𝘿𝙖𝙞𝙡𝙮-𝙀𝙨𝙣
Open in Telegram
- بسماللھ🫀- مینویسم تا از من چیزی بماند . من، احسان دهقانی هستم. - اگه قراره نمونی تو چنل نیا.مرسی
Show more491
Subscribers
No data24 hours
+27 days
-830 days
Posts Archive
491
شهریار در سیزدهبدر به بهجتآباد میرود و معشوقه قدیمیاش را با شوهر و فرزندش میبیند. در همان لحظه، این غزل را میسراید:
یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
491
قربانت بروم که به قدر تمام درختهای دنیا دوستت دارم. چرا که فقط تو و درختها ارزش دوست داشتن دارید. چرا که سبز میشوید. هر سال سبز میشوید و تازه میشوید و سایه دارید و...
- از نامهی فروغ به ابراهیم گلستان
491
چیزی که از من خواستی جز دل بریدن نیست
چیزی مخواه از من که در اندازه ی من نیست
دنبال آرامش مگرد ای رود سرگردان
چیزی که در دریا نباشد در تو قطعا نیست
گاهی برای گریه کردن بس که تنهایی
جایی برایت بهتر از آغوش دشمن نیست
پیراهنم روزی گواهی می دهد پاکم
ای عشق خیلی وقت ها پاکی به دامن نیست
چیزی نمیبینیم جز تاریکی و اندوه
در زندگی وقتی چراغ مرگ روشن نیست
در عشق باید پر تحمل بود و دور اندیش
پروانه گشتن چاره اش جز پیله کردن نیست
- حسین زحمتکش
491
پریشب تو هتل ۱۷ نفر آدم بودیم نصفه شب یهو هوس چایی کردم از لابه لای همه رد شدم کتری برقی رو روشن کردم و یه چای نپتون توش انداختم و زدم به بدن.
