2 127
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+430 days
Posts Archive
2 127
Repost from کالیایف
«شهرناز: مارها خوابند ارنواز –و ما بیدار. ترسی نیست. بیا!»
- بهرام بیضایی
- شب هزار و یکم
2 127
Repost from کالیایف
«یعقوب: گوش کنین، ما الان تو وضعی هستیم که بود و نبودش واسهمون یکیه. درست عین سکهای که بیخ دیوار لوک مونده باشه. ما این سکه رو میندازیم هوا، شیر یا خط، بهتره وضعمونو یه سره کنیم. ما میخوایم به نظام فیتیله برسونیم که دیگه حالمون از اون اشپل و رودهی آخر هفته بههم میخوره، میخوایم بگیم بغل اون گوداله مام هستیم، و تا ما هستیم، به گودال نمیرسه. همین!»
- اکبر رادی
- صیادان
2 127
Repost from کالیایف
«یعقوب: گوش کنین، ما الان تو وضعی هستیم که بود و نبودش واسهمون یکیه. درست عین سکهای که بیخ دیوار لوک مونده باشه. ما این سکه رو میندازیم هوا، شیر یا خط، بهتره وضعمونو یه سره کنیم. ما میخوایم به نظام فیتیله برسونیم که بغل اون گوداله مام هستیم، و تا ما هستیم، به گودال نمیرسه. همین!»
- اکبر رادی
- صیادان
2 127
دیروز صبح آفتاب بود ولی خنک، این گوجهها رو توی خیابون دیدم. خوشگل بودن. برای شما!
شببخیر! 🌟🥫
2 127
«موضوع این است که معمولا وقتی کارهای احمقانه میکنیم، شانس میآوریم و جان سالم به در میبریم، و اگر دفعاتی که شانس میآوریم زیاد شود، زود خیال میکنیم که هردفعه قرار است شانس بیاوریم، یعنی تا ابد.»
- باربارا پارک
- میک هارته اینجا بود
2 127
Repost from N/a
اگر کسی تمایل و علاقه داره که داخل «عجیب» این هفته، مطلب یا هر عجیبی رو در «حوزهی کودکان» قرار بده پیام بده.
@parsaamoghaddam
2 127
Repost from کالیایف
من ایشون رو نمیشناسم، ولی کانالشون رو دیدم و دلم با دیدن همراهی آدمها گرم شد. امیدوارم هزینه درمان مامان ماهشون خیلی زود بهطور کامل جور شه و صد سال زنده باشن!
اطلاعات بیشتر رو میتونید در کانال خودشون ببینید. به طور کامل هم راجع به بیماری مادرشون توضیح دادند، هم مدارک موجوده و هم راههای کمکرسانی. 🌟💌
https://t.me/mary_juaana/32992
2 127
Repost from کالیایف
این بچهی ناز و خوشگل پسره. دوستهام حدود ۲ ماه پیش پیداش کردن. قلاده داشت. خیلی سعی کردند خونوادهاش رو پیدا کنند ولی نشد که نشد، برای همین دارن براش دنبال یک خونوادهی جدید میگردن. مودب، باهوش، بامزه، اجتماعی و خیلی بغلیه. یک دوره انگلتراپی شده اما اطلاعاتی از وضعیت باقی واکسنهاش در دسترس نیست. با توجه به اندازه و رفتارش حدس میزنن حدودا ۷-۹ ماهه باشه و هنوز عقیم نشده.
اگر گیلان هستید و میتونید بهطور دائم سرپرستی این گلپسر رو قبول کنید و مامان یا بابای همیشگیش بشید، به آیدی @delaramebrahimii در تلگرام پیام بدید.
2 127
Endings are not set in stone. We change the story because we are the story. – Jeanette Winterson@Dahaar
2 127
Repost from کالیایف
در آگوست ۲۰۲۲، جنت وینترسن سخنرانیای راجع به هوش مصنوعی و بشریت داشت. عنوان سخنرانی این بود:«آیا انسان اونقدر باهوش هست که بتونه از شر خودش، جون سالم بهدر ببره؟»
در انتهای سخنرانی، هلن والترز جلو میاد و ازش میپرسه:«آخر ممواری که نوشتی، میگی: عشق، کلمهی سرسخت. عشق، نقطهی آغاز هرچیز؛ نقطهای که هرکجا هم که برویم، در آخر از نو به آن بازمیگردیم. عشق. نبود عشق. امکان عشق.
خب، با عشق چکار کنیم؟ تو از هوش حرف زدی، اینکه اگر باهوش باشیم میتونیم بوسیلهی هوش مصنوعی آیندهی خودمون رو تضمین کنیم و انسانیت رو نجات بدیم. ولی هوش مصنوعی عشق رو نمیفهمه. پس عشق چی میشه؟»
پاسخ جنت وینترسن بینهایت سادهست:«یادش میدیم.»
این پاسخ اونقدر بیتکلف بیان شد که من رو به گریه انداخت. وقت جواب دادن لبخند به لب داشت و بهقدری راحت این جمله رو به زبون آورد که انگار بدیهیترین چیز دنیاست: عشق یاد گرفتنیه.
تا اینجا هرگز اینطور به امکان عشق نگاه نکرده بودم. همیشه میدونستم برای دوست داشتن هرچیزی جز خودت، اول باید خودت رو دوست داشته باشی. برای دوست داشتن دیگری، باید خوب بودن حال رو بفهمی و چطور ممکنه آدمی که بیوقفه با خودش در جنگه، بتونه معنای خوش-حالی رو درک کنه؟ باید بپذیری که خوشحالی با غم همراهه و عشق با فقدان و ناکامی، حتی اگر عشق به خودت باشه: نمیشه کاملا به این دیوار تکیه کرد، اما همیشه میشه امیدوار بود که حتا اگر روی سرت خراب شه، از نو ساخته خواهد شد؛ بههرحال دو دست داری، هرقدر هم که زخم برداری آخرش بلند میشی و باهمین دستها از نو میسازیش.
اما به اینکه بشه این رو به دیگری هم یاد داد فکر نکرده بودم. جنت و هلن راجع به هوش مصنوعی حرف میزدند، من اما به آدمها فکر کردم؛ به موجوداتی که اغلب با تنگنظری، بزدلی و خودخواهیای که کمر همت به تمرین روزمرهاش بستند، ناامیدت میکنند. گاهی به خودت میای و میبینی داری با شگفتی از خودت میپرسی چرا؟ آیا همه نمیدونن که عشق ورزیدن و بخشیدن سادهترین راهه؟ آیا نمیدونن قدرت و موقعیت بیاهمیته، که جهان به قدری بزرگه که محاله من یا تو جای کسی رو تنگ کرده باشیم؟ آیا نمیدونن روزی میمیریم؟ چطور مرگ رو فراموش میکنیم؟ اگر مرگ بیاد و هرگز معنای عشق رو نفهمیده باشی، اگر قلبت هرگز سرشار نشده باشه، اونوقت چی؟ تو امکانی بودی که تلف شد، درختی که از ریشه سوخت —در بهترین حالت، به تنهایی؛ اغلب اما اگر درختی بسوزه، درختهای دیگری هم پاسوزش میشن.
اولین جمله جنت وینترسن اینه:«چیزی که من رو نسبت به بشریت امیدوار میکنه، باورم به تغییر طبیعت انسانیه.» کمی بعد به این اشاره میکنه که هوش مصنوعی غرضورزی نمیکنه، نه جنسیت سرش میشه، نه ملیت و نژاد؛ که برعکس ما آدمها، حسادت و تبعیض در کارش نیست. انگیزهای نداره؛ نه تشنهی مقامه، نه شهرت و پول و قدرت. امید و تغییری که جنت وینترسن حرفش رو میزنه، امید به تغییر ما نیست؛ نه! ما دیگه خراب شدیم. امیدش به چیزیه که در میانهی این خرابی خلق کردیم؛ چیزی که یا نجاتمون میده، یا روند دور باطلی که درش گیر کردیم رو تسریع میکنه. میگه شاید داریم قصه رو از آخر به اول مینویسیم و حالا که به اولش رسیدیم، دیگه وقتشه خدای خودمون رو بسازیم.
احتمالا همینه که دلم رو میشکنه:
آدمها میتونن خدا رو بسازن. میتونن عشق رو به خدا یاد بدن؛ به همدیگر اما نه.
2 127
Repost from کالیایف
«انشالله که برفها و سرماها و یخبندونهای بیمعنی با کمک خورشید خانم که بر فراز آسمان ایران همیشه درخشانه، آب بشه، بهار بیاد.»
- ثمینه باغچهبان
