دکتر عبدالنبی قیّم
Open in Telegram
دکتر عبدالنبی قیّم فرهنگ نویس و تاریخ پژوه مؤلف فرهنگ معاصر عربی-فارسی، کتاب پانصد سال تاریخ خوزستان و نقد کتاب احمد کسروی و برنده جایزه بین المللی ترجمه قطر وبسایت: http://www.abdolnabighayyem.com ایمیل: nb_ghaiem@hotmail.com اکانت ادمین: @AQayyem
Show more1 209
Subscribers
-124 hours
No data7 days
+1430 days
Posts Archive
1 209
پناهندگی محمدتقی خان بختیاری به شیخ ثامر بنی کعب
پس از آنکه منوچهر خان معتمدالدوله فرمانده قشون قاجار در سال ۱۸۴۱ میلادی (۱۸۵ سال پیش) برای سرکوب و مطیع کردن قبایل بختیاری سوی آن ها لشکر کشید و بختیاری ها در مقابل قشون او شکست خوردند، خان بختیاری با خانواده و اعوان و انصار خود به شیخ ثامر بنی کعب پناهنده شد. شیخ ثامر که خود میراث دار قدرت و مکنت شیخ سلمان بود، محمدتقی خان را به عنوان پناهنده نزد خود پذیرفت و علی رغم تهدیدها و فشار منوچهرخان او را تسلیم نکرد.
اما همین پناه دادن به قیمت آوارگی شیخ ثامر تمام شد. شیخ ثامر آواره شد و قدرت را از دست داد، اما پناهنده را تحویل نداد.
برای اطلاع بیشتر نگاه کنید به کتاب« پانصد سال تاریخ خوزستان»، مبحث پناه دادن به پناهنده به بهاء آوارگی.
#محمدتقی_خان_بختیاری
#شیخ_ثامر_بنی_کعب
# تاریخ_بختیاری
#تاریخ_خوزستان
#عبدالنبی_قیم
1 209
پناهندگی محمدتقی خان بختیاری به شیخ ثامر بنی کعب
پس از آنکه منوچهر خان معتمدالدوله فرمانده قشون قاجار در سال ۱۸۴۱ میلادی (۱۸۵ سال پیش) برای سرکوب و مطیع کردن قبایل بختیاری سوی آن ها لشکر کشید و بختیاری ها در مقابل قشون او شکست خوردند، خان بختیاری با خانواده و اعوان و انصار خود به شیخ ثامر بنی کعب پناهنده شد. شیخ ثامر که خود میراث دار قدرت و مکنت شیخ سلمان بود، محمدتقی خان را به عنوان پناهنده نزد خود پذیرفت و علی رغم تهدیدها و فشار منوچهرخان او را تسلیم نکرد.
اما همین پناه دادن به قیمت آوارگی شیخ ثامر تمام شد. شیخ ثامر آواره شد و قدرت را از دست داد، اما پناهنده را تحویل نداد.
برای اطلاع بیشتر نگاه کنید به کتاب« پانصد سال تاریخ خوزستان»، مبحث پناه دادن به پناهنده به قیمت آوارگی.
#محمدتقی_خان_بختیاری
#شیخ_ثامر_بنی_کعب
#تاریخ_خوزستان
#تاریخ_اهواز
#عبدالنبی_قیم
1 209
شکست سپاه شاپور اول ساسانی از اذینۀ غسانی پادشاه تدمر
برای اطلاع بیشتر نگاه کنید به : تئودور نولدکه،تاریخ ایرانیان و عرب ها در زمان ساسانیان، ص ۱۳۶
عبدالنبی قیم، دو قرن سکوت، افسانه یا واقعیت، ص ۶۳
#شاپور_ساسانی
#تاریخ_ایران
#باستانگرایی
#عبدالنبی_قیم
1 209
شکست سپاه شاپور اول ساسانی از اذینۀ غسانی پادشاه تدمر
برای اطلاع بیشتر نگاه کنید به : تئودور نولدکه،تاریخ ایرانیان و عرب ها در زمان ساسانیان، ص ۱۳۶
عبدالنبی قیم، دو قرن سکوت، افسانه یا واقعیت، ص ۶۳
#شاپور_ساسانی
#تاریخ_ایران
#باستانگرایی
#عبدالنبی_قیم
1 209
اولین کتابم است و تاکنون به چاپ چهاردهم رسیده است.
#فرهنگ_عربی_فارسی
فرهنگ_معاصر
عبدالنبی_قیم
1 209
دکتر عبدالحسین زرین کوب، مسلمان یا ضد اسلام؟
برخلاف تبلیغات برخی افراد مغرض عبدالحسین زرین کوب مسلمان بود و مسلمان درگذشت. او را می توان ناسیونالیست، متعصب، بیگانه ستیز و حتی باستان گرا دانست. کماینکه این خصلت ها تا آخر عمر همزاد او بودند و در آخرین کتابش یعنی کتاب « روزگاران» به وضوح قابل رؤیت هستند. اما تحت هیچ عنوانی او غیرمسلمان نبود.
این حقیقت را مقاله « زرین کوب به قلم زرین کوب» و کتاب های کارنامۀ اسلام، بامداد اسلام، مقالات و کتاب های دیگر و سخنان برادر او عظیم زرین کوب و خاطره ای از احدی دانشجویان دورۀ دکتری ( نگ به ص۲۱۳ کتاب دو قرن سکوت، افسانه یا واقعیت) تأیید می کند.
زرین کوب حتی در ردَ کتاب« ۲۳ سال» علی دشتی کتابی نوشت. اما آن چنان که برادرش می گوید نسخۀ دستنویس کتاب نزد ناشران مفقود شد.
#عبدالحسین_زرینکوب
#دو_قرن_سکوت
#تاریخ_ایران
#تاریخنگاری_ناسیونالیستی
#عبدالنبی_قیم
1 209
یاد و خاطرۀ کشته شدگان آتش سوزی سینما رکس آبادان گرامی باد
۲۸ مرداد هر سال یادآور یکی از فجیع ترین و دردناک ترین حوادث دوران معاصر تاریخ ایران و هولناک ترین حادثۀ تاریخ آبادان است. آتش زدن عمدی سینما رکس آبادان در ۲۸ مرداد سال ۱۳۵۷.
آن روز من برای دیدن برادر بزرگ تر تهران بودم، اما صبح روز بعد که خبر را شنیدم سراسیمه خود را به مرکز تلفن میدان توپخانه رساندم تا جویای احوال خانواده باشم. چون می دانستم برادر بزرگ تر« سینمایی» است. علی رغم اینکه سینما رکس فقط پانصد متر با خانه ما فاصله داشت، الحمدلله کسی از خانواده و فامیل در آن حادثه قربانی نشد.
بلا فاصله خودم را به زادگاهم رساندم. گویی خاکستر بر آبادان پاشانده بودند، همه ماتم زده، همه عزادار، همه در بهت و حیرت. آن چنان ماتم مردم را فراگرفته بود که کسی حال و حواس نداشت سراغ دوستان و آشنایان را بگیرد. فقط به من گفتند شش تا دختر جعفر سازش با پسرش ناصر و تازه عروس آن ها ذغال شدند.
1 209
ادامه
این سخنان دقیقا همان سخنان کینه توزانه و تحقیرآمیز عبدالحسین زرین کوب در کتاب دوقرن سکوت( ص ص۲۷-۲۹، چاپ سال ۱۳۹۹) هستند. که این یکی آن ها را از افسر استعمار انگلیس سر جان ملکم ( کتاب تاریخ ایران، ص ص۱۰۷- ۱۰۸،چاپ سال۱۳۸۰) تقلید کرده است.
#تاریخ_ایران
#تاریخ_اسلام
#کتاب_درسی
#آموزش_پرورش
#عبدالنبی_قیم
1 209
آموزش تحقیر و توهین در کتاب های درسی
در کتاب تاریخ(۲)، پایۀ یازدهم رشتۀ ادبیات و علوم انسانی، سال تحصیلی ۱۴۰۴/۱۴۰۵ وزارت آموزش و پرورش به هنگامی که نویسنده قصد دارد دربارۀ اقتصاد و معیشت شبه جزیرۀ عربستان سخن بگوید، می نویسد: «اقتصاد و معیشت شبه جزیرۀ عربستان به شدت متأثر از موقعیت جغرافیایی و شرایط طبیعی و اقلیمی آن بود. بخش عمدۀ این شبه جزیره را صحراهای گرم و خشک تشکیل می دهند و قبایلی که در این بخش پراکنده بودند، اغلب از طریق پرورش معدودی بز و شتر و راهزنی، زندگی خود را تأمین می کردند.»
صرف نظر از اینکه مؤلف محترم نام« شبه جزیرة العرب» را به غلط« شبه جزیرۀ عربستان» نوشته و حتی اگر از اشتباه آگاهانۀ دوم ایشان هم بگذریم که در این « شبه جزیرۀ عربستان»، مناطق سرسبز و کوهستانی شامل یمن و عمان کنونی اگر بیشتر از « صحراهای گرم و خشک» نباشند، کمتر هم نیستند. اما آنچه در اینجا قابل تأمل است تحقیر و توهین ایشان در یک کتاب درسی است که قبل از هر چیز از« پرورش معدودی بز و شتر و راهزنی» این مردم سخن می گوید و بعد از کشاورزی و تجارت یاد می کند.
ادامه دارد
1 209
ادامه
مطلب فوق سبب شد تا بنده اشاره ای داشته باشم به نقد خود بر مقدمه آقای باستانی پاریزی که سی سال پیش در روزنامۀ اهواز نوشته ام. آقای دکتر حسن محدثی نیز یادداشت من را در کانال خود منتشر کرده اند.
ذیلا مطلب منتشره در کانال زیر سقف آسمان ارائه می شود.
سلام آقای دکتر محدثی گرامی
خانم دکتر سیمین فصیحی در کتاب جریانهای تاریخنگاری دوره پهلوی بدجوری به آقای باستانی پاریزی حمله میکند.
آقای باستانی پاریزی مقدمهای بر کتاب نگاهی به تاریخ خوزستان تألیف خانم نیره زمان رشیدیان نوشته است. این کتاب آن چنان ضعیف و بی ارزش است که حیف است آدمی وقتاش را صرف آن کند. در دهه هفتاد من نقدی بر این کتاب نوشتم که در روزنامۀ اهواز چاپ شد و در آن به آقای باستانی پاریزی انتقاد کردم.
بعدها همین مطلب را در فصل اول کتاب پانصد سال تاریخ خوزستان و نقد کتاب احمد کسروی آوردم.
آقای عبدالحسین زرینکوب در کتاب روزگاران، کوروش را الهام یافته الهی میداند و حمله او به بابل را متمدن کردن ملل وحشی میداند.
در کتاب دوقرن سکوت، افسانه یا واقعیت به این نگاه زرین کوب پرداخته ام و آن را نقد کرده ام.
✍دکتر عبدالنبی قیم
۲۴ مرداد ۱۴۰۵
#کورش
#عبدالنبی_قیم
#سیمین_فصیحی
#روایتهای_کورش
#ابتذال_تاریخنگاری
#عبدالحسین_زرینکوب
#محمد_ابراهیم_باستانی_پاریزی
@NewHasanMohaddesi
1 209
تاریخ نگاری آقای ابراهیم باستانی پاریزی
آقای دکتر حسن محدثی در کانال تلگرامی خود، مطلب زیر را به عنوان نمونه ای از ابتذال تاریخ نگاری ایرانی را دربارۀ دکتر ابراهیم باستانی پاریزی منتشر کردند.
♦️نمونهای از ابتذال تاریخنگاریی ایرانی در بارهی کورش: مقدمهی محمدابراهیم باستانیی پاریزی بر ترجمهی کتاب ذوالقرنین
✍حسن محدثیی گیلوایی
۲۴ مرداد ۱۴۰۵
محمدابراهیم باستانیی پاریزی رشتهی تخصصی اش تاریخ بوده و دکترای تاریخ از دانشگاه تهران داشته و استاد دانشگاه بوده است. در ایران ایشان را مورخ میشناسند و میشناسانند.
اینکه چرا استاد تاریخ که حضرات مدعی هستند رشتهای علمی است، بخشی از تفسیر قرآن ابوالکلام آزاد را در بارهی ذوالقرنین ترجمه کرده بماند!
پرسش اصلی این است که چهطور میتوانی تاریخنگار باشی و موضوع تاریخی را در تفسیر قرآن جستوجو کنی؟ و علاوه بر این، چهطور میتوانی تاریخنگار باشی و تطبیق ذوالقرنین با کورش را بهدست مفسر قرآن هندی ابوالکلام آزاد جدی بگیری؟
باستانیی پاریزی نه تنها چنین کرده، بلکه مقدمهای افسانهپردازانه بر این کتاب نوشته و چنان چیزهای غریبی بههم بافته است که خواندن آن برای کسی که نگاه دقیق عالمانه دارد، مضحک و در عین حال، خجالتآور است.
باستانیی پاریزی در این مقدمه کم مانده است که بگوید بابلیها از کورش خواهش و تمنا کرده اند که بابل را اشغال کند!
"بعض برگزیدگان قوم که متوجه روی کارآمدن کوروش شده بودند و از طرفی متوجه شدند که از شرق و سلاطین شرقی بوی عنایت و توجه میآید خصوصا با کوروش به مکاتبه پرداختند و به او متوسل آمدند و بالاخره کوروش را وادار به فتح بابل کردند و آنطور که میدانیم در هنگام حملة کوروش خدمات گرانبهایی هم به او کردند و بابل فتح شد" (باستانی پاریزی، ۱۳۷۵: ۵۱).
از نظر او اگر کورش نبود بر سر "نژاد آریایی" چه میآمد؟ واویلا:
"با این حساب تکلیف نژاد آریایی معلوم بود، اگر وضعی بوجود نمیآمد که سرزمینهای ماد و پارس و خراسان و مکران و باختر (=بلخ) را متحد کند، اضمحلال این نواحی مسلم و قطعی بود: یا از طرف بابل و یا از طرف لیدی" (همان: ۴۹).
لیدی "پایتخت قارون" بود (همان: ۴۸) و از بابل که دیگر نگوییم: مرکز فساد و فسق و فجور:
"حتی فضیحتهائی که دختران و پسران پاریسی در کنار ایفل و بر ساحل "سن" مرتکب میشوند، به گرد فضیحت دختران و پسران بابل در ساحل دجله نمیرسید. این شهر، غرق تجمل و ساحری و بتپرستی و جادوگری بود. اخلاق مردمش فحشا و نابکاری را مقدس میدانست، و سبعیت و زورگوئی و میل مفرط به عیش و عشرت در تمام طبقات حکمفرما بود" (همان: ۴۷).
خلاصه، در این میانه ذوالفرنین (یعنی کورش!) برخاست و بساط قارون لیدی را جمع کرد و فسق و فجور بابل را از بین برد!
آری، در زیر جلد مورخ خیلی دانشمند ما یک آخوند متعصب -و نه معمولی- نهفته بود؛ از آن جنسی که نگران فسق و فجور در پاریس اند.
بگذریم از اینکه ذوالقرنین در قصهی اسطورهای قرآن (سورهی کهف، آیات ۸۳ تا ۱۰۰)، اول به فروگاه خورشید رفت و سپس از فروگاه خورشید در غرب، به سمت خاستگاه خورشید در شرق حرکت کرد و از فنون ریختهگری و سدسازی خبر داشت و سدی از آهن و مس در برابر قوم یاجوج و ماجوج ساخت و چون کلا در رفت و آمد و کار و تلاش بود، اصلا وقت نکرد سری هم به لیدی و بابل بزند!
ای هستیی بخشنده خود ات یاری کن تا من بتوانم با آرامش مقدمهی باستانیی پاریزی را تا ته بخوانم و از شرم -شرم نیابتی- در بارگاه تاریخنگاری، خیلی رنجور نگردم!
🔻منبع:
آزاد، ابوالکلام (۱۳۷۵) کورش کبیر (ذوالقرنین). ترجمهی محمد ابراهیم باستاتی پاریزی. تهران: نشر کورش، چاپ هشتم.
#کورش
#شرم_نیابتی
#روایتهای_کورش
#ابتذال_تاریخنگاری
#محمد_ابراهیم_باستانی_پاریزی
@NewHasanMohaddesi
1 209
زرین کوب و گرویدن ایرانیان به اسلام
برخلاف تصور برخی از متعصبان ، زرین کوب هیچ گاه در کتاب دو قرن سکوت ننوشته ایرانیان به زور به اسلام گرویده اند. او در این کتاب مبحثی دارد تحت عنوان « نبرد در روشنی» و در آن می نویسد:" بسیاری از ایرانیان، از همان آغاز کار دین مسلمانی را با شور و شوق پذیره شدند. دین تازه یی که عربان آورده بودند، از آیین دیرین نیاکان خویش برتر می یافتند و ثنویت مبهم و تاریک زرتشتی را در برابر توحید محض و بی شائبه اسلام، شرک و کفر می شناختند." او در ادامه می نویسد:" آیین مسلمانی را دینی پاک و آسان و درست یافتند و با شوق و مهر بدان گرویدند."
ذکر این امر ضروری است که زرین کوب در ادامه چند بار همین سخن را به شکل های دیگر تکرار کرده است.( چاپ ۱۳۹۹، نشر سخن، ص۲۶۹)
#دو_قرن_سکوت
#عبدالحسین_زرینکوب
#تاریخ_ایران
#تاریخنگاری_ناسیونالیستی
#عبدالنبی_قیم
1 209
Repost from دکتر عبدالنبی قیّم
خواندن کتاب دو قرن سکوت، بدون خواندن بامداد اسلام و کارنامۀ اسلام، ظلم و جفا به زرین کوب است.
دکتر عبدالحسین زرین کوب یازده سال بعد از تجدید نظر در چاپ اول کتاب دو قرن سکوت، و انتشار چاپ دوم آن، یعنی در سال ۱۳۴۶، کتاب بامداد اسلام و چند سال بعد کتاب کارنامۀ اسلام را نوشت. آن چنان که خود او در مقدمۀ کتاب نوشته، به اصرار برادرش خلیل که ذوق شاعرانه داشته، کتاب بامداد اسلام را نوشته است.
به احتمال زیاد خلیل از اینکه عبدالحسین این چنین از جادۀ صواب دور شده و کتابی احساسی نوشته بود، از او خواسته جبران مافات کند. چون این دو کتاب در بحث اسلام و پیامبر اسلام و گسترش اسلام، خط بطلانی هستند بر برداشت های نادرست از کتاب دو قرن سکوت.
برای اطلاع بیشتر نگاه کنید به کتاب« دو قرن سکوت، افسانه یا واقعیت»، فصل اول، مبحث انتقادها از دو قرن سکوت
#دو_قرن_سکوت
#عبدالحسین_زرینکوب
#عبدالنبی_قیم
#تاریخ_ایران
#تاریخ_اسلام
#تاریخنگاری_ناسیونالیستی
1 209
اظهارنظر احدی از خوانندگان دربارۀ تکرار و برداشت نوشته های دیگران توسط زرین کوب
ذکر این نکته ضروری است که بنده در کتاب « دو قرن سکوت، افسانه یا واقعیت» نمونه هایی از تکرار نوشته های دیگران توسط دکتر عبدالحسین زرین کوب را ذکر کرده ام. یکی از آن ها تقلید او از عنوان کتاب« ضحی الاسلام» تألیف احمد الأمین است، که ترجمۀ آن همان بامداد اسلام یا صبح اسلام است. امیدوارم فرصتی دست دهد تا کل کتاب بامداد اسلام را با کتاب ضحی الاسلام مطابقت بدهم و ببینم آیا زرین کوب مطالب آن کتاب را به نام خود نوشته یا اینکه واقعا چیزی از خود نوشته است؟
دوست فاضل ما که نام او نزد ما محفوظ است، این چنین نوشته است:
شرح فتوحات اسلامی که به تفصیل در تاریخ ایران بعد از اسلام زرین کوب آمده و قبلا به صورت مختصر در فصل دوم دو قرن سکوت دیده می شود، از کتاب « حرکة الفتح الاسلامي في القرن الأول» تألیف دکتر فیصل شکری مأخوذ است. با این تفاوت که دکتر فیصل روایت های تاریخی بلاذری و یعقوبی و به ویژه طبری را به گونه ای محققانه و منطقی ارائه داده و بخصوص گرایش مردمان مناطق فتح شده
و جانبداری آن ها را از هر یک از جبهه های متخاضم را نیز بیان کرده، به دور از بی ادبی و دشنام های زرین کوب.
ایشان در پیام دیگری پس از بیان اینکه نقد های من در کتاب« پانصد سال تاریخ خوزستان» را بر کسروی خوانده است، مقایسه ای میان کسروی و زرین کوب به عمل آورده اند و می نویسند:
معتقدم که کسروی در میان مؤرخين ایرانی صد سال اخیر یک سر و گردن از زرین کوب و امثال زرین کوب بالاتر است.
#عبدالحسین_زرینکوب
#دو_قرن_سکوت
#تاریخ_ایران
#تاریخ_اسلام
#تاریخنگاری_ناسیونالیستی
#عبدالنبی_قیم
1 209
Repost from دکتر عبدالنبی قیّم
خواندن کتاب دو قرن سکوت، بدون خواندن بامداد اسلام و کارنامۀ اسلام، ظلم و جفا به زرین کوب است.
دکتر عبدالحسین زرین کوب یازده سال بعد از تجدید نظر در چاپ اول کتاب دو قرن سکوت، و انتشار چاپ دوم آن، یعنی در سال ۱۳۴۶، کتاب بامداد اسلام و چند سال بعد کتاب کارنامۀ اسلام را نوشت. آن چنان که خود او در مقدمۀ کتاب نوشته، به اصرار برادرش خلیل که ذوق شاعرانه داشته، کتاب بامداد اسلام را نوشته است.
به احتمال زیاد خلیل از اینکه عبدالحسین این چنین از جادۀ صواب دور شده و کتابی احساسی نوشته بود، از او خواسته جبران مافات کند. چون این دو کتاب در بحث اسلام و پیامبر اسلام و گسترش اسلام، خط بطلانی هستند بر برداشت های نادرست از کتاب دو قرن سکوت.
برای اطلاع بیشتر نگاه کنید به کتاب« دو قرن سکوت، افسانه یا واقعیت»، فصل اول، مبحث انتقادها از دو قرن سکوت
#دو_قرن_سکوت
#عبدالحسین_زرینکوب
#عبدالنبی_قیم
#تاریخ_ایران
#تاریخ_اسلام
#تاریخنگاری_ناسیونالیستی
1 209
اظهارنظر احدی از خوانندگان دربارۀ تکرار و برداشت نوشته های دیگران توسط زرین کوب
ذکر این نکته ضروری است که بنده در کتاب « دو قرن سکوت، افسانه یا واقعیت» نمونه هایی از تکرار نوشته های دیگران توسط دکتر عبدالحسین زرین کوب را ذکر کرده ام. یکی از آن ها تقلید او از عنوان کتاب« ضحی الاسلام» تألیف احمد الأمین است، که ترجمۀ آن همان بامداد اسلام یا صبح اسلام است. امیدوارم فرصتی دست دهد تا کل کتاب بامداد اسلام را با کتاب ضحی الاسلام مطابقت بدهم و ببینم آیا زرین کوب مطالب آن کتاب را به نام خود نوشته یا اینکه واقعا چیزی از خود نوشته است؟
دوست فاضل ما که نام او نزد ما محفوظ است، این چنین نوشته است:
شرح فتوحات اسلامی که به تفصیل در تاریخ ایران بعد از اسلام زرین کوب آمده و قبلا به صورت مختصر در فصل دوم دو قرن سکوت دیده می شود، از کتاب « حرکة الفتح الاسلامي في القرن الأول» تألیف دکتر فیصل شکری مأخوذ است. با این تفاوت که دکتر فیصل روایت های تاریخی بلاذری و یعقوبی و به ویژه طبری را به گونه ای محققانه و منطقی ارائه داده و بخصوص گرایش مردمان مناطق فتح شده
و جانبداری آن ها را از هر یک از جبهه های متخاضم را نیز بیان کرده، به دور از بی ادبی و دشنام های زرین کوب.
اظهارنظر احدی از خوانندگان دربارۀ تکرار و برداشت نوشته های دیگران توسط زرین کوب
ذکر این نکته ضروری است که بنده در کتاب « دو قرن سکوت، افسانه یا واقعیت» نمونه هایی از تکرار نوشته های دیگران توسط دکتر عبدالحسین زرین کوب را ذکر کرده ام. یکی از آن ها تقلید او از عنوان کتاب« ضحی الاسلام» تألیف احمد الأمین است، که ترجمۀ آن همان بامداد اسلام یا صبح اسلام است. امیدوارم فرصتی دست دهد تا کل کتاب بامداد اسلام را با کتاب ضحی الاسلام مطابقت بدهم و ببینم آیا زرین کوب مطالب آن کتاب را به نام خود نوشته یا اینکه واقعا چیزی از خود نوشته است؟
دوست فاضل ما که نام او نزد ما محفوظ است، این چنین نوشته است:
شرح فتوحات اسلامی که به تفصیل در تاریخ ایران بعد از اسلام زرین کوب آمده و قبلا به صورت مختصر در فصل دوم دو قرن سکوت دیده می شود، از کتاب « حرکة الفتح الاسلامي في القرن الأول» تألیف دکتر فیصل شکری مأخوذ است. با این تفاوت که دکتر فیصل روایت های تاریخی بلاذری و یعقوبی و به ویژه طبری را به گونه ای محققانه و منطقی ارائه داده و بخصوص گرایش مردمان مناطق فتح شده
و جانبداری آن ها را از هر یک از جبهه های متخاضم را نیز بیان کرده، به دور از بی ادبی و دشنام های زرین کوب.
#دو_قرن_سکوت
#عبدالحسین_زرینکوب
#عبدالنبی_قیم
#تاریخ_ایران
تاریخ_اسلام
#تاریخنگاری_ناسیونالیستی
1 209
خواندن کتاب دو قرن سکوت، بدون خواندن بامداد اسلام و کارنامۀ اسلام، ظلم و جفا به زرین کوب است.
دکتر عبدالحسین زرین کوب یازده سال بعد از تجدید نظر در چاپ اول کتاب دو قرن سکوت، و انتشار چاپ دوم آن، یعنی در سال ۱۳۴۶، کتاب بامداد اسلام و چند سال بعد کتاب کارنامۀ اسلام را نوشت. آن چنان که خود او در مقدمۀ کتاب نوشته، به اصرار برادرش خلیل که ذوق شاعرانه داشته، کتاب بامداد اسلام را نوشته است.
به احتمال زیاد خلیل از اینکه عبدالحسین این چنین از جادۀ صواب دور شده و کتابی احساسی نوشته بود، از او خواسته جبران مافات کند. چون این دو کتاب در بحث اسلام و پیامبر اسلام و گسترش اسلام، خط بطلانی هستند بر برداشت های نادرست از کتاب دو قرن سکوت.
برای اطلاع بیشتر نگاه کنید به کتاب« دو قرن سکوت، افسانه یا واقعیت»، فصل اول، مبحث انتقادها از دو قرن سکوت
#دو_قرن_سکوت
#عبدالحسین_زرینکوب
#عبدالنبی_قیم
#تاریخ_ایران
#تاریخ_اسلام
#تاریخنگاری_ناسیونالیستی
1 209
خواندن دو قرن سکوت، بدون خواندن بامداد اسلام و کارنامۀ اسلام ظلم و جفا به زرین کوب است.
دکتر عبدالحسین زرین کوب یازده سال بعد از تجدید نظر در چاپ اول کتاب و انتشار چاپ دوم کتاب دو قرن سکوت، یعنی در سال ۱۳۴۶، کتاب بامداد اسلام و چند سال بعد کتاب کارنامۀ اسلام را نوشت. آن چنان که خود او در مقدمۀ کتاب نوشته، به اصرار برادرش خلیل که ذوق شاعرانه داشته، کتاب بامداد اسلام را نوشته است.
به احتمال زیاد خلیل از اینکه عبدالحسین این چنین از جادۀ صواب دور شده و کتابی احساسی نوشته بود، از او خواسته جبران مافات کند. چون این دو کتاب در بحث اسلام و پیامبر اسلام و گسترش اسلام، خط بطلانی هستند بر برداشت های نادرست از
کتاب دو قرن سکوت.
