en
Feedback
مدرسه احیاءالعلوم هرات

مدرسه احیاءالعلوم هرات

Open in Telegram
1 155
Subscribers
+224 hours
-37 days
-1830 days
Posts Archive
🔲 حجاج عازم ما را با این توصیه‌های مهم سفارش نمایید: تقدیم: مدرسه احیاءالعلوم هرات. 1- توبه، زیرا حج آغاز یک زندگی نو است. 2- جبران حق الناس وبحل داشتی از آنان. 3- اخلاص وللهیت و پرهیز از سر وصدا. 4- مصرف از حلال. 5- تحصیل علم قبل ازسفر ودرجریان آن (هم احکام وهم حکمتها) 6- پرهیز از بدعت ها و خرافات (متابعت سنت) 7- پرهیز از جدال وجنگ لفظی {فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ} [البقرة: 197] 8- اغتنام وقت (جماعتها ونوافل فوت نشود = اجتناب از کوچه گردی) 9- مطالعه یک کتاب در سیرت نبوی(ص) عهد مکی ومدنی آن. (بخاطر حصول معیت درعالَم عاطفه) 10- بازدید از اماکن تاریخساز وتفکر درآنها (حرا، ثور، اُحد، قباء، و..) 11- برگشتی متواضعانه (بدون سروصدا وطمطراق) 12- پرهیز از تشریفات در تحایف (به عوض جای نماز و.. آب زمزم و دعاکافی است) ـ اگر بیشتر میخواهید: پس، مسواک، کتاب ورساله های دعا را هدیه بدهید!

سورهٔ مبارکهٔ فاتحه (پیام ششم) هر اندازه که پایداری بنده بر این راهی که الله آن را برای بندگانش در دنیا قرار داده است بیشتر ب
سورهٔ مبارکهٔ فاتحه (پیام ششم) هر اندازه که پایداری بنده بر این راهی که الله آن را برای بندگانش در دنیا قرار داده است بیشتر باشد، به همان اندازه استواری و پایداری وی بر روی پُل صراط که بر روی جهنّم قرار گرفته است بیشتر می شود و به اندازۀ سرعت حرکت و پایداری در راه الله، بر روی آن پل قرار می‌گیرد و سیر می‌کند؛ که برخی هم‌چون برق و برخی به اندازهٔ یک پلک برهم زدن عبور می‌کنند. پس بنده باید با توجه به پایداری در این راه، استواری و رفتنش بر روی آن پُل را محاسبه کند؛ زیرا مو به مو و به صورت یکسان صورت خواهد گرفت و جزایی متناسب با عمل خواهد بود {هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ} [النمل: ٩٠]؛ «آیا جزایی جز آن‌چه می‌کردید به شما داده می‌شود؟!» (امام ابن‌قیم رحمه‌الله) 📖منبع: القُرآنُ تَدَبُّرٌ وَ عَمَلٌ #پیام_قرآن #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

مختصری از تاریخ اسلام (قسمت نودم) 🏷️اسباب سقوط دولت اموی 1: از زمان پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و سلم قرار بر این بود که خلافت به شورا سپرده شود و خلیفه از روزنه‏‌ی رایزنی و مشورت گزینش گردد؛ لذا هیچ‎کدام از خلفای راشدین، خلافت را به فرزندان خویش نسپرد؛ در حالی‎که امویان خلافت را در انحصار خویش در آورده و در حالی برای فرزندان خویش از مردم بیعت می‏‌گرفتند که افراد بهتر و برتری از آنان در میان مردم وجود داشتند. توده‏‌ی مسلمانان این عمل‎کرد امویان را نپذیرفتند، به ویژه کسانی‎که حضرت علی و عبدالله بن زبیر بن عوام رضی الله عنهما را به خلافت از امویان شایسته‏‌تر می‏‌دانستند. 2: خلفای اموی ساده‏‌زیستی خلفای راشدین را کنار نهادند و خود به تقلید از پادشاهان روم و فارس، به زندگی‎های مرفه روی آوردند. 3: سوء تصرف عده‎ای از خلفای اموی در ولی‏‌عهدی، منجر به تفرقه و کشمکش داخلی میان‎شان گردید. مروان بن حکم دو فرزند خویش عبدالملک و عبدالعزیز را به عنوان ولی‏‌عهد معرفی و از مردم برای آنان بیعت گرفت تا یکی بعد از دیگری به خلافت برسند. هم‎چنین فرزندش عبدالملک نیز راه پدرش را پیش گرفت و ولی‏‌عهدی را میان فرزندانش گذاشت تا ولید و سلیمان بعد از وی خلیفه گردند؛ این امر بعد از مرگ ولید، باعث عمیق شدن شکاف اختلاف میان برادران و کاکاهای‏‌شان گردید. 4: خلفای اموی با موالی سیاست ناعادلانه‎ای را در پیش گرفتند و این امر باعث شعله‏‌ور شدنِ آتش کینه در دل آنان گردید و در چندین جای، علیه‎شان قیام نمودند. 5: تفاوت عمده میان نحوه‏‌ی دولت‎داری خلفای اموی نیز یکی از اسباب و عوامل سقوط‎شان به شمار می‏‌رود؛ طوری‎که یکی از خلفا دارای ویژگی‏‌ها و خصایل پسندیده‏‌ای بود که باعث رضایت و جلب مردم می‏‌شد؛ اما بعد از وی کسی عهده‏‌دار سیاست می‏‌گردید که اخلاق و اوصافش متفاوت با خلیفه‏‌ی پیشین بود؛ لذا این امر موجب برانگیخته‏‌شدنِ خشم و نکوهش مردم بر علیه دستگاه خلافت گردید. 6: عده‎ای از خلفای اموی بر خلاف آموزه‏‌های اسلامی، به نژادپرستی و قبیله‏‌گرایی دامن زدند که این امر باعث نزاع و درگیری خطیری میان قیسی‏‌ها و یمنی‏‌ها گردید. 7: خلافت‏‌خواهی اهل بیت و یاری‎شان از جانب عراق؛ هم‎چنین ظهور حرکت‏‌های سیاسی‏‌ای که از جانب خوارج و علوی‏‌ها انجام شد، عامل دیگر سقوط خلافت امویان بود که در نتیجه منجر به فروپاشی دولت و سقوط خلافت اموی گردید. #مختصر_تاریخ_اسلام #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

💓ایمان تان را تجدید نمایید!

سورهٔ مبارکهٔ فاتحه (پیام پنجم) نیاز به هدایت، مهم‌تر و بزرگ‌تر از نیاز به پیروزی و روزی است؛ و بلکه این دو غیر قابل مقایسه ب
سورهٔ مبارکهٔ فاتحه (پیام پنجم) نیاز به هدایت، مهم‌تر و بزرگ‌تر از نیاز به پیروزی و روزی است؛ و بلکه این دو غیر قابل مقایسه با یکدیگر هستند؛ زیرا وقتی انسان هدایت شود، از پرهیزگاران می‌گردد، و کسی‌که تقوای الهی را رعایت کند، الله تعالی برایش راه خروج [از هر تنگنا و مشکلی] را قرار می‌دهد و وی را از جایی و به گونه‌ای که گمان نبرد روزی می‌بخشد. (الجامع‌الکلام؛ ۱۱۶/۱) 📖منبع: القُرآنُ تَدَبُّرٌ وَ عَمَلٌ #پیام_قرآن #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

💓صدقه‌ ای از مهر و عاطفه شیخ علی طنطاوی گفته است: شبی دخترم را دیدم که اندکی برنج، فاصولیا، بادنجان، خیار و چند مشت کشمش در سینی گذاشته و می‌خواهد آن‌را به جایی ببرد؛ از او پرسیدم کجا می‌بری؟ گفت: پرکلانم فرموده که به نگهبان ببرم . از او خواستم تا هر غذا را بر بشقابی جداگانه بگذارد، و پیاله‌ی آب، قاشق و چاقو هم بر آن بیفزاید و سینی را منظم و با سلیقه بچیند . همه را گذاشت و رفت و در برگشت از من پرسید : اینقدر زحمت و طمطراق برای چه بود بابا؟ گفتم : غذا، صدقه‌ی مالی است و سلیقه و نظم صدقه عاطفی است . ✔️اولی شکم را سیر می‌کند، و دومی قلب را . ✔️اولی چنین وانمود می‌کند که نگهبان گدایی بیش نیست و ما غذاهای پس‌مانده را به او فرستادیم؛ اما دومی چنین می‌رساند که گویی او دوستی نزدیک و مهمانی بزرگوار است . ⏺ ببین خیلی فرق است بین بخشش مال و بخشش روح و عاطفه و مهر. مهرورزی پاداشش به مراتب بیشتر و بزرگ‌تر از بخشش مال در پیشگاه خداوند است . ↙️ شایسته است که تمام بخشش‌های ما آمیخته با مهر و توجه و بزرگی باشد نه بخششِ خشکُ‌خالیِ همراه با تحقیر. ترجمه: عبدالقاهر فقیری از فارغان مدرسه‌ی احیاءالعلوم هرات.

💓 دعاهای انبیای الهی در قرآن در طلب فرزند صالح برای طلب فرزند صالح، چون پیامبران خدا باید دعا کرد، بدین عبارات: ✅ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ ۚ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاءِ. ✅ ربنا هب لنا من أزواجنا وذرياتنا قرة أعين. ✅ رب هب لي من لدنك ولياً يرثني ويرثُ من آل يعقوب واجعله ربِ رضيا. ✅ ربي لا تذرني فرداً وأنت خير الوارثين. لا إله إلا أنت سبحانك إني كنت من الظالمين. ✅ وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِنْ رُوحِنَا وَجَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آيَةً لِلْعَالَمِينَ. ✅ يَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ اسْمُهُ يَحْيَى لَمْ نَجْعَل لَّهُ مِن قَبْلُ سَمِيًّا. 🍀ترتیب کننده: مدرسه‌ی احیاءالعلوم هرات

سورهٔ مبارکهٔ فاتحه (پیام چهارم) عبادت از بالاترین مراحل خضوع بوده و از نظر شرعی و عقلی انجام آن فقط برای الله جایز است؛ زیرا
سورهٔ مبارکهٔ فاتحه (پیام چهارم) عبادت از بالاترین مراحل خضوع بوده و از نظر شرعی و عقلی انجام آن فقط برای الله جایز است؛ زیرا فقط او مستحق آن است، چرا که صاحب و دهندهٔ بزرگ‌ترین نعمت‌ها از جمله زندگی و وجود و لوازم آن دو الله متعال است. (علامه آلوسی) 📖منبع: القُرآنُ تَدَبُّرٌ وَ عَمَلٌ #پیام_قرآن #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

مختصری از تاریخ اسلام (قسمت هشتادونهم) 🏷️نبرد نهر زاب، پایان‏بخش خلافت امویان بعد از سقوط کوفه به دست عباسیان، مروان در رأس سپاهی به عراق حمله کرد. ابوالعباس سفاح با اطلاع از اقدام مروان، لشکری به قیادت کاکایش عبدالله بن علی به سویش فرستاد که هر دو سپاه در کرانه‏‌های نهر بزرگ زاب در 125 کیلومتری موصل، درسال 750 میلادی با هم روبه‎رو گردیدند. بنا به چند علت نیروهای اموی درین نبرد شکست خوردند از جمله؛ از دست دادن خراسان، راندن لشکر یزید بن هبیره از کوفه، از بین رفتن روحیه‎س نیروهای ارتش اموی به سبب هرج‎ومرج و پراکندگی‏‌ها، و هم‎چنین اختلافات داخلی که میان مروان و بعضی از رهبران نظامی وی پیش از جنگ به‎وجود آمد، و... این‏‌ها مواردی بودند که سبب شکست نیروهای اموی درین نبرد گردید. بعد از شکست، مروان و لشکرش تلاش نمودند تا با گذشتن از نهر فرار نمایند؛ لذا به روایت بعضی از تاریخ‎نویسان، نیروهای مروان بیشتر از آن‎چه در میدان جنگ از بین رفته بودند، در آب غرق شدند که در زمره‏ی غرق شدگان، ابراهیم بن ولید بن عبدالملک نیز شامل بود. وی بعد از وفات برادرش عهده‏‌دار خلافت شده و بعد توسط مروان خلع گردیده بود. نبرد نهر زاب بر حکومت امویان مهر پایان گذاشت و مروان هم از جایی به جایی در جست‏‌وگریز بود تا این‎که به مصر رسید و در قریه‏‌ی بوصیر در استان فیّوم توسط گروهی از نیروهای عباسی که وی را دنبال می‏‌نمودند، در داخل کنیسه‎ای محاصره شد. شبانه بر وی یورش بردند. مروان از پناه‎گاه خویش بیرون شد و با ایشان به نبرد پرداخت و در فرجام، سربازان عباسی بر وی فایق آمدند. به این ترتیب، مروان آخرین خلیفه‏‌ی اموی در ماه ذوالحجه‎ی سال 132 هجری برابر با 750 میلادی کشته شد. همه‏‌ی شهرها در شام و فلسطین دروازه‏‌های خویش را به روی نیروهای عباسی باز نمودند، جز دمشق پایتخت دولت اموی که از حصار مستحکمی برخوردار بود. عبدالله بن علی کاکای سفاح برای مدتی شهر را به محاصره‏‌ی خویش گرفت. سرانجام مردم ساکن شهر با هم دچار اختلاف گردیدند؛ گروهی بران بودند به نیروهای عباسی تسلیم شوند و عده‎ای هم به این کار تمایلی نداشتند؛ لذا در داخل دیوارهای شهر با هم به جدال و جنگ پرداختند و این امر، فرمانده‎ی عباسی را کمک کرد تا در دهم رمضان سال 132 هجری بتواند دمشق را به تصرف خویش در آورد. درین نبرد علاوه بر امویان، شمار فراوانی از یاران‎شان نیز کشته شدند. پرچم سفید دولت اموی آتش زده شد و به‎جای آن، بیرق سیاه عباسیان بر فراز قصرها و اطراف شهر به اهتزاز در آمد. همواره نیروهای عباسی به تعقیب امویان بودند و هرجا به کسی از ایشان دست می‏‌یافتند، او را از بین می‏‌بردند تا در آینده دوباره باعث شورش و قیامی علیه خلافت عباسی نشوند. بنابراین به استثنای عبدالرحمن بن معاویه بن هشام که به اندلس فرار کرد و درانجا دولت مستقلی تأسیس نمود، بقیه‎ی امویان از دم تیغ تیز عباسیان گذشتند. #مختصر_تاریخ_اسلام #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

سورهٔ فاتحه (پیام سوم) استعانت و درخواست کمک، پس از عبادت بیان شد با وجود این‌که از مصادیق عبادت است؛ زیرا بنده در تمامی عباد
سورهٔ فاتحه (پیام سوم) استعانت و درخواست کمک، پس از عبادت بیان شد با وجود این‌که از مصادیق عبادت است؛ زیرا بنده در تمامی عباداتش به استعانت از الله تعالی نیاز دارد و اگر الله به او کمک نکند، نمی‌تواند به خواسته‌اش در انجام دستورات و دوری از نواهی الهی دست یابد. (علامه السعدی) 📖منبع: القُرآنُ تَدَبُّرٌ وَ عَمَلٌ #پیام_قرآن #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

♦️سخنی که دل برایش گریه می‌کند ابن قیم جوزی می‌گوید: " در مجلس وعظ و ارشاد من بیش از دویست هزار نفر توبه نمودند و بیش از دویست انسان هم به دین اسلام مشرف شدند. چه قدر بوسیله سخنان من از چشم های متکبران اشک ریخته شد که در گذشته هرگز به چنین حالتی دست پیدا نکرده بودند. روزی در مجلسی نشسته بودم قریب به ده هزار نفر را مشاهده کردم که پیرامون من جمع شده‌اند و در میان آنها کسی پیدا نمی‌شد که تحت تاثیر سخنان من واقع نشده و یا اشک از چشم او جاری نگردیده باشد. با خود گفتم : نکند این مردم رستگار شوند و تو دچار عذاب شوی. در این لحظه بر ضمیر و وجدانم این گونه نمایان شد... بار الها ای سرور و مولایم اگر بر من در فردای قیامت عذاب مقدر فرموده‌ای مردم را بر این موضوع آگاه مکن این هم نه به خاطر من ، بلکه برای حفظ شان لطف و کرم خودت ، تا مبادا بگویند کسی که به سوی خدا مردم را دعوت و ارشاد می‌کرد به عذاب خدا گرفتار شده است " پرورگارا ای تغییردهنده دلها ، قلبهایمان را بر ایمان به خودت ثابت بفرما. پروردگارا دلهایمان را بعد از این که هدایت فرمودی( از راه حق ) منحرف مگردان. ترجمه از عریی: #حسن_محمدی_آذر

سورهٔ فاتحه (پیام دوم) از آن‌جا که درخواست هدایت به راه مستقیم از الله متعال، از بزرگ‌ترین خواسته‌ها، و رسیدن به این هدایت، ا
سورهٔ فاتحه (پیام دوم) از آن‌جا که درخواست هدایت به راه مستقیم از الله متعال، از بزرگ‌ترین خواسته‌ها، و رسیدن به این هدایت، از بهترین بخشش‌هاست، الله جل‌جلاله شیوهٔ درخواست آن را به بندگانش آموخت و به آنان فرمان داد که پیش از درخواست، حمد و ثنا و تمجید اوتعالی را به جای آورند، سپس بندگی و به‌یگانگی عبادت کردن الله توسط آنان را بیان فرمود؛ زیرا این دو امر، اسباب رسیدن به خواستهٔ‌شان است؛ یعنی توسل به الله به‌وسیلهٔ اسماء و صفاتش، و توسل به الله به‌وسیلهٔ بندگی برای او، که بعید است با وجود این دو، دعا و درخواستی رد گردد. (امام ابن‌قیم رحمه‌الله) 📖منبع: القُرآنُ تَدَبُّرٌ وَ عَمَلٌ #پیام_قرآن #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

مختصری از تاریخ اسلام (قسمت هشتادوهشتم) 🏷️سرآغاز دعوت عباسیان زمانی‏‌که مروان سرگرم و مشغول خاموش نمودن شورش‏‌ها بود، فراخوان عباسیان به شدت ادامه داشت و محدوده‏‌ی فعالیت‎شان در خراسان به قیادت ابومسلم خراسانی در حال گسترش بود. ابومسلم را ابراهیم بن محمد عباسی معروف به امام برای نشر دعوت‎شان گزیده بود. درین زمان ابراهیم همراه با خانواده و برادران و کاکاهایش در قریه‏‌ی حمیمه واقع در بلقاء اردن اقامت داشت. ابومسلم خراسانی توانست برای نصرت دعوت عباسیان مجموعه‏‌ی بزرگی از اهل خراسان را گرد آورد. طبق نقشه‏‌ی‎شان خراسان را پایگاه حملات نیروهای خویش بر علیه عراق انتخاب نمودند. مروان از آن‎چه در خفاء در حال جریان بود، زمانی اطلاع یافت که نیروهایش نامه‎ای به دست آوردند که مخفیانه از جانب ابراهیم امام برای ابومسلم خراسانی فرستاده شده بود و در آن ابومسلم دستور یافته بود تا به زودی نقشه‏‌ی‎شان را اجرا نماید. با اطلاع از مضمون این نامه، مروان کارگزار بلقاء را دستور داد تا ابراهیم را دستگیر نموده و دست بسته، به حران پایتخت مروان حاضر نماید. ابراهیم با خانواده‎اش وداع نمود و ایشان را سفارش کرد تا بعد از وی برادرش ابوالعباس سفاح خلیفه گردد. هم‎چنان خانواده‎اش را سفارش نمود به کوفه بروند. هنگامی‎که ابراهیم به حران رسید، خلیفه وی را به زندان انداخت. چنین بود که دعوت عباسیان پا به عرصه‏‌ی وجود گذاشت و با اعلان پشتیبانی توده‏‌ی بزرگ اهل مدین –مرو- از حرکت ابومسلم خراسانی، پایه‏‌ی مرکزیت آن در خراسان قوت یافت. نصر بن سیار والی دولت اموی در خراسان تلاش نمود تا بتواند حرکت ابومسلم و یاران وی را تحت کنترل در آورد، لذا برای امیرالمؤمنین مروان بن محمد نامه‎ای نوشت و وی را به حقیقت امر و وضعیت رو به افول آگاه ساخت و از وی خواست تا برایش نیروی کمکی بفرستد؛ اما مروان به علت درگیری با شورش خوارج، نتوانست برای وی نیرو بفرستد. آن‎چه بر بدی این امر افزود و کار را برای نصر بن سیار در عرصه‏‌ی مقاومت با حرکت ابومسلم دشوار نمود، شعله‏‌ور شدن آتش فتنه میان عرب‏‌های قیسی و یمنی در خراسان بود. ابومسلم که درین جنجال دست داشت، با استفاده از این فرصت، توانست شهر مرو را در سال 130 هجری برابر با 747 میلادی در حیطه‏‌ی سیطره‏‌ی خویش در آورده و پرچم سیاه عباسیان را بر بالای امارت آن به اهتزاز در آورد. نصر بن سیار از خراسان به شهر ری در جنوب‎شرقی تهران عقب‏‌نشینی نمود و درانجا منتظر رسیدن کمک‏‌های خلیفه بود؛ اما کمکی از جانب خلیفه به وی نرسید. در فرجام بعد از این‎که نیروهای ابومسلم خراسانی شهر نیشابور را گرفتند و به دروازه‏‌های ری رسیدند، مجبور شد تا از ری به سوی همدان عقب‎نشینی نماید که سرانجام در سال 131 هجری برابر با 748 میلادی در همان‎جا وفات یافت. بعد از این‎که خراسان علاوه بر شهرهای مهمی مانند نیشابور، ری، اصفهان و نهاوند که قحطبه بن شبیب بر آن دست یافته بود، به قبضه‏‌ی ابومسلم خراسانی در آمد، قحطبه را دستور داد تا به کوفه حمله کند. نیروهای قحطبه در جنگ سختی با ارتش اموی به سرکردگی یزید بن هبیره والی کوفه درگیر شدند و در نتیجه کوفه توسط نیروهای قحطبه شکست خورد و پرچم عباسیان در آن به اهتزاز در آمد. اما قحطبه در اثنای جنگ و یک‎روز پیش از آن‎که نیروهایش به قیادت فرزندش حسن، شهر را به تصرف در آوَرد، کشته شد. با تصرف کوفه توسط نیروهای عباسی، در سال 132 هجری برابر با 749 میلادی، با ابوالعباس سفاح بیعت صورت گرفت. #مختصر_تاریخ_اسلام #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

حضرت حسن بن علی رضی‌الله عنهما فرمود: «همانا پیشینیان‌تان، قرآن‌کریم را پیام‌هایی از سوی پروردگارشان می‌دانستند؛ لذا شبانه دران تدبر می‌نمودند و روزانه در پی تفقد و جستجوی آن بودند.» 📖منبع: التبیان از امام نووی رحمه‌الله #سخن_بزرگان #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

سورهٔ فاتحه گویی الله جل‌جلاله می‌فرماید: ای بندگانم! اگر معبودی را به خاطر کمال ذاتی و صفاتی ستایش می‌کنید و او را بلندمرتبه
سورهٔ فاتحه گویی الله جل‌جلاله می‌فرماید: ای بندگانم! اگر معبودی را به خاطر کمال ذاتی و صفاتی ستایش می‌کنید و او را بلندمرتبه و بزرگ می‌دانید، مرا حمد و ستایش کنید که قطعا من «الله» هستم، و اگر حمد و سپاس شما به سبب احسان و پرورش و اِنعام است، همانا من «پروردگار جهانیان» هستم، و اگر از روی امید و طمع به آینده است، بدون تردید من «بخشنده و مهربان» هستم، و اگر به سبب ترس است، به‌راستی که من «مالک روز جزا» هستم. 📚امام آلوسی: ۸۶/۱ #پیام_قرآن #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

اندیشه‌های ناب #پیام_هفته @Aehyaa
اندیشه‌های ناب #پیام_هفته @Aehyaa

مختصری از تاریخ اسلام (قسمت هشتادوهفتم) 🏷️3: ابراهیم بن ولید سومین خلیفه درین مدت‎زمان، ابراهیم بن ولید بن عبدالملک بود. یزید پیش از وفات خویش برای وی از اهل دمشق بیعت گرفت. لذا وی بعد از وفات برادرش هم‏‌زمان با آمدن مروان بن محمد بن مروان از مناطق تحت قدرت خویش در بلاد آذربایجان و ارمنستان، به خلافت رسید. مروان در رأس لشکری کار آزموده علیه خلافت ابراهیم به دمشق یورش برد. در منطقه‏‌ی عین‎الجر میان بعلبک و دمشق همراه با ارتش خلیفه درگیر شد و در فرجام، خلیفه را شکست داد و سپس به پایتخت داخل شد و بزرگان و اکابر محل با وی بیعت نمودند. ابراهیم بن ولید نیز همراه با پسرکاکایش سلیمان بن هشام رهبر سپاه، به سوی حران فرار نمود و بعد از این‎که اوضاع اندکی به نفع مروان بهتر شد، ابراهیم و سلیمان همراه با یاران خویش نزد وی آمده با او بیعت نمودند. 4: مروان دوم و زوال دولت اموی مروان دوم نواسه‏‌ی مروان بن حکم بود که چندین سال از عمر خویش را در جبهات سپری نمود و نبردهایی را هم علیه شورش‏‌ها و برای قلع و قمع بغاوت‎گری‏‌ها و مبارزه با ترک‏‌ها و قبایل خزر رهبری کرد. او را جهت شکیبایی بر مکاره و مقاومت در قبال سختی‏‌ها و استواری و عدم سستی و خستگی‏‌ناپذیری‎اش، به مروان‎الحمار ملقب نموده بودند. مروان در سال 127 هجری زمام امور خلافت را در حالی‏‌که شهرها در حالت اضطراب و اضطرار قرار داشت، به دست گرفت و همه‏‌ی تلاش خویش را در راه خاموش نمودن شررهای سرکشی و نجات دولت و اعاده‏ی جایگاهش به آن، مبذول داشت و با قوت و جدیت تمام برای از بین بردن حرکت‏‌های متمردانه و فتنه‏‌هایی که ایجاد گردیده و هم‎چون سیلی بنیان‏کن در پی نابودی دولت اموی بود ایستاد. مروان توانست در مرحله‏‌ی نخست خلافت خویش که پنج سال و ده ماه دوام یافت، شورشی را در حضرموت خاموش و سرکرده‏ی آن مختار بن عوف ازدی، که به ابوحمزه معروف بود، از بین ببرد. مختار با نیروهای خویش به حجاز وارد شده و مکه و مدینه را به تصرف خویش در آورده بود. هم‎چنین مروان در همین زمان کار عبدالله بن یحیی و جماعت وی را که با مختار بن عوف بیعت نموده بودند نیز یک‎سره ساخت. خیزش‏‌هایی نیز در حمص و دمشق و فلسطین به راه افتاد و خلیفه مروان توانست همه را از میان بردارد، که شدیدترین و خطرناک‎ترین شورش، حرکت پسرکاکایش سلیمان بن هشام بن عبدالملک بود. نام‎برده در تلاش بود تا با زور سر نیزه خلافت را از مروان بگیرد. او در مبارزات خویش، قنسرین را زیر پرچم خویش در آورده و همراه با نیروهای خود به آن پناه برد. درین هنگام مروان در حران به سر می‏برد. وی با اطلاع از این امر، در رأس سپاهی با شتاب به سوی هشام شتافت و نیروهای وی را شکست داد و شمار زیادی از آنان را کشت؛ اما سلیمان توانست از این نبرد جان سالم به در برده به سوی تَدمُر فرار نماید. #مختصر_تاریخ_اسلام #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

مختصری از تاریخ اسلام (قسمت هشتادوششم) درین مدت‎زمان که هفت سال دوام یافت و در فرجام به زوال دولت امویان و ظهور دولت عباسیان انجامید، پیاپی چهار فرد از خاندان اموی بر مسند خلافت تکیه زدند که اینک به بحث پیرامون‎شان می‏‌پردازیم: 1: ولید بن یزید ولید بن یزید مشهور به ولید دوم، فرزند عبدالملک و مادرش دختر محمد یوسف ثقفی بود. با وی بعد از وفات کاکایش هشام در سال 125 هجری برابر با 743 میلادی بنا به وصیت پدرش یزید دوم، بیعت صورت گرفت. ولید صلاحیت حکومت‏‌داری نداشت. در امر خلافت و رعیت‏‌مداری سستی نمود و در جحیم منکرات فرو رفت. مردم و سادات بنی‎امیه و رهبران نظامی، از وی متنفر شدند و در فرجام تصمیم گرفتند تا خود را از شر وی برهانند و با پسرکاکایش یزید بن ولید که رهبری شورش علیه خلافت وی را به دست داشت بیعت نمایند. یزید در نتیجه‏‌ی قیام خویش ولید را در ماه جمادی‎الثانی سال 126 هجری بعد از یک سال و سه ماه زعامت از میان برداشت. 2: یزید بن ولید اول دومین خلیفه درین مدت‎زمان، یزید بود که پدرش ولید بن عبدالملک و مادرش شاه‎فرند دختر فیروز بن یزدگرد آخرین پادشاه فارس بود. مادر فیروز دختر شیرویه بن کسری، و مادربزرگ مادری فیروز نیز دختر پادشاه روم بود. و مادر شیرویه هم، دختر خاقان پادشاه ترک بود. یزید بن ولید بعد از ولید زمام امور خلافت را به دست گرفت و در نخستین خطاب خویش به مردم گفت: «ای مردم! به خدا سوگند من از باب خودخواهی و بزرگ‎منشی و یا به علت حرص و آز بر دنیا و یا تمایل به آن علیه خلیفه برنخاسته‎ام. من بر خویشتن ستم‌کار خواهم بود اگر پروردگارم مرا مورد رحمت خویش قرار ندهد. اما من به‎خاطر خشم برای خدا و پیامبر و دینش و جهت فراخوانی به سوی کتاب خداوند و سنت پیامبر قیام نموده‎ام؛ درست آن‎گاه که نور اهل تقوا و پرهیزگاری به خاموشی گرایید و این ظالم و ستم‎گر که همه‏‌ی حرام‏‌ها را حلال می‏‌شمرد و بر مرکب بدعت سوار بود، سر بلند نمود. او در باب نسب، پسرکاکایم بود. هنگامی‎که او را با این کردارش دیدم، درباره‏ی او استخاره نموده و از الله متعال مشوره خواستم، و همه‏‌ی کسانی‎که به ندایم لبیک گفتند، اعم اهل و فامیل و مردم ولایتم، علیه وی فراخواندم. خداوند عباد و بلاد را به حول و قوه‏‌ی خویش از شر وی رهانید. من برای استحکام مرزها، مالی را از شهری به شهری دیگر نمی‏‌برم. دروازه‎ام را به روی‎تان نخواهم بست که افراد قوی و توانمند، حق و مال ضعفا و ناتوانان را بخورند. همه‎ی‎تان نزد من بهره‏‌های خویش را خواهید داشت تا زمانی‎که زندگی بر مسلمانان به حالت خوب در آید. اگر من به عهد خویش وفا ننمودم و شما بران شدید تا با کسی دیگر بیعت نمایید، من خود نخستین فردی خواهم بود که با وی بیعت می‏‌نماید و در طاعت وی در می‏‌آید. از خداوند متعال برای خود و شما بخشش می‏‌طلبم.» یزید به خیر و خوبی علاقمند بود و از شر و بدی به شدت نفرت داشت و انسانی عدالت‏‌پیشه و فروتن بود. مردم را به تمسک به دین و اطاعت پروردگارشان دعوت نمود و والیان خویش را به تعاون و هم‎کاری با اهالی شهرهای‎شان فراخواند و از ایشان خواست تا برای مصالح مردم، شب‏‌ها را با رایزنی و شور و مشوره به صبح برسانند. یزید عمری طولانی نیافت و به علت بیماری طاعون در همان سالی که با وی بیعت صورت گرفته بود (126 هجری برابر با 744میلادی) بعد از شش ماه خلافت وفات نمود. #مختصر_تاریخ_اسلام #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa