𝘿𝙖𝙞𝙡𝙮-𝙀𝙨𝙣
Open in Telegram
- بسماللھ🫀- مینویسم تا از من چیزی بماند . من، احسان دهقانی هستم. - اگه قراره نمونی تو چنل نیا.مرسی
Show more491
Subscribers
No data24 hours
+27 days
-830 days
Posts Archive
491
شانهات را دیر آوردی، سرم را باد برد
خشت خشت و آجر آجر، پیکرم را باد برد
من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند
نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد
از غزلهایم فقط خاکستری مانده به جا
بیتهای روشن و شعله ورم را باد برد
با همین نیمه، همین معمولی ساده بساز
دیر کردی نیمة عاشق ترم را باد برد
بال کوبیدم قفس را بشکنم، عمرم گذشت
وا نشد، بدتر از آن بال و پرم را باد برد
همش قشنگ بود دلم نیومد تک بیت بفرستم ازش:)))
491
حیفِ پاییز که بی عشق به آخر برسد؛
باید این کوچهی بنبست، به دلبر برسد!
مهر و آبان گذشت و نرسید از تو خبر
شاید از قصد نِشستی که به آذر برسد!
"چای و باران و نفس های خنک" با "لبِ تو"
باید این خواب و خیالات، به باور برسد!
- احسانِ دهقانی
491
دیر آمدی سرت سلامت
قلب ما گم شد سرت سلامت
سلام ما را نشنیدی
آرام میگویم گوش تیز کن
خدانگهدار سفر سلامت
491
گفته بودم میروی دیدی عزیزم آخرش؟
سهم ما از عشق هم شد قسمت زجر آورش
یک وجب دوری برای عاشقان یعنی عذاب
وای از آن روزی که عاشق رد شود آب از سرش
