Channel |RiftLords
Open in Telegram
🏆Rift Lords🏆 🕹مرجع رسمی رویداد های LEAGUE OF LEGENDS ایران🕹 وب سایت: Www.PlayCup.ir کانال : https://t.me/RiftLords گپ : @iranelol
Show more563
Subscribers
-124 hours
-37 days
-1230 days
Posts Archive
آپدیت حدود ۵ گیگ برای League of Legends به احتمال زیاد مربوط به پچ جدید 26.17 و فایلهای همراهشه. �
ولی دلیل اینکه حجمش اینقدر زیاده فقط «چند تا تغییر چمپیون» نیست. معمولاً این حجمها شامل ایناست:
تغییر و جایگزینی فایلهای اصلی بازی (حتی اگر تغییرات کوچک باشند)
فایلهای جدید اسکینها، آرتها و انیمیشنها
آپدیت مودها و سیستمهای بازی
فایلهای مربوط به TFT که هنوز با کلاینت League مشترک است و گاهی باعث آپدیتهای چند گیگی میشود. �
Reddit
خود پچهای جدید Riot معمولاً هر چند هفته یکبار میآیند و فقط بالانس چمپیون نیستند؛ تغییرات سیستم، آیتمها و محتوا هم میآورند. �
l
داستان ولکوز (Vel'Koz)
در دنیای League of Legend
ولکوز یکی از موجودات Void است؛ موجوداتی که از دنیایی تاریک و ناشناخته به نام «وُید» (Void) میآیند. برخلاف خیلی از موجودات وید که فقط دنبال نابودی هستند، ولکوز هدف متفاوتی دارد: شناختن و تحلیل کردن همهچیز.
هزاران سال پیش، وقتی شکافهایی بین دنیای Runeterra و Void ایجاد شد، موجوداتی از وید وارد جهان شدند. ولکوز هم یکی از آنها بود. اما او مثل یک هیولای وحشی رفتار نمیکند؛ او بیشتر شبیه یک دانشمند بیاحساس است که همه چیز را بررسی میکند.
ذهن ولکوز برای فهمیدن «حقیقت» ساخته شده. او موجودات زنده را مطالعه میکند، احساسات، خاطرات، بدن و قدرتهایشان را تجزیهوتحلیل میکند. مشکل اینجاست که روش تحقیقش وحشتناک است: او معمولاً موجودات را نابود میکند تا بفهمد از چه چیزی ساخته شدهاند.
در Runeterra، ولکوز به دنبال جمعآوری اطلاعات دربارهی این جهان است. او باور دارد که اگر همهچیز را بفهمد، میتواند دانشش را به Void بازگرداند. برای همین هر چیزی که سر راهش قرار بگیرد — انسان، هیولا یا جادو — تبدیل به یک «نمونه آزمایش» میشود.
ظاهرش هم نشاندهندهی ماهیتش است:
چشم بزرگ مرکزیاش ابزار اصلی مشاهده و تحلیل اوست.
شاخکهایش برای حرکت و حمله استفاده میشوند.
پرتو لیزریاش (که در بازی با Life Form Disintegration Ray شناخته میشود) نتیجهی فناوری و انرژی ویدی اوست؛ حملهای که دشمن را در سطح مولکولی تجزیه میکند.
با اینکه ولکوز شرور به معنای معمول نیست، اما کاملاً بیرحم است. او نفرت یا خشم ندارد؛ فقط کنجکاوی بینهایت و بدون احساس دارد. برای او، نابودی یک موجود زنده فقط بخشی از فرآیند یادگیری است.
در داستان League، ولکوز یکی از خطرناکترین موجودات Void محسوب میشود، چون برخلاف هیولاهایی که فقط میخواهند بکشند، او میخواهد بفهمد — و برای فهمیدن حاضر است هر چیزی را قربانی کند.
داستان سینجد | Singed — دیوانهای که علم را به سلاح تبدیل کرد
در اعماق تاریک Zaun، جایی که دود و مواد شیمیایی در هوا جریان دارد، دانشمندی زندگی میکند که برایش هیچ چیز مهمتر از یک چیز نیست:
علم.
نه اخلاق...
نه جان انسانها...
نه حتی خودش.
نامش:
🧪 Singed
🧠 دانشمندی متفاوت
سینجد از همان ابتدا ذهنی خارقالعاده داشت.
او شیفتهی علم بود و همیشه به دنبال کشف چیزهایی میگشت که هیچ دانشمند دیگری جرأت نزدیک شدن به آنها را نداشت.
اما یک مشکل وجود داشت...
سینجد هیچ اعتقادی به محدودیتهای اخلاقی نداشت.
برای او، اگر آزمایشی بتواند نتیجه بدهد، انجام دادنش ارزش داشت.
حتی اگر آزمایش روی انسان باشد.
حتی اگر قربانی بمیرد.
🏙️ از Piltover تا Zaun
سینجد ابتدا در Piltover به دنبال پیشرفت علمی بود.
اما دنیای علمی پایتخت، محدودیتهای زیادی برای او داشت.
قوانین...
اخلاق...
و دانشمندانی که حاضر نبودند هر کاری را برای رسیدن به نتیجه انجام دهند.
پس سینجد به جایی رفت که آزادی بیشتری داشت:
☠️ Zaun
در زیرزمینهای تاریک زاون، سینجد توانست آزمایشهایی را انجام دهد که در هیچ جای دیگری امکانش وجود نداشت.
🧪 علم بدون مرز
سینجد شروع به ساخت مواد شیمیایی خطرناک کرد.
سموم...
داروهای تغییردهندهی بدن...
و ترکیباتی که میتوانستند انسانها را برای همیشه تغییر دهند.
اما برای سینجد، انسانها فقط یک چیز بودند:
نمونهی آزمایشگاهی.
او حاضر بود برای رسیدن به پاسخ، همه چیز را قربانی کند.
💰 مردی که به همهچیز پشت کرد
سینجد برای تأمین هزینهی آزمایشهایش با افراد قدرتمند مختلف همکاری کرد.
اما او هیچوقت واقعاً به کسی وفادار نبود.
اگر همکاری با یک نفر میتوانست او را به نتیجهی علمی موردنظرش برساند، انجامش میداد.
و اگر دیگر به آن شخص نیاز نداشت...
او را کنار میگذاشت.
☠️ مواد شیمیایی جنگ
یکی از تاریکترین بخشهای زندگی سینجد زمانی بود که دانش او وارد جنگ شد.
او مواد شیمیایی ساخت که میتوانستند سربازان و غیرنظامیان را به یک اندازه تحت تأثیر قرار دهند.
سمومی که بدن انسان را میسوزاندند و قربانیان را به موجوداتی وحشتزده و خشمگین تبدیل میکردند.
برای دیگران این یک فاجعه بود.
اما برای سینجد...
فقط یک آزمایش موفق بود.
🧟 تبدیل انسانها
آزمایشهای سینجد روی انسانها نتایج وحشتناکی داشت.
بدن قربانیان تغییر میکرد.
ذهنشان آسیب میدید.
و بعضی از آنها برای همیشه تبدیل به موجوداتی متفاوت میشدند.
اما عجیبترین قسمت ماجرا این است که سینجد حتی از انجام آزمایش روی خودش هم نمیترسید.
او حاضر بود بدن خودش را نیز قربانی علم کند.
چون برای او:
🧪 دانش، ارزشمندتر از زندگی بود.
🐊 یک آزمایش وحشتناک
یکی از معروفترین داستانهای سینجد به Warwick مربوط میشود.
وارویک انسانی بود که در زاون زندگی میکرد؛ اما در نهایت به موجودی وحشی و قدرتمند تبدیل شد.
و سینجد نقش مهمی در این تغییر داشت.
آزمایشهای شیمیایی او روی وارویک باعث شد بدنش تغییر کند و به موجودی تبدیل شود که امروز میشناسیم.
🐺 Warwick
اما حتی این هم برای سینجد کافی نبود.
او فقط میخواست ببیند...
انسان تا کجا میتواند تغییر کند؟
🧠 سینجد هیولا نیست...
یا شاید دقیقتر بگوییم:
او هیولایی است که خودش را انسان میداند.
سینجد هیچوقت فکر نمیکند آدم بدی است.
از دید خودش، او فقط یک دانشمند است که حاضر است کاری را انجام دهد که دیگران جرأت انجامش را ندارند.
او باور دارد:
اگر یک قربانی بتواند بشریت را به دانش جدیدی برساند...
پس آن قربانی ارزش داشته است.
و همین طرز فکر، سینجد را به یکی از ترسناکترین شخصیتهای Runeterra تبدیل کرده.
🧪 دانشمندی که هرگز متوقف نمیشود
امروز سینجد هنوز در آزمایشگاههای تاریک زاون مشغول کار است.
هنوز آزمایش میکند.
هنوز مواد جدید میسازد.
و هنوز به دنبال پاسخ سؤالهایی است که هیچ انسان عاقلی حاضر نیست حتی دربارهشان فکر کند.
او دنبال قدرت نیست.
دنبال ثروت نیست.
دنبال حکومت هم نیست.
او فقط میخواهد...
بداند.
و برای رسیدن به جواب، هیچ خط قرمزی برایش وجود ندارد.
🧪 SINGED — THE MAD CHEMIST
«علم، بهای خودش را دارد.»
☠️ و ترسناکترین قسمت داستان سینجد این نیست که او دیوانه است...
بلکه این است که شاید خودش اصلاً باور نداشته باشد دیوانه است.
داستان جینکس | Jinx — جنون درخشان
در زیر شهر باشکوه Piltover، جایی تاریک و آلوده وجود داشت...
Zaun.
شهری پر از دود، فقر و آدمهایی که برای زنده ماندن میجنگیدند.
در یکی از همین محلهها، دختری کوچک زندگی میکرد.
نامش Powder بود.
👧 اما هیچکس نمیدانست این دختر روزی تبدیل میشود به یکی از خطرناکترین افراد Runeterra...
Jinx.
💙 Powder
پودر در کودکی همراه خواهر بزرگترش، Vi، زندگی میکرد.
آنها پس از یک درگیری تلخ، یتیم شدند و توسط مردی به نام Vander تحت سرپرستی قرار گرفتند.
وای همیشه از پودر محافظت میکرد.
اما پودر احساس میکرد...
که همیشه ضعیفتر از بقیه است.
و همین احساس، زندگی او را برای همیشه تغییر داد.
💣 «من هم میتونم کمک کنم!»
یک روز، وای و دوستانش برای انجام کاری خطرناک رفتند.
پودر هم تصمیم گرفت کمکشان کند.
او چند وسیلهی انفجاری ساخت.
اما چیزی طبق نقشه پیش نرفت.
💥 انفجار اتفاق افتاد.
انفجار باعث کشته شدن چند نفر از دوستان وای شد و زندگی همه را نابود کرد.
وای که از شدت خشم و ناراحتی کنترلش را از دست داده بود، به پودر گفت:
«تو همیشه باعث دردسر میشی!»
و بعد...
پودر تنها ماند.
🧪 ظهور جینکس
مردی به نام Silco پودر را پیدا کرد.
سیلکو خودش گذشتهای پر از خیانت و درد داشت.
اما چیزی در پودر دید.
او به جای اینکه او را کنار بگذارد...
پودر را پذیرفت.
او کمکم دختر ترسیدهی گذشته را تغییر داد.
پودر دیگر نمیخواست همان دختر ضعیف باشد.
او تبدیل شد به کسی که هیچکس نمیتوانست کنترلش کند.
☠️ Jinx متولد شد.
🔫 جینکس و اسلحههایش
جینکس عاشق اسلحه و انفجار است.
اسلحهی اصلی او:
🔫 Pow-Pow
یک مسلسل سنگین و مرگبار.
و سلاح دیگرش:
🚀 Fishbones
یک موشکانداز عظیم که از ظاهر یک هیولای دریایی الهام گرفته.
اما اینها فقط اسلحه نیستند.
آنها بخشی از شخصیت جینکس هستند.
هر انفجار برای او یادآور گذشتهای است که نمیتواند فراموشش کند.
🧠 دشمن واقعی جینکس
بزرگترین دشمن جینکس شاید Piltover نباشد.
شاید حتی Vi هم نباشد.
بزرگترین دشمن او...
ذهن خودش است.
خاطرات گذشته همیشه او را تعقیب میکنند.
صدای آدمهایی که از دست داده...
تصاویر انفجار...
و مهمتر از همه:
Vi.
جینکس هنوز نمیتواند بفهمد که آیا خواهرش واقعاً او را ترک کرده...
یا هنوز جایی در قلبش برای او وجود دارد.
💔 Powder یا Jinx؟
در اعماق وجود جینکس هنوز همان دختر کوچک وجود دارد.
همان Powder.
دختری که فقط میخواست خواهرش به او افتخار کند.
اما سالها درد و تنهایی، آن دختر را زیر لایهای از خشم و جنون دفن کرده.
جینکس بین دو شخصیت گرفتار شده:
💙 Powder
دختری که میخواست دوست داشته شود.
و
💥 Jinx
زنی که تصمیم گرفته دیگر هیچکس نتواند به او آسیب بزند.
🏙️ دشمن همیشگی Piltover
جینکس از Piltover متنفر است.
برای او Piltover نماد تمام چیزهایی است که Zaun از آن محروم شده:
ثروت...
قدرت...
و آزادی.
پس جینکس تصمیم گرفته قوانین را به روش خودش تغییر دهد.
نه با سیاست.
نه با مذاکره.
بلکه با...
💣 انفجار!
💥 جینکس چه میخواهد؟
شاید جینکس واقعاً نمیخواهد دنیا را نابود کند.
شاید فقط میخواهد ثابت کند که وجود دارد.
که دیگر آن دختر کوچک و ترسیده نیست.
او میخواهد همه نامش را بشناسند.
و وقتی صدای انفجارهایش در خیابانهای Piltover میپیچد...
همه میدانند:
Jinx آمده.
💥 JINX — THE LOOSE CANNON
«همهچی رو منفجر کنیم!»
☠️ درون هر جینکس، شاید هنوز یک Powder کوچک وجود داشته باشد...
دختری که فقط میخواست یک بار دیگر خواهرش را کنار خودش داشته باشد.
داستان تالیا | Taliyah — سنگباف سرکش
در دل بیابانهای سوزان Shurima، دختری از یک قبیلهی کوچنشین به دنیا آمد.
دختری که از همان کودکی با بقیه فرق داشت...
نامش Taliyah بود. 🪨
اما چیزی در وجود تالیا نهفته بود که زندگی او و خانوادهاش را برای همیشه تغییر میداد.
قدرتی که خودش حتی نمیدانست چگونه کنترلش کند.
🌪️ قدرتی که نمیشناخت
تالیا میتوانست سنگها را حرکت دهد.
در ابتدا قدرتش بسیار ضعیف بود؛ اما هرچه بزرگتر میشد، قدرتش نیز بیشتر میشد.
گاهی فقط با لمس زمین، سنگها حرکت میکردند.
گاهی شنها زیر پایش میلرزیدند.
اما این قدرت برای تالیا یک نعمت نبود...
بلکه یک ترس بود.
او میترسید روزی کنترلش را از دست بدهد و به خانواده یا قبیلهاش آسیب بزند.
🏜️ سفر بزرگ
تالیا برای پیدا کردن جواب، خانهاش را ترک کرد.
او میخواست بفهمد واقعاً چه کسی است و چگونه باید قدرتش را کنترل کند.
در سفرهایش با افراد مختلفی روبهرو شد...
اما مهمترین ملاقات زندگی او با کسی بود که خودش هم یک افسانه محسوب میشد.
🔥 Azir
امپراتور بازگشتهی شوریما.
تالیا ابتدا نمیدانست با چه کسی روبهرو شده است.
اما خیلی زود فهمید که این مرد همان امپراتوری است که پس از هزاران سال دوباره به دنیا بازگشته.
🦅 آموزش نزد یاسو
اما مهمترین استاد تالیا شخص دیگری بود...
🌪️ Yasuo
تالیا مدتی نزد یاسو آموزش دید.
یاسو به او یاد داد که قدرت واقعی فقط در قدرت تخریب نیست.
بلکه در کنترل آن است.
او به تالیا کمک کرد بفهمد سنگها دشمن او نیستند.
آنها بخشی از وجود او هستند.
تالیا کمکم یاد گرفت که به جای ترسیدن از قدرتش...
آن را بپذیرد.
🪨 او یک Stoneweaver بود.
سنگبافی که میتوانست زمین را مانند یک موجود زنده شکل دهد.
⚔️ بازگشت به شوریما
اما تالیا هنوز یک هدف داشت.
خانوادهاش.
وقتی فهمید سرزمینش در خطر است، آموزشهایش را رها کرد و به خانه بازگشت.
او دیگر آن دختر ترسیدهی گذشته نبود.
حالا میدانست چگونه از قدرتش استفاده کند.
و آماده بود از مردمش محافظت کند.
🦂 دشمنی که انتظارش را نداشت
تالیا در شوریما با خطرات زیادی روبهرو شد.
یکی از بزرگترین آنها Noxus بود؛ امپراتوری که به دنبال گسترش قلمرو خود بود.
تالیا نمیتوانست اجازه دهد سرزمینش به دست نیروهای بیگانه بیفتد.
او تصمیم گرفت برای مردم خودش بجنگد.
نه برای شهرت...
نه برای قدرت...
بلکه برای خانهاش.
🪨 دختری که تبدیل به قهرمان شد
تالیا هنوز جوان است.
هنوز اشتباه میکند.
هنوز چیزهای زیادی برای یاد گرفتن دارد.
اما یک چیز را فهمیده:
قدرت او چیزی نیست که باید از آن فرار کند.
قدرت او بخشی از خودش است.
و تا زمانی که بتواند آن را کنترل کند...
میتواند از کسانی که دوستشان دارد محافظت کند.
🌍 زمین زیر پای تالیا دیگر فقط زمین نیست.
این سلاح اوست.
این خانهی اوست.
و این چیزی است که برایش میجنگد.
🪨 TALIYAH — THE STONEWEAVER
«من سنگها را نمیشکنم... من به آنها شکل میدهم.»
🏜️ دختری که روزی از قدرت خودش میترسید، حالا میتواند خودِ زمین را به سلاحی علیه دشمنانش تبدیل کند.
🎁داستان هیروهای
LEAGUE OF LEGENDS
🎮K'Sante/کسانتی🎮
🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥
داستان کِسانتی | K'Sante — شکارچی هیولاها
در دورترین نقطههای جنوب Shurima، جایی میان بیابانهای بیرحم و سرزمینهای ناشناخته، شهری به نام Nazumah وجود دارد.
شهری که مردمش برای زنده ماندن، هر روز با هیولاهای عظیم و موجودات خطرناک مبارزه میکنند.
و در میان آنها...
مردی وجود داشت که رؤیای تبدیل شدن به بزرگترین محافظ نازوما را در سر داشت.
نامش:
🔥 K'Sante
🏜️ قهرمان نازوما
کسانتی از کودکی میدانست که زندگی در نازوما آسان نیست.
هیولاها اطراف شهر پرسه میزدند و منابع آب کمیاب بودند.
او همراه با دوست و شریک زندگیاش، Tope، به شکار این موجودات میرفت.
آنها با هم تجهیزات و سلاحهایی ساختند که برای مبارزه با هیولاها طراحی شده بود.
کسانتی و توپه خیلی زود تبدیل به یک تیم فوقالعاده شدند.
اما...
موفقیت باعث شد غرور به سراغ کسانتی بیاید.
⚔️ غرور
کسانتی به تدریج بیشتر به تواناییهای خودش اعتماد کرد.
او میخواست ثابت کند که میتواند به تنهایی از نازوما محافظت کند.
اما توپه بارها به او هشدار داد:
«ما با هم قویتریم.»
کسانتی گوش نکرد.
او باور داشت که برای تبدیل شدن به قهرمان واقعی باید خودش همهچیز را کنترل کند.
تا اینکه یک روز...
💥 همهچیز نابود شد.
💔 بزرگترین شکست
در یکی از شکارها، اختلاف میان کسانتی و توپه به اوج رسید.
غرور و اختلاف نظر باعث شد رابطهی آنها از هم بپاشد.
توپه دیگر حاضر نبود با کسی که حاضر نیست اشتباهاتش را بپذیرد، ادامه دهد.
او کسانتی را ترک کرد.
اما مشکل فقط از دست دادن یک همراه نبود.
کسانتی فهمید که بسیاری از چیزهایی که ساخته بود، به خاطر غرورش از بین رفتهاند.
برای اولین بار...
قهرمان نازوما فهمید که شاید بزرگترین دشمنش هیولاها نباشند.
🩸 بلکه خودش باشد.
🛡️ سلاحهای افسانهای
کسانتی تصمیم گرفت از شکستش درس بگیرد.
او از منابع و مواد بهدستآمده از هیولاها، دو سلاح افسانهای ساخت:
Ntofo
و
Ntofo همراه با پوششهای مخصوصش
این سلاحها فقط برای کشتن طراحی نشده بودند.
آنها نمادی از قدرت، مسئولیت و گذشتهی کسانتی بودند.
او دیگر نمیخواست فقط قویترین جنگجوی نازوما باشد.
میخواست کسی باشد که واقعاً از مردمش محافظت میکند.
🔥 قدرت واقعی K'Sante
کسانتی در نبردهایش با هیولاها بارها مجبور شد تمام قدرتش را آزاد کند.
او میتواند زره و سلاحهایش را کنار بزند و با تمام توان بجنگد.
این حالت همان چیزی است که در میدان نبرد با نام:
🔥 ALL OUT
شناخته میشود.
اما برای کسانتی، «All Out» فقط یک قدرت نیست.
یادآوری این است که گاهی برای پیروزی...
باید چیزهایی را که به آنها وابستهای، رها کنی.
👑 قهرمانی که هنوز کامل نشده
کسانتی حالا یکی از قدرتمندترین محافظان نازوماست.
اما برخلاف گذشته، دیگر ادعا نمیکند که همه جوابها را میداند.
او هنوز مغرور است.
هنوز سرسخت است.
و هنوز گاهی تصمیمهای اشتباه میگیرد.
اما یک چیز تغییر کرده:
او یاد گرفته که قدرت واقعی فقط در قوی بودن نیست.
گاهی قوی بودن یعنی اعتراف کنی اشتباه کردهای.
گاهی یعنی به دیگران اعتماد کنی.
و گاهی...
یعنی برای محافظت از کسانی که دوستشان داری، خودت را به خطر بیندازی.
🏜️ K'SANTE — THE PRIDE OF NAZUMAH
«من برای خودم نمیجنگم... برای خانهام میجنگم.»
⚔️ کسانتی هنوز در حال مبارزه است؛ نه فقط با هیولاهای شوریما، بلکه با غروری که زمانی نزدیک بود همهچیز را از او بگیرد
➖➖➖➖➖➖➖➖
💠ایران LOL
کانال رسمی جامعه League of Legend ایران.
👨👨👧👧@iranelol
📣@RiftLords
#lol #leagu #leagueoflegends #لول
➖➖➖➖➖➖➖➖
🌌🌌🌌🌌 🌌🌌🌌
🎁داستان هیروهای
LEAGUE OF LEGENDS
🎮Rammus/راموس🎮
🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥
داستان راموس | Rammus — آرمادیلوی مرموز
در سرزمین بیرحم Shurima، جایی که شنهای سوزان بیابان تا بینهایت ادامه دارند، موجودی زندگی میکند که هیچکس واقعاً نمیداند از کجا آمده...
او یک هیولای عظیم نیست.
پادشاه نیست.
جادوگر هم نیست.
فقط یک موجود زرهپوش عجیب است که تقریباً همیشه یک جواب دارد:
«OK.» 🗿
نامش...
🐢 راموس است.
🌵 موجودی که از هیچجا آمد
هیچکس دقیقاً نمیداند راموس چگونه به وجود آمده است.
بعضیها میگویند او یک موجود معمولی از بیابانهای شوریما بوده.
بعضی دیگر معتقدند قدرتی باستانی در بدن او جریان دارد.
عدهای حتی باور دارند راموس یکی از موجودات اسرارآمیزی است که پس از ظهور جادوی باستانی شوریما به وجود آمده.
اما خود راموس هیچ توضیحی نمیدهد.
چون...
راموس زیاد حرف نمیزند. 😂
🏜️ افسانهای در میان مردم
راموس در بیابانهای شوریما سرگردان است.
گاهی در میان روستاها ظاهر میشود.
گاهی از کنار کاروانهای مسافران عبور میکند.
و گاهی بدون هیچ دلیلی، وسط یک مکان ظاهر میشود و بعد دوباره ناپدید میشود.
مردم دربارهی او داستانهای مختلفی تعریف میکنند.
بعضیها او را یک خدای کوچک میدانند.
بعضیها میگویند او یک نیمهخدا است.
عدهای هم معتقدند راموس چیزی بسیار قدیمیتر و قدرتمندتر از چیزی است که به نظر میرسد.
اما هیچکس حقیقت را نمیداند.
حتی خودش.
🏛️ راموس و امپراتوری شوریما
یکی از عجیبترین افسانههای راموس به دوران شکوه امپراتوری شوریما برمیگردد.
در آن زمان، مردم برای او معابد و مجسمههایی ساختند.
برخی از مردم او را موجودی مقدس میدانستند که از آنها محافظت میکند.
اما راموس هیچوقت به دنبال قدرت یا فرمانروایی نبود.
او فقط...
در بیابان میچرخید. 🗿
گاهی میخوابید.
گاهی چیزی میخورد.
و گاهی هم با غلت زدن، همهچیز را نابود میکرد!
🛡️ زره افسانهای
مهمترین ویژگی راموس، زره عجیب اوست.
این زره آنقدر قدرتمند است که تقریباً هیچکس نمیداند از چه چیزی ساخته شده.
بعضی افسانهها میگویند زره راموس با جادوی باستانی ساخته شده.
عدهای دیگر معتقدند این زره بخشی از خود اوست.
راموس به کمک همین زره میتواند با سرعت فوقالعادهای حرکت کند و مثل یک گلولهی زرهی به دشمنانش برخورد کند.
💥 و وقتی عصبانی شود...
بهترین کار این است که جلویش نایستی!
🤔 اما راموس واقعاً چیست؟
این بزرگترین راز داستان اوست.
حتی تاریخنگاران شوریما هم جواب دقیقی برای این سؤال ندارند.
راموس ممکن است یک موجود الهی باشد.
ممکن است یک موجود جادویی باشد.
یا شاید...
فقط یک آرمادیلوی خیلی عجیب باشد که هزاران سال است در بیابان زندگی میکند. 😂
اما چیزی که همه دربارهاش اتفاق نظر دارند:
راموس به هیچکس اجازه نمیدهد بفهمد حقیقت چیست.
وقتی از او میپرسند:
«تو واقعاً کی هستی؟»
جوابش فقط یک کلمه است:
🗿 OK.
⚡ افسانهای که همچنان ادامه دارد
امروز راموس همچنان در سرزمینهای شوریما پرسه میزند.
گاهی به انسانها کمک میکند.
گاهی جلوی آنها قرار میگیرد.
و گاهی هم بدون هیچ توضیحی در یک غروب سوزان ناپدید میشود.
او به دنبال تاج و تخت نیست.
به دنبال انتقام نیست.
حتی دنبال شهرت هم نیست.
راموس فقط...
راموس است.
🛡️🐢
و شاید همین ناشناخته بودن، او را به یکی از عجیبترین موجودات تمام Runeterra تبدیل کرده باشد.
➖➖➖➖➖➖➖➖
💠ایران LOL
کانال رسمی جامعه League of Legend ایران.
👨👨👧👧@iranelol
📣@RiftLords
#lol #leagu #leagueoflegends #لول
➖➖➖➖➖➖➖➖
🌌🌌🌌🌌 🌌🌌🌌
🎁داستان هیروهای
LEAGUE OF LEGENDS
🎮Leona/لئونا🎮
🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥
☀️خورشیدی که در تاریکی طلوع کرد
در سرزمین Targon، جایی میان کوههای عظیم و آسمانی که به ستارهها نزدیکتر از هر جای دیگری است، مردمی زندگی میکردند که به موجوداتی فراتر از انسانها ایمان داشتند...
اما در میان آنها، دختری جوان وجود داشت که سرنوشت متفاوتی برایش نوشته شده بود.
نامش لئونا بود. ☀️
⚔️ دختری که نباید جنگجو میشد
لئونا از کودکی عضوی از قوم Rakkor بود؛ مردمی جنگجو که قدرت و شجاعت را ارزش میدانستند.
او به همراه دوست دوران کودکیاش، دایانا (Diana)، در میان جنگجویان رشد کرد.
اما این دو دختر یک تفاوت بزرگ داشتند.
لئونا به خورشید ایمان داشت...
و دایانا شیفتهی ماه بود. 🌙
آنها بعدها به دو مسیر کاملاً متفاوت کشیده شدند؛ مسیری که سرنوشت کوه تارگون را تغییر داد.
🌙 دایانا و حقیقت ممنوعه
دایانا شروع به تحقیق دربارهی ماه و موجودات باستانی کرد.
اما باورهای او با آیین خورشیدپرستان در تضاد بود.
لئونا تلاش کرد او را متوقف کند.
در نهایت، اختلاف میان آنها به درگیری کشید.
و لئونا به دلیل سرپیچی از قوانین قبیله، به مرگ محکوم شد.
اما درست در لحظهای که قرار بود اعدام شود...
☀️ آسمان شکافت.
قدرتی باستانی از دل کوه تارگون به سوی لئونا فرود آمد.
☀️ ظهور Aspect of the Sun
لئونا دیگر فقط یک انسان نبود.
قدرت خورشید درون او بیدار شده بود.
زرهای درخشان بر تنش ظاهر شد.
شمشیری که با نور خورشید میدرخشید در دستش قرار گرفت.
و سپری عظیم، نماد قدرت خورشید، به او عطا شد.
لئونا تبدیل شد به:
🔥 The Radiant Dawn
«طلوع درخشان»
او اکنون نمایندهی قدرت خورشید در میان انسانها بود.
⚔️ اما دایانا چه شد؟
داستان این دو دوست هنوز تمام نشده بود.
دایانا نیز توسط قدرتی باستانی انتخاب شده بود...
اما نه خورشید.
🌙 ماه.
او به Aspect of the Moon تبدیل شد.
و همین اتفاق باعث شد رابطهی میان دو دوست قدیمی به دشمنی تبدیل شود.
لئونا معتقد بود باید از مردم و سنتهای سولاری محافظت کند.
دایانا اما باور داشت که حقیقتی بزرگتر از آموزههای سولاری وجود دارد.
دو دوست...
دو قدرت...
☀️ خورشید
در برابر
🌙 ماه
🛡️ لئونا امروز
لئونا اکنون یکی از قدرتمندترین جنگجویان تارگون است.
او با سپر و شمشیرش در میدان نبرد ظاهر میشود و با نور خورشید دشمنانش را در هم میکوبد.
اما برخلاف چیزی که دشمنانش تصور میکنند، لئونا فقط یک جنگجوی خشن نیست.
او هنوز همان دختری است که زمانی میخواست از دوستش محافظت کند.
تنها چیزی که تغییر کرده...
قدرتی است که اکنون در دستان او قرار دارد.
☀️ لئونا باور دارد که نور همیشه راه خود را در تاریکی پیدا میکند.
اما یک سؤال همچنان باقی مانده:
آیا روزی خورشید و ماه دوباره در کنار یکدیگر قرار خواهند گرفت؟
یا سرنوشت، این دو دوست قدیمی را برای همیشه در برابر هم قرار داده است؟
☀️ Leona — The Radiant Dawn
«نور، تاریکی را شکست خواهد داد.»
⚔️ خورشید طلوع کرده است... و دشمنانش جایی برای پنهان شدن ندارند.
➖➖➖➖➖➖➖➖
💠ایران LOL
کانال رسمی جامعه League of Legend ایران.
👨👨👧👧@iranelol
📣@RiftLords
#lol #leagu #leagueoflegends #لول
➖➖➖➖➖➖➖➖
🌌🌌🌌🌌 🌌🌌🌌
🎁داستان هیروهای
LEAGUE OF LEGENDS
🎮Pyke/پایک🎮
🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥
پایک قاتل بندر
داستان پایک (Pyke)
در اعماق تاریک اقیانوس، جایی که نور خورشید هرگز به آن نمیرسد، نامی وجود دارد که ملوانها با شنیدنش به خود میلرزند...
پایک.
اما قبل از اینکه به «قاتل بندر» تبدیل شود، او فقط یک مرد بود؛ یک شکارچی ماهر هیولاهای دریایی در بندر Bilgewater.
🔮 همهچیز از یک کشتی شروع شد...
پایک به عنوان یک Bloodharbor Ripper روی کشتیها کار میکرد؛ مردی که وظیفهاش بریدن گوشت هیولاهای دریایی بود.
او به مهارتش افتخار میکرد و سالها برای شکار موجودات اعماق دریا جانش را به خطر انداخت.
تا اینکه یک روز...
پایک همراه خدمهی کشتی برای شکار یک Giant Sea Monster به دل اقیانوس رفت.
آنها موجود عظیمی را شکار کردند؛ اما وقتی نوبت بریدن شکم هیولا رسید، اتفاقی وحشتناک افتاد.
🐙 پایک ناگهان توسط هیولا بلعیده شد.
او در تاریکی شکم موجود دریایی گرفتار شد.
اما بدتر از آن هنوز در راه بود...
همکارانش، از ترس اینکه خودشان هم کشته شوند، طنابی را که پایک به آن بسته شده بود بریدند.
پایک به دریا افتاد.
✨ و در اعماق اقیانوس ناپدید شد...
همه فکر کردند پایک مرده است.
اما دریا هنوز کارش با او تمام نشده بود.
💀 بازگشت از اعماق
مدتها بعد، پایک دوباره ظاهر شد.
اما دیگر آن مرد سابق نبود.
ذهنش پر از خاطرات شکسته و خشم بود و چیزی در اعماق دریا او را تغییر داده بود.
پایک دیگر دنبال زندگی معمولی نبود.
او یک هدف داشت:
انتقام.
اما مشکل اینجا بود که پایک دیگر نمیتوانست بهخاطر بیاورد چه کسی او را به دریا انداخت.
بنابراین ذهنش شروع کرد به ساختن یک فهرست...🎮 The List
نام کسانی که پایک تصور میکرد در مرگش نقش داشتند.
و هر شب...
یک اسم از آن فهرست ناپدید میشد.
🎮 قاتل بندر
پایک به سایههای Bilgewater تبدیل شد.
ملوانها یکی پس از دیگری ناپدید میشدند.
جسدهایی در اسکله پیدا میشدند.
و روی دیوارها فقط یک پیام باقی میماند:
«من هنوز لیستم رو کامل نکردم.»
اما عجیبترین قسمت ماجرا این بود که پایک همیشه یک نفر را مقصر نمیدانست.
ذهن شکستهاش گاهی اسمهایی را روی فهرست مینوشت که حتی نمیشناخت!
چون برای پایک، هر کسی که ثروتمند، قدرتمند یا به نوعی با دریا مرتبط بود، میتوانست بخشی از خیانت بزرگی باشد که علیه او اتفاق افتاده بود.
🎮 اما چه چیزی پایک را نجات داد؟
هیچکس دقیقاً نمیداند در اعماق دریا چه اتفاقی برای پایک افتاد.
اما مشخص است که چیزی در آن تاریکی او را تغییر داد.
او دیگر کاملاً انسان نیست.
بدنش میتواند در آب ناپدید شود و دوباره ظاهر شود.
میتواند در سایهها حرکت کند.
و وقتی قربانیاش متوجه حضور او میشود...
معمولاً دیگر خیلی دیر شده است.
🎮 پایک حالا شکارچی شکارچیهاست.
💀 «هرکسی که منو فراموش کرده...»
پایک هنوز در کوچههای تاریک Bilgewater پرسه میزند.
هنوز دنبال اسمهایی میگردد که در ذهنش باقی ماندهاند.
هنوز معتقد است کسانی که او را به حال خود رها کردند، باید تاوان بدهند.
و شاید ترسناکترین قسمت داستان این باشد:
پایک نمیداند چه کسی واقعاً به او خیانت کرده.
او فقط میداند که باید انتقام بگیرد.
یکییکی.
اسم به اسم.
تا زمانی که...
📍لیست کامل شود.
😀 Pyke — The Bloodharbor Ripper
«تو هم توی لیستی، مگه نه؟»
☠️ اما اگر پایک واقعاً توی ذهنت یک لیست از قربانیها داشت... فکر میکنی اسم چه کسی اول توش نوشته میشد؟
➖➖➖➖➖➖➖➖
💠ایران LOL
کانال رسمی جامعه League of Legend ایران.
👨👨👧👧@iranelol
📣@RiftLords
#lol #leagu #leagueoflegends #لول
➖➖➖➖➖➖➖➖
🌌🌌🌌🌌 🌌🌌🌌
ویدیو بازی فینال دور 26 مسابقات کشوری Play Cup
بازی اول
https://aparat.com/v/tqn8smj
بازی دوم
https://aparat.com/v/pxu79jg
مجموعه برگزار مسابقات Play Cup
به همراه کانال های رسمی بازی
👊 League of Legends👊
کشور ایران
Www .Playcup.ir
@iranitournament
@iranelol
@FarhanCommunity
@riftcoach
تیم The Boys با پیروزی 3 بر 0 در مقابل تیم Diablo Gaming قهرمان دور 26 مسابقات Play Cup شد .
تبریک به این تیم خوب و بازیکنان حرفه ای و با اخلاق.
مجموعه برگزار مسابقات Play Cup
به همراه کانال های رسمی بازی
👊 League of Legends👊
کشور ایران
Www .Playcup.ir
@iranitournament
@iranelol
@FarhanCommunity
@riftcoach
لایو میشیم تا ۱۵ دقیقه دیگر با فینال دور 26 مسابقات
لینک پخش زنده :
https://www.aparat.com/playcup.ir/live
Repost from Channel |RiftLords
فینال دور 26 مسابقات قهرمان کشوری Play Cup
یکشنبه 22:30
پخش زنده از آپارات Play Cup
بین 2 تیم Diablo Gaming vs The Boys
مجموعه برگزار مسابقات Play Cup
به همراه کانال های رسمی بازی
👊 League of Legends👊
کشور ایران
Www .Playcup.ir
@iranitournament
@iranelol
@FarhanCommunity
@riftcoach
🔥 Rampage Shop | فروشگاه 🔥
تمامی محصولات قابل گیفت از جمله :
🗡Battle Pass
💠Epic Skins
♦️Legendary Skins
و همینطور خرید و فروش اکانت های شما با قیمت منصفانه در تمامی سرور ها (NA , MENA ,EUNE ,EUW)👌😎
🔻خرید سریع، مطمئن و با پشتیبانی
پاسخگو تحویل در کوتاهترین زمان ممکن
🔻اگر قبل از خرید سؤال یا ابهامی داری، با خیال راحت پیام بده تا راهنماییت کنیم.
❗️تمامی گیفت ها با RP پرایم و بدونحتی 1% احتمال بن 👌
Rampage Shop
جایی که کیفیت، سرعت و اعتماد اولویت ماست.
🆔️ @primer_rampage
📢 @rampage_shop_a
فینال دور 26 مسابقات قهرمان کشوری Play Cup
یکشنبه 22:30
پخش زنده از آپارات Play Cup
بین 2 تیم Diablo Gaming vs The Boys
مجموعه برگزار مسابقات Play Cup
به همراه کانال های رسمی بازی
👊 League of Legends👊
کشور ایران
Www .Playcup.ir
@iranitournament
@iranelol
@FarhanCommunity
@riftcoach
فینال دور 26 مسابقات قهرمان کشوری Play Cup
بین 2 تیم Diablo Gaming vs The Boys
مجموعه برگزار مسابقات Play Cup
به همراه کانال های رسمی بازی
👊 League of Legends👊
کشور ایران
Www .Playcup.ir
@iranitournament
@iranelol
@FarhanCommunity
@riftcoach
⭕️با توجه به مشکلی که برای 2 بازیکن تیم Revenix ایجاد شد و متاسفانه نتوانستند به بازی امشب برسند و با توجه به حضور تیم The Boys در لابی و عدم حضور تیم Revenix به دلایل فوق بازی با نتیجه 2 بر 0 به نفع The Boys ثبت شد.
و تیم The Boys به همراه تیم Diablo به فینال مسابقات راه پیدا کرد.
به محض هماهنگی ساعت و روز بازی فینال از طریق همین چنل اعلام خواهیم کرد.
🟠جایزه تیم اول مسابقات مبلغ 6،750 عین مبلغ ثبت نامی 9 تیم مسابقات می باشد که به حساب لیدر تیم اول مسابقات واریز میگردد.
هفتمین بازی این دور از مسابقات
بین 2 تیم
THE BOYS vs Revenix
سه شنبه 13 مرداد
ساعت 22:30
پخش زنده از
کانال رسمی آپارات Play Cup
لینک پخش زنده :
https://www.aparat.com/playcup.ir/live
مجموعه برگزار مسابقات Play Cup
به همراه کانال های رسمی بازی
👊 League of Legends👊
کشور ایران
Www .Playcup.ir
@iranitournament
@iranelol
@FarhanCommunity
@riftcoach
اخبار مسابقات
تیم Revenix توانست با نتیجه 2 بر 0 تیم GN را شکست دهد و به مرحله نیمه نهایی راه پیدا کند.
ویدیو بازی 2 تیم
GN vs Revenix
https://aparat.com/v/bfss12n بازی اول
https://aparat.com/v/bemb28s بازی دوم
مجموعه برگزار مسابقات Play Cup
به همراه کانال های رسمی بازی
👊 League of Legends👊
کشور ایران
Www .Playcup.ir
@iranitournament
@iranelol
@FarhanCommunity
@riftcoach
