en
Feedback
هواداران جبهه ملّی ایران

هواداران جبهه ملّی ایران

Open in Telegram

ما هواداران جبهه ملی ایران، حاکمیت ملی ایران را مبتنی بر تحقق آزادی و استقلال، جمهوریت، حقوق بشر و جدایی دین از حکومت می‌دانیم. اعتقاد داریم راه و روش تاریخی جبهه ملی ایران پاسخگوی مطالبات حقوق بشری، محیط زیستی و اقشار آسیب‌پذیر در ایران است.

Show more
767
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+730 days
Posts Archive
کنگره_ی_ملی،_گرانی‌گاه_جمهوری‌خواهی_یا_سازوکاری_برای_گذار؛_اکبر.mp369.35 MB

چکامه‌ای از شهید پروانه فروهر در رثای استادش شادروان دکتر غلام‌‌حسین صَدیقی «ناخدای پیر» برای یگانه‌ی دوران خردمند خردگرا پژو
چکامه‌ای از شهید پروانه فروهر در رثای استادش شادروان دکتر غلام‌‌حسین صَدیقی «ناخدای پیر» برای یگانه‌ی دوران خردمند خردگرا پژوهشگر فرهیخته، رزم‌آور آزاده و یاور صمیمی مصدق بزرگ (دکتر غلام‌حسین صَدیقی)؛ آی… ناخدا برخیز… هان، نه وقت جدایی و رفتن است ما سالکان راه بی شروه های تو در این کبود سرد در این خروش مرگ کشتی به خون نشسته و توفان گشوده کام باید کجا رویم؟! در پرده‌های مه مرغان پرگشاده‌ی توفان در انتظار آی… ناخدا اینک نه وقت جدایی و رفتن است فریاد کن ما را به مهر، بار دگر، ناخدای پیر بر اسب‌های وحشی توفان نهیب زن و بادبان سرخ برافراز دریا کبود و کف‌آلود بر اوج می‌زند فانوس راه شو ای شب‌شکن، خردمند پیر من من نیستن برای تو باور نمی‌کنم بنمای رخ بگشای لب @NFIfans

ازدواج داریوش و پروانه فروهر، ۳ اردیبهشت ۱۳۴۰-علی‌اصغر بهنام، ،سعید فاطمی، خسرو سیف، محمدعلی کشاورزصدر، داریوش و پروانه فروهر
ازدواج داریوش و پروانه فروهر، ۳ اردیبهشت ۱۳۴۰-علی‌اصغر بهنام، ،سعید فاطمی، خسرو سیف، محمدعلی کشاورزصدر، داریوش و پروانه فروهر، باقر کاظمی، کریم سنجابی، ابراهیم کریم‌آبادی، بهروز برومند @NFIfans

▪«گریه‌ی تاریخ» در سوگ آزادمرد تاریخ ایران دکتر غلام‌حسین صَدیقی (سروده‌ای از دکتر مظاهر مصفا). به خون نشستی ای آفتاب کشور من ز پا فتادی ای نخل سایه‌گستر من به زیر بار غمت ای درخت آزادی تو اوفتادی و در هم شکست پیکر من نگشت نای تو آزرده کز بدآمد بخت برید خنجر بیدادِ چرخ حنجر من چو دم زدم ز رثای تو آتش نیِ کلک بسوخت دست من و برگ برگ دفتر من قلم به قیر نشیند به ماتمت هر چند ز قیروان شد تا قیروان مسخّر من به ناتوانی من خنده می‌زند امروز زمانه‌یی که نمی‌داشت تاب تسخر من ثنای خاک تو بشّار بُرد یارد گفت نیاید از من ای فخر خاک کشور من مگر شوند به همّت یسار و پور یسار دلاوران انیران‌ستیز یاور من نظر به هر طرف آرم بروید از دل خاک هزار نخله‌ی خونین به باغ منظر من به داغ و درد بنالد سپهبد فيروز که ای دریغا دیدی شکست گوهر من به شیرمردیت اسفار پور شیرویه دریغ می‌خورد امروز کای غضنفر من دریغ خیزد اکنون ز خاک عیّاران که اوفتاد به خاک آذرک نه آذر من به درد گوید ابومسلم خراسانی چه خاک بود که شد از زمانه بر سر من به پرسش آید زی مازیار مرداویج که چشم سوی که داریم ای برادر من گسست بیند بابک سلاسل امّيد شکست گوید یعقوب لیث خنجر من به پرده پرده‌ی چشمم به چشم خون‌افشان گذشت کاو‌ه‌ی آهنگر از برابر من وطن به سوک تهمتن بسوخت کای فریاد خبر دهید به سیمرغ زال‌پرور من شنید گریه‌ی تاریخ سرزمین مرا هزار کرّت هر کس که داشت باور من بدین صفت که تو بودی ندیدم و نشنید و نیز می‌بنگردد چنین مصوّر من به راستی به درستی تویی هنوز تویی هزار قصه کنم قصه‌ی مكرّر من مرید پیر تو بودم چو پیر تو بنماند ز دیرسال تو بودی مراد دیگر من ز تشنگی بنسوزم ازین سپس هیهات در آتش که درخشد سراب كوثر من بگو به قاضی محضرنویس کز سر مهر به خون من بنویسد کتاب محضر من سیاه‌نامه‌ام و زردروی و روی امید همین به موی سپید است و موت احمر من قضا دگر نشود بودنی همی باشد به سوگنامه‌سرایی بود مقدّر من بامداد یازدهم اردیبهشت ۷۰ #مظاهر_مصفا این سروده‌ای است که شاعر ارجمند آقای دکتر مظاهر مصفا بعد از شنیدن خبر درگذشت دکتر صدیقی در بامداد یازدهم اردیبهشت ۱۳۷۰ سروده‌اند. دکتر مصفّا با وجود آنکه از بیماری رنج می‌برد، زمانی که پیکر دکتر صدیقی پیچیده در پرچم سه رنگ ایران از بیمارستان به خانه آورده شد، در میان اندوه فراوان حاضران با صدائی خسته و احساسی ژرف، سروده‌ی خود را برای حاضران خواندند که مورد توجه بسیار قرار گرفت. همه هستی‌ام نثار ایران؛ یادنامه استاد دکتر غلامحسین صدیقی، گردآوری و تنظیم پرویز ورجاوند، انتشارات چاپخش، چاپ اول ۱۳۷۲ ▪دکتر مظاهر مصفّا @mazahermosaffa

افسانه خوب شو نه افسانه بد! شنوندگان محترم! از گناه‌های نابخشودنی دولت‌ها در این سال‌های اخیر معامله‌ایست که آنان با مطبوعات ما کردند آزادی بیان و آزادی انتشارات را گرفتند. اصولا حکومت عامه به معنی صحیح و آزادی انتخابات بدون آزادی مطبوعات میسر نیست. آزادی مطبوعات و انتخابات در حدود قانون مظهر بسیاری از اصلاحات اجتماعی تواند شد. آزادی مطبوعات از افراط و تفریط در امور جمع جلوگیری می‌کند. مطبوعات سالم نمونه عالی رشد و نشان بارز صحت و قوت مبادی اخلاقی و فکری افراد جامعه است. هم‌اکنون بسیاری از روزنامه‌ها توقیف و بعضی قهرا تعطیل شده است باید این عمل به نفع ملت بی‌درنگ خاتمه یابد. آقایان محترم! در جهان کنونی قیمت هرکس و هر قوم به اندازه فکر اوست و عرصه فرح‌افزای فکر جولانگاه تعصبات نیست. ما یقین داریم که اگر دولت فعلی پای عقل را به زنجیر تعصب نبندد و به فلسفه حکومت پارلمانی بسزا تأمل کند و اهمیت اوضاع و احوال داخلی و خارجی را در نظر بگیرد و برای احساسات معقول ملی بحق ارزش و احترام قائل شود و مصلحت ملک و ملت را به معیار اصول سیاست و تدبیر بسنجد و به دلیل بی‌بنیان نقض قانون انتخابات تمسک نجوید و از امکان اجرای صحیح قانون نهراسد و به مسئولیت خطیر شغلی خود بیندیشد استنباط او ناچار در ضرورت تسریع انتخابات جز آن‌چه ما می‌گوییم نخواهد بود تکلیف ملی و رعایت مصالح و منافع کشور ما را مجبور به گفتن این حقایق می‌کند. بقای ایران، ایران عزیز، ایران کهن، ایران پرافتخار که باید مفاخر و مآثر گذشته خود را با کار و کوشش ثمربخش آینده همراه سازد و در ترقیات روزافزون اقوام و ملل به مدد اراده زندگی و نیروی معنوی و قدرت خلاق سهم و نصیب داشته باشد هدف عالی و غایت قصوی ماست. شنوندگان عزیز! نیاکان ارجمند ما در مسابقه جهانی دانش و هنر شایستگی خود را نشان داده و علی‌رغم حمله‌های سهمگین و ایلغار‌های مصیبت‌بار خارجی استقلال این سرزمین را که روزگاری آرامگاه علم و هنر بود حفظ کرده و به نوبت نگاهبانی و آبادانی و نیکنامی آن را به ما سپرده‌اند. بر ماست که به حکم وظیفه اخلاقی و به پاداش بهره و تمتعی که از این کشور برده‌ایم در نیکوداشت آن به فراخور توانایی بکوشیم و آن را بهتر از پیش به فرزندان گرامی خود واگذاریم تا حق فضیلت را ادا کرده باشیم. هان تا چه کنی که نوبت توست! @NFIfans

آقایان محترم! این سخنان که شنیدید از زبان آقای وزیر فعلی کشاورزی است نه از زبان اعضای جبهه ملی ایران که، چون نمی‌توانستند تماشاگر صحنه‌های فجیع و رسوا و اعمال ننگین هیات حاکمه و انتصابات معروف به انتخابات باشند و آرام بگیرند دولت سابق آنان را اخلال‌گر و منفی‌باف و مربوط با بیگانگان می‌خواند اتهامات و مغالطاتی که مادر فرزندمرده را به خنده می‌آورد! سید محمود نریمان همراه و همزبان عزیز ما که در آخرین میتینگ جبهه ملی ایران در میان ما بود و امروز پنجاه و چهار روز است که روی در نقاب خاک کشیده و با چهار بار وزارت و دو دوره نمایندگی مجلس و مشاغل مهم کشوری در سه اطاق اجاری طبقه دوم خانه‌ای در محله سلسبیل می‌زیست. یک نوع وزیر یا وکیل بود و آنان که اخبار مال و ثروت‌شان را این روز‌ها در روزنامه‌ها می‌خوانید نوعی دیگر! و شوخی روزگار و بی‌شرمی برخی از ابنای زمان را بنگرید که این مرد و اقران او را اخلال‌گر و منفی‌باف می‌خوانند! اما خوشبختانه برای بقای فضیلت و تقوی یک می‌میرد و در مرگ او مردم ماتم می‌گیرند و سوگواری می‌نمایند و آن بنا را می‌سازند و یکی بازداشت می‌شود و در بازداشت او پیر و جوان دست‌افشانی و پایکوبی می‌کنند. آخر چیره نبود جز که خداوند حق! آقایان محترم! اگر ما در سال‌های اخیر پارلمان ملی می‌داشتیم و قوه قضایی کشور به نحوی تضیعف نشده بود که قضات شریف کشور عملا نتوانند وظایف خود را چنان‌که باید و شاید انجام دهند کار به آن‌جا نمی‌رسید که دولت‌های قانون‌شکن خودسر، در کمال گستاخی و بی‌پروایی حدود قول و عمل عاملان قوه مجریه و اقتدار قوه مقننه و استقلال قوه قضاییه را فراموش کرده یکصدوهشتاد میلیارد ریال عواید حاصل از نفت و کمک و وام و پذیره نفت را با میلیارد‌ها ریال از محل مالیات و غیر آن تفریط کنند و عالما و عامدا خشونت و درنده‌خویی را در بعض افراد پرورش دهند و آن‌گاه به معلم‌کشی پردازند و سپس مردم را با تیره‌روزی رها کنند و پی کار خود بروند! با این همه اتلاف میلیارد‌ها ریال در سال‌های اخیر آن‌قدر وحشت‌انگیز نیست که فقر مهیب و هولناک معنوی که امروز جامعه ما گرفتار آن شده است. زیرا ضعف معنویات و بی‌اعتنایی به فضایل اخلاقی و فتور ارزش‌های عالی عقلی و فکری که ارجمندترین میراث بشری است، احیانا موجب انقراض یک قوم تواند شد. شنوندگان محترم! از آن‌جا که در حکومت مشروطه پارلمانی اراده ملت باید حاکم و موثر در امور باشد و حاکمیت حق ملت است و دولت باید از ملت الهام گیرد و اراده ملت معمولا از راه قانون معین و معلوم می‌شود. پس قانون قانونی که نمایندگان واقعی ملت واضع آن باشند باید حکومت کند. دموکراسی با بهره‌مندی افراد از حقوق و آزادی‌ها قوت می‌گیرد و به تشخیص ما برای ایران کنونی با توجه به اوضاع کشور و جهان محکم‌ترین و سنجیده‌ترین حکومت‌ها حکومت ملی است؛ حکومتی که مردم عموما در امور اساسی آن دخیل باشند، حکومتی که نظم و قانون در آن موجود و جاری و در خارج و در داخل کشور مورد اعتماد و احترام باشد، حکومتی که شایسته یک ملت کهنسال و بافرهنگ تواند بود. در ایران کنونی بر اثر اشتباهات حکومت‌ها دولت و ملت از یکدیگر جدا شده‌اند، دولت مزاحم ملت و ملت کارشکن دولت است که مجلس واقعا ملی می‌تواند این شکاف را از میان بردارد و رابطی بجا و مفید باشد. آشنایی با دموکراسی نیازمند پرورش و ورزش است با آموختن اصول فن شنا، شناگر نتوان شد باید شنا کرد و شناگری آموخت. تاکنون دولت‌ها در این کار قصور کرده‌اند. جناب آقای نخست‌وزیر در کانون وکلا گفته‌اند: «رقبای ما می‌گویند که انتخبات تا یک ماه دیگر باید انجام شود. باید پرسید چگونه و با چه تدبیری؟ مگر با این قانون فعلی می‌توان انتخاباتی صحیح انجام داد؟...» این قول به آن‌چه ایشان در تاریخ ۱۷ . ۱۱ . ۱۳۳۹ به نخست‌ویر وقت نوشته‌اند سازگار نیست. ما می‌دانیم و ایشان نیز به خوبی می‌دانند که با همین قانون ما مجالس خوب داشته‌ایم. مگر رادمردان حق‌جوی ثابت‌قدم باشهامتی واقف به شرف و شایستگی انسانی مانند مشیرالدوله و موتمن‌الملک و مستوفی‌الممالک و حاج شیخ فضلعالی آقا قزوینی و سید محمدرضا مساوات و سید حسین کزازی و سید حسن مدرس و شیخ محمدحسین یزدی و شیخ رضا دهخوارقانی و احتشام‌السلطنه و ارباب کیخسرو و میرزا طاهر تنکابنی و دهخدا و دکتر محمد مصدق با همین قانون به مجلس نرفته‌اند؟ جناب آقای نخست‌وزیر! از سرگرمی‌های وقت‌گذر برای ملت بگذرید. دیگران راست نشستند و کج گفتند، شما کج بنشینید و راست بگویید! مگوی آن‌چه ندهد گواهیت دل! باری چو فسانه می‌شوی‌ ای بخرد

متن سخنرانی دکتر غلام‌حسین صَدیقی در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۴۰ در گردهمایی جبهه ملّی ایران در میدان جلالیه بانوان محترم، آقایان ارجمند، دوستان عزیز! پیش از آغاز سخن باید از این‌که دعوت ما را برای استحضار از نظریه‌های جبهه ملی ایران و استماع سخنرانی اجابت فرموده‌اید، سپاسگزاری کنم. شما شنوندگان محترم که در این‌جا تشریف قدوم ارزانی فرموده‌اید، از جریان تاسف‌انگیز انتخابات تابستانی و زمستانی دروه بیستم قانون‌گذاری مجلس شورای ملی اطلاع دارید. شما می‌دانید که با تمهید چه مقدمات غلط و تهیه چه وسایل غیرقانونی و تدارک چه دسیسه‌ها و خدعه‌های عجیب و غریب بی‌سابقه در تاریخ مشروطیت ایران، انتخابات معروف به آزاد با تهدیدات و تبعیدات و شتم‌ها و ضرب‌ها و جرح‌ها و بازداشت‌ها و حبس‌ها و شکنجه‌ها و قتل‌ها علی‌رغم مخالفت و نفرت و مقاومت افراد نجیب و شریف این ملت صورت گرفت. جمعی سست‌عنصر ضعیف‌‌ احوال بی‌خبر از فضایل آدمی و عزت و شرف و حیثیت انسانی در این عصر و زمان که بشر با قدرت علم و نیروی اراده به تسخیر فضا پرداخته است، با حقوق قانونی مردم چنان معامله کردند که انسان از تذکر و تذکار آن شرم دارد و شرح آن از نقض قوانین اساسی و قوانین موضوع و اعلامیه جهانی حقوق بشر و بی‌اعتنایی به مصالح کشور و راه دادن به منکرات اخلاقی و اجتماعی و تضعیف قوه قضاییه و قوه مقننه و تفریط بیت‌المال بیش از حوصله افراد عادی است. عاقبت نفرت و خشم عمومی کار خود را کرد و مجلسی را که جبهه ملی ایران غیرقانونی می‌دانست، با کسانی که خالق آن بودند با ننگ از صحنه سیاست خارج کرد. ما می‌دانستیم که گستاخی قدرت بی‌بند و بار مفاسد و خطرات به بار می‌آورد و هرچند می‌توان با نادرستی قدرت را به دست آورد و یک چند با مخالفان درآویخت، اما نیروی حق و راستی سرانجام نادرستان را رسوا و نابود می‌کند. حق این بود که با انحلال پارلمان به اقتضای اصل هفتم و بیست‌وششم متمم قانون اساسی و اصل اصلاحی چهل‌وهشتم استنادی در فرمان مقدمات انتخابات پارلمان فراهم آید. لکن در فرمان مذکور که به نحو ناقص تهیه شده است توجهی به تاریخ شروع انتخابات در موعد مقرر نشده و اقدام به آن امر اساسی موکول به اصلاح قانون انتخابات گشته است. از آن‌جا که بر وفق اصل بیست‌وششم متمم قانون اساسی قوای مملکت ناشی از ملت است و بنابراین افراد ملت به همان‌گونه که در مقدرات کشور سهیم و شریک‌اند باید با داشتن آزادی در جریان امور کشور مورد مشورت قرار گیرند و حاکم و ناظر اعمال دولت باشند و این امور معمولا از راه انتخاب آزاد نمایندگان پارلمان صورت‌پذیر است و چون وظیفه پارلمان را که واضع قوانین و ناظر اجرای آن‌هاست در نظر گیریم و به این نکته توجه کنیم که حق امضای قانون و اجرای آن نیز از همان منبع فایض می‌شود و بنا‌براین پارلمان مرکز قوای اصلی کشور است، آن‌گاه به خوبی به ضرورت تسریع انتخاب پالمان پی می‌بریم. شنوندگان محترم! به همین سبب است که جبهه ملی ایران از ده‌ها مسائل مهم کشوری بیش‌تر به ضرورت سرعت در شروع انتخابات توجه کرده است. اگر در سال‌های اخیر ما دارای پارلمانی ملی بودیم یعنی انتخاب دو مجلس بر اساس صحیح قانونی انجام می‌گرفت و قوه مقننه و قوه قضاییه در بند هوی و هوس دولت‌های بی‌بندوبار قرار نمی‌گرفت کار ما به این‌جا نمی‌رسید که دولتی دروغ‌زن و رسوا در تبلیغات وسیع سه‌ ماه پیش خود ایران را بهشت برین معرفی کند و ده روز پیش جناب آقای نخست‌وزیر در باشگاه مهرگان بگویند: «کشور ما با مشکلات فوق‌العاده‌ای دست به گریبان است مشکلات مادی و مشکلات اجتماعی که آن هم از مشکلات مادی ناشی می‌شود ما دچار وضعیت بسیار اسفناکی هستیم که اگر همه حقایق را بگویم تولید وحشت و اضطراب می‌کند، بسیار وضع باریکی است... باید بدانید اگر مسئله ملی حل نشود مسائل دیگر هم حل نخواهد شد... اکنون خزانه مملکت خالی است... متاسفانه در دستگاه ما افراط و تفریط هست الان زندگی دولت با سفته‌بازی می‌گذرد...» و همان جناب در کانون وکلا بگویند: «وضع اقتصادی ما بسیار وحشتناک است.» و آقای وزیر کشاورزی در اجتماع مردم جنوب شهر بگویند: «در دوره اخیر در یکی از شهر‌ها سه نفر کاندیدا بودند یکی یک میلیون و دویست هزار تومان، دومی سه میلیون تومان و دیگری در همین حدود خرج کردند تا وکیل شوند...! مجلس با این همه فضاحت که داشت منحل شد. مردم در شهر تهران به‌خصوص در خیابان‌ها از شادی می‌رقصیدند، یکی از وکلا به من تلفن کرد و گفت: شما مجلس را منحل کردید، ولی پولی که من داده‌ام کجا می‌رود من ۹۵۰ هزار تومان خرج کرده‌ام! این‌قدر این مجلس مورد نفرت و انزجار عموم بود که در دنیا شعف عمومی از انحلال آن انعکاس پیدا کرد... دشمنان ملت جای نمایندگان ملت را گرفته بودند.»

۹ اردیبهشت‌ماه سالروز جاودانگی دکتر غلام‌حسین صَدیقی، از یاران صدیقی دکتر محمد مصدق و از پیشگامان جبهه ملی ايران گرامی باد. ب
۹ اردیبهشت‌ماه سالروز جاودانگی دکتر غلام‌حسین صَدیقی، از یاران صدیقی دکتر محمد مصدق و از پیشگامان جبهه ملی ايران گرامی باد. به همین مناسب، متن سخنرانی ایشان در گردهمایی جلالیه، به تاریخ ۲۸ اردیبهشت ۱۳۴۰ خورشیدی، تقدیم می‌شود.

برگزاری جلسه دیدار نوروزی #جبهه_ملی_ایران   بخش سوم-سخنرانی بانو نسرین‌ستوده دیدار نوروزی اعضای #شورای_مرکزی_جبهه_ملی_ایران، در روز پنجشنبه ۲۱ فروردین ماه ۱۴۰۴ از ساعت ۱۷ الی ۲۰ در یک سالن اجتماعات، برگزار شد. در این قسمت سخنرانی بانو نسرین‌ستوده تقدیم می شود. کمیته رسانه جبهه ملی ایران @NFIfans https://www.youtube.com/watch?v=tQtvkNxrSAc

من نوکر مردم هستم . دکتر مصدق در همین نطق کوتاه، یعنی روز رأي اعتماد به دولت و ارائه طرح به مجلس شانزدهم ملی ایران، آن جمله م
من نوکر مردم هستم . دکتر مصدق در همین نطق کوتاه، یعنی روز رأي اعتماد به دولت و ارائه طرح به مجلس شانزدهم ملی ایران، آن جمله مشهور من نوکر مردم هستم، بیان می‌دارد. البته در بیانات دیگر نیز به این جمله تشبث می‌کنند. منبع کتاب نطق‌ها و مکتوبات دکتر مصدق به‌هنگام نخست‌وزیری، انتشارات راه مصدق، ص ۳.

سخنان  دکتر مصدق در مجلس شورای ملی هنگام معرفی وزراء  و  برنامه دولت بتاریخ ۱۲ اردیبهشت ۱۳۳۰ سخنانی عمیق و بی بدیل در تاریخ معاصر ایران " رئیس مجلس: جناب آقای نخست وزیر بیانی دارند؛ بفرمایند. نخست وزیر: قبلا لازم می‌دانم تشکرات خود را از حسن ظنی که آقایان نمایندگان محترم نسبت به بنده اظهار فرموده اند؛ تقدیم بکنم و امیدوارم که بکمک و همراهی شما نمایندگان خیرخواه وطن پرست؛ من و همکاران محترم خودم بتوانیم به این مملکت خدمتی که شایان تقدیر و تحسین باشد بکنیم و ( نمایندگان: انشاءالله) ] معرفی وزراء]:... برنامه دولت بسیار مختصر است.زیرا تا کنون برنامه های مفصلی به مجلس آمده است و مذاکرات زیادی شده است؛ ولی متاسفانه بواسطه اینکه (دولتها) دوامی نداشته‌اند ؛ برنامه‌هائی که آن اندازه مورد توجه مجلس بوده؛ اصلا بموقع عمل گذارده نشده است. دولت اینطور تصور کرده که ما یک برنامه خیلی مختصری تقدیم می‌کنیم و اگر آقایان نمایندگان انتظار دارند اصلاحات دیگری بشود؛ بعدها لوایحی با نظریات آقایان نمایندگان محترم تقدیم می‌کنیم... دولت فعلی بدون اینکه وعده های دور و دراز بدهد عجالتا با وضعیت فعلی کشور؛ برنامه خود را منحصر به دو موضوع ذیل میماید: ۱- اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور بر طبق قانون طرز اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور مورخه نهم اردیبهشت ۱۳۳۰ و تخصیص عواید حاصله از آن به : تقویت بنیه اقتصادی ‌کشور و ایجاد موجبات رفاه و آسایش عمومی. ۲-اصلاح قانون انتخابات مجلس شورای ملی و شهرداری ها. البته نظریات اصلاحی دولت منحصر به این دو ماده نیست و عجالتا از ذکر جزئیات صرفنظر و در موقع خود؛ لوایح ضروری را برای اصلاحات لازم تقدیم خواهد نمود و بسیار ممنون و خوشوقت خواهد شد که نمایندگان محترم مجلس شورای ملی و سنا راهنمائی هاو هدایت‌های لازم به دولت برای اصلاحات بفرمایند. اساس سیاست خارجی دولت هم مبتنی بر: منشور ملل متحد و تقویت این سازمان بین المللی و دوستی با کلیه دول و احترام متقابل نسبت به همه ملل می‌باشد (نمایندگان: احسنت احسنت)". درود و هزاران درود بر زنده‌یاد دکتر مصدق عصاره و جوهره خردمندی ایرانی و مکتب  رجال وطن‌پرست و جانبدار مردم ایران و آشنا به تاریخ و جغرافیای کشور  و منطقه و همچنین طبقات و اقوام  مختلف جامعه ایرانی و مناسبات سیاسی حاکم بر جهان و ...که همه گاه بر  چند اصل بنیادین: ۱- استقلال ایران؛ ۲- تقویت بنیه اقتصادی کشور به منظور: ایجاد موجبات رفاه و آسایش عمومی. ۳- اصلاح قانون انتخابات مجلس شورای ملی و شهرداری ها به منظور : مشارکت واقعی آحاد ملت در تعیین سرنوشت خود و جلوگیری از  حاکمیت اقلیت بر اکثریت و فسادهای ناشی از آن. ۴-سیاست خارجی عاقلانه و صلح طلبانه مبتنی بر منشور ملل متحد و تقویت این سازمان بین المللی و دوستی  با کلیه دول  و احترام متقابل نسبت به همه ملل؛ استوار بود. امروز ۸ اردیبهشت ۱۴۰۴ ؛ پس از گذشت حدود ۷۴ سال از آن تاریخ و آزمودن خط مشی های مختلف از مشروطیت تا کنون  باید گفت  راهبردی جز آنچه آن زنده‌یاد، در آن روز  گفت  برای بهروزی ایرانیان و توسعه ‌کشور و دور نگاه داشتن ملک و ملت از خطرات و آسیب‌ها - البته با توجه به تحولاتی که در داخل و منطقه و سیاست بین‌المللی  و قطب‌بندیهای جهانی رخ داده است- وجود ندارد و بقیه راه‌ها به ترکستان است! کانون فرهنگی شید @NFIfans

به‌مناسبت سالگرد درگذشت روانشاد دکتر غلام‌حسین صَدیقی «مرگِ دوست» دردا که شد خزان‌زده گلشن گلزارِ ما به کامه‌ی دشمن دردا که در بهارِ طرب‌خیز آفت گرفت دامنِ گلشن بلبل گلو دریده و قمری سوری به‌خون نشسته و سوسن آه از فسرده مشعلِ امّید وای از نهفته اخترِ روشن آه از شکستِ گوهرِ نایاب وای از صلای غارتِ مخزن در مرگِ دوست گریم و نالم بیزار و سیر گشته من از من گریم چنان‌که ژاله به کهسار نالم چنان‌که دانه به هاون نی من که شهر گرید و اقلیم نی من که کوی نالد و برزن در سوگِ این مصیبت دلدوز هر موی بر تنم شده سوزن گیتی به چشمِ من همه غمبار گلشن به چشمِ من همه گلخن رفت آن‌که بود حامیِ مردم رفت آن‌که بود عاشقِ میهن آن زادسروِ کوروش و دارا آن یادگارِ آرش و قارن آن سوگمندِ خونِ سیاووش آن دل‌سپار فرّ‌ِ تهمتن سیمرغِ زال‌پرورِ البرز در قافِ ناز کرده نشیمن والا خردگرای خردکیش با دیوِ جهل پنجه‌درافکن ذی‌فنّ‌ِ بی‌همال که بودی سررشته‌دارِ شهره به هر فن ایران‌پرست و معرفت‌اندوز مردم‌شناس و نکته‌پراکن دانش زِ سوگ اوست به‌سر کوب حکمت زِ مرگ اوست به‌سر زن در عرصه‌ی مجاهده نستوه در پهنه‌ی مبارزه نشکن سرسخت در عقیده چو پولاد ستوار در اراده چو آهن با خاص و عام جمله ادب‌خوی با اهلِ علم جمله فروتن یاریگر و صدیق مصدق او را بهین وزیرِ معنون مانا که بود نسبتِ اینان چونان سپندیار و پشوتن در بندِ زور ناشده تسلیم از قیدِ علم ناشده تن‌زن یکروی و نیک‌رویه به رفتار یکرنگ و راست‌پویه به رفتن فرهنگ را زِ شیوه‌ی تحقیق دارنده بس حقوق به‌گردن مردی صدیق و فردی صدّیق صدقش به هر قبیله مبرهن بودی دلیلِ فربهی جان او را نشانِ لاغریِ تن رفت آن بزرگوار که بگرفت با لطفِ حق به مینو مأمن خواهم من از خدای که او را بارد هماره نور به مدفن نامش به جای ماند و تابد انوارِ علمش از همه روزن باشد ادیب مردِ حماست نی مرثیت‌سرای غم‌آکن ------------ * این سروده با لحن گرم و پرطنین شاعر در مراسم سومین روز درگذشت روانشاد دکتر صَدیقی در خانقاه صفی‌علی‌شاه خوانده شد. @NFIfans @AdibBoroumand

امروز هفتم اردیبهشت سالروز آغاز نخست‌وزیری دکتر محمد مصدق است @mohammadmosaddegh @NFIfans
امروز هفتم اردیبهشت سالروز آغاز نخست‌وزیری دکتر محمد مصدق است @mohammadmosaddegh @NFIfans

بیانیه جبهه ملّی ایران در مورد رویداد تلخ بندرعباس: ملت ایران در اثر این واقعه‌ی شوم عزادار است صبح روز گذشته یعنی روز شنبه ششم اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۴، انفجارها و آتش‌سوزی‌های مهیبی در بندرگاه شهر بندرعباس روی داد که در اثر آن صدها تن از هم‌وطنان ما کشته و مصدوم شدند. تداوم انفجارها، تخریب ساختمان‌ها و ویرانی‌ها خسارات گسترده‌ای را موجب گردیده است. هنوز علت واقعی و دقیق این فاجعه تلخ و اسف‌بار، روشن نشده وچگونگی ماجرا در پرده‌ای از ابهام قرار دارد. اما یقین است که در وقوع این رویداد هولناک، باز هم پای سوءِسیاست، ندانم‌کاری، سوءِمدیریت و بی‌کفایتی حکومت در میان است. حکومتی که از برقراری امنیت و تأمین اولین نیازهای جامعه ایران عاجز مانده است. جبهه ملی ایران این واقعه‌ی اسفناک را به ملت بزرگ ایران، به ویژه به مردم شریف بندرعباس و به خانواده‌هایی که عزیزان خود را از دست داده‌اند تسلیت می‌گوید. و هم‌چنین یک‌بار دیگر یادآور می‌شود که تنها در سایه‌ی مردم‌سالاری، استقلال و استقرار حاکمیت ملی است که امنیت و آزادی و رفاه و سعادت برای ملت ایران تامین می‌گردد و بر این تیره‌روزی‌ها و مفاسد نقطه پایان گذاشته می‌شود.                                                                  هیأت رهبری اجرائی جبهه ملی ایران تهران – هفتم اردیبهشت ماه ۱۴۰۴ @NFIfans

اعتبارنامه الهیار صالح به عنوان نماینده کاشان در مجلس بیستم شورای ملی ایران، از اسناد کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران. گفتنی است
اعتبارنامه الهیار صالح به عنوان نماینده کاشان در مجلس بیستم شورای ملی ایران، از اسناد کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران. گفتنی است عمر این دوره مجلس. به چند روز و چند جلسه بیشتر نکشید. که شاه دستور به انحلال آن را داد. @nf

به مناسبت سالروز نخست‌وزیری دکتر محمد مصدق نخستین پیام دکتر مصدق خطاب به مردم در ابتدای نخست‌وزیری و شادباش روز جهانی کارگر. هموطنان عزیزم، هیچ تصور نمی‌شد موقعی پیش آید که به عنوان نخست‌وزیر به وسیله‌ی رادیو با شما صحبت کنم، و هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم با ضعف مزاجی که دارم مسؤولیت چنین کار خطیری را قبول نمایم. قضیه نفت سبب شد که من این بار گران را به دوش بکشم اکنون تنها خدا می‌داند تا کی بتوانم آن را تحمل کنم. هموطنان عزیز، رأی بیسابقه و بی‌شائبه همکاران عزیزم، نمایندگان محترم مجلس شورای ملی و مجلس سنا، و اظهار تمایل آن‌ها به زمامداری اینجانب سبب شد که از نظر فریضه ی ملی از قبول زمامداری خودداری نکنم، و امر اعلیحضرت همایون شاهنشاهی را در تشکیل دولت اطاعت نمایم. هموطنان عزیز، تردید ندارم که برای قبول این کار و بار گرانی که به دوش گرفته‌ام از بین می‌روم، چون مزاج من متناسب با قبول چنین وظیفه مهمی نیست، ولی در راه شما جان چیز قابلی نیست، و از صمیم قلب راضی هستم که آن را فدای آسایش شما کنم. در اینجا از دو دسته هموطنان عزیزم در خواستی دارم، که ناچارم آن را عرض کنم، و از حضورشان تقاضا نمایم با قبول آن به من کمک کنند. تقاضای اول من از بعضی از آقایان ارباب قلم و روزنامه‌نگاران است که از آزادی سوء‌استفاده نکنند و عفت قلم را همیشه رعایت نمایند، زیرا هیچوقت نمی‌خواهم ترتیبی پیش آید که آن‌ها نتوانند منویات خود را اظهار کنند، ولی اظهار منویات و استفاده از آزادی باید تا حدی باشد که به آزادی دیگران و حقوق مشروع آن‌ها و به امنیت مملکت خللی وارد نکند. تقاضای دوم من از هموطنان عزیزم کارگران است، که من آن ها را مثل فرزندان حقیقی خودم دوست دارم و می‌دانم آن‌ها زحمت می‌کشند، و نان می‌خورند، و از کار دیگران سوء‌استفاده نمی‌نمایند. امیدوارم فردا به مناسبت روز اول ماه مه، که عید کارگران دنیاست و آن ها هم بالطبع در آن جشن بزرگ شرکت می‌کنند، طوری رفتار نمایند که نظم و ترتیب و آرامش آن‌ها برای دیگران سرمشق شود. کارگران ارجمند و عزیز ما می‌دانند که جبهه ملی ایران از ابتدای تشکیل خود برای بسط دمکراسی و تأمین آزادی، و مخصوصاً برای فراهم آوردن موجبات رفاه و آسایش طبقات محروم مملکت، مبارزه کرده، و از راه نجات ملت ستمدیده‌ی ایران و وصول به این مقاصد را در استقلال اقتصادی و تسلط بر صنایع ثروت ملی تشخیص داده است. اینک که به خواست خداوند متعال و به همت نمایندگان مجلس بزرگترین صنایع ثروت ملی به ملت بازگشته همگی یقین داریم که، اگر درست از آن ثروت سرشار استفاده شود، ملت ما خواهد توانست در آتیه با نهایت رفاه و آسایش به سر برد و دوش به دوش ملل راقیه وظیفه‌ی خود را در کمک به تمدن عالم به انجام رساند، ولی واضح است که، اگر تفرقه و نفاق و اغتشاش در میان ما پیدا شود، تمام زحمات ملت ایران نقش بر آب خواهد شد، زیرا با هرج و مرج و بی نظمی قوای ملی باید مبارزه با اغتشاش کند و ناچار از بهره برداری از منابع نفت و هرگونه فعالیت برای آبادی کشور خود بازماند. ولی اطمینان دارم کارگران هوشیار ما با حفظ نظم و آرامش و جلوگیری از بروز اغتشاش این بهانه را از دست دشمنان خواهند گرفت و به دنیا ثابت خواهند کرد که ملت ایران راه را از چاه تشخیص می دهد، و اینک که می بیند شب تیره‌ی کشور رنج دیده ی آن ها به سحر نزدیک شده، و عنقریب، انشاء‌الله، آفتاب سعادت ملت ایران طالع می‌شود، و به دولتی که جز خدمت به آن‌ها هیچگونه منظور و مقصودی ندارد مجال خواهند داد تا با فراغ بال به وظیفه‌ی خطیر ملی خود، که تقویت استقلال سیاسی و تأمین استقلال اقتصادی کشور است، عمل نموده و عدالت اجتماعی و رفاه و آسایش عموم طبقات مملکت را، انشاء‌الله، فراهم کند. شما را به خدا می‌سپارم و از باری تعالی مسئلت دارم که مرا در مقابل هموطنان عزیز شرمسار نکند. @NFIfans

نسلکشی ارامنه توسط امپراتوری عثمانی در جریان جنگ جهانی اول، یکی از تاریکترین فصلهای تاریخ معاصر محسوب می شود. دولت وقت ترکیه با هدف ایجاد دولتی ترک و یکپارچه، برنامه ریزی سیستماتیکی برای حذف جمعیت ارمنی مسیحی اجرا کرد. صدها هزار نفر با کشتارهای دسته جمعی، اعدامها، تبعیدهای اجباری و راهپیمایی های مرگ در بیابانها از بین رفتند. تخمین زده میشود حدود ۱٫۵ میلیون ارمنی کشته شدند. این رویداد به عنوان نخستین نسلکشی قرن بیستم شناخته میشود، هرچند ترکیه همواره آن را انکار کرده و ادعا میکند تلفات ناشی از جنگ داخلی و جابجایی ها بوده است. امروزه بیش از ۳۰ کشور و تاریخدانان مستقل این واقعه را به عنوان نسلکشی به رسمیت می شناسند. به نقل از رادیو فرانسه‌ @NFIfans

تصنیف «مردم آزاده» #شهرام_ناظری شعر:  #دهخدا آهنگ:   #پرویز_مشکاتیان ای مردم آزاده کجایید کجایید؟ آزادگی افسرد بیایید بیایید مانا که به یک زاویۀ خانه حریقیست هین جنبشی از خویش که از اهل سرایید با چاره‌گری و خرد خویش به هر درد در مشرق رنجور دوایید شفایید در قصه‌ی تاریخ چو آزاده بخوانید مقصود از آزاده شمایید شمایید کجایید؟ بیایید! شفایید! فر همایید، کجایید؟ کجایید؟ @Avaye_fariba

دهخدا اشعار بیشماری در ستایش از دکتر مصدق دارد. اما در اوج نهضت ملی شدن نفت، عمق وطن‌خواهی و باور دهخدا به نهضت ملّی دکتر مصدق را در غزلی پژواک داد. فراز سترگ این شعر حماسی آنجاست که می‌گوید: گیرید همه از دل و جان راه مصدق: ای مردم آزاده کجایید کجایید آزادگی افسرد بیایید بیایید در قصه و تاریخ چو آزاده بخوانید مقصود از آزاده شمایید شمایید بی‌شبهه شما روشنی چشم جهانید در چشمه‌ی خورشید شما نور و ضیایید با چاره‌گری و خرد خویش به هر درد بر مشرق رنجور دوایید دوایید بسیار مفاخر پدرانتان و شما راست کوشید که یک لخت بر آن‌ها بفزایید بنمود #مصدقتان آن نعمت و قدرت کاندر کفتان هست از آن سر مگرایید گیرید همه از دل و جان #راه_مصدق زین ره درآیید اگر مرد خدایید. در دوران معاصر این غزل توسط زنده‌نام #پرویز_مشکاتیان ساخته و توسط گروه عارف به خوانندگی شهرام ناظری اجرا شد. مشکاتیان درباره این تصنیف می‌گفت: ساخت این تصنیف همزمان با انقلاب ایران بود. همکاران ما حال و هوای احزاب دست چپی داشتند. اما من مصدقی بودم و روی این غزل کار کردم که البته دو بیت اصلی به خاطر نام #مصدق اجازه نگرفت. اجرای سال ۱۳۸۲ این تصنیف ملّی @NFIfans