en
Feedback
رویش ایده

رویش ایده

Open in Telegram

یادگیری بهتر، زندگی شادتر، موفقیت بیشتر شماره های تماس: موبایل : 09111381067 تلفن:۰۱۳۳۳۳۴۶۹۰ آدرس : نرسیده به میدان دکتر حشمت _مرکز رشد فناوری اطلاعات - ( کانون شکوفایی خلاقیت پارک علم و فناوری گیلان) email:creativity_gstp_90@yahoo.com

Show more
366
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-130 days
Posts Archive
ﻣﻮﺭﭼﮕﺎﻥ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺣﺮﻑ نمی‌زنند، ﺍﻣﺎ ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﺩﺍﻧﻪ ﺟﻤﻊ می‌کنند ﺯﻧﺒﻮﺭﻫﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺣﺮﻑ نمی‌زنند، ﺍﻣﺎ ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﺧﺎﻧﻪ می‌سازند ﭘﺮﺳﺘﻮﻫﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺣﺮﻑ نمی‌زنند، ﺍﻣﺎ ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﺑﻪ ﺳﻔﺮ می‌روند آدم‌ها ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﻮﺏ حرف می‌زنند... ﺗﻨﻬﺎ ﺁﺫﻭﻗﻪ ﺟﻤﻊ می‌کنند. ﺗﻨﻬﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻨﺎ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺳﻔﺮ می‌کنند. براستی ﮐﻪ ﺁﺩﻣﯽ ﺗﻨﻬﺎﺗﺮﯾﻦ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺳﺖ ...! ژان پل سارتر #سبز_اندیش @c_i_gstp

رهایی دور ماندن در طبیعت بودن و از عالم و آدم بریدن... من از دنیا دلی آرام می‌خواهم، سکوتی دنج و بی‌فرجام می‌خواهم... @c_i_gstp

اگر دردی داری.. برو و برای دریا تعریف کن، برای درخت‌ها، ابرها، ماه، برای گلدان های کنار پنجره؛ درد را مگر می شود با انسان ها درمیان گذاشت ؟! @c_i_gstp

آدم عاقل، در هر میدانی و به هر بهایی و با هر حریفی نمی‌جنگد! @c_i_gstp

🎁 کد تخفیف ویژه برای اعضای سکو! برای ورکشاپ Recommender Systems یه کد تخفیف ۱۰۰٪ مخصوص اعضای سکو در نظر گرفتیم. 🌱 🔐 کد تخفیف:
Sakkou98
این کد فقط مخصوص اعضای سکو هست و هزینه ثبت‌نام ورکشاپ رو برای شما به‌طور کامل رایگان می‌کنه. ⚠️ یه نکته مهم: لطفاً این کد رو در اختیار افراد خارج از سکو قرار ندید. اگر کد توسط فردی که عضو سکو نیست استفاده بشه، ثبت‌نام اون شخص لغو خواهد شد.

*داستانی واقعی و تکان‌دهنده از کشور یمن* 👞 *زمانی که معلمی به شاگردانش قول داد به هر کسی که نمره کامل بگیرد، یک جفت کفش نو جایزه بدهد، همه با نمرات عالی موفق شدند. اما تکه کاغذ کوچکی درون جعبه، رازی را فاش کرد که باعث شد آن معلم تمام شب را در برابر همسرش گریه کند.* *استاد «نوال» در یک مدرسه ابتدایی کوچک در روستایی فقیر تدریس می‌کرد. شاگردانش هر صبح با لباس‌هایی ساده، دفترهایی قدیمی و رؤیایی بزرگ‌تر از خانه‌هایشان به مدرسه می‌آمدند. او آن‌ها را مانند فرزندان خودش دوست داشت و از چهره هر کودک می‌فهمید که آیا شب سیر خوابیده است یا گرسنگی‌اش را از خانواده‌اش پنهان کرده است.* *روزی خواست تا روحیه آن‌ها را بالا ببرد، پس با لبخندی به آن‌ها گفت: «هر کس در امتحان نمره کامل بگیرد، به او یک هدیه کوچک می‌دهم.»* *یکی از کودکان با هیجان پرسید: «خانم، هدیه چیست؟»* *معلم پاسخ داد: «یک جفت کفش نو.»* *کفش برای آن‌ها یک شیء معمولی نبود، بلکه رؤیای کوچکی بود که روی دو پا راه می‌رفت. کودکان بسیار خوشحال شدند و با جدیت شروع به درس خواندن کردند و هر کدام آرزو داشتند که این هدیه نصیب او شود. در میان آن‌ها دختری به نام «وفاء عبدالکریم» بود که انتهای کلاس می‌نشست؛ او بسیار آرام بود و همیشه پاهایش را زیر نیمکت پنهان می‌کرد.* *وفاء کفشی قدیمی و پاره داشت که نوک آن باز شده بود و بندش چندین بار گره خورده بود، اما هرگز شکایتی نمی‌کرد. روز امتحان فرا رسید و کودکان با پشتکاری عجیب نوشتند؛ تا جایی که معلم احساس کرد تمام این قلب‌های کوچک می‌خواهند پیروز شوند.* *بعد از تصحیح اوراق، غافلگیری این بود که تمام دانش‌آموزان نمره کامل گرفته بودند!* *استاد نوال خوشحال شد اما درماند ماند؛ کفش را به چه کسی بدهد در حالی که همه شایستگی آن را داشتند؟ او به آن‌ها گفت: «شما همه عالی هستید، اما هدیه فقط یکی است؛ راه حلی پیشنهاد بدهید که همه راضی باشند.»* *کودکان کمی با هم مشورت کردند و سپس گفتند: «نام‌هایمان را روی کاغذهای کوچک بنویسیم و در جعبه بیندازیم و شما یک ورق را به طور تصادفی بیرون بکشید.»* *معلم پذیرفت و هر کودک نامش را روی کاغذ نوشت، تا کرد و در جعبه انداخت.* *استاد نوال در مقابل دیدگان آن‌ها یک کاغذ بیرون کشید، آن را به آرامی باز کرد و خواند: «وفاء عبدالکریم».* *وفاء با قدم‌هایی لرزان و در حالی که اشک‌هایش از شادی جاری بود، جلو آمد و در حالی که بقیه دانش‌آموزان صادقانه برایش دست می‌زدند، کفش نو را گرفت. او کفش را طوری در آغوش گرفت که انگار گنجینه‌ای به دست آورده است و دست معلمش را بوسید و گفت: «به خدا قسم خانم، من واقعاً به آن نیاز داشتم.»* *نوال نتوانست جلوی اشک‌هایش را بگیرد، اما لبخند زد تا شادی آن دخترک خراب نشود. شب هنگام، در حالی که جعبه کوچک کاغذها را با خود داشت، به خانه برگشت.* *همسرش پرسید: «چرا در حالی که داستانی زیبا تعریف می‌کنی، گریه می‌کنی؟»* *او در حالی که جعبه را باز می‌کرد گفت: «من به خاطر اینکه وفاء برنده شد گریه نمی‌کنم.»* *همسرش تعجب کرد و پرسید: «پس چرا؟»* *او کاغذها را یکی پس از دیگری بیرون آورد و در مقابل همسرش باز کرد. روی تمام کاغذها، فقط یک نام نوشته شده بود: «وفاء عبدالکریم».* *همسرش خشکش زد، اما نوال بیشتر گریه کرد و گفت: «تمام بچه‌ها نام او را نوشتند و هیچ‌کدام نام خودشان را ننوشتند!»* *او در حالی که می‌لرزید ادامه داد: «همه آن‌ها کفش می‌خواستند، اما دیدند که نیاز او بیشتر از نیاز آن‌هاست.»* *روز بعد، نوال به مدرسه رفت در حالی که به تعداد تمام شاگردان کلاس، کفش‌های نو به همراه داشت؛ چرا که همسرش تنها ساعتی را که داشت فروخت تا این کفش‌ها را بخرد.* *وقتی وارد کلاس شد به کودکان گفت: «دیروز شما درسی به من دادید که در هیچ کتابی نیست.»* *وفاء گریه کرد، کودکان گریه کردند و آن روز در مدرسه به نام «روز قلب‌های سفید» شناخته شد*. *اما زیباترین اتفاق زمانی رخ داد که پیامی از یک خیرخواه رسید که داستان را شنیده بود و متعهد شد لباس و کفش تمام دانش‌آموزان مدرسه را تا پایان سال تهیه کند.* *در پایان پیام نوشته بود: « کودکی که شادی خود را به خاطر دیگری کنار می‌گذارد، سزاوار است که دنیا تمام درهایش را به رویش باز کند...»* *پیام داستان:* *اطرافیان خود را نادیده نگیریم و به احساسات دیگران توجه کنیم. هر کس که نعمت و برکتی دارد، باید آن را با کسانی که ندارند تقسیم کند.* #سبزاندیش @c_i_gstp

. وقتی چیزی مرا رنج می‌داد در مورد آن با هیچ‌کس حرفی نمی‌زدم خودم در موردش فکر می‌کردم به نتیجه می‌رسیدم و به تنهایی عمل می‌کردم نه اینکه واقعا احساس تنهایی بکنم، نه ! ، بلکه فکر می‌کردم که انسان‌ها در آخر باید خودشان، خودشان را نجات بدهند. هاروکی موراکامی جنگل نروژی #سبزاندیش @c_i_gstp

موفقیت همیشگی نیست؛ شکست هم کشنده نیست.. تنها یک چیز اهمیت دارد... و آن هم شهامت ادامه دادن است... @c_i_gstp

پرسیدند که آیا دریا زن است یا مرد؟! این چه پرسشی است!؟ دریا اسم دختره آیا توجه کرده اید ! وقتی که به بالا نگاه می کنیم آسمان ، خورشید ، ستاره ، ناهید ، زهره ، مهتاب ، باران ، به نامِ خانمهاست؛   به دریا نگاه می کنیم مروارید، صدف، موج ، پری ، به نام خانومهاست . ! به باغچه نگاه میکنیم شبنم ، مریم ، نسترن ، رز ،  ، نرگس ، یاس ، نیلوفر ، لاله ، به نام خانم هاست . به دشت نگاه میکنیم آهو ، غزال ، گلشن ، کژال به نام خانمهاست . به دل کوه نگاه میکنیم طلا ، نقره، الماس ، یاقوت ، به نام خانمهاست. به تن نگاه میکنیم نفس، جان ، گیسو، کمند ، تن ناز ، ماه رو به نام خانمهاست. دیگر سئوالی ندارم. این چه ابهت وحکمتی است که خودکلمه ،، دنیا،، هم به نام خانمهاست. ایرانیان صاحب چنین فرهنگ قوی وافتخار آمیز هستند وبا خردگرایی تمام  نام‌های موجود در طبیعت را که به نوعی بازیبایی،ظرافت وعظمت روحی، روانی مرتبط هستند برای خانمها اختصاص داده، آیا چنین پدیده‌ای رادر فرهنگهای دیگر سراغ دارید؟ تقدیم به مهر بانوی ایران زمین امروز سالگرد نامگذاری کشور عزیزمان "ایران" است حتی نام،،  ایران،، هم مختص خانم هاست در سال ۱۳۱۴ شمسی طبق بخشنامه وزارت امور خارجه و تقاضای دولت وقت؛ و تصویب مجلس شورای ملی، نام رسمی “ایران” (به جای پارس و پرشیا) برای کشور ما انتخاب شد. نامی که امروز ایران گفته میشود، بیش از ۶۰۰ سال پیش "اِران" تلفظ می شد. زنده یاد سعید نفیسی نویسنده و پژوهشگر نامی ایرانی در دی ماه ۱۳۱۳ نام "ایران" را به جای "پرشیا" پیشنهاد کرده بود . واژه ی "ایران" بسیار کهن و پیش از آمدن آریایی ها به سرزمین مان گفته میشد و نامی تازه و ساخته و پرداخته‌ای نیست ... واژه " ایران" از دو بخش درست شده است: بخش اول " ایر " به معنی اصیل، نجیب ، آزاده و شریف است ؛ ‌بخش دوم به معنی سرزمین، جا و مکان است. معنی کلی واژه ایران، *“سرزمین آزادگان و نجیب زادگان"* میباشد. *مرا شادی از نام ایران بود* *دلم پر ز یاد نیاکان بود* *ز ایران جهان پیش من گلشن است* *همیشه ز یادش دلم روشن است. چو ایران نباشد تن من مباد ارادتمند تمام کسانی که این آب و خاک را دوست دارند 💚🌹 #سبز_اندیش @c_i_gstp

مشکل اینجا بود که کنار می‌آمدیم! رنجمان می‌دادند، کنار می‌آمدیم، درکمان نمی‌کردند، کنار می‌آمدیم، احترام نمی‌گذاشتند، کنار می‌آمدیم، ارزش قائل نمی‌شدند، کنار می‌آمدیم. آنقدر گذشتیم و کنار آمدیم و سازگار شدیم، که عادت ما شد کنار آمدن و عادت آدم‌های مقابلِ ما شد؛ اهمیت ندادن و کنار گذاشتن! مقصر، پدران و مادران ما بودند! باید مطالبه‌گر و متوقع بارمان می‌آوردند، باید از همان ابتدا، زیر میز زدن را یادمان می‌دادند! @c_i_gstp

‏عمر با ارزش ترین داراییِ آدمه اگه کسی برات وقت گذاشت یعنی داره از ارزشمند ترین و غیر قابل تکرار ترین چیزی که داره خرجت می کنه خسروشكيبايی

پای شکسته‌ات را به راه ادامه بده، اما دستت را روی شانه کسی نگذار. 🚫🚶‍♂️ @c_i_gstp

آدمیزاد فقط با آب و نان و هوا نيست که زنده است؛ اين را دانستم و میدانم كه آدم به آدم است كه زنده است، آدم به عشقِ آدم زنده است. "محمود دولت آبادی @c_i_gstp

❣آن کس که مثبت می اندیشد برای خودش بسوی آرامـــــش و روشنایی راه می گشاید.. و کسی که منفی نگراست به بدیها و ناآرامی های پیرامونش بال و پر می دهد. بال و پر دادن به بدیها ما را به سرزمین سیاهی ها و تاریکی ها می کشاند.. اولین راه برای دوری از تاریکی و تباهی، دوری از افکار منفی است..🍃🍃 @c_i_gstp

در این دوران مدرن می‌توان این‌طور گفت «برخی به پول خود تکیه می‌کنند، برخی به شغل خود امید دارند، برخی به آن‌چه اقتصاددانان می‌گویند توکل می‌کنند. اما توکل ما به خدایی است که همهٔ این‌ها را خلق کرده. نام او خدای تأمین‌کنندهٔ نیازها است» @c_i_gstp

آلبرت انیشتین: برای موفق شدن، آرزوی شما برای موفق شدن باید بیشتر از ترس شما از شکست باشد. @c_i_gstp

احترام از هر چیزی مهم‌تر است مهم‌تر از دوستی و خویشاوندی‌ حتی از عشق هم مهم‌تر است... جبران خلیل‌جبران @c_i_gstp

استیو چندلر یك ذهن پركار نمی‌تواند در یك جسم بی‌تكاپو به زندگی خود ادامه دهد @c_i_gstp

ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﻤﯿﺮﯾﺪ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ! ﺗﺤﻤﻠﺶ ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ... ﺑﯽﺷﻌﻮﺭ ﺑﻮﺩﻥ ﻫﻢ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺍﺳﺖ! ﻓﯿﻠﯿﭗﮔﻠﻮﮎ @c_i_gstp

هیچ‌کس قوی‌تر از زنی نیست که در فروپاشیده‌ترین و غمگینانه‌ترین اوضاع جهانش، بلند شده، ظرف‌ها را شسته، خانه را مرتب کرده، به گل‌ها آب داده، به فرزندانش عشق بخشیده، لبخند زده، پناهگاه بوده و خانه را گرم نگه داشته. هیچ‌کس قوی‌تر از زنی نیست که به کمبودها و نبودها و محدودیت‌ها پشت کرده و با وجود خستگی و مسئولیت‌های سنگینی بر دوش، بلند شده، از قافله‌ی هم‌سالانش جا نمانده و از هم‌قطاران آسوده‌‌ترش پیشی گرفته. هیچ‌کس قوی‌تر از زنی نیست که آرام مانده و سکوت کرده، در همان‌حال که از درون بی‌پناه بوده و دلگیر بوده و بیش از ظرف طاقتش آسیب دیده... @c_i_gstp