شعر و ترانه
Open in Telegram
﷽ دلبرے دارم دلم با او خدایی میڪند شور چشمانش قرارم را هوایی میڪند... شهریار شعر_موزیک 🎼📝 @Shero_taraneh1 🍁🖤
Show more715
Subscribers
+124 hours
+47 days
+630 days
Posts Archive
715
ز یاد بردنت ای آشنای من ، سخت است
ببخش مثل تو بودن برای من سخت است
مرا رها کن از این شهر غرق دود برو
نفس کشیدن تو در هوای من سخت است
بدون اینکه بخواهم دلیل درد تو ام
خدا کند که نباشی بجای من ، سخت است
برای انکه مرا هیچوقت دوست نداشت
چقدر شعر سرودن خدای من سخت است
برای تو که خدایی ، خدای من تو بگو
که استجاب کدامین دعای من سخت است ؟
🦋🩵
715
مرا تو جان عزیزی و یار محترمی
به هر چه حکم کنی بر وجود من حکمی
غمت مباد و گزندت مباد و درد مباد
که مونس دل و آرام جان و دفع غمی
سعدى
🦋🩵
715
آشنایت بوده ام بیگانه تعبیرم نکن
با نگاه سرد خود اینگونه تحقیرم نکن
نه نمیخواهم بمانی از سر دلسوزی ات
زار و بیمارم تو اما بیش از این پیرم نکن
خسته ام از گریه های گاه و بیگاه خودم
شانه ات را هم نمیخواهم نمک گیرم نکن
یا بکش من را دگر با خنجر بی مهری ات
یا به نیش طعنه ات از زندگی سیرم نکن
ازچه من را کرده ای بازیچه ی دستان خود؟
بی وفا با خفت و خاری زمین گیرم نکن
می روی اما... دلم را قبل رفتن پس بده
این چنین ناعادلانه بند و زنجیرم نکن
عاقلی فـرزانه بودم در نگاهت یک زمان
بعد از این هم لااقل دیوانه تفسیرم نکن
🦋🩵
715
این چه رازیست که در آن نگهت برپا داری؟
تو مگر در دلِ این سوخته، مأوا داری؟
من اگر سوختهام، جرمِ محبت دارم
تو چرا شعله به جانِ منِ شیدا داری؟
هر کجا میروم از عطر تو لبریز شوم
تو مگر در نفسِ خستهی من جا داری؟
شب که بر شانهی دیوارِ سکوت افتد باز
ماه را نیز به دنبالِ تماشا داری
من به امیدِ تو بیدارم و هر شب، ای عشق
در پسِ پردهی این پنجره رؤیا داری
باد، نام تو به آغوشِ شبم میریزد
تو مگر با نفسِ باد چه نجوا داری؟
زلف آشفتهات افتاده به آغوشِ نسیم
تو مگر قصدِ پریشانیِ دریا داری؟
دل من رفت به جایی که نمیدانم کجاست
تو مگر در دلِ من خانهی فردا داری؟
من اگر از همهی عالمِ خود دست کشم
چه عجب؟ در دلِ من سلطهٔ تنها داری
یک نظر کردی و در من غزلی تازه دمید
تو مگر قصد غزل کشتنِ دنیا داری ؟💫💫
🦋🩵
715
سرگشته دلا به دوست از جان راهست
ای گمشده آشکار و پنهان راهست
گر شش جهتت بسته شود باک مدار
کز قعر نهادت سوی جانان راهست
مولاناسلام روزتون مملو از شادی و موفقیت 🌻🌹💐🌻🌹💐🌻🌹💐🌻🌹💐🌻🌹 🍁🖤
715
#حس_خوب
دی باد صبح بوی تو آورد سوی من
امروز دل به سوی تو برباد دادهام
امیرخسرو دهلویسلام صبحتون پر از عشق و محبت 🌻🍁🌹💐🌻🍁🌹💐🌻🌹💐🌻🌹🌻 🍁🖤
715
صدا کنی مرا گر با عشق
نگویمت تو را غیر از جان
من عاشقم تو را پنهانی
امان ازین دل نافرمان
برای درد من درمانی
ب قصر قلب من سلطانی
چ گویمت تورا از حالم
ک بهتر از خودم میدانی
🦋🩵
715
قصه ی عشق من از قصه ی حیران من است
دل پرغصه ی من ، چون یم طوفان من است
دل ديوانه ی من ، باز تو را خواهد و بس
چشمم اندر طلبت جلوه ی جانان من است
هر کجا می نگرد جز تو نبیند به جهان
در سراپرده ی جان عشق تو ایمان من است
نقد جان در ره تو ، نوش بود بر دل و جان
جان نثاری چه کنم در دل و در جان من است
گشته ام دربدر کوی تماشایی تو
زلف افشان تو چون دام پریشان من است
در شب عشق دلم بی تو بود ظلمت و تار
لیل دیجور ، رُخت تو چون مه تابان من است
مه نگویم به تو من ، شمس درخشان منی
شمس رخشنده ی من، پرتو کیوان من است
درد و رنجم ز فراق رخ جانانه ی توست
وصلت ای دلبر من ، شیشه ی درمان من است
کعبه ی عشق منی روی کنم قبله ی تو
سوی چشمم به تو و آینه گردان من است
آن بهشتی که خدا وصف نمودست تویی
جوی شهد است لبت ، باغ و گلستان من است
من ز انفاس خوشت بوی جنان می شنفم
عطر تو در دل و جان نکهت و ریحان من است
بی تو عباس شده ، غرق به دریای مُحن
این جهان بی تو یقین محبس و زندان من است
🦋🩵
715
از نمک تبسمت
رنگ شراب میپرد
در هوس نظارهات چشم حباب میپرد
چون به کرشمه وا کنی نرگس پُرخمار را
از مژه غزال چین سرمه خواب میپرد
صائب🦋
سلام صبحتون بخیر اول هفته ی خوبی داشته باشید 🌻🌼🌸🌺🌻🌼🌸🌺🌻🌼🌸🌺🌻🌼🌸🌺🌻🌼
🦋🩵
715
صبح است غزل بار کنم نوش کنیم؟
یا چای بیاورم بنان گوش کنیم؟
باز ای الهه نازم خوش آمدی
بیوعده دمی عشق در آغوش کنیم؟
سلام صبحتون نیک🌻🌼🌷🌺🌻🌼🌷🌺🌻🌼🌷🌺🌻🌼🌷🌺🌻🌼🌷🌺
🦋🩵
715
یک نفر میگفت دیدی آخرش سرما گذشت
موسم گرما رسید و فصل سختیها گذشت
گفتم آری دیدم اما کاش می دیدی تو هم
بین سرد وگرم این دنیا چه ها برما گذشت.
🍁🖤
715
میروے و دل اگر زندہ بمانم با توست
ور نمانم ، همهجا روح و روانم با توست
چون چراغے ڪہ فرا راہ تو سوزد همہ شب
به سلامت برو اے دوست ڪہ جانم با توست
🦋🩵
715
نیستے هرشب برایٺ شعر مےخوانم هنوز
پاے قولے ڪہ تو یادت رفتہ، مےمانم هنوز
مےنشینم خاطراتت را مرتب مےڪنم
در مرورِ اولین دیدار، ویرانم هنوز!
روبرویت مےنشینم، روبرویم نیستے
نیستے هرشب برایٺ شعر مےخوانم هنوز
📝 @Shero_taraneh1 🎼🍁🖤
715
🦋
از همان روزی که کردی رخنه در جان و تنم
دل به تو بستم شدی لیلیّ و مجنونت منم
بوی نیلوفر گرفتم تا بغل کردم تورا
می دهد عطر تو را حتی نخِ پیراهنم
می شود از رویِ صیدِ مهر در بندم کنی!؟
حلقه باشد دست های تو به دور گردنم
ای که چون باران حضورت مایه ی آبادی است
بی تو مانندِ کویر و با تو مثلِ گلشنم
خوشه ی انگور لب های تو مستم می کند
میچلانی بر لبِ من لحظه ی بوسیدنم
دشتِ گیسوی بلند ات مثلِ گندمزارهاست
خیره در زیباییِ موهای مثلِ خرمنم
گرچه می سوزم همیشه گردِ شمعِ روی تو
مثلِ پروانه به شوقِ دیدنت پر میزنم
🦋🩵
