en
Feedback
کانال اکسیر دانش

کانال اکسیر دانش

Open in Telegram

مجله آموزشی "اکسیر دانش" پکیجی برای بالا بردن اطلاعات عمومی آرشیو بحث های گروه 👈 @arshiveED ارسال مطلب،انتقاد،پیشنهاد 👈 @MonshiED

Show more
361
Subscribers
No data24 hours
+17 days
No data30 days
Posts Archive
چیه این فرش ایرانی که اگه دست کاربَلَدِش بیفته دو تا فرش مربعی تبدیل به یه فرش ۸ ضلغی میشه بدون اینکه بگه "آخ سَرَم!" حالا بماند که هر کاتری که به فرش می‌خورد انگار روی قلب من کاتر می‌کشیدن!🥲 @Elixir_knowledge

نمیدونم اسم این رقص چیه واسه کجای ولی خیلی قشنگه @Elixir_knowledge

میزان اسانس به کار رفته شده در ادکلن های مختلف @Elixir_knowledge

دیدن این ویدیو برای هر خانمی واجبه 🤔🤔 @Elixir_knowledge

اینجا کلیه می فروشن آیفون و آی پد بخرن اونجا میزارن زیر دستگاه فرز ببینن چی میتونه از وسط نصفش کنه😐 @Elixir_knowledge

🐘 ما آدمها اینقدر به تمیزی محیط اطرافمون اهمیت نمیدیم واقعا بعضی چیزها رو باید از حیوانات یاد بگیریم .🐘.🦣.@Elixir_knowledge

وضعیت دانش آموزان از نظر علمی پایتخت ایران کجاست؟ 😔😔@Elixir_knowledge

کبد، قهرمان گمنام بدن شما! 💪 @bayadbedoni

اجازه نده چند دقیقه بد کل روزت رو خراب کنه. @Elixir_knowledge

دمنوش مخصوص سرفه و ‌رفع گرفتگی صدا👌 @Elixir_knowledge

♦️دیگه غذای تکراری بسه؛ آسون و سه سوته یه خوراک خوشمزه درست کن مواد لازم: 🔹بادمجون 🔹سیب زمینی 🔹گوجه 🔹پیاز 🔹رب گوجه 🔹ادویه: نمک،فلفل سیاه،آویشن 🔹کمی آبجوش #آشپزی @Elixir_knowledge

ورزش تایم @Elixir_knowledge

AnimatedSticker.tgs0.32 KB

🔅 صبح آمده برخیز، که خورشید تویی ... در عالم ناامیدی، امید تویی! در جشن طلوع صبح در باغ وجود، آن گل که به روی صبح خندید تویی
🔅 صبح آمده برخیز، که خورشید تویی ... در عالم ناامیدی، امید تویی! در جشن طلوع صبح در باغ وجود، آن گل که به روی صبح خندید تویی! #مولانای_جان🌹 #روزتون_دلنواز 💐 @Elixir_knowledge

. شب، درمانگر عجیبی ست؛ حرف نمی‌زند، گوش نمی‌دهد، فقط تورا با خودت تنها می‌گذارد...!⚡️ #تارا_براک #شبت_خوش_رفقا ❤️✨@Elixir_knowledge

ما فرزندان نو و خاک راهي بیراهه شدیم @Elixir_knowledge

اسیر بانو #مهستی آهنگساز: منوچهر چشم آذر ترانه سرا: جهانبخش پازوکی @Elixir_knowledge

▪️حکایت نوشیروان و پیرمرد (الهی‌نامه عطار نیشابوری)- رشید کاکاوند #عطار_نیشابوری @Elixir_knowledge

هیچ‌کس نفهمید آن زن روسی چطور پایش به هرمز باز شد؛ فقط می‌گفتند دنبال رنگ و نور آمده بود، دنبال سکوتی که در شهر خودش پیدا نمی‌شد. اما همه چیز از شبی شروع شد که صدای سه‌تارِ یک استاد محلی، از ته کوچه‌های خاکِ سرخ، آرام و گرم وزید سمتش. گفتند چند دقیقه همان‌جا ایستاد؛ نه عکس گرفت، نه حرف زد— فقط گوش داد، انگار سال‌هاست دنبال همین صدا بوده. بعدش دیگر هر غروب می‌آمد برای سه تار. یاد گرفت سه‌تار را مثل یک زبان تازه لمس کند؛ زبان جنوب، زبان دل. آمده بود مسافر باشد، اما هرمز کاری کرد که ریشه بزند. گاهی آدم عاشق یک آدم نمی‌شود… عاشق یک صدا می‌شود؛ صدایی که می‌گوید: «اینجا خانه‌ی توست، حتی اگر از دورترین جای جهان آمده باشی. #پرویزعوضی @Elixir_knowledge

❤️ ادمهای مهربون زودتر خسته میشن @Elixir_knowledge