en
Feedback
درمحضر پیر بی پیرایه 🌸

درمحضر پیر بی پیرایه 🌸

Open in Telegram
954
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+130 days
Posts Archive
هو ....
امام سجاد علیه السلام
منتظران ظهور امام مهدى سلام الله علیه برترین اهل هر زمان اند. بحارالأنوار منتظران واقعی ظهور در هر کاری امام خویش را حاضر و ناظر می بینند و کاری نمی کنند که باعث ناراحتی او شوند، به همین دلیل بهترین های زمان خود هستند، چون خدا هم از آنها راضی است. @avalinnoor

امام زمان، شاه ولایت و ولی اعظم و عرش اعلی و نقطه ی مرکزی است و تمام عالم را به عرفان وجودی خود راهنمایی می کند.
#پیر_بی_پیرایه
@pirebipiraye از تبلیغ ولایت ائمه اطهار و انتظار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ناامید نشوید و نگذارید دیگران ناامید شوند چون ناامیدی از نور، کفر است زیرا نور خودبخود بخشنده و برخوردارکننده است، تنها باید بگذارید بیاید چشم ها را باز کنید و ببینید آن نور را و خیره بمانید تا خود، همان شوید که می بینید. به یادآورید که او خواهد آمد... او خواهد آمد به همراه مسیح همان احیاگری که مرده را زنده و خفته را بیدار می کند و بیدار را به پرواز در می آورد و در آسمان بالا می برد به یادآورید آن از یاد رفته زندگی بخش را. بر اساسِ وعده های حق بشارت دهید و هشدار دهید و پی در پی به خود متذکر شوید که اگر تذکردهنده و بیادآورنده خود باشید یکی از بالا می آید و به یادتان می آورد و در یادتان می ماند. یادتان باشید منتظر باشید تا نور حقیقت بیاید و همان نور دل در شما حقیقت است. عشق و انتظار و شناخت امام زمان عج الله اگر به آهستگی و به تدریج بیاید یا آنکه به ناگهان و چون برق آسمان متوجه همان سو باشید و توجه خود را از چیزهای دیگر بازدارید که جز نورِ حی هر چیزی بیهوده است و پشیمان کننده. امام را بشناسید که با شناخت او در حقانیت راه او حل می شوید. اتفاق بزرگی در پیش است، با آن هماهنگ شوید چون همه کسانی که با آن نمی خوانند، به سختی هلاک می شوند. آن انقلاب فراگیر چون گردبادی در راه است و بالاخره فرا می رسد و هر چه از جنس خودش نیست را ویران می کند. اکثر مردم به پرستش بت ها و الهه ها و موجودات فرای زمین و جن و دیو و هر موجودی که به او امر شد به انسان سجده کند روی آورده اند با ساختن نمادها و زنده سازی نام باطل به جای نام حق و پرستش مردگان و مدد از جن و ماورا راه بطلان پیش گرفته اند ، شما به آن پشت کنید و به منجی و یار زنده و زندگی آورش بپردازید. او خواهد آمد .... و جهان را پر از عدالت خواهد نمود ... @pirebipiraye

هو...
ما مرّ ذِكرُكَ إلا وابتسمتُ لهُ ‏كأنكَ العيد والباقون أيّامُ صحبتی از تو به میان نیامد الا آنکه لبانم به تبسم گشوده شد گویی تو همچون «عید» هستی و دیگران، باقی روزها شادی المرعبی سلام بر آقایم امام زمان..... صدایم کن.... صدای تو خوبست .... @pirebipiraye

‍ ‍ در محضر پیر بی پیرایه شکم را خالی نگهدارید تا به قلبتان نور معرفت بتابد.... تا میتوانید خدمت کنید به خلق خدا این راه طریق
‍ ‍ در محضر پیر بی پیرایه شکم را خالی نگهدارید تا به قلبتان نور معرفت بتابد.... تا میتوانید خدمت کنید به خلق خدا این راه طریقت راه خطرناکی است، از مو باریکتر و از شمشیر برنده تر است... زمین خورده بلند کنید.... نان دنیا را بخورید و برای آخرتتان کار کنید.... این راه دیوانه هوشیار بیهوش میخواهد. تا عقل معمولی دارید و استدلال نمیتوانید به نتیجه برسید.... شب ها، بخصوص شبهای جمعه را با ذکر و تمرکز و فکر و اوقات خود را با یاد خدا و عبادت خدا بگذرانید.... راه را مستقیم بروید این راه، عشق میخواهد... مواظب باشید که چندین راه جلویتان باز میشود. ندانی کدام راه را بروی بیابان و سنگلاخ است.... #پیر_بی_پیرایه https://t.me/avalinnoor

افتاده به دامم: 🎙جواد مقدم
@pirebipiraye افتاده به‌دامم، چو صیدم به‌پای ادب مست مِی نابِ سبوی امیر عرب هر سحر و هرروز و هرشب؛ به میخانه‌ام زنجیر بیارید! ببینید که دیوانه‌ام علی‌علی حیدر، یاحیدر یاحیدر مدد باده و می و جام بیارید علی ساقی است عالم همه فانی و فانی، علی باقی است آتش تو مولا زجانم شرر می‌کشد کبوتر قلبم به‌سوی تو پر می‌کشد علی‌علی حیدر، یاحیدر یاحیدر مدد ساقیا! خمارم بده جام به‌دستم علی ساقیا بریز می، بریز می، که مستم علی علی! ای نگاه و صدا و کلام خدا علی ای تمامِ تمامِ تمامِ خدا گردش زمین بر مدار نجف ممکن است گرچه همه‌جا هست خداوند، نجف ساکن است علی‌علی حیدر، یاحیدر یاحیدر مدد مِی بزن و مِی نوش! ز جامش بگو: یاعلی نفَس مسیحا بزن تو فقط با علی خاک کف پای غلامش شفا می‌دهد آتش جهنم به اذنش بهشت می‌شود علی‌علی حیدر یاحیدر، یاحیدر مدد @pirebipiraye

@pirebipiraye 🌺🌺 ولادت خجسته حضرت مولی‌الموحدین امیرالمؤمنین علی "ع" و روز پدر را به محضر پیر بی‌پیرایه و همه‌ی سالکان طریق
@pirebipiraye 🌺🌺 ولادت خجسته حضرت مولی‌الموحدین امیرالمؤمنین علی "ع" و روز پدر را به محضر پیر بی‌پیرایه و همه‌ی سالکان طریقت علوی صمیمانه تبریک می‌گوییم. 🌺🌺 @pirebipiraye

@pirebipiraye 🔵فرضیه چهارم: تبانی این طایفه بر جعل و فریبکاری یک فرضیه دیگر می‌ماند، اینکه این طایفه در این ماجرا بر جعل و فریبکاری تبانی کرده باشند. این فرض را نیز نه تنها ایمان شخصی ما به پارسایی و قداست این طایفه، بلکه افزون بر ایمان شخصی ما، شرایط عینی این طایفه رد می‌کند، زیرا هیچ‌گاه در روزگار این طایفه، شیعه‌بودن راهی برای رسیدن به شکوه و مال و جاه و سلطنت و مقام‌های بالا نبوده‌است. تشیّع در درازای این‌مدت همواره راهی به‌سوی شکنجه و زندان و محرومیت و آوارگی و بدبختی بوده و به آنجا می‌انجامیده که زندگی انسان با ترس و خواری و تقیّه در هر نشست و برخاست سپری شود. تشیّع هيچگاه راهی به‌سوی مال و جاه و ثروت نبوده تا این تبانی به‌دست این طایفه در راستای آزمندی انجام شده باشد. @pirebipiraye چه دلیلی دارد خردمندان و بزرگان و دانشمندان این طایفه بر امانتی نادرست تبانی کند با وجود این که تبانی آنان بر این امامت نادرست، گونه‌گونه محرومیت برایشان به‌بار می‌آورد؟ حال آنکه اگر آن بزرگان و دانشمندان و سرشناسان پا از این راه می‌کشیدند و رویه‌ی رسمی آشکار در آن روزگار را همچون مسلمانان دیگر پی می‌گرفتند هر آینه در طلیعه دیگر مسلمانان به‌سر می‌بردند. پس شرایط عینی این طایفه، خود گواه است که وقتی توافق بر اعتقاد به این امامت، سبب گونه‌گونه عذاب و محرومیت می‌شود، بنابراین؛ این توافق تنها می‌تواند برآمده از اعتقادی راستین به این امامت باشد. ✅ به‌این‌ترتیب، همه‌ی آن فرضیه‌های دیگر در نگرِ هر انسانی که از تاریخ این طایفه و تاریخ اسلام در آن هنگام و شرایط عینی پیرامون امام جواد علیه‌السلام آگاه باشد پذیرفتنی نیست. پس تنها یک فرض باقی می‌ماند که با واقعیت همخوانی است و آن اینکه: امام جــواد "علیه‌السلام" امام راستین است. 💙 📘
برشی از کتاب: امامان اهل بیت علیهم‌السلام؛ ص ۶۳۸- ۶۴۲
پایان @pirebipiraye

. @pirebipiraye 🔵فرضیه سوم: روشن‌نمودن مفهوم امامت نزد شیعیان فرضیه دیگری می‌ماند که امام و امامت نزد این طایفه مفهوم نبوده‌است و آنان امامت را فقط یک زنجیره‌ی نسبی و وراثتی می‌پنداشته‌اند و نمی‌دانسته‌اند که امام کیست و ارزش امام چیست و امام چه شرایطی دارد؟ ✅ واقعیت میراث حدیثی متواتر و پرشماری که از امیر مؤمنان "ع" تا امام رضا "ع" درباره شرایط امام و آثار امام و نشانه‌های امام جریان داشته، این فرضیه را نیز رد می‌کند. تشیّـع به‌طور اساسی بر مفهوم الهی و ژرف امامت بنیان گرفته است. این روشن‌ترین و بدیهی‌ترین و نخستین مفهوم از مفاهیم تشیع است، اینکه امام انسانی است که در معارف و اخلاق و سخن و کردار خود یکتا و بی‌همتاست. این مفهوم بنیادی تشیع است که از دوره امیر مؤمنان علیه‌السلام تا دوره امام رضا ع، هزاران حدیث نوید آن را داده‌اند. بتدریج همه‌ی خصوصیت‌ها و همه‌ی جزئیات در ذهنیت این طایفه روشن شده، حتی برخی خصوصیات ثانوی. @pirebipiraye ❇️ راوی درباره ماجرای امامت امام جواد "ع" می‌گوید پس‌از درگذشت امام رضا "ع" به مدینه رفتم تا از جانشین ایشان جویا شوم. گفتند: جانشین ایشان در روستایی نزدیک به مدینه است. سوی آن روستا رفتم و داخل شدم. در آنجا خانه‌ای بود متعلق به امام موسی‌بن جعفر "ع" که بر اساس وراثت به فرزندان و نوادگان ایشان رسیده بود. می‌گوید: دیدم خانه لبالب از مردم است. یکی‌از برادران امام رضا "ع" را دیدم که در صدر مجلس نشسته بود. اما مردم در میان خود می‌گفتند: این مرد امام پس‌از امام رضا ع  نیست. زیرا ما از امامان علیهم‌السلام شنیده‌ایم که امامت پس‌از حسن و حسین علیهما‌السلام به هیچ دو برادری نمی‌رسد. همه‌ی جزئیات و خصوصیت‌های نسبی و معنوی نزد این طایفه روشن و مشخص بوده است. بنابر این واقعیت میراث حدیثی متواتر و قطعی که از امامان پیشین ع جریان داشته این فرضیه را نیز رد می‌کند. @pirebipiraye ادامه دارد...

. @pirebipiraye 🔵 فرضیه دوم: ساده‌لوحی شیعیان، به‌گونه‌ای که فریب این امامتِ زودهنگام را خورده‌اند. فرضیه‌ای دیگر می‌ماند و آن اینکه سطح علمی و فکری این طایفه در آن هنگام حدّی بوده که متوجه این موضوع نشده‌اند. یعنی سطح فکری و عقلی و روحی این طایفه به‌گونه‌ای بود که امکان داشته آنان امامت یک کودک را باور کنند، حال‌آنکه او واقعاً امام نبوده است. این نیز از فرضیه‌هایی است که واقعیت تاریخی این طایفه و سطح علمی و فقهی ایشان آن را رد می‌کند. این طایفه را امام باقر ع و امام صادق ع برجا گذاشته‌اند و بزرگترین مکتب اندیشه اسلامی در سراسر جهان اسلام در میان آنان بوده است. مکتبی که از دو نسل پی‌درپی  شکل می‌گرفت، نسل شاگردان امام صادق ع و امام کاظم ع و نسل شاگردانِ شاگردان امام صادق ع این دو نسل در عرصه‌های فقه و تفسیر و کلام و حدیث و اخلاق و در همه شاخه‌های شناخت اسلامی در رأس این طایفه قرار داشته‌اند. بنا براین ممکن نیست فرض کنیم سطح فکری و علمی این طایفه درحدی بوده که متوجه چنین موضوعی نشده‌اند. طایفه‌ای که چنین مکتبی که قبله‌ی اندیشه اسلامی، در همه عرصه‌های شناخت بوده داشته است، ممکن نیست از چنین پنداری فریب بخورد یعنی بپندارد که یک کودک امام است حال آنکه امام نیست. @pirebipiraye شاید ممکن باشد کسی بپندارد مردی دانشمند و برجسته و آگاه و مطلع که پنجاه یا شصت‌سال سن دارد، می‌تواند به دروغ گروهی از مردم را متقاعد کند که امام است زیرا به درجه والایی از دانش و شناخت و هوشمندی و آگاهی شناخته شده درحالی‌که امام نیست، ولی در هر حال امکان ندارد این فرض درمورد کسی که به ده سالگی نرسیده تصور شود. 💢چگونه ایشان می‌توانسته این طایفه را متقاعد کند که امام است حال‌آنکه آشکارا پیش روی آنان می‌زیسته است؟ آن هم طایفه‌ای که یکی از مکتب‌های فکری کلان در جهان اسلام را در آن روزگار داشته است، مکتبی که بخش‌هایی از آن در کوفه و بخش‌هایی از آن در قم و بخش‌هایی از آن در مدینه بوده است، مکتبی که در شهرهای بزرگ جهان اسلام گسترده شده بوده و همه‌ی بخش‌های آن مستقیما با امام جواد علیه‌السلام در ارتباط بودند و از ایشان بهره می‌بردند و سؤال می‌کردند و از هر گوشه و کنار اموالی را ازطرف شیعیان سوی ایشان منتقل می‌کردند. ممکن نیست بپنداریم چنین مکتبی از حقیقت کودکی که امام نیست ناآگاه باشد . @pirebipiraye ادامه دارد ...

۱ 💙دهم رجب‌المرجب سال ۱۹۵ قمری امام جواد علیه‌السلام به دنیا آمدند و کودکی خردسال بودند که به امامت رسیدند. شهید آیت‌الله محمدباقر صدر با دلایل و استدلالات محکم به اثبات این ماجرا پرداخته‌اند. @pirebipiraye اثبات امامت زودهنگام امام جواد(ع) به وسیله شهید صدر شهید آیت‌الله سیدمحمد باقر صدر در سخنرانی ۲۹ذیقعده ۱۳۸۸قمری، با ردّ فرضیه‌های موجود درباره امامت ایشان، اینگونه درباره امامت زودهنگام آن حضرت فرموده است: 💙امام جواد(ع) همو که خداوند متعال مقدر فرمود تا وجود هُـمامش درطول زندگی اهل‌بیت علیهم‌السلام دلیل و برهانی باشد بر درستی عقیده‌ای که ما درباره اهل‌بیت علیهم السلام به آن ایمان داریم. پدیده‌ای که با این امام پدیدار شد، آن بود که ایشان به امامت رسید؛ حال آنکه هنوز در سنً کودکی بود؛ براين اساس که تاریخ، اتفاق و اجماع دارد که وقتی پدر ارجمند امام جواد(ع) درگذشت، ایشان بیش از هفت سال سن نداشت. این بدان معناست که ایشان پیشواییِ طایفه شیعه را ازنظر روحی و دینی و علمی و فکری به‌عهده گرفت، حال‌آنکه بیش از هفت سال نداشت. اگر این پدیده را که برای نخستین بار در زندگی امامان علیهم السلام در امام جواد ع نمود یافته، بر اساس حساب احتمالات بررسی کنیم، هر آینه درخواهیم یافت که پدیده به‌تنهایی کافی است تا حقانیت خطی را که امام جواد ع نمایندگی می‌کرد، بپذیریم؛ زیرا چگونه ممکن است با پیش‌فرضی جز پیش‌فرض امامت واقعی بتوانیم به کسی بنگریم که بیش از هفت سال سن ندارد و در عین‌حال، پیشوایی این طایفه را در همه زمینه‌های روحی و فکری و فقهی و دینی به عهده گرفته است؟! 🔵 فرضیه نخست: امامت واقعی امام جواد "ع" در این موضوع جای این فرضیه نیست که بگوییم این کودک به وضوح نزد این طایفه آشکار نبوده است؛ زیرا پیشوایی در اهل‌بیت علیهم‌السلام به این صورت نبوده که پیشوا در میان نیروهای امنیتی و ارتش و ابهت پادشاهان و شکوه سلطنتی به سر برد و اینها میان پیشوا و رعیت خود را ببندند. این پیشوایی برای یک دعوت سر‌ّی همچون دعوت‌های صوفیه یا فاطمیه هم نبوده که رهبر دعوت، در میان پایگاه‌های دعوت پوشیده نگه‌داشته شود، تا مثلاْْ فرض کنیم این رهبر از چشم رعیت خود پنهان بوده، ولی در عین‌حال، باز رعیت به او ایمان داشته‌اند. امام اهل بیت علیهم‌السلام پیشِ روی این طایفه آشکارا به سر می‌برده و این طایفه با همه طبقات خود در مسائل دینی و قضایای روحی و اخلاقی‌اش مستقیما با امام تعامل داشته‌اند. وقتی مأمون امام جواد علیه‌السلام را به بغداد آورد، امام پافشاری کرد که مأمون بگذارد ایشان به مدینه بازگردد. او هم گذاشت ایشان بازگردند. امام جواد ع به مدینه بازگشت و بقیه عمر خود، یا بیشتر عمر خود را آنجا سپری کرد. بنابراین امام جواد ع بیشتر عمر خود، یا همه‌ی عمر خود را در صحنه گذراند و آشکارا پیش ِ روی مسلمانان زیست؛ پیش ِ چشم طبقات مختلف مسلمانان، که شیعیان مؤمن به پیشوایی و امامت ایشان هم در آن میان بودند. پس این فرضیه که امام جواد ع پیش روی مسلمانان و به‌ویژه پیش روی طایفه خود آشکار نبوده، برخلاف طبیعت رابطه‌ای است که از آغاز میان امامان اهل‌بیت علیهم‌السلام و پایگاه‌های مردمی ایشان در میان مسلمانان شکل گرفته است. به‌ویژه اگر بیفزاییم که امام جواد ع خصوصا ازسوی مأمون خلیفه در کانون توجه بوده‌است. در همان داستانی که خود می‌دانید. ادامه دارد... @pirebipiraye

sticker.webp0.18 KB

@pirebipiraye 🔵 تــوبـــه‌‌ی عجیب تکان‌دهنده و درس‌آموز بهـلول نبش‌کننده قبــرها (نَـــبّاش) ⚠️🔴⚠️برای همه‌ی کسانی‌که اشتباهات و گناهان بزرگی داشته‌اند و نمی‌توانند خود را ببخشند...
🎤محمدهادی اصفهانی ♦️المحاضرات فی‌النجف الاشرف
 🕰 زمان: ٢٠ دقيقه ✅درس‌های سلوک عملی برای تأمل و همرسانی به دیگران @pirebipiraye

sticker.webp0.48 KB

  ✅️خواستند شیعه تکانی بخورد.   @pirebipiraye ✴️«زیارت جامعه کبیره» کلمات عجیبی است. بدون اغراق به شما عرض بکنم که تمام کلماتی که ما در متون درمورد امام شناسی داریم، لااقل می‌توانیم بگوییم که این زیارت مکمل آنها است. اگر این زیارت نباشد، واقعاً خیلی از مقامات ائمه را ما متوجه نمی‌شویم. زیارت جامعه کبیره کلماتی دارد که بنده به آنها واقف نیستم و فقط نقل قول می‌کنم. خدا کند که همه‌ی ما مَحرم این حرف‌ها بشویم. این‌ها کلماتشان مثل قرآن است. در قرآن می‌گوید: «لا یَمَسُّهُ الاّ المُطَهَّرُونَ». باید طهارت باطنی باشد تا آدم این کلمات را متوجه شود. می‌خواهم این‌طور بگویم که اگر بعضی از فرازهای جامعه کبیره را کسی بفهمد، ممکن است وجودش منشأ خوارق عادات بشود. «أنتُم الصِّراطُ الأقْوَم و السّبیل الأعْظم و شُهَداءُ دارِ الْفَناءِ و شُفَعاءُ دارِ الْبَقاءِ و الرّحْمَةِ الْمَوصُولَة» این‌جا رحمت موصوله را اگر کسی بفهمد، دیگر اصلاً همه چیز حل می‌شود.   ✴️ائمه نتوانستند همه‌چیز را بگویند. هروقت می‌بینید یک کسی دشمنی می‌کند، این دشمنی به جهل و عدم شناخت و شناخت ناقص او برمی‌گردد. اگر آدم این‌ها را بشناسد، نمی‌تواند دشمنی کند. شما ملاحظه بفرمایید که ائمه حتی بین دوستانشان هم تقیه کردند و بعضی چیزها را نگفتند. حضرت سجاد سلام الله علیه می‌فرماید که اگر من بعضی چیزها را به این مردم بگویم، من را به بت پرستی متهم می‌کنند. در زیارت جامعه کبیره هم خیلی چیزها را در یک قالب‌هایی گفته‌اند که به دست اهلش برسد. اگر هیچ چیز نمی‌گفتند، ما خیلی محروم می‌شدیم. بنابراین باید یک چیزهایی را بگویند ولو سربسته که به دست اهلش برسد. یک استادی داشتم که می‌فرمودند: «پرده از جمال ائمه برداشته نشد؛ مخصوصاً از حضرت جواد، حضرت هادی و حضرت عسکری علیهم السلام». فلسفه‌ی زیارت جامعه به این دلیل بود که لازم بود شیعه تکانی بخورد. شوخی نیست که: «خَلَقَکُم اللهُ أنواراً فَجَعَلَکُم بِعَرْشِهِ مُحدِقینَ».   ✴️ این زیارت را برای فهمیدن بخوانید.   @pirebipiraye ما عادت کرده‌ایم همه چیز را برای ثوابش انجام دهیم. استادی داشتم که می‌گفت: شما برای فهمیدن بخوانید، ثواب به پای خودش می‌آید. این بد شده که ما این‌جور بارآمده‌ایم. یعنی الان می‌خواهیم عمره برویم، اولین چیزی که در ذهن خطور می‌کند ثواب است. اعتکاف می‌رویم اولین چیزی که خطور می‌کند ثواب است. اعتکاف فلسفه‌اش چیست؟ اعتکاف از عَکَفَ مشتق است، عُکوف یعنی یک‌جا ایستادن. اعتکاف رمزش این است که شما همیشه پیش خدا بمانید. حج هم رمزش همین است. عمره رمزش دور خدا چرخیدن است، اما ما همه را برای ثوابش انجام می‌دهیم. آن استادم می‌گفت: اگر آدم در تابستان برای خنک‌شدن وضو بگیرد، وضویش باطل است، اما اگر برای خدا وضو بگیرد هم خنک می‌شود و هم عملش صحیح است. ثواب ما را بیچاره کرده است.   ✴️زیارت جامعه را برای فهمیدن بخوانید. این جمله ها عرشی است. اصلاً ببینید «و الرحمة الموصولة» یعنی چه؟ از خدا بخواهید که خدایا! با طهارت باطنی به من بفهمان. برای همین هم هست که علما به شرح زیارت جامعه کبیره اهتمام ورزیده‌اند. من دوست داشتم مرحوم امام راحل یک شرح می‌نوشتند به زیارت جامعه. ✴️زیارت جامعه را علما شرح کرده‌اند. مرحوم مجلسی اول شرح کرده است، پدر علامه‌ی مجلسی، که امامی که باج به فلک نمی‌داد، در حق او می‌فرماید: شیخ ارباب معرفت؛ مولانا محمدتقی مجلسی.   ✴️شرح دیگری که خیلی ممتاز است، برای آقاسید حسین همدانی درودآبادی است که «الشموس الطالعة فی شرح زیارت الجامعة» نام دارد. ایشان همشاگردی میرزا جوادآقا ملکی تبریزی و از شاگردان ملا حسینقلی بوده است. البته شرح ایشان بسیار مشکل است و اگر کسی عرفان نظری نخوانده باشد، از همه جای این شرح بهره‌مند نمی‌شود.   ✴️شرح دیگر «الأنوار اللّامِعَة» برای مرحوم سید عبدالله شُبّر نجفی است که آن هم شرح خوبی است. این کتاب اگر دم دست باشد، برخی از مشکلات را حل می‌کند.   ✴️یک کتاب دیگری که در شرح زیارت جامعه کبیره از معاصران نوشته شده است، کتاب «ادب فنای مقربان» است از حضرت آیت الله جوادی آملی که امیدواریم ایشان این شرح را به پایان برسانند. @pirebipiraye

sticker.webp0.41 KB

@pirebipiraye 🔺موضوع: مبحث تأویل 🎙گوینده: استاد سید تاج‌الدینی ▫️زمان ارائه: ۲۷ آذر ۱۴۰۴ مباحثی که در این فایل صوتی می‌شنوید، پیشاپیش متن نوشتاری آن را در کانال فرستادیم و اکنون متن شنیداری آن تقدیم می‌گردد. تعریف و چرایی تأویل، تأویل در قرآن و عرفان و حکمت و فلسفه، انواع تأویلات، منشأ، سیر تکاملی و مبانی تأویل کردن، اقسام تأویل و شرایط آن. 🔴لطفاً برای امانتداری، فایل صوتی و فرسته‌های نوشتاری را فقط با لینک کانال همرسانی بفرمایید.🔵 🔸این فایل ارزش چندبار شنیدن و تأمل دارد. @pirebipiraye

۵🔴 شماره: 5️⃣ @pirebipiraye «در تأویل تطبیقی، روح‌ معنا به مصادیق متعدد جاری و‌ تطبیق داده می‌شود، که باز هم نیازمند اجتهاد و‌ احتیاط است». کتب تفاسیر عرفانی مشحون از اینگونه تآویل است؛ به این دلیل که عرفا و اهل‌الله قرآن را با احوال شخصیه‌‌ی خودشان ارتباط می‌‌دهند و آیات را بر جان و نفْس خودشان حمل می‌‌کنند. لذا به سمت تطبیق آیات می‌‌روند. ❇️چند موضوع و محور از نوع تأویل‌های تطبیقی که عرفا انجام می‌دهند: @pirebipiraye ۱. صدرایین و اهل‌الله آیاتی را که مربوط به «جهاد بیرونی» و با دشمن خارجی است به «جهان درونی» و با نفس معنا می‌کنند. مثلاً آیه‌ی ۲۴ طه می‌فرماید : «اذهب الی فرعون انّه طغیٰ» وقتی عارف این را می‌خواند، فرعون را به نفسانیتش معنا می‌کند که دائماً در حال طغیان و جولان است. ۲. عارف با توجه به احوال شخصیه و وارداتی که دارد، آیات آفاقی را به آیات انفسی معنا می‌کند. ۳. آیاتی در قرآن داریم که مربوط به اشخاص است. اگر این آیات فقط درباره‌ی ایشان باشد، با مرگِ آن‌ها، آیه نیز نسـخ شده و کاربردی نخواهند داشت. آقایان این آیات را که می‌خوانند، تطبیقشان می‌‌دهند با بحث‌های انفسی و باطنی؛ فرعون مُرد، ولی تفرعن زنده است. این را تطبیق و مقارنه می‌‌گویند. در واقع آن معانی و ویژگی‌‌ها و خصوصیات را در مصداق اصلی جاری کرده و سَریان می‌‌دهند. البته کار سختی است و باید احتیاط کرد. شرایط تأویل: مؤوّل باید شرایطی داشته باشد که ۲ شرط را ذکر می‌‌کنیم: ۱. «آشنایی کامل با ضوابط و قواعد تأویل»؛ به این معنا که باید تفسیر، ادبیات، تاریخ و علوم موردنیاز را بداند. این شرط، «شرط لازم» است؛ اما کافی نیست. ۲. «مساس با قرآن»؛ به این معنا که برای استفاده و ورود به قرآن کریم و رهیابی از عالم «لفظ به معنا» و از عالم «معنا به عالم حقایق»، مؤوّل به مَحرمیّت و طهارت باطنی نیازمند است. این شرط، «شرط کافی» برای ورود به تأویلات قرآنی است که انّه لقرآن کریم فی کتاب مکنون لا یمسّه الّا المطهرون. ❇️ نکته‌ی پایانی: با همه‌ی این تفاسیر، امروزه نزدیک به هزار تفسیر سراسری از کل قرآن نوشته شده است. اگر صرفاً تفسیر سراسری قرآن را لحاظ نکنیم و تفسیر سوره‌ها و بخش‌هایی از قرآن را هم لحاظ کنیم، بیش از ۳ هزار تفسیر نوشته شده است. اما «ان القرآن یأتی یوم‌القیامة بِکراً». خداوند ان‌شاءالله همه‌ی ما را از برکات قرآن کریم بهره‌مند بگرداند. اللهم صل علی محمد و آل محمد. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. @pirebipiraye

۴🔴. شماره: 4️⃣ @pirebipiraye اما چگونه؟ گفتیم که عرفا و صدراییون روشی برای تأویل دارند. آن روش این است که امور زائد و ویژگی‌‌های مادی و صوری عالم مادی را حذف و رها می‌کنند. هر کلمه‌ در عالم ماده معنایی دارد. وقتی می‌خواهند معنای آن را در عوالم بالاتر جستجو کنند یا به آن لفظ عمق دهند، ویژگی‌های صوری و مادی کلمه را رها کرده و از آن‌ها انصراف حاصل می‌کنند. زیرا در حقیقت، این زوائد از موضوعٌ له خارج است؛ ولی چون ما ارتکازی عمومی داریم و به آن عادت کرده‌ایم، هرگاه لفظ به ذهنمان می‌آید، ویژگی‌ها و خصوصیات مادی آن نیز به ذهنمان می‌آید. مؤوّل، همه‌ی این‌ها را رها می‌کند تا به اطلاق کلام دسترسی پیدا کند. سپس لفظ را بر اساس آن اطلاق در طبقات هستی معنا می‌کند. در واقع مؤوِّل مصادیق را به نحو اشتراک معنوی و با تشکیک (شدت و ضعف) به هم ربط می‌دهد. ❇️مثال: وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ (حجر:۲۱) خزائن جمع خزینه (:گنجینه) است. وقتی این را به عالم مثال می‌بریم، از وزن، مقدار و جرمش انصراف حاصل می‌کنیم. وقتی که از عالم مثال به عالم عقول بردیم، صورتش را هم سلب و صرف می‌کنیم. ❇️مثال: اِنباء (:خبر دادن) در این عالم فرآیندی دارد؛ مانند فعل و انفعالات مغزی و حرکت تارهای صوتی و جنبش لب‌ها و ... اما اِنباء در عوالم برتر با القاء پیام است؛ نه صوت و حرف و لفظ. - اگر ما این تأویل طولی را -که به معنای «به عمق و‌ ژرفا رفتن برای یافتن لایه‌ها، وجوه و سطوح معنایی» است- خوب درک کنیم، خواهیم دانست که همه‌ی روایات ظَهر و بطن، مربوط به همین قسم از تأویل است. ۲. تأویل عرضی: بر خلاف تأویل طولی (که روح معنای واحد در سطوح متفاوت و با مصادیق مختلف امتداد یافته و انصراف از زوائد کلام و ویژگی‌‌های عالم ماده حاصل می‌شود)، تأویل عرضی «چند معنایی یک لفظ واحد» است؛ یعنی با چند معنا که از جنس و سنخ هم نیستند مواجهیم. در واقع در بحث تأویل طولی با اشتراک معنوی مواجه بودیم؛ اما در تأویل عرضی با چند معنایی یک لفظ واحد به اشتراک لفظی سروکار داریم. به همین خاطر، کاری سخت، پر مخاطره و احتیاط‌آمیز است. —چگونه می‌توانیم یک لفظ با معانی متفاوت داشته باشیم؟ —ارجاع می‌دهیم به بحثی در علم اصولِ [فقه] که جمعی از اصولیین معاصر به این معتقدند که لفظی در اکثر از معنای واحد استعمال شود. تأویل عرضی نوعاً با استناد به این مبنا کاربرد دارد. @pirebipiraye مثال: آیه‌ی «الله الصمد». یک معنای صمد، مصمود الیه است (یعنی کسی که به او پناه برده می‌شود). معنای دیگر لا جوفَ له است (یعنی چیزی که جوف ندارند و خالی نیست). این دو معنا بسیار متفاوتند و هر دو معنا در روایات مطرح شده است. مثال: آیه‌ی «مالک یوم الدین». «دین» به معنای جزا، انقیاد و مجموعه‌ی قوانین و احکام مطرح شده است. این تأویلات نمایانگر این نکته‌‌اند که یک واژه در تأویل عرضی ظرفیت و تاب چندمعنایی را دارد و هر واژه‌ای اینگونه نیست. —چرا تأویل عرضی صورت می‌گیرد؟ —به‌این‌خاطر که در قرآن واژگانی داریم که ایـهام دارند و چند معنا بر آن‌ها مترتب است. گاهی واژگانی داریم که ابـهام دارند؛ یعنی نوعی پیچیدگی در آن‌ها وجود دارد. این نوع واژگان که تحمل معانی متعدد را دارند، ما را به سمت تأویل عرضی می‌برد. —آیا همه‌ی معانی که در تأویل عرضی به‌دست می‌آید مراد شارع یا متکلم است؟ —بلـه؛ زیرا علم، کلام و اراده‌ی خدا و اسماء و صفات او بی‌نهایت است. پس همه‌ی معانی را از ابتدا اراده کرده است و همه‌ی معانی‌ای که انسان‌ها از باب تطابق نسختین و عالمین و از باب تدبر در قرآن کریم می‌گیرند، مراد شارع و متکلم است؛ به دلیل: قل لو کان البحر مداداً لکلمات ربّی، لنفد البحر قبل ان تنفد کلمات ربی. این که در روایتی فرمودند: «...یَا جَابِرُ لَیْسَ شَیْ ءٌ أَبْعَدَ مِنْ عُقُولِ الرِّجَالِ مِنْ تَفْسِیرِ الْقُرْآنِ إِنَّ الْآیَةَ یَکُونُ أَوَّلُهَا فِی شَیْءٍ وَ آخِرُهَا فِی شَیْءٍ وَ هُوَ کَلَامٌ مُتَّصِلٌ مُتَصَرِّفٌ عَلَی وُجُوهِ» مربوط به همین تأویل عرضی است. و شاید علت نهی از تأویل و مذمّت آن در بعضی از روایات، مرتبط با همین قسم از اقسام تأویل باشد. از این روی که کاری مخاطره‌آمیز و نیازمند اجتهاد است و مؤوّل باید جانب احتیاط را رعایت کرده، اشتباه را در فهم خود محتمل بداند. لذا کسانی که تأویل عرضی در قرآن کریم دارند، انتهای مطالب خود می‌نویسند «الله اعلم» و جملاتی از این قبیل. ۳. تأویل تطبیقی (جَرْی): انتقال از یک امر خاص و‌ جزئی به یک امر خاص و‌ جزئی دیگر. می‌توان گفت که تأویل تطبیقی از جنس «تداعی معانی» است. یعنی ما آیه‌ای از قرآن را می‌خوانیم و از باب مقارنه با چیز دیگری که با او مطابقت، سنخیت و جنسیت دارد، تداعی معانی صورت می‌گیرد. ادامه دارد... @pirebipiraye

. شماره :3️⃣ @pirebipiraye مهم‌ترین مبانی تأویل: ۱. مبنای هستی‌شناختی: یعنی رسیدن به لایه‌های طولی در طبقات سه‌گانه‌ی هستی*. ۲. مبنای انسان‌شناختی (تطابق عالمین و‌ نسختین): چون انسان و قرآن هردو دارای بطونی هستند، از باب انطباق و تطبیق بین این دو عالم یا از باب تطابق بین آفاق و انفس این بحث‌های تأویلی مطرح می‌شود. ۳. مبنای متن‌شناختی: ذو وجوه بودن، هویت زبانی و مفاد معرفتی‌داشتن قرآن از جمله‌ی شاخص‌هایی است که در مبنای متن‌شناختی می‌توان به آن‌ها پرداخت. ۴. مبنای زبان‌شناختی: مؤوّل برای فهم مراد متکلم و رسیدن به مقصود او، از ظاهر کلام ظهورگیری می‌کند. کلام ظهوری بدوی دارد که از معنای الفاظ و دلالت آن‌ها شروع می‌شود. سپس کلام به ظهور حقیقی می‌‌رسد که -به تعبیر علامه- ظهور حقیقی و وجود عینی و خارجی اشیاء است. در مبنای زبان‌شناختی، نکته‌ی قابل توجهی وجود دارد که «الفاظ برای ارواح معانی وضع شده‌اند»؛ به این معنا که برای هرکدام از مسائل ملکوتی و جبروتی و لاهوتی و ... لفظی جداگانه جعل نشده است؛ بل همان لفظی که در عالم ناسوت قرار داشته و قرارداد شده را به عوالمی منتقل می‌کنیم که از جنس این عالم نیستند. یعنی الفاظ برای مفاهیم عامه وضع شده‌‌اند. به این نکته خیلی توجه دارند که لفظی که برای ارواح معانی است، برای همه‌‌ی مفاهیم عامه جعل شده است. و این مفهوم عامه را نمی‌خواهند از دست بدهند. منتها می‌برند به عالم خاص خودش در عوالم بالاتر و از از زوائد کلام انصراف حاصل می‌کنند. @pirebipiraye ۵. مبنای معرفت‌شناختی: قرآن کریم برای همه‌ی مردم نازل شده است و دو نوع مخاطب دارد: مخاطب عام و مخاطب خاص (راسخان در علم و اولوالالباب). فهم ظاهر قرآن سهم عوام بوده و امکان فهم عمیق قرآن برای خواص وجود دارد. ۶. مبنای روش‌شناختی: با پالایش زبان عرفی صورت می‌گیرد که البته تکنیک‌هایی دارد. دو تکنیک رایجش «تفسیر شریعت به شریعت» و «تفسیر شریعت به طریقت و حقیقت» است. * حکمای سینوی به دو جهان ماده (ناسوت) و معنا (عالم عقول یا جبروت) باور داشتند؛ اما شیخ اشراق عالَمی بین این دو را به‌عنوان «عالم مثال» (یا خیال منفصل) معرفی کرد و حکمای بعداز او هم نظر او را تلقی به قبول کردند. اقسام تأویل: که گرانیگاه و‌ مرکز ثقل بحث تأویل است: ۱. تأویل طولی: مؤوّل درصدد این است که روح معنایی واحد را در سطوح و طبقات مختلف هستی با مصادیق متعدد جاری و ساری کند. یعنی یک معنای واحد وجود دارد که از لفظ انتزاع می‌شود. مؤوّل، روح این معنا (نه خودش) را در همه‌ی طبقات هستی سیر و امتداد می‌دهد و در همه‌ی عوالم جاری می‌کند. از عالم ماده به عالم مثال و از عالم مثال به عالم عقول (عالم حقایق). @pirebipiraye

۲🔴. شماره: 2️⃣ منشأ تأویل: @pirebipiraye خاستگاه تأویل را باید در سایه‌سار وجود نازنین پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم (ع) جستجو کرد که با صحابه‌ی باطنی ایشان آغاز شده و به نسل‌های بعدی انتقال یافت. سیرتحولی و تکاملی تأویل: ما در حوزه‌ی‌ علوم با فقدان امری مهم مواجهیم و آن «سیر تاریخی و تطورات تکاملی علوم و مسائل هر علم» است. ما معمولاً نسبت به‌نقاط عزیمت (سرچشمه‌ها)، نقاط عطف و تحولاتی که در علوم و مسائل هر علم به وجود آمده بی‌توجهیم. در بحث تأویل تا جایی که ما بررسی کردیم، تطورات بدین صورت است: تفسیر تستری (نقطه‌ی عزیمت) ⇽ اللُّمع ابی نصر سراج ⇽ حقایق التفسیر سُلَمی ⇽ قوت‌القلوب ابوطالب مکی ⇽ لطایف الاشارات قشیری ⇽ مشکات‌الانوار، جواهرالقرآن و‌ احیاء العلوم غزالی ⇽ تفاسیر اشاری ابن عربی ⇽ تفسیر المحیط الاعظم سید حیدر آملی ⇽ تفسیر و‌ مفاتیح‌الغیب ملاصدرا ⇽ المیزان علامه طباطبایی و ... تفسیر تُستَری، تفسیر گزیده‌ای از آیات است که به عرفان عملی پرداخته و در تفسیر بعضی از آیات به مباحث نظری نیز پرداخته است. تستری (شوشتری) اولین کسی است که با رویکرد تأویلی، برداشت‌هایش از آیات را با توجه به عقاید اولیاء و صوفیه‌ متقدم بر خودش ارائه کرده است. اللمع ابی سراج دائرة المعارفی است از معارف اهل عرفان و معنا. ابی سراج در این کتاب، علم تأویل را تاحد خوبی تعالی و رشد داده است. حقایق التفسیر سلمی بالکل در عرفان عملی است. در مقدمه‌ کتاب نوشته شده مطالبی که ذیل آیات می‌گویم، سینه به سینه از امام صادق علیه‌السلام به ودیعت گرفته‌ام. کتب غزالی، نقطه‌ی عطفی در این علم است. تفسیر ابن عربی به‌خاطر شهرت او نیاز به تعریف ندارد. او می‌گوید که ۹۵ جلد در تفسیر قرآن نگاشته، اما اثری از این آثار او به‌دست نیامده است. با این‌حال دانشمند سوری «محمود محمود الغراب» مطالب تفسیری محی‌الدین را از آثار او استخراج نموده و با عنوان «رحمة من‌الرحمن» در ۴جلد منتشر کرده است. تفاسیر بعد از محی‌الدین، در حقیقت تفاسیر وجودی و بر مبنا و ممشای نظریه‌ی وحدت وجود محی‌الدین نگارش یافتند. مفاتیح‌الغیب ملاصدرا، گویا مشاهَدات و تجارب عرفانی اوست و حتماً باید به آن رجوع کرد. مبانی تأویل: برخی از مخالفین تأویل یا اهل نظر -که ورود صحیحی به بحث تأویل ندارند- گمان می‌کنند که تأویل، کاری است ذوقی یا ادبی و مؤوّلان سعی می‌کنند برداشت ذوقی‌شان را بر آیات و احادیث تحمیل کنند. درصورتی‌که مبانی تأویل نشان‌دهنده ‌ضابطه‌مندی و منظم‌بودن تأویل است. شاید مهم‌ترین دلیل طرح بحث «مبانی تأویل»، نمایش ضوابط برای دفع اشکال مطرح‌شده باشد. پایه‌های بنای بحث تأویل بر دو قسمند: مبانی مشترک و مبانی اختصاصی (که مؤوّلان با توجه به رویکردشان در بحث تأویل اتخاذ کرده‌اند). @pirebipiraye