en
Feedback
هواداران جبهه ملّی ایران

هواداران جبهه ملّی ایران

Open in Telegram

ما هواداران جبهه ملی ایران، حاکمیت ملی ایران را مبتنی بر تحقق آزادی و استقلال، جمهوریت، حقوق بشر و جدایی دین از حکومت می‌دانیم. اعتقاد داریم راه و روش تاریخی جبهه ملی ایران پاسخگوی مطالبات حقوق بشری، محیط زیستی و اقشار آسیب‌پذیر در ایران است.

Show more
767
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+730 days
Posts Archive
دکتر محمد حسین رفیعی پاسخ می دهد آیا غنی‌سازی اورانیوم برای جمهوری اسلامی، توجیه منطقی دارد؟ ♦دکتر حسین رفیعی، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی، درباره برنامه هسته‌ای ایران به عدم توجیه اقتصادی و زیست‌محیطی انرژی هسته‌ای برای ایران و همچنین مسائل بی‌اعتمادی و تحریم‌ها که برنامه هسته‌ای ایجاد کرده با آژانس خبری موکریان گفت و گویی کرده است که در ادامه مهم ترین محورهای این گفت و گوی ویدیویی را به صورت نوشتار می خوانید. ♦دکتر حسین رفیعی در این گفت و گو همچنین به ماهیت پروژه استعماری اسرائیل و ضرورت تقویت داخلی ایران از طریق آزادی‌های سیاسی و بهبود اقتصادی برای مقابله با چالش‌ها می‌پردازد. 📌 محورهای دیگر این گفت و گو را می توانید از لینک بخوانید melimazhabi.com @NFIfans

کلام آخر اینکه: تاریخ را آن‌گونه که می‌خواهند می‌نویسند، نه آن‌گونه که هست. @NFIfans

بازنویسی تاریخ یا پاک‌کردن حافظه جمعی؟ گفت‌وگو با دکتر احمد غضنفرپور درباره روایت‌های تحریف‌شده از مبارزات پیش از انقلاب سؤال: در روزهای اخیر، برخی رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مطالبی درباره فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی شما و همسرتان، خانم سودابه سدیفی، منتشر کرده‌اند. به همین دلیل، سؤالاتی از سوی مخاطبان مطرح شده است. مایلیم ضمن معرفی خودتان، اصل ماجرا را از زبان خودتان بشنویم. پاسخ: من در سال ۱۳۲۱ در روستای خولنجان (زیباشهر فعلی) از استان اصفهان متولد شدم. از سال پنجم دبستان به اصفهان آمدم و پس از اخذ دیپلم به پاریس رفتم و در رشته دندان‌پزشکی مشغول به تحصیل شدم. هم‌زمان وارد فعالیت سیاسی شدم. در سال پنجم تحصیل، به همراه چند نفر از دوستان، مسئولیت «خانه ایران» در کوی دانشگاه پاریس را برعهده گرفتیم. برای نخستین‌بار در اروپا ـ با وجود حساسیت و مخالفت شدید ساواک، مقامات سفارت ایران در پاریس و همچنین گروه‌های مائوئیست که هم تعدادشان زیاد بود و هم نفوذشان ـ جلسات بحث آزاد را پایه‌گذاری کردیم. در آن جلسات، از مسائلی مانند سانسور، شکنجه، زندان، فرار مغزها و... انتقاد می‌شد؛ همان مسائلی که شاه، در اوایل سال ۱۳۵۷، با جمله «من صدای انقلاب شما را شنیدم» در تلویزیون و روزنامه‌ها به آن‌ها اعتراف کرد. اما در زمانی که ما این مسائل را مطرح می‌کردیم، به‌جای شنیدن و رفع آن‌ها، از ورود به ایران ممنوع شدیم! این شبکه‌ها، به‌جای آن‌که علت سقوط شاه را خود او و اطرافیانش بدانند، بر فعالیت‌ها و انتقادات من و همسرم متمرکز شده‌اند. حتی حاضر نیستند بپذیرند که غیر از ما، ده‌ها و صدها دانشجو، استاد دانشگاه و فعال سیاسی از ورود به خاک کشور و دیدار خانواده‌هایشان محروم شدند. دلیل تمرکز آن‌ها بر ما دو نفر را بعداً توضیح خواهم داد. اگر شاه و اطرافیان خودشیفته‌اش، انتقادات افراد دلسوز، واقع‌نگر و ایران‌دوست را شنیده بودند، می‌توانستند پیش از آن‌که اوضاع وخیم شود، آن‌ها را رفع کنند؛ و در آن صورت، مسیر تاریخ به‌گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد. به‌جز ما، آقای دکتر شاپور بختیار (که نزدیک‌ترین فرد به شاه بود)، همراه با دکتر سنجابی و داریوش فروهر، در نامه‌ای به شاه در سال ۱۳۵۶ هشدار دادند که اگر این وضعیت ادامه یابد، «نه از تاک نشان ماند، نه از تاک‌نشان!» اما شاه، مانند بسیاری از صاحبان قدرت، کوچک‌ترین نشانه‌ای از تغییر نشان نداد، تا آن‌که آتش در همه‌جا شعله‌ور شد و کار از کار گذشت! اکنون مشاهده می‌شود برخی رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی ـ که احتمالاً طرفدار شاه هستند ـ تلاش دارند برای نسلی که آن دوران را تجربه نکرده‌اند، یا کسانی که از آن تاریخ بی‌خبرند، ماجراها را به‌گونه‌ای بازگو کنند که محکوم، جای حاکم بنشیند! اما چرا، در میان تمام مبارزان داخل و خارج از کشور، ما دو نفر هدف قرار گرفته‌ایم؟ به نظر می‌رسد تا زمانی که سکوت کرده بودم، خیالشان راحت بود که در گوشه‌ای نشسته‌ام و نهایتاً به کار دندان‌پزشکی مشغولم. غافل از اینکه من، خود بخشی از این تاریخ هستم که آن را شفاهی و مکتوب نقل می‌کنم. زمانی که قلم به دست گرفتم و خاطراتم در مجله وزین «چشم‌انداز ایران» به مدیریت مهندس میثمی منتشر شد ـ و بعضی از آن‌ها از مرز هزاران خواننده گذشت و اصطلاحاً وایرال شد ـ و مشاهده کردند که به‌طور مستمر در حوزه‌های پژوهشی، فرهنگی و اجتماعی فعال هستم، تلاش کردند با تمرکز بر اعترافات دوران زندان (در شرایط خاص)، گذشته ما را زیر سؤال ببرند و با زیرکی چندین هدف را نشانه بگیرند! از جمله، به‌جای آن‌که بپرسند «گناه» این دو نفر ـ همچون سایر منتقدان ـ چه بوده، پاسخ می‌دهند که: «این دو نفر سر پُربادی داشتند و برای کسب پست، مقام، شهرت و ثروت، به سلطنت ایراد می‌گرفتند.» باید از آن‌ها پرسید: پس چگونه است که همین افراد، پس از انقلاب نیز همان رویکرد انتقادی و اعتراضی را ادامه دادند؟ آن‌ها که به بسیاری از مقام‌ها و مشاغل مهم، مانند نمایندگی مجلس، ریاست صدا و سیما و... دست یافتند! آیا نمی‌توانستند با کمی سکوت یا بازی سیاسی، آن پُست‌ها را حفظ کنند؟ آن‌ها، با بی‌اهمیت جلوه دادن بیانیه اولین رئیس‌جمهور که به‌جای نطق قبل از دستور در مجلس خواندم ـ و در آن زمان غوغا به پا کرد و حتی رقبا را متعجب ساخت ـ بلافاصله مسئله اعترافات زندان را پیش کشیده‌اند. با بزرگ‌نمایی آن، می‌خواهند سوابق عدالت‌خواهی، وطن‌دوستی و هزینه‌دادن‌های ما را زیر سؤال ببرند. به همین دلیل می‌گویند: «آن‌ها به گذشته ننگین خود اعتراف کرده‌اند.» این شبکه‌ها کاملاً از شرایط آن دوران آگاه‌اند؛ اما عامدانه (نه سهواً) خود را به تجاهل و تغافل زده‌اند. آن‌ها سابقه ما را در ذهن نسل بی‌خبر، عامل سقوط شاه جلوه می‌دهند، تا هرگونه آلترناتیو سیاسی غیر از خود را حذف کنند و بدین وسیله مخاطب جذب کنند! @NFIfans

رونمایی از آلبوم پیر احمدآباد جمعه ۲۳ خرداد ساعت ۱۴ تا ۱۶ فرهنگسرای ارسباران @NFIfans
رونمایی از آلبوم پیر احمدآباد جمعه ۲۳ خرداد ساعت ۱۴ تا ۱۶ فرهنگسرای ارسباران @NFIfans

«پیر احمد آباد» روایتی از بیم و رنج و امید ✍ امین ماسوری در تاریخ معاصر ایران، کمتر چهره‌ای به اندازۀ دکتر محمّد مصدّق و خدما
«پیر احمد آباد» روایتی از بیم و رنج و امیدامین ماسوری در تاریخ معاصر ایران، کمتر چهره‌ای به اندازۀ دکتر محمّد مصدّق و خدمات‌اَش در حافظۀ جمعی مردمِ آگاه حضور دارد؛ نمادی از آزادی‌خواهی، حق‌طلبی و مقاومت مدنی. با این‌حال، جای خالی اثری موسیقایی با پرداختی جدی و ساختارمند دربارۀ زندگی و اندیشۀ او، در گسترۀ هنر ایران، همواره احساس می‌شده است. اندک آثاری به تعداد انگشتان یک‌دست با محوریت دکتر مصدق ساخته شده است، اما، بیشتر آن تلاش‌ها در این زمینه از حیث موسیقایی در سطحی عاطفی و گذرا بوده‌اَند. در چنین شرایطی، کانتات سمفونیک «پیر احمد آباد» به آهنگسازی محمدرضا تفضّلی، اثری متفاوت و قابل تأمل‌ است که توانسته با زبانی هنری، روایتی موسیقایی از تبعید، ایستادگی، امید و آنچه بر مصدّق گذشت را ارائه دهد. @hamidrezaabedian متن کامل مقاله را در گفتگوی هارمونیک بخوانید.

بیانیه جبهه ملی ایران در اعتراض به سرکوب اعتراض‌های کامیون‌داران هموطنان عزیز! ملت شرافتمند ایران! حکومت جمهوری اسلامی، با اتخاذ سیاست خارجی نادرست و خصومت‌ورزی بی‌جهت با بیش از نیمی از جهان، موجب انزوای میهن ما و شکل گرفتن تحریم‌های کمر شکن بر ضد کشورگردیده،که یکی از عوامل اصلی بروز بحران اقتصادی طاقت‌فرسا برای ملت ایران شناخته می‌شود. افزون بر آن حکومت با به هدر دادن منابع و امکانات مالی کشور در مسیر‌های دور از منافع ملی و در مناقشات نا مربوط به ایران، بحران اقتصادی را شدت بیشتری بخشیده است. سیاست داخلی کشور که بر مبنای اهداف ایدئولوژیک طراحی شده، سبب بسته شدن فضای سیاسی، اجتماعی و کنار گذاشته شدن نیروهای کارآمد و خلاق و کار‌آفرینان زبده‌ی جامعه، از صحنه گردیده و در نتیجه تولید داخلی که ستون اصلی اقتصاد پویا و پیشرو می‌باشد، از بین رفته و به حداقل نزول کرده است. از سوی دیگر فسادهای مالی با ارقام نجومی و چپاول اموال عمومی توسط وابستگان به مراکز قدرت، تسمه از گرده اقتصاد کشور کشیده و شرایط اسفناک کنونی، همراه با گرانی و تورم روز افزون و فقر عمومی و تنگنای معیشتی همگانی را به وجود آورده است. در این اوضاع، اقشار مختلف مردم ایران مانند کامیون‌داران، بازنشستگان، معلمان، کارگران، پرستاران و همه و همه به ستوه آمده و دست به اعتراض و اعتصاب می‌زنند. حکومت جمهوری اسلامی به جای گوش دادن به فریادها و اعتراضات بر حق مردم و پیدا کردن راه‌حل‌های اساسی برای این وضعیت اقتصادی ویران، دست به خشونت و سرکوب و بازداشت معترضان می‌زند. روشن است که این نوع برخورد‌ها، چاره‌ی کار نیست و جز منزجر کردن بیشتر ملت نتیجه‌ای ندارد. در روزهای اخیر جواب حکومت به اعتراض کامیون‌داران که با مشقت بسیار و تلاش شبانه‌روزی و شرایطی دشوار کالاهای مختلف و مورد نیاز مردم را نقل و انتقال می‌دهند، به برخورد خشونت‌آمیز همراه با بازداشت تعدادی از آنان دست زده است. به جای رسیدگی به اعتراضات بر حق آنان از جمله فرسودگی و خرابی سطح جاده‌ها، گرانی چندبرابری وسایل مصرفی آنان مثل قطعات یدکی و لاستیک، گرانی سوخت، افزایش هزینه بیمه و ناکافی بودن کرایه حمل و نقل که در نتیجه تامین زندگی آنان را مختل کرده، با آنان این‌گونه برخورد می‌نماید. جبهه ملی ایران اعتقاد دارد در این سرزمین ثروتمند، این ملت سزاوار داشتن یک زندگی متعارف و بدون دغدغه و یک رفاه معقول است. ما به حکومت هشدار می‌دهیم که از سرکوب و به کاربردن زور در پاسخ خواسته‌های منطقی و عادلانه کامیون‌داران و سایر اقشار معترض دست بردارد.ما آزادی فوری کامیون‌داران بازداشت شده و سایر معترضان به رفتارها وعملکردهای ناصحیح حکومت را مصرانه خواستاریم. هیات رهبری اجرائی جبهه ملی ایران  تهران – سیزدهم خرداد ۱۴۰۴ @NFIfans

تبریک به جناب آقای #جعفر_پناهی در روزهای اخیر ،درکنار ده ها خبر تلخ و ناگوار مانند انفجار ها وکشته شدن ها، سرکوب شدن بازنشستگ
تبریک به جناب آقای #جعفر_پناهی در روزهای اخیر ،درکنار ده ها خبر تلخ و ناگوار مانند انفجار ها وکشته شدن ها، سرکوب شدن بازنشستگان، معلمان، کامیون داران وسایر معترضان به حکومت جمهوری اسلامی، گرانی روز افزون مواد غذائی اولیه و مورد نیاز مردم و کوچک تر شدن سفره آنان، قطع شدن برق و جیره بندی کردن آن که نتیجه ای جز فلج شدن زندگی بسیاری از افراد جامعه ندارد، تهاجم به هویت ملی ایرانیان و هدف گیری شدن نام گرامی « #خلیج_فارس » به علت سوء سیاست های حاکمان این سرزمین، تهدیدات مکرر بر ضد امنیت ملی ، بالاخره یک خبر مسرت بخش نیز وجود داشت که دل مردم ایران را شاد و نام ایران را در پهنه ی جهانی زنده و سرافراز گردانید و آن خبر گرفتن جایزه «نخل طلایی» در فستیوال سینمائی کن در فرانسه، توسط هنرمند مردمی و آزادیخواه و مستقل ایرانی، جناب آقای #جعفرپناهی به مناسبت کارگردانی فیلم «یک تصادف ساده» بود. اثرگذاری هنر و فعالیت هنری هنرمندان شایسته ایران، در روزگاری که فضای سیاسی جامعه گرفتار انسداد و اختناقی کم نظیر است، بر هیچکس پوشیده نیست. #جبهه_ملی_ایران دریافت این جایزه هنری ارزشمند را به جناب آقای #جعفر_پناهی ،کارگردان سینمائی برجسته ایران و همه ملت ایران به ویژه به جامعه هنری کشور صمیمانه تبریک می‌گوید. هیات رهبری اجرائی #جبهه_ملی_ایران تهران – ششم خرداد ماه ۱۴۰۴ https://jebhemeliiran.org/?p=3937

موضع دکتر مصدق در برابر حکومت‌ها و دولت‌های مستبده مطلقه و اولویت اصلاح قانون: انتخابات؛ مطبوعات و حکومت نظامی بر انجام هر کار دیگر و دلائل مخالفت دکتر مصدق با نخست وزیری سپهبد رزم آرا از آنجا که زنده‌یاد دکتر مصدق به تجربه دریافته بود بدون انتخابات آزاد و آزادی مطبوعات و برچیدن بساط حکومت نظامی به عنوان ابزاری برای ایجاد خفقان و سرکوب ندای ملت و نه بعنوان یک ابزار لازم در مواقع ضروری برای حفظ استقلال کشور و آزادی ملت؛ امکان اصلاح امور وجود ندارد؛ همه گاه از ورود در حواشی پرهیز و به این مبانی می‌پرداخت. او حتی در شروع کار  مجلس شانزدهم  معتقد بود پیش از طرح "لایحه نفت در مجلس"؛ باید تکلیف موضوعات فوق روشن شود؛ چون با فقدان آزادی انتخابات و مطبوعات و حاکمیت نظامی‌گری بر میهن؛ اژدهای هفت سر استعمار و استبداد بار دیگر  سر بر می‌آورد. دکتر مصدق مواضع خود را در روزهای پیش از نخست‌وزیری سپهبد حاجعلی رزم آرا و قبل از اینکه رزم‌آرا با او ملاقات کند و دلائل مخالفت خود را با رئیس‌الوزرائی رزم‌آرا که برخلاف سنن پارلمانی و بدون کسب رای تمایل نمایندگان می‌خواست دولت تشکیل دهد؛  در جلسه ۶ تیرماه ۱۳۲۹ از جمله به‌شرح ذیل بیان نمود: " قبل از ملاقات این‌جانب با سپهبد رزم‌آرا که بر حسب خواهش خودشان روز جمعه سوم تیر ماه صورت گرفت؛ با یکی از نمایندگان راجع به برقراری دولت دیکتاتوری که در تمام جوامع زمزمه میشد؛ صحبت در میان بود . من گفتم: اگر از طریق آزادی و دموکراسی نتوانیم کاری بکنیم؛ از طریق اختناق و زور و قلدری برای مردم ناراضی نمی‌توانیم کاری انجام دهیم. ما باید قانون انتخابات و مطبوعات و حکومت نظامی را که مخل آزادی و ترقی مملکت است ؛ اصلاح کنیم؛ پس از آن قدم‌های دیگری در ادارات و امور اقتصادی و تعدیل بودجه برداریم. او می‌گفت: این حرف‌هایی که شما می‌زنید برای امشب مردم؛ شام نمی‌شود. من گفتم: حکومت زور و قلدری ممکن است یک شب و یا اینکه چند سال به مردم نانی بدهد؛ ولی تا خود مردم نتوانند در امور اجتماعی دخالت کنند؛ هیچ‌وقت صاحب نان نمی‌شوند و باید همیشه سر بی شام زمین بگذارند. اصلاح قانون انتخابات سبب می‌شود که نمایندگان بدانند در  انتخاب ایشان در  دوره بعد؛ منوط به رضایت ملت است. اصلاح قانون مطبوعات؛ سبب می‌شود که جرائد ؛ وزرای خائن و دزد را معرفی کنند و قبل از محاکمه؛ روزنامه را توقیف و مدیر آن را زندانی نکنند. اصلاح قانون حکومت نظامی؛ سبب خواهد شد که دولت نتواند همین‌که مردم زبان به انتقاد گشودند؛ حکومت نظامی را اعلان کند و بر مخالفین خود غلبه کند  تا در جامعه انتقاد نشود و بد و خوب گفته نشود؛ کجا مردم در صدد اصلاح خود بر می‌آیند و به چه طریق دیگر؛ جامعه از اصلاحات برخوردار می‌شود؟ ما می‌خواهیم مملکت صاحب رجال بشود  و اشخاصی در رأس امور قرار بگیرند که شاهنشاه ما بتواند در این مملکت مشروطه‌خواهان؛ سلطنت کند. من یقین دارم که اعلی‌حضرت همایونی می‌دانند که خطر حکومت دیکتاتوری در درجه اول؛ متوجه مقام سلطنت است. اکنون عرض می‌کنم : ما با حکومت دیکتاتوری و هر حکومتی که برخلاف افکار عمومی و آزادی تشکیل شود؛ مخالفیم و هرگز راضی نمی‌شویم که در راس این دولت؛ کسی واقع شود که قسمت بزرگی از بدبختی‌های مملکت نتیجه دخالت او در سیاست است." کانون فرهنگی شید @NFIfans

به مناسب چهارمین سالگرد دستگیری دکتر سعید مدنی. ایرانی! به سر کن خواب مستی تصنیف "ایرانی" خواننده : استاد محمدرضا شجریان آهنگساز : پرویز مشکاتیان شعر : جواد آذر تدوین: یونس رستمی @NFIfans

                                                                                                                          👁‍🗨                                    #چاغداش                                      ۱۴۰۴/۲/۳۱            #صولت_الدوله_قشقایی         #بیست_و_هفت_اردیبهشت                                                           #همایش_بزرگ_مجازی_سردار_ملی_ایران_صولت‌_الدوله_قشقایی #قشقاییران #همایش_شعر □پیام ایل را صولت به بیگانه چنین دادا نه ایران خوردنی باشد، نه بردن، مانده در یادم #بهرام_وکیلی                                                                            @chaghdash_q                              

🔹همراه خشونت، ناکام سیاست 🔸به مناسبت ۲۵ اردیبهشت سالروز تأسیس حزب زحمت‌کشان به رهبری مظفر بقایی ✏️امیرحسین عباسی ◀️بدون شک یکی از عرصه‌هایی که الفاظ و واژگان را فارغ از بار معنایی و مفهومی که دارند مورد کاربست و سوءاستفاده قرار می‌دهند و از مفهوم اصلی و ماهوی خود تهی می‌کنند عرصه سیاست است. در این عرصه واژگان حسب مصالح سیاسی و کارکرد اجتماعی و فرهنگی که دارند به‌ویژه از منظر متأثر کردن و برانگیختن افکار عمومی بالأخص اقشار فرودست و کم‌اطلاع جامعه، مورد استفاده و بلکه سوءاستفاده قرار می‌گیرند که در این میان احزاب سیاسی جهت تأثیرگذاری و جذب مخاطب و هوادار بیشتر، بیشترین استفاده را برای نامگذاری تشکیلات خود و تدوین مانیفست سیاسی خود انجام می‌دهند. ◀️حزب دموکرات ایران به رهبری قوام‌السلطنه، مردم به رهبری اسدالله علم، ملیون به رهبری منوچهر اقبال، زحمتکشان ملت ایران به رهبری مظفر بقایی و حزب توده نمونه‌هایی هستند که با اهداف پوپولیستی، بیشترین جفا را در حق این واژگان کرده‌اند. حزب زحمتکشان که به فاصله بسیار اندکی پس از آغاز نخست‌وزیری مصدق و در تاریخ 25 اردیبهشت 1330 به رهبری مظفر بقایی تأسیس شد، ورای نام خود که هیچ نسبت و سنخیتی با قشر کارگر و زحمتکشان جامعه نداشت، حتی استعمال عنوان حزب هم برای آن تشکیلات که در واقع یک گروه فشار بود، لااقل توسط تاریخ‌پژوهان، واژه دقیقی نیست. ◀️حزب زحمتکشان از بدو تأسیس متشکل از دو طیف متضاد و ناهمگون بود، یک طیف به رهبری خلیل ملکی که خود مارکسیست مبارز و انقلابی و البته ضدشوروی و حزب توده بود، به همراه مارکسیست‌های تحصیلکرده دیگر که در واقع طیف تحصیلکرده و روشنفکر و جریان‌ساز حزب زحمتکشان بودند و طیف دیگر به رهبری مظفر بقایی همراه با پیروان شخصی‌اش اعم از اهالی شهر زادگاهش کرمان و خرده‌بورژوازی و لایه‌های پایین بازار تهران و از همه مهمتر، لومپن‌های تحت امر او از قبیل شعبان جعفری، احمد عشقی، حبیب سیاه، امیر موبور و.... ◀️مظفر بقایی با اینکه یک پارلمانتر بود و سابقه سه دوره نمایندگی مجلس را در کارنامه داشت و در عین حال ارگان مطبوعاتی هم در اختیار خود و حزبش داشت، غالباً از روش‌های پارلمانتاریستی و مطبوعاتی برای اعمال فشار در عرصه سیاست بهره نمی‌گرفت و شیوه و روش اعمال فشار او و حزبش چیزی جز تهدید و ارعاب و شبنامه‌نویسی و جنایت و خشونت عریان نبود و در این راه کمیته‌ای تحت عنوان (کمیته مجازات) نیز در ذیل حزب تشکیل داده بود که ابزار تأثیرگذاری و اعمال فشار او نیز لومپن‌های تحت امرش بودند. ◀️بقایی به واقع منادی و مروج لومپنیسم به معنای مدرن آن بود و شاید نخستین کسی بود که به معنای مدرن کلمه به استفاده از لومپن‌ها در عرصه سیاست پرداخت و به عضوگیری آنان و متشکل و منسجم کردن آنان با برچسب و شناسنامه حزب زحمتکشان پرداخت که مسبوق به سابقه نبود. 🔗لینک متن کامل 🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی: 🌐 nedayeazadi.net 🌐🌐🌐🌐🌐@nedayeazadinet|ندای آزادی

🔹همراه خشونت، ناکام سیاست 🔸به مناسبت ۲۵ اردیبهشت سالروز تأسیس حزب زحمت‌کشان به رهبری مظفر بقایی ✏️امیرحسین عباسی ◀️بدون شک یکی از عرصه‌هایی که الفاظ و واژگان را فارغ از بار معنایی و مفهومی که دارند مورد کاربست و سوءاستفاده قرار می‌دهند و از مفهوم اصلی و ماهوی خود تهی می‌کنند عرصه سیاست است. در این عرصه واژگان حسب مصالح سیاسی و کارکرد اجتماعی و فرهنگی که دارند به‌ویژه از منظر متأثر کردن و برانگیختن افکار عمومی بالأخص اقشار فرودست و کم‌اطلاع جامعه، مورد استفاده و بلکه سوءاستفاده قرار می‌گیرند که در این میان احزاب سیاسی جهت تأثیرگذاری و جذب مخاطب و هوادار بیشتر، بیشترین استفاده را برای نامگذاری تشکیلات خود و تدوین مانیفست سیاسی خود انجام می‌دهند. ◀️حزب دموکرات ایران به رهبری قوام‌السلطنه، مردم به رهبری اسدالله علم، ملیون به رهبری منوچهر اقبال، زحمتکشان ملت ایران به رهبری مظفر بقایی و حزب توده نمونه‌هایی هستند که با اهداف پوپولیستی، بیشترین جفا را در حق این واژگان کرده‌اند. حزب زحمتکشان که به فاصله بسیار اندکی پس از آغاز نخست‌وزیری مصدق و در تاریخ 25 اردیبهشت 1330 به رهبری مظفر بقایی تأسیس شد، ورای نام خود که هیچ نسبت و سنخیتی با قشر کارگر و زحمتکشان جامعه نداشت، حتی استعمال عنوان حزب هم برای آن تشکیلات که در واقع یک گروه فشار بود، لااقل توسط تاریخ‌پژوهان، واژه دقیقی نیست. ◀️حزب زحمتکشان از بدو تأسیس متشکل از دو طیف متضاد و ناهمگون بود، یک طیف به رهبری خلیل ملکی که خود مارکسیست مبارز و انقلابی و البته ضدشوروی و حزب توده بود، به همراه مارکسیست‌های تحصیلکرده دیگر که در واقع طیف تحصیلکرده و روشنفکر و جریان‌ساز حزب زحمتکشان بودند و طیف دیگر به رهبری مظفر بقایی همراه با پیروان شخصی‌اش اعم از اهالی شهر زادگاهش کرمان و خرده‌بورژوازی و لایه‌های پایین بازار تهران و از همه مهمتر، لومپن‌های تحت امر او از قبیل شعبان جعفری، احمد عشقی، حبیب سیاه، امیر موبور و.... ◀️مظفر بقایی با اینکه یک پارلمانتر بود و سابقه سه دوره نمایندگی مجلس را در کارنامه داشت و در عین حال ارگان مطبوعاتی هم در اختیار خود و حزبش داشت، غالباً از روش‌های پارلمانتاریستی و مطبوعاتی برای اعمال فشار در عرصه سیاست بهره نمی‌گرفت و شیوه و روش اعمال فشار او و حزبش چیزی جز تهدید و ارعاب و شبنامه‌نویسی و جنایت و خشونت عریان نبود و در این راه کمیته‌ای تحت عنوان (کمیته مجازات) نیز در ذیل حزب تشکیل داده بود که ابزار تأثیرگذاری و اعمال فشار او نیز لومپن‌های تحت امرش بودند. ◀️بقایی به واقع منادی و مروج لومپنیسم به معنای مدرن آن بود و شاید نخستین کسی بود که به معنای مدرن کلمه به استفاده از لومپن‌ها در عرصه سیاست پرداخت و به عضوگیری آنان و متشکل و منسجم کردن آنان با برچسب و شناسنامه حزب زحمتکشان پرداخت که مسبوق به سابقه نبود. 🔗لینک متن کامل 🌍ندای آزادی در شبکه های اجتماعی: 🌐 nedayeazadi.net 🌐🌐🌐🌐🌐@nedayeazadinet|ندای آزادی @NFIfans

▪️در نقد اَبَر روایت دکتر موسی غنی نژاد از تاریخ نهضت ملی نفت و دکتر محمد مصدق (قسمت سوم، منتشر شده در خبرآنلاین، ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴) دکتر کریم سلیمانی دهکردی : ...پیش‌تر، دکتر غنی‌نژاد بر این نظر بود "در ۲۵ مرداد امریکایی‌ها قصد برکناری مصدق را داشتند ولی آن عملیات شکست خورد" : «حتی در ۲۴ مرداد یعنی اون زمانیکه اون فرمان را (شاه) داد و مصدق نپذیرفت، تمرد کرد. اونجا اون عملیات شکست خورد یعنی مصدق را نتوانستند برکنار کنند. شاه را تحت فشار گذاشته بودند که اون فرمان را بده، اون (شاه) داد ولی مصدق نپذیرفت.» ولی «کنار رفتن مصدق از قدرت که در ۲۸ مرداد اتفاق می‌افته هیچ ربطی به عملیات TP Ajax و MI6 و اینا نداشت. این حرکت خود جوش مردم بود.» ("آیا واقعه ۲۸ مرداد یک کودتا بود"، موسسه هزار آوای تاریخ، ۱۴۰۱/۵/۲۷، از دقیقه ۳۲ و ۱ ثانیه تا دقیقه ۳۳ و ۴۳ ثانیه) بنابراین در روایت بالا دکتر غنی‌نژاد می‌پذیرد که در واقعه ۲۵ مرداد امریکایی ها و انگلیسی‌ها دخالت داشتند ولی در ۲۸ مرداد آنها مداخله‌ای نداشته‌اند. در گفتگوی ایشان با آقای عاطفی، کمی دیرتر، روایت دکتر غنی‌نژاد درباره دخالت امریکایها در عزل مصدق (کودتای ۲۵ مرداد) به طور چشمگیری وضوح بیشتری می‌یابد: «در برکناری مصدق که با فرمان شاه صورت گرفت، امریکایی‌ها، بخصوص، نقش داشتند. امریکایی ها شاه را تحت فشار گذاشته بودند که باید این کارو بکنید. امریکایی ها حق نداشتند این کار را بکنند... این کارشون غیرقانونی بود.... از نظر روابط بین‌الملل مداخله در امور یک کشور خارجی بود. به امریکایی‌ها چه ربطی داره که شاه چه فرمانی بخواد بده» دکتر غنی‌نژاد با وجود اینکه اعتراف صریح بر دخالت امریکایی ها در برکناری مصدق دارد، می‌گوید: «ولی اسم این کار (عزل مصدق) کودتا نبود، چرا؟» چون شاه تمام ظواهر قانونی برکناری مصدق را رعایت کرده بود. ("آیا واقعه ۲۸ مرداد یک کودتا بود"، موسسه هزار آوای تاریخ، ۱۴۰۱/۵/۲۷، از دقیقه ۴۰ و ۲۹ ثانیه تا دقیقه ۴۲ و ۳۰ ثانیه) ...در ادامه به خوانش دو سند از اسناد وزارت خارجه امریکا می‌پردازم، که هم به فهم ما از چگونگی و ماهیت رخداد ۲۵ مرداد کمک اساسی می‌کند، و نیز ما را نسبت به کیفیت تاریخ نگاری آقای دکتر غنی‌نژاد آگاه می‌نماید. در روز ۲۶ مرداد ۱۳۳۲ «بری سفیر آمریکا در عراق» به ملاقات شاه که در «میهمانسرای رسمی دولت عراق» اقامت داشت، رفت و به وزارت خارجه کشور خود گزارش داد: «شاه اظهار کرد ... که دو هفته قبل به وی پیشنهاد شد که هدایت یک کودتای نظامی را به عهده بگیرد. او این فکر را پذیرفت با این وصف با مطالعه بیشتر تصمیم گرفت که اقدامی که وی بدان دست می‌زند بایستی در چارچوب اختیارات قانون اساسی وی باشد.» [اسناد سخن می‌گویند، ترجمه احمد علی رجایی و مهین سُروری: مجموعه کامل اسناد سری مربوط به رویدادها در روابط خارجی ایران با امریکا و انگلستان در دوران نهضت ملی ایران (۱۹۵۴-۱۹۵۱)، جلد دوم، سند شماره ۳۴۵-۱۷ اوت ۱۹۵۳ (۲۶ مرداد ۱۳۳۲)، ص ۱۱۸۰] از این سند معلوم می‌شود ابتکار «کودتا» با شاه نبوده بلکه به توسط امریکا و انگلیس به وی پیشنهاد شده است اما چگونه ممکن است شاه از یک سو فکر کودتا را از جانب آمریکایی‌ها می‌پذیرد ولی از سوی دیگر، برکناری نخست‌وزیر را در چارچوب قانون اساسی به شمار می‌آورد؟ این همان ترکیبی است که دکتر غنی‌نژاد بدان اشاره می‌کند: درست است که امریکایی‌ها شاه را تحت فشار قرار دادند ولی او در چارچوب قانون عمل کرده است! ⬅️ متن کامل را در مشاهده فوری بخوانید. @hamidrezaabedian @NFIfans https://www.khabaronline.ir/news/2066368

پیش‌بینی سرنوشت شاه توسط مصدق در جلسه ۴ خرداد ۱۳۲۹ مجلس شورای ملی ایران زنده‌یاد دکتر مصدق در نطق تاریخی خود؛ پس از اشاره به نصایح مشفقانه‌اش  به شاه برای اینکه از پشتیبانی ملت برخوردار باشد -  در ملاقاتی که به درخواست شاه انجام گرفته بود؛ می‌افزايد: " بنده میخواهم این را عرض کنم که ما که خیرخواه شاه هستیم؛ باید برای شاه ایجاد محبوبیت بکنیم. بقدری از شاه تقویت بکنیم که با یک واقعه؛ شاه فرار نکند * ؛ همین والسلام. دیگر باقیش را نمی‌خواهم عرض کنم. و پیشگاه شاهنشاه هم عرض میکنم: اگر مورد پشتیبانی مردم شدند ؛ سلطنت دوام میکند؛ اگر شاه پشتیبانی نداشت؛ آنوقت برای این سلطنت روز خوشی نمی‌بینم"** ------------------- *- اشاره است به فرار رضاخان از ایران پس از واقعه سوم شهریور ۱۳۲۰. **-نطقهای دکتر مصدق در دوره شانزدهم م ش م/ج اول/ دفتر اول/...ص۱۶. منبع کانون فرهنگی شید @NFIfans

https://www.youtube.com/watch?v=2m8HCb0Bmpo دکتر مصدق طلوع امید در تاریخ ایران‌زمین کاری از گروه رسانه #جبهه_ملی_ایران

توئیت دکتر موسویان در سال‌روز تولد دکتر محمد مصدق. @NFIfans
توئیت دکتر موسویان در سال‌روز تولد دکتر محمد مصدق. @NFIfans

دکتر مصدق «همچنان نماد و مظهر آرزوها، خواسته‌ها و آرمانهای ضبط شده در وجدان بیدار و آگاه ایرانیان است. بنیادِ راه و روشِ او بر اصولِ آزادی، استقلال، قانون، عدالت، رشد، و توسعه گذاشته شده است. رمز ماندگاری مصدّق به خاطر اعتقاد او به فرهنگ دیرپای ایرانی در جهت تحقّق حاکمیت ملی و نقش یافتن بنیادهای مدنی و واقعیت جستن حقوق ملی بود. ملی کردن صنعت نفت ایران به رهبری او اقدامی برای بازیافت حقّ حاکمیت ملی و احیاء غرور ملی ایرانیان بود. ماندگاری مصدّق به خاطر اثرگذاری نهضت ملی به رهبری او بر جنبشهای استقلال‌طلبانه و آزادی‌خواهانه و حق‌طلبانه‌ی ملت‌های دیگراست که می‌خواستند از زیرسلطۀ کشورهای مسلّط خارج شوند. این جنبش‌ها سرانجام به تأسیس جنبش غیرمتعهّدها انجامید. بدون شک خرد و اندیشۀ سیاسی دکتر مصدّق، الهام‌‌بخش این جنبش‌ها بود. الگوی مصدّق فراتر از الگوی رهبران و خواسته‌های مردم در زمان انقلاب مشروطیّت بود. از مهمترین میراث او «کارنامۀ دموکراتیک» حکومت دکتر مصدّق، اصلاح قوانین سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و قضایی، و استقرار حاكميت ملي به معنای حاكميت مردم كشور بر سرنوشت خويش و احياي ميراث مشروطيّت، بازسازي مردم ‌سالاري و دفاع از حقوق ملّت در برابر هر عامل حق‌‌ستیز است. همچنین، به اجرا گذاشتن مؤلّفۀ داخلی و خارجی که بیانگر حقوق انسانی و ملی و بود برای استقرار دموکراسی و در جهتِ ایجادِ جامعۀ برخوردار از حقّ مشارکت در ادارۀ کشورخویش و حقوق شهروندی بود. «امروز جنبش به نمادی چون مصدق بسیار نیازمند است، بلکه به طور مشخص و خاص، در جنبش زنان و جنبش دانشجویان و جوانان نیز می تواند به پاس دیدگاه‌هایش مورد احترام قراربگیرد.» ناگفته نماند «یکی از علل شکست جنبش‌های اخیر، بها ندادن به تجربه و رویدادهای تاریخ معاصر و حذف اصل راهنمای «استقلال» است. بنابراین لازم است تا از تجربه آموخت و از هم‌اکنون، اصل راهنمای «استقلال» را در کنار اصل راهنمای آزادی قرار داده و اینگونه، هدف استقرار جمهوری شهروندان ایران را به هدفی واقعی و قابل دسترس تبدیل کرد. جنبش‌های بیش از ۱۳۰ ساله ایرانیان اینگونه است که به نتیجه خواهد رسید.» در روز ۱۴ آسفند ۱۳۴۵ در هنگام خاکسپاری پیکر دکتر مصدق می‌خوانیم: «درميان انبوه جمعيتی که دسته دسته می آمدند، ناگهان مرد جوانی از راه رسيد، تنها، افسرده، خسته و کوفته، کفش‌هايی پر از خاک به پا داشت و شاخه گل ميخکی در دست، ماتم‌زده می‌نمود و تنها، يا اندوهی که قادر به پنهانش نبود. حالتی داشت که همه نگاهش می کردند چون شباهتی به ديگران نداشت. غم زده‌ای بی‌اختيار، همه را به خود می‌کشيد. جملگی محو او شده بوديم و جز او نمی‌ديديم چرا که تنها در آن مراسم حضور داشت و می درخشيد. نه کسی او را می‌شناخت و نه او با کسی آشنا بود. من در آ ن روز در آن ساعت، يک تن از فرزندان راستين دکتر مصدق را بچشم می‌ديديم که راه مزارش را می‌جويد و با خود می انديشيدم مصدق را با يک چنين فرزند وارسته‌ای هيچ‌گونه نياز به نوادگانی که فرسنگ‌ها از او واز آرمان او بدورند،نيست. مرگ مصدق همانند „مرگ تمامی سربداران اين کهن بوم است پر از سوگ و ماتم و اميد است „ اميد به „ هزاران ستاره“تا“ خاطره اندوهمان را زلال شادی بخشد و آسمان ابر آلودمان را رنگين كمان پيروزی بپوشاند...“ » جمال صفری ۱۴ اسفند ۱۴۰۳ @NFIfans

متن سخنرانی جمال صفری به‌دعوت جبهه ملی ایران به مناسبت پنجاه‌‌و هشتمین سالگرد جاودانگی رهبر نهضت ملی ایران در کلاب‌هاوس از باستان تاکنون، اخلاق یکی ازمهم‌ترین مفاهیم بنیاد اجتماعی و مدنی شاید حتی مهم‌ترین آن‌ها می باشد. می توان در سه عبارت خلاصه کرد: پندار نیک، گفتار نیک و کردارنیک که برانگیخته از عشق، شناخت با مفهوم بعد اجتماعی آن است. «مصدق در تمام عمر منزه از فساد و فساد ستیز باقی ماند. او می‌دانست که «قدرت فساد می‌آورد وقدرت مطلق فساد مطلق ببار می‌آورد». بنابراین، می‌دانست که ریشه سرطان فساد «کانون تمرکز قدرت» است. هر اندازه تمرکز قدرت در یک شخص بیشتر، فساد بزرگ‌‌تر.» اوشبکه‌بندی و مکانیزم روابط شخصی قدرت را نیز می‌شناخت، بنابراین نه خریدن او امکان داشت و نه بدنام کردن وبه لجن کشیدنش میسربود، از اینرو غرب و رسانه‌هایش و اعوان و انصارش و مزدوران داخلی به استهزای او پرداختند. همچنان که نشریات حزب توده در تضعیف دکتر مصدق و جنبش ملی صنعت نفت ایران با غرب هم‌آواز و همساز شدند. دکتر مصدق درطول سالهای عمرپربارش با خرد انتقادی خود در نقد و تصحیح اشتباهاتش می‌کوشید، اخلاق را نه تنها در محدوده مجرد و انتزاعی آن بلکه دراشکال اساسی درک ما از جهان هستی به نمایش گذاشت. زیرا آنچه همراه با زمان و مکان دروادیهای مختلف با دیدن، شنیدن، بوییدن، چشیدن و لمس کردن از جهان ممکنات و دنیای واقعی درک کرده بود، درعشق به وطن و مادر بزرگوارش بیان یکی بودن کامل با خود در دیگری را فعلیت بخشید. بدیگر سخن، دکتر مصدق ازنظرپدیدارشناسی خرد، روح، فلسفه وجودی خود را به سیر و سفری طولانی می‌فرستد که درساده ترین اشکال آگاهی- یقین حسی- آغاز می شود و دربینش یک زندگی معنوی به اوج خودمی رسد. اما در وادی های مربوط به اخلاق سیرتحول تا ورای تعین ها به سوی «هستی هوشمند» تمام امکانات مادی و معنوی خود را درخدمت مردم می گذارد. و امیدش «به کسانیکه وقتی پای مصالح عموم بمیان آید از مصالح خصوصی و نظریات شخصی صرفنظر میکنند. بکسانیکه در سیاست مملکت اهل سازش نیستند و تا آنجا که موفق شوند مرد و مردانه میایستند و یک دندگی بخرج میدهند و به آن کسانی که در راه آزادی و استقلال ایران عزیز از همه چیز خود میگذرند.» می‌باشد! دیگر اینکه، دکترفریدون آدمیت مورخ برجسته تاریخ معاصر ایران در رساله‌ «آشفتگی در فکر تاریخی» برای‌ نخستین‌بار، داوری‌ تاریخی‌ خود را نسبت‌ به‌ دکتر مصدق‌ چنین‌ بیان‌ می‌کند: “اعتبار شخصیت‌ سیاسی‌ دکتر مصدق‌ در دفاع‌ از حقوق‌ اساسی‌ و نظام‌ مشروطیت‌ است‌، در تقابل‌ با حکومت‌ فردی‌ و قدرت‌ نامحدود سلطنت‌، درپیکار برای‌ استقلال‌ سیاسی‌ و اقتصادی‌ مملکت‌ و مبارزه‌ علیه‌ سلطه‌ سیاسی‌ و اقتصادی‌ بیگانگان‌. او فساد ناپذیر بود، شیاد و افسونگر و بی‌همه‌ چیز نبود. موضع‌گیری‌ سیاسی‌اش‌ آنگاه‌ که‌ در اپوزیسیون‌ بود و آنگاه‌ که‌ در قدرت‌ سیاسی‌ مسئول‌ بود، تغییر نیافت‌. این‌ نیست‌ که‌ بر او یا کارنامه‌ جبهه‌ ملی‌ انتقاد وارد نباشد، این‌ خلاف‌ نقد و سنجش‌ تاریخی‌ است‌. اما این‌ هست‌ که‌ او نسبت‌ به‌ اصولی‌ که‌ یک‌ عمراعلام‌ می‌کرد: دفاع‌ از آزادی‌، دفاع‌ از حقوق‌ اساسی‌، دفاع‌ از استقلال‌ سیاسی‌ و اقتصادی‌، یک‌ عمر وفادار ماند. به‌ همین‌ سبب‌، او در معنی‌، از لغزشگاه‌ قدرت‌ سقوط‌ نکرد، اعتبارش‌ را در اراده‌ عام‌ از دست‌ نداد.» آنچه در حکومت ملی دکتر مصدق شایان ذکراست «ایجاد سازمان تامین اجتماعی درایران در دوم بهمن ۱۳۳۱ (۲۲ ژانویه ۱۹۵۳) که دکترمحمد مصدق در یک اعلامیه تاریخی، دستور تاسیس فوری سازمان بیمه‌های اجتماعی را در ایران که از ابتکارهای وی به منظور تامین رفاه عمومی و رفع نگرانی دردوران پیری- با برخورداری از مزایای بازنشستگی- به شمار می‌رود صادر کرد. که یک عمل اخلاقی عادلانه اجتماعی بود. اما دکتر مصدق، بر خلاف برخی دیگر از سران جنبش‌ها استقلال‌طلبانه و آزادی‌خواهانه، با تمدن مدرن وهنجارها و ارزشهای آن سر ستیز نداشت و برای ایران همان جایگاه، فرصتها و بهروزیهایی را می‌خواست که کشورهای آزاد و سرافراز از آنها برخورداربودند. ازدیدگاه او دلبستگی به تمدن مدرن با آنچه از فرهنگ دیرین ایران ماندگاربود، به ویژه با فضیلتهای مدنی کهن، آمیزه‌ای فراهم میکرد که می‌توانست دستمایه‌ای برای پیش رفت به سوی دموکراسی مدرن در کشور باشد، پایه‌های فرهنگ ملی را استوارکند و کشورداری که بر بینش و منش آمیزه‌ای از دلبستگی‌های وطن‌دوستانه و آزادیخواهانه و مسؤلیتهای مدنی بود. هدف آن دامن زدن به اعتماد به خود و برکشیدن روح تلاش برای پیشبرد مشروطیت، وسربلندی ایران بود. آمیزه ای از ارزشهای مدرن روزگار روشنگری گزیده ای از سنتها و ذخیره‌های فرهنگی- اخلاق تاریخ گذشتۀ ایران بود.» @NFIfans

پیراحمدآبادی تولدت مبارک منیر طه، شاعر نامی ایرانی از اولین زنانی می‌باشد که به ترانه‌سرایی پرداخته است. از او به عنوان پوینده راه دکتر مصدق نیز یاد می‌شود. با آغاز مبارزۀ ملی و میهنی علیه سلطه‌گران و متجاوزان به حقوق ملت ایران، خانم طه هم گام در این راه نهاد و پا به پا همراه آن پیر احمدآبادی رفت. سرش را به توفان و دلش را به دریا سپرد: وقتی بهارستان، سرود افشان به شوق و شور می جوشید، وقتی که تابستان شراب خانگی را از لب خورشید می نوشید، وقتی که پیر احمدآبادی عصای آهنین بر داشت کفش آهنین پوشید، من هم به همراهش به راه افتادم و رفتم سر را به توفان، دل به دریا دادم و رفتم. از میان سروده های بی نظیر خانم طه، شعر"عزيزِ سرزمينم، تولّدت مبارك" را که براي زاد روزِ دکتر محمد مصدق (بیست و نهم اردیبهشت ماه) سروده است در اینجا می‌آوریم. تو باغ احمد آباد، مهموني دادم امشب شكوهِ سربلندي به سر نهادم امشب هزار ماهِ غلتان از آسمان ستاندم به سر درِ كوچه‌هاش، خيابوناش نشاندم گُلِ ستاره ها را دونه به دونه چيدم چيدم و دونه دونه باز به نخ كشيدم اينهمه آسمان را، به ايووناش بردم به نرده‌هاش بستم، به خادمش سپردم به آسمونا گفتم، باغچه‌ها رُو آب بدن درختا رُو بشوین، گلارُو آفتاب بدن به كاكل قمريا، گل وگياه بستم قفلِ هر آن قفس را بريدم و شكستم «درِ شكسته»‌ را هم ميان باغ بردم گرد و غبارِ آن را با مژه هام ستردم آن تنِ آهنين را به سينه‌ام فشردم بوسه به زخمش زدم، خروشمو نخوردم كه زخمِ روزگاران به روزِ آن ستوران هزار لعن و نفرين، از رگ و ريشة جان گلخونه ها رو بردم توي اتاقا كاشتم يكي يه سروِ آزاد رو پله‌ها گذاشتم به شاخة درختا، بادكنك ها رُو بستم به شوق و شورِ روزت كنارشون نشستم سبز و سفيد و قرمز، بيرق ايران شده انگاري‌كه اين سه رنگ رنگِ دل و جان شده نقل و نبات بردم به پيشگاهِ مهمان نون و پنير و سبزي، چاييِ خوبِ گيلان كنارِ حوضِ کاشي، مهموناتوُ نشوندم سازمُو كوك كردم، ترانه هامُو خوندم ترانه هاي اون وقت، زمونه‌اي كه بودي سرود زندگي را اومدي و سرودي همان سرود، امروز، سرودِ هستيِ ماست از آن سرود، امشب، سرور و غوغا بپاست بزرگِ احمد آباد، خيالت آسوده باد به سال و ماه و روزت، هيچي نرفته از ياد به بچه ها هم امشب كه مانده بود يادم يه بادكنك يه بيرق يه نونِ قندي دادم يه كيكِ خونگي هم برات آوُرده بودند تا برسم به دادَش گنجشكا خورده بودند خوب شد پرنده ها هم به مهمونيت اومدن قناريا، قمريا، خوندن و چهچه زدن يكي دو روز جلوتر، طلاهامُو فروختم براي سالروزت عباي ترمه دوختم عباتو جاي دادم به روي خوابگاهت پهلويِ چوبدستت كنارِ شب كلاهت عزيزِ سرزمينم، تولدت مبارك منیر طه، ونكوور ـ ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۶ـ ۱۹مي۲۰۰۷ @NFIfans

کلیپی کوتاه در مورد دکتر محمد مصدق به مناسب زادروز او کاری از گروه رسانه #جبهه_ملی_ایران @NFIfans https://www.youtube.com/watch?v=igEhejtEns4