478
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+130 days
Posts Archive
478
⇆ ◃◃ ıı ▹▹ ↻
It's never luck.
It's always God.
هیچ موقع بحث شانس نبوده.
همیشه پای خدا وسط بوده ❤️
🌃#ɢɴ_ᴍᴜꜱɪᴄ🌃
478
اکسپلورم با توجه به سرگرمی های داخل هفته ام تغییر میکنه بدون اینکه من چیزی اونجا سرچ کنم.
الان کل اکسپلور شده کتابای bl
انقدرم خوشگلن دلم میخواد چاپ شده رو بخرم اماااااااا کتاب بیاد تو خونه من نخونده مامانم میخونتشون و وضعیت اقتصادی اصلا مناسب نیست که بخواد منو از خونه بندازه بیرون😔😂
478
ما بچه بودیم بابام هر بار که میومد خونه برامون خوراکی میاورد. الان هم داره با فندوق و حنا همین کار و میکنه. هر بار میاد خونه یه چی دستشه.
یه برگ کاهو، یه مشت تخمه، نخود، چند برگ جعفری، یه شاخه اسفناج، یه هویج....
اون دو تا هم کاملا منتظر میشینن دست بابامو نگاه میکنن که چی براشون اورده.
478
مامانم فندوق و با فامیلی ما صداش میکنه و این خیلی زیادی کیوته😭
مخصوصا وقتی میخواد جدی باهاش حرف بزنه که دست از شیطنت برداره.
478
https://t.me/lilyareaa/42949
این منو یاد نامه به کودکی که هرگز زاده نشد انداخت. اگه نخوندی به نظرم بخون. جالبه.
478
خودم همیشه دوست داشتم مادر بشم. نوجوون که بودم خودم رو همیشه مادر یه دختر بچه تصور میکردم. بزرگتر که شدم این طوری بودم که پسر میخوام و از یه جایی به بعد همیشه دلم میخواست مامان دوتا پسر و یه دختر باشم. هنوزم تصور اینکه یه روزی بمیرم ولی تجربه مادر شدن نداشته باشم ازارم میده در نتیجه همه اونایی که تصمیم میگیرن بچه دار بشن رو درک میکنم. علاقه به بچه به حس مادری و حس پدری اصلا مسئله کوچیکی نیست.
ولی الان هر بچه ای که بدنیا میاد هر کوچولویی که دست نازشون رو میگیرم نمیتونم به اینده اشون فکر نکنم. به اقتصاد نابود شده به قیمت سرسام اور دلار به اینکه این بچه قراره چه اینده ای داشته باشه اونم وقتی که خودمون همین الان هیچ اینده روشنی نداریم.
فکر کنم بیشترین عشقی که در حال حاضر میشه به یه بچه داد این هست که تصمیم بگیری اصلا بدنیاش نیاری اصلا بچه دار نشی. نه توی شرایطی که نمیتونی به اینده امیدوار باشی.
478
یه همکار ماما تو اینستا گفت اگر میخوای شیفتت شلوغ باشه قبل اومدن به شیفت دوش بگیر.
من فکر میکردم فقط این نفرین مربوط به لباس شسته و اتو شده است که کافی لباست و بشوری و اتو کنی تا توی اولین شیفت به گند کشیده بشه😅
الان فهمیدم چرا همیشه شیفتای من جهنمی شلوغه چون من همیشه قبلش دوش میگیرم😭
478
خودم خیلی شخصیت نزدیک به وان دارم
تصور یه ادم شلوغ و پردردسر سرم و درد میاره.
کل مدت این طوری بودم که وان و برندون چه طور قراره نیکولای و یولیان و تحمل کنن😂 جفتشون وراج و شلوغ
478
اسباب بازی فندوق یه توپ کوچیک چوبیه که عاشق اینه از یه جایی بندازتش پایین بعد نگامون کنه توپش رو بهش بدیم تا دوباره بندازتش.
حنا: گردنبند من در هر شرایطی. من میدونم این اخرش زنجیر و پاره میکنه یه ضرر مالی گنده بهم میزنه🤦♀
478
فندوق یاد گرفته بیرون قفس پی پی نکنه. یعنی هنوز گاهی از دستش میره ولی وقتی ببینمش بهش بگم فندوق برو سر جات پی می کن میره.
حنا چی؟ هیچی هر جا عشقش کشید از جمله رو سر من پی پی میکنه😂
