en
Feedback
جنگ شعر

جنگ شعر

Open in Telegram

اگر صد گونه غم داری چو نرگس به روی زندگی لبخند لبخند...😊 صفحه تلگرام من: @Chavrashmohammad

Show more
402
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+430 days
Posts Archive
شیوه‌ی نوشين لبان  چهره نشان دادن است پیشه‌ی اهل نظر دیدن و جان دادن است......!! #فروغی_بسطامی

اگر زِ گور، به جایی دری نباشد چه؟! وگر تمام شود، محشری نباشد چه؟!   گرفتم اینکه دری هست و کوبه‌ای دارد… در آن کویر، کسِ دیگری نباشد چه؟!   کفن‌کِشان چو در آیم زِ خاک و حق خواهم، دبیرِ محکمه را دفتری نباشد چه؟!   شرابِ خُلَّرِ شیراز داده‌ام از دست… خبر زِ خمره‌ی گیراتری نباشد چه؟!   چنین که زحمتِ پرهیز بُرده‌ام اینجا، به هیچ کرده اگر کیفری نباشد چه؟!   بَرَنده کیست در این بازیِ سیاه و سپید؟ در آن دقیقه اگر داوری نباشد چه؟     #حسین_جنتی

شرط کردش...! که مهندس بشوم پای دلم می ماند! بی وفا...! تا فارغ التحصیلی ام دوتا شکم زاییده‌ بود! #چاورش_محمد #روز_مهندس_مبارک🌹

یه توصیه واسه کاسبی! جز بابات دیگه به هیچکس پول قرض نده یا نسیه معامله نکن! مخصوصا تو معامله های درشت امروز روز پنجم که میگه تا شب برات می زنم!

معذوریت اگر چه دست قلم فشرده در شعرهایم حالا حرف رکیک دارم آرام نمی شود دل خشمی عظیم دارم دشنام و ناسزا و فحشای شیک دارم انسان نمای ک...کش،ای بی پدر،حرومی در ماورای هر فحش افعال نیک دارم تنها نه من پدرسگ،فحاشمان زیاد است گویا برای هر فحش کلی شریک داریم #چاورش_محمد خطاب به تک تک قاتلان و خون شوها و مجری های کثیف تر...!

عزیزان اگر این روزها عفت کلام نداريد هیچ اشکالی نداره به قول صادق هدایت: "«فحش یکی از اصول ایجاد تعادل در آدمیزاد است. اگر فحش وجود نداشته باشد، بله، آدمی دق میکند.»

توان واژه های نارس مو کفاف عمق چشماتو نمیده 🎙چاورش_محمد

می‌گویند زیاد فحش می‌دهی! یعنی چه؟! برای آن‌هایی که زندگی‌ام را به گُه کشیده‌اند، شعر بنویسم؟ چارلز بوکوفسکی

دور فلکی یکسره بر منهج عدل است خوش باش که ظالم نبرد راه به منزل #حافظ

انتشار بدم؟
Anonymous voting

از شدت خشم اونجایی هستم که شعرام پر از فحش شده و یجورایی میشه گفت معذوریت دارم واسه انتشارشون!🚶‍♂

آنکه چشمان تو را این همه زیبا می کرد کاش از روز ازل فکر دل ما می کرد یا نمی داد به تو این همه زیبایی را یا مرا در غم عشق تو شکیبا می کرد #لاادری

من شاعر چشمان غزل خیز تو هستم باید که ز چشمان تو دیوان بنویسم...! سرمستم از امروز و طلوع صبح چشمت وحی است ندایی که تو را جان
من شاعر چشمان غزل خیز تو هستم باید که ز چشمان تو دیوان بنویسم...! سرمستم از امروز و طلوع صبح چشمت وحی است ندایی که تو را جان بنویسم #چاورش_محمد

‏هنوز مشخص نشده است که  سوختنِ ستمگر در دوزخِ آن دنیا، چه سودی برای مردم ستم دیده‌ی این دنیا دارد؟

یه پژوهش جالبی از ”نوروساینس جدایی و سوگ“ می‌ خوندم که می‌ گفت:وقتی به یکی دل می‌بندیم ، مغز فقط بهش عادت نمی‌ کنه ، بلکه کم کم اون آدم رو وارد نقشه عصبی خودش می‌کنه و سلول‌ها و مدارها و شیارهای عصبیش ، طوری خودشونو دوباره سیم‌ کشی می‌کنن که انگار اون آدم بخشی از وجود خودته ، پس نگین ولش کن اتفاقی نیفتاده انقدر نارحتی و... سعی کنین با این آدم ها مهربون باشین!

بیلمزیدم درد ورر دردیمن درمانلری (نمی دونستم درمون دردم خودش درد میده) دونیا تختینن سالار شاهلاری سلطانلاری (دنیا شاه ها و سلطان ها را از تخت به پایین می کشد)

پاسخ ها و توجهات و قهوه... سرد که باشند، کسی دوستشان ندارد... #جبران_خلیل_جبران

به نظرم یه مرد دوتا وطن داره یکی زادگاهش یکی آغوش زنی که دوستش داره وای به حال مردی که غم دوتاش و به دل داشته باشه! #چاورش_محمد

آنکه بیش از دگران در دل ما جا دارد بیشتر میل به آزار دل ما دارد! ساده تر می شکند شیشه احساست را آن کسی که خبر از جای ترک ها دارد! #لاادری

Repost from جنگ شعر
جایی که عشق حاکم است نیاز به قدرت نمایی نیست، و جایی که قدرت حاکم است عشق وجود ندارد این دو سایه یکدیگرند... “کارل گوستاو یونگ”