آوند (تکامل، مغز و روانشناسی)
Open in Telegram
در این کانال علاوه بر روانشناسی تکاملی، به حوزه های مرتبط مثل روانشناسی شناختی،انسان شناسی و زیست شناسی تکاملی پرداخته می شود. @avand_psyche @avand_sci
Show more195
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
Repost from Sciensology
▪️تروریسم انتحاری
کشتنِ خود تحت برخی شرایط خاص - از جمله سربار بودن برای خویشاوندان که یک شاخص کلیدی در افکار خودکشی است - به خویشاوندان ژنی نفع میرساند؛ بدین روش خودکشی میتواند به عنوان یک رفتار سازشی فرگشت یابد. اغلب پژوهشگران حوزه تروریسم انتحاری - مانند کسانی که هواپیماها را ربودند و به برجهای دوقلو کوبیدند - عقیده دارند که این افراد توسط دیگران برای انجام اقدامات انتحاری غالباً مهندسی و مغزشویی میشوند. اکثر آنها مرد هستند و معمولاً از بین مردانی با چشماندازهای جفتی پایین انتخاب میشوند.
آنها را با تلقینهای روانشناختی - مثلاً استفاده از برچسبهایی همچون برادر برای کسانی که واقعاً با یکدیگر نسبت خویشاوندی ندارند - در گیرهای از احساسات قرار میدهند. به آنها وعده پول و ارتقاء جایگاه اجتماعی برای خویشاوندان ژنیشان داده میشود. به آنها القاء میکنند که در قبال اقدامات انتحاری برای کشتن دشمنان پس از مرگ به تعداد زیادی زنان باکره دست خواهند یافت و از جانب همتایان یا برادران غیر واقعی خود فشار شدیدی را برای انجام اعمال انتحاری تجربه میکنند. تروریستها در برخی موارد حتی تمایل دارند فرزندان خود را فدای باور خویش کنند به ویژه هنگامی که از لحاظ روانی ذوب در گروه خود شده باشند.
انسان همواره میخواهد جانش را حفظ کند و نه خود را عامدانه در راستای اهداف گروه به کشتن بدهد؛ بدیهی است که برای غلبه بر گرایش طبیعی افراد به این مغزشوییها نیاز باشد. بنابراین به نظر میرسد تروریسم انتحاری یک محصول جانبی از سازگاریهایی است که توسط رهبران مذهبی، اطرافیان و گاهی خویشاوندان مورد بهرهکشی و سوءاستفاده قرار میگیرد.
Source: David Buss' textbook entitled Evolutionary Psychology
@NeoSciensology
روانشناسی تکاملی
لارنس ورکمن ویل ریدر
جلد دوم
آرش حسینیان
@ravanshenasi_takamol
🔅به بهانهی ۱۲ فوریه، سالروز تولد داروین.
🔰پنج فرایندی که منجر به تکامل میشوند:
✔️رانش ژن
✔️جفتگیری تصادفی
✔️شارش ژن
✔️جهش
✔️انتخاب طبیعی
📚نشریه دانشجویی به توان سلول
📚@Btavancell_AUT
ششم فوریه روز مبارزه با ختنه زنان (Female Genital Mutilation) نامگذاری شده است. به گزارش سازمان ملل در حال حاضر بیش از دویست میلیون زن از سی کشور دنیا ختنه شدهاند. این عمل در بسیاری از کشورهای آفریقایی همچون مصر، سودان و سومالی، برخی از کشورهای خاورمیانه مثل یمن و کردستان عراق و مالزی و اندونزی رواج دارد.
ختنهسازی اشکال متفاوتی دارد؛ در سنت (کلیتوریدکتومی) بخشی از کلاهک کلیتوریس بریده میشود. این نوع ختنه سازی بیشتر در مالزی رواج دارد. در نوع دوم علاوه بر قطع کلاهک کلیتوریس لب داخلی (گاهی به همراه لب خارجی) فرج نیز بریده میشود. در ختنه فرعونی (Infibulation) کلیتوریس به همراه شفتین صغرای فرج، شفتین کبرای فرج قطع شده و سپس فرج دوخته میشود به گونهای که فقط سوراخ کوچکی برای خروج ادرار و خون مربوط به قاعدگی بماند. دوختگی پس از ازدواج و هنگام رابطه جنسی باز میشود و در دوره حاملگی و یا غیبت همسر فرج مجدداً دوخته میشود. این نوع که از نظر پزشکی دارای بیشترین اثر سوء میباشد در سومالی، اتیوپی، سودان و مصر بیشترین رواج را دارد. مردم محلی آن را ختنه فرعونی میخوانند زیرا بر اساس روایاتی در مصر باستان فراعنه آن را بر جمعیت یهودی ساکن مصر تحمیل میکردند.
به اعتقاد مارتین دیلی و مارگو ویلسون ختنه زنان یکی از تظاهرات مالکیت جنسی مردان بر زنان است. اگرچه کلیتوریدکتومی به منظور کاهش میل جنسی زنان و کنترل آنها صورت میگیرد، نوع سوم (ختنه فرعونی) با هدف محافظت از زنان در برابر مردان دیگر انجام میشود.
ختنه یا ناقص سازی جنسی زنان عواقب زیادی به دنبال دارد. ابتلای به ایدز و هپاتیت، واژینیسم، ناتوانی در بارداری و در برخی موارد خونریزی شدید و مرگ از جمله مشکلات متعاقب هستند.
با وجود تلاشهای روزافزون نهادهای حقوق بشری طی دهههای اخیر، زنان و دختران زیادی کماکان متحمل ناقصسازی جنسی میشوند. بسیاری از خانوادهها حاضر نمیشوند از این عمل سر باز زنند. البته بی دلیل هم نیست. در برخی فرهنگها دخترانی که ختنه نشدهاند، شانس زیادی برای ازدواج ندارند. حتی برخی از زنان در سودان پس از زایمان درخواست میکنند که آلت آنها مجدداً دوخته شود. این کار به منظور جلب رضایت همسر انجام میشود. زنانی از از این عمل سرباز زنند ممکن است مورد بیمهری همسران خود قرار گیرند.
✍ علیرضا نیکاختر
@avand_psyche
یک فیلم سینمایی را در نظر آورید که تاریخ حیات را روی کره زمین نمایش میدهد. این نمایش سه میلیارد سال تاریخ حیات را در نود دقیقه خلاصه کرده است.
دوازده ثانیه پیش از پایان فیلم -پنج تا هفت میلیون سال قبل- مسیر تکاملی شامپانزهها و انسانها از هم جدا میشود. نخستین هومینینها بخشی از آفریقا را مسکون میسازند. در آخرین ربع ثانیه پیش از پایان، آخرین تصویر فیلم، «انسان اندیشهورز» در آفریقا ایستاده است. انسان اسکان مییابد. اهرام را در مصر میسازد،دستگاه چاپ را اختراع میکند و به ماه سفر میکند. این کتاب به مرحله آغازین دوازده ثانیه تاریخ حیات پرداخته است.
بخشی از پیشگفتار کتاب «ادیسه انسان»
@avand_psyche
🔥سمپوزیوم رایگان داروین🔥
📆 به مناسبت سالروز چارلز رابرت داروین😍
🪝«داروین»، نامی آشنا و پر آوازه در علم و به خصوص زیستشناسی؛ مردی با تجربیات بینظیر و فرضیات و کشفیات تکاندهنده؛ اندیشمندی فراتر از زمان که با نظریهی تکاملش دید ما را نسبت به جایگاهمان در زمین برای همیشه تغییر داد؛ نامی بزرگ و رازآلود که قصد داریم در کنار شما به گرهگشایی از اسرارش بپردازیم...
✅ اکنون آکادمی دگرگشت ایرانیان قصد دارد به همراهی اتحاد زیستشناسان ایران و همچنین ۴۲ انجمن دانشگاهی، به واسطهی سمپوزیوم داروین و در محفلی گرم و دوستداشتنی، به بررسی هرچه دقیقتر زندگی چارلز رابرت داروین بزرگ بپردازد؛ ما با شما از پیچ و خم لحظات زندگی شگفتآور این بزرگمرد عبور کرده و برای کشف رازها و اسرار ژرفش به بحث خواهیم نشست.
⏰ زمان: چهارشنبه و پنجشنبه ۲۰ و ۲۱ بهمن ماه ساعت ۱۶ تا ۱۹
🖥 مکان: سامانه اسکای روم
💸هزینه شرکت در سمپوزیوم: رایگان
💸هزینه شرکت در سمپوزیوم با دریافت گواهی: ۳۰ هزار تومان
📎لینک ثبت نام
🔚ظرفیت ثبت نام محدود⛔
🆔@ir_academy_evolution
▪️زیبایی مناظر طبیعی
بسیاری از ویژگیهای ریختی مناظر طبیعی ممکن است از نظر زیباییشناختی جذاب باشند؛ زیرا موجب فعالسازی سیستمهایی از مغز میشوند که فرگشت یافتهاند تا سیگنالهایی از ایمنی، غذا و غیره ارائه دهند. فضای باز ممکن است به این علت جذاب باشد که شکارچیان بالقوه را میتوان دید. سرپناه ممکن است به این علت جذاب باشد که جایی برای پنهان شدن است (اپلتون، ۱۹۷۵). یک منظرهٔ سرسبز و خرم ممکن است به این علت جذاب باشد که نشاندهندهٔ فراوانی غذا میباشد. گلها ممکن است به صورت پیشبینیکنندهٔ میوه در اواخر فصل جذاب باشند. رنگ آبی توسط میمونها ترجیح داده میشود و این ممکن است به این علت باشد که آسمان آبی چون از ورای پوشش چتر مانند جنگل دیده میشود، نشانی از محل ایمنی روی زمین از چنگال شکارچیان است (هامفری، ۱۹۷۱). یک غروب آفتاب قرمز شفاف یا نارنجی ممکن است به عنوان یک پیشبینیکنندهٔ هوای خوب و ایمنی در طول شب بدون آب و هوای بد جذاب باشد. رولز پیشنهاد میکند این عوامل برای ایجاد زیبایی به تنهایی عمل نمیکنند، اما شاید به زیبایی زیباییشناختی که تحتتأثیر عوامل بسیاری قرار میگیرند کمک کنند.
@NeoSciensology
(ادامه)... شاید بتوان منشاء قصدمندی مشترک در انسانهای باستانی را با توجه به ابزارهای به جا مانده از آنها رصد کرد. ابزارسازی نیازمند درک قصد و نیات نهفته در رفتار دیگران است. مثلاً برای ساخت یک تبر دستی بایستی یک انسان اجدادی احتمالأ مراحل ساخت را در یکی از همنوعان خود مشاهده میکرده و آنها را به دقت به کار میگرفته است. اما این عمل بدون درکی از مقاصد نهفته در ابزارسازی میسر نبوده است. شاید بتوان نقطه شروع این فرآیند را به گونههای هوموارکتوس و یا حتی پیش از آن هوموهابیلیسها نسبت داد. اما معضلی که وجود دارد این است که این ابزارهای سنگی آشولی و اولدوی برای بیش از یک میلیون سال بدون تغییر باقی ماندهاند. کافی است آن را با تغییرات تلفنهای همراه طی یک دهه اخیر مقایسه کنید. این انعطافناپذیری در ساخت ابزارها دلالت بر این دارد که در ساخت چنین ابزارهایی تقلید حقیقی صورت نمیگرفته است. یک احتمال این است که ساخت ابزارهای سنگی همچون لانهسازی در مرغ جولای به شکل موروثی در فرد نهادینه شده است. احتمال دیگر این است که یک هوموارکتوس به مشاهده رفتار همنوع خود میپرداخته اما هنگام ساخت ابزارسنگی روش خود را به کار میگرفته است. بدین ترتیب در صورتی که پیشرفتی در ساخت یک ابزار پدید میآمد، افراد دیگر از بهکارگیری آن عاجز بودند. وجود قصدمندی مشترک و تقلید حقیقی باعث میشود که اعضای گروه از پیشرفتهای صورت گرفته در ابزارسازی بهره برده و توانایی انتقال آن به نسلهای آتی را داشته باشند. شاید بهتر باشد وجود چنین تواناییهایی را به انسانهای خردمند باستانی همچون انسانهای هایدلبرگی نسبت دهیم. آثار به جا مانده از فرهنگهای انسانهای مذکور شامل ابزارهای پیشرفتهای چون نیزه، خندق، اجاق و تبرهای دستهدار است.
اینگونه است که تغییر شناختی کوچکی طی فرگشت انسان به دگرگونیهای بیشمار متعاقبی منجر شده است. قابلیت به اشتراکگذاری مقاصد در گروههای دو و سه نفری انسانها تدریجا به گروههای چند صد و چند هزار نفری تبدیل شد که به مدد مفاهیم بین اذهانی مشترکی همچون آرمانهای گروهی، عقاید سیاسی و باورهای اخلاقی گرد یکدیگر میآمدند. امروزه فیسبوک شبکهای اجتماعی است که بیش از دو میلیارد کاربر فعال را از اقصی نقاط جهان به یکدیگر متصل میکند. بیجهت نیست که جاناتان هایت روانشناس، در وصف قصدمندی مشترک لفظ روبیکون را به کار برده است و توماسلو آن را «انقلاب نه ماهگی » نامیده است.
پ.ن: در سال ۴۹ قبل از میلاد مسیح، گایوس ژولیوس تصمیم خطیر خود در زمینه عبور از رودخانه روبیکون در شمال ایتالیا را اتخاذ کرد. یک جنگ داخلی را آغاز کرد و مبدل به ژولیوس سزار، فرمانروای مطلق روم شد. او همچنین این استعاره را به یادگار گذاشت که هر حرکت کوچک میتواند موجب شکلگیری قطار غیرقابل توقفی از رویدادها شود و عواقب وخیمی به دنبال داشته باشد.
✍ علیرضا نیک اختر
@avand_psyche
منابع
Tomasello, M., & Carpenter, M. (2007). Shared intentionality. Developmental science, 10(1), 121-12
Tomasello, M., & Moll, H. (2010). The gap is social: Human shared intentionality and culture. In Mind the gap (pp. 331-349). Springer, Berlin, Heidelberg.
Haidt, J. (2012). The righteous mind: Why good people are divided by politics and religion. Vintage.
آنچه ما را از دیگر جانوران متمایز میسازد.
اگر یک موجود فضایی هوشمند نظارهگر حیات کره خاکی باشد، احتمالأ انسان را در طبقهای مجزا از دیگر گونههای جانوری میدهد. انسانها از دورترین نقاط دنیا با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند، به کره ماه میروند و قوانین طبیعت را کشف میکنند. طی هزارههای اخیر این سوال مطرح بوده که چرا ما از دیگر جانوران متمایز هستیم؟ چرا ما فرهنگهای پیچیده داریم و به خلق آثار هنری میپردازیم در حالی که نخستیهای دیگر فاقد تواناییهای مذکور هستند؟
پس از انتشار نظریه تکامل از طریق انتخاب طبیعی داروین، انسان به عنوان گونهای در نظر گرفته شد که حاصل تاریخچه دور و درازی از فرآیندهای تکاملی است. فرآیندهایی که طی چهار میلیارد سال تنوع گسترده حیات امروزی را ایجاد کرده است. اگرچه پذیرش تدریجی نظریه تکامل در جامعه علمی، دوگانهانگاری دکارتی و دیدگاههای مشابه در رابطه با ماهیت انسان را به حاشیه راند، کماکان علت اصلی پیچیدگی انسان نسبت به سایر گونهها مناقشهبرانگیز است. ما در تعدادی ویژگی از دیگر جانداران متمایز هستیم؛ زبان، فرهنگ، راه رفتن روی دوپا و افزایش اندازه مغز را میتوان به عنوان گزینههای احتمالی در نظر گرفت.
مایکل توماسلو روانشناس تحولی دانشگاه دوک نظریهای درخور توجه در این رابطه مطرح کرده است که مبتنی بر «قصدمندی مشترک » است. قصدمندی مشترک عبارت است از؛ تعاملات همیارانهای که در آن شرکتکنندگان با یکدیگر حالتهای روانشناختی را به اشتراک میگذارند. برتری شناختی انسانها ناشی از نیروی ذهنی فردی آنها نیست، بلکه آنها قادرند از دیگران بیاموزند و با ایشان در فعالیتهای جمعیشان همکاری کنند.
قصدمندی مشترک سنگ بنای بسیاری از رفتارهای اجتماعی از جمله همکاری، ارتباطات و فرهنگپذیری ما است. بیجهت نیست که توماسلو در جایی اظهار میدارد: «هیچگاه دو شامپانزه را نمیبینید که کنده درختی را گرفته و حمل میکنند.» وجود چنین همکاری نیازمند به اشتراکگذاری نیات و مقاصد فردی است. برخی اذعان داشتهاند که شامپانزهها هنگام شکار میمون کلوبوس همکاری قابل توجهی از خود بروز میدهند. اما در این مورد نیز همکاری در حد تمام و کمال مشاهده نمیشود. معمولاً شکار به صورت گروهی انجام شده و شامپانزهای، میمون را تعقیب میکند، شامپانزهای دیگر راه را بر او سد کرده و در این حین شامپانزه سوم که استتار کرده به شکار چنگ میزند. اما به نظر میرسد که در این شرایط هر شامپانزه با توجه به وضعیت بهینه خود جاگیری کرده و فضای خالی را پر کرده و اهداف شخصی خود را دنبال میکند. به تعبیری اعضای گروه، اهداف مشترکی را شکل نمیدهند که همگی بدان متعهد بوده و هر یک به تعهدات دیگری آگاهی داشته باشد.
ارتباطات انسانی بدون توانایی به اشتراک گذاشتن خواسته و افکارشان در سطح ابتدایی باقی میماند. مثلاً کودکی را تصور کنید که به ویترین مغازهای نگاه میکند و با انگشت خود به آبنباتها اشاره میکند. با این کار کودک سعی در برقراری توجه مشترک با مادر خود دارد. در طبیعت هیچگاه شامپانزهای برای جلب توجه همنوع خود با انگشت خود اشاره نمیکند. این جانوران معمولاً نگاه دیگران را دنبال میکنند و استنباطهایی درباره حالات ذهنی همقطاران خود دارند. اما برخلاف نوباوگان انسانی در به اشتراک گذاشتن توجه خود ناتوان هستند.
@a_nikakhtar
@avand_psyche
دکتر حامد وحدتینسب و علی هادیان
گفتگویی پیرامون کتاب پیدایش انسان و دستاوردهای آن
@modern_cogitation
چه چیزی روانشناسی تکاملی را از دیگر رویکردهای تبیینگر رفتار انسان تفکیک میکند؟
هدف اصلی روانشناسی تکاملی توصیف و تبیین طراحی ذهن انسان است. این رویکرد با بهکارگیری اصول و دانش زیستشناسی تکاملی سعی در ترسیم نقشه طبیعت جهانشمول انسان دارد.
با اندکی تامل متوجه میشویم که همه نظریاتی که به بررسی رفتار میپردازند، در واقع در مورد سازوکارهای روانشناختی بحث میکنند. انتخاب طبیعی تنها فرآیند تکاملی شناخته شدهای است که توانایی ساخت و تحول سازوکارهای روانی پیچیده را دارد. بنابراین هر نظریه در باب رفتار به تعبیری تکاملی است. حتی رفتارگرایان افراطی همچون اسکینر و واتسون بر این باور بودند که رفتار ناشی از نوعی برنامه یادگیری عمومی تکامل یافته است. تفاوت این نظریات با اتولولوژیستهایی همچون لورنز و تینبرگن در تعداد برنامههای اجراکننده این رفتارها است. بر اساس دیدگاه کردارشناسان ذهن ما شامل برنامههای تخصصیافته وابسته به محتوا و دامنه محدود متعددی است.
بعلاوه، بر اساس رویکردهای پیشین تکامل ذهن و رفتار، همچون اتولوژی، سوسیوبیولوژی و اکولوژی، انسانها (و دیگر ارگانیسمها) به طور هشیار یا ناهشیار درصدد افزایش شایستگی خود هستند. این رویکردها تا حدی مشابه دیدگاه انسان اقتصادی است، با این تفاوت که در رویکردهای فوق زیستمایه فراگیر همیلتون جایگزین سود اقتصادی شده است. بر اساس این رویکرد ذهن انسان رایانه فراگیر و دارای عقلانیت نامحدود است که در هر موقعیتی رفتاری را ایجاد میکند که تعداد زادگان فرد و خویشاوندان آن را به حداکثر رساند.
از منظر روانشناسان تکاملی، انسانها بیشینهکننده شایستگی (fitness maximizer) نیستند. امکان وجود یک برنامه همه جانبه با مشخصات فوق وجود ندارد چرا که یک مسأله سازشی عمومی و فراگیر وجود ندارد. از طرفی دیگر محیطی که در آن زندگی میکنیم با محیط اجدادی تفاوتهای بسیاری دارد. رفتارهای ما در دنیای مدرن در بسیاری از شرایط بدسازشی هستند.
همانطور که توبی و کاسمیدز بیان میدارند: «انتخاب طبیعی قادر نیست یک ارگانیسم را در شرایطی ببیند و رفتاری سازشی را ایجاد کند.» آنچه انتخاب طبیعی انجام میدهد اعطای سازگاریهایی (adaptation) به ما است. سازگاریهایی که طی تاریخچه تکاملی گونه ما بر اساس تولیدمثل افتراقی مؤلفههای طراحی شکل گرفتهاند. جهشهای تصادفی باعث تغییر برخی مولفههای طراحی عصبشناختی شدهاند و ارگانیسمها بر اساس آن مولفهها رفتار میکردند. مولفههای عصبشناختی ارگانیسمهایی که، رفتارشان بیشتر از مولفههای بدیل به بازتولید خود میانجامید، در جمعیت تکثیر میشد تا جایگزین مؤلفههای طراحی پیشین در جمعیت میشد. بنابراین، رویکردهای پیشین به تکامل رفتار، رابطه مستقیمی بین انتخاب طبیعی و رفتار را در نظر میگرفتند، در حالی که انتخاب طبیعی بر رابطهای علی بین اطلاعات و رفتار یعنی سطح محاسباتی یا فرآیندهای روانشناختی عمل میکند.
در پایان قابل ذکر است که دنیای فعلی ما، متفاوت از دنیایی است که افراد به دنبال بیشینهسازی شایستگی خود هستند. در چنین دنیایی انسانها برای اهدای اسپرم و تخمک جلو سردر کلینیکهای ناباروری صف میکشند، زوجین از استفاده از وسائل جلوگیری از بارداری احتمال میکنند و در کشورهای ثروتمند افراد تمایل به داشتن فرزند بیشتر دارند.
✍ علیرضا نیکاختر
@avand_psyche
راهی برای بزرگ جلوه دادن و ترساندن و یا ترغیب مردم از رویدادها
یکی از 100000 کودکی که واکسن می زنند دچار فلج دایم خواهند شد.
یک واکسن که کودکان را در مقابل بیماری کشنده ایمن می کند همچنین 0.0001 درصد خطر به وجود آوردن فلج دایم نیز به همراه دارد.
این دو گزاره یکسان است اما جمله اول با ذهن تان کاری می کند که جمله اول نکرده این جمله تصویر یک کودک را به ذهنتان آورده است که دچار فلج دایم شده است. 99999 کودک دیگر که اتفاقی برای شان نیافتده است در پس زمینه محو شده اند.
بیمارانی نظیر آقای جونز با احتمالی 10 درصدی ممکن است در طی چندین ماه اولی که ترخیص می شوند بار دیگر در مورد دیگران اعمال خشونت آمیز انجام دهند.
از هر 100 بیمار مشابه آقای جونز ده نفرشان احتمالا در طی چندین ماه اولی که ترخیص انجام می شود .
دوباره در مورد دیگران اعمال خشونت امیز انجام می دهند.
متخصصانی که احتمال و بسامد را دیدند با احتمال دو برابر ترخیص را رد کردند.
در حدود هزار مورد از قتل هایی که در امریکا صورت می گیرد افرادی انجام داده اند که از نظر روانی بسیار بیمارند و داروهایشان را مصرف نمی کنند .
هزار نفر از 273 ملیون امریکایی سالیانه به این روش می میرند = احتمال کشته شدن سالیانه به دست چنین افرادی در حدود 0.00036 درصد است
هزار امریکایی سالیانه به این روش می میرند که کمتر از یک سی ام افرادی که خود کشی می کنند و یک چهارم تعداد افرادی که از سرطان حنجره می میرند.
می خواهند اجتماع را از خشونت افرادی که از نظر روانی مشکل دارند بترسانند با این امید که این ترس به افزایش بودجه به منظور خدمات سلامت روانی تبدیل شود.
انتخاب طبیعی آیندهنگر نیست
سازگاریهای انسان الزاماً در محیطی غیر از محیط تکاملی سازشیافتگی عملکرد درستی ندارد. انتخاب طبیعی سازگاری هایی همچون لذت از رابطه جنسی و علاقه به فرزندان را در وجود انسان نهادینه کرده است. وجود چنین سازگاریهایی در محیطهای اجدادی به تکثیر ژنها میانجامد. اما انتخاب طبیعی آیندهنگر نیست. انتخاب طبیعی توانایی پیشبینی این مسأله را نداشته که از اواسط قرن بیستم میلادی انسانها از روشهای ضدبارداری استفاده میکنند. شاید تصور شود که حسادت جنسی مردان در شرایطی که همسرانشان از وسایل پیشگیری استفاده میکنند زیانبخش باشد. اما حسادت و مالکیت جنسی مردان در محیطی تکامل یافته که خیانت جنسی زنان خطر سرمایهگذاری پدران بر فرزند مردی دیگر را افزایش میداده است. هیچ مردی با خود نمیگوید: «همسرم از قرصهای ضدبارداری استفاده میکند، بنابراین امکان بارداری او توسط مردی دیگر وجود ندارد.» در عوض در مواجهه با نشانههای تهدیدکننده رابطه دچار برانگیختگی و هیجانات مرتبط با حسادت جنسی میشود.
✍️ علیرضا نیکاختر
@avand_psyche
