ دلتنگی ام
✨✨✨✨
شبتون بخیر عزیزان...🌙🌙🌙
«مسخ» کافکا؛ داستانی عجیب از نویسندهای غریب!
کافکا خیلی بیرحمانه یک پرسش ساده را مطرح میکند: اگر دیگر نتوانی برای دیگران مفید باشی، آیا هنوز برای آنها ارزشمندی؟ اگر یک روز از خواب بیدار شوید و ببینید دیگر برای خانوادهات همان آدم قبلی نیستید، چهچیزی برای شما دردناکتر است؟ تغییر خودتان یا اینکه کمکم بقیه هم دیگر شما را مثل قبل نبینند؟
«مسخ» اثر فرانتس کافکا با یکی از عجیبترین و درعینحال سادهترین اتفاقهای ادبیات شروع میشود؛ گرگور سامسا یک صبح از خواب بیدار میشود و میبیند به موجودی حشرهمانند تبدیل شده است. تنهایی گرگور فقط به این دلیل نیست که در اتاقش حبس شده؛ درد اصلی این است که حتی وقتی هنوز همان ذهن و احساسات را دارد، دیگران کمکم او را فقط بر اساس ظاهر و کاراییاش میبینند. اگر به ادبیات کلاسیک، داستانهای روانشناختی و آثار فلسفی دربارهی تنهایی، بیگانگی و هویت علاقه دارید، «مسخ» یکی از آن کتابهایی است که ارزش خواندن و دوباره فکر کردن دارد!
#معرفی_کتاب
#مسخ
#فرانتس_کافکا
قیافه این اسبه یه جوریه انگار داره میگه بسوزین من عشق دارم شما ندارین....
