en
Feedback
• Arshia Amin Javahery

• Arshia Amin Javahery

Open in Telegram

Designer x Music Producer instagram.com/unarshia

Show more
999
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-3030 days
Posts Archive
Vaseh Aberooye Mardomet Bejang.mp311.31 MB

زیر پرچم سه رنگ واسه پرچم سفید مادرم دعا می‌کرد پدرم می‌جنگید قلبمون اون روزا این‌همه ترک نداشت دلمون شور می‌زد دستامون نمک ن
زیر پرچم سه رنگ واسه پرچم سفید مادرم دعا می‌کرد پدرم می‌جنگید قلبمون اون روزا این‌همه ترک نداشت دلمون شور می‌زد دستامون نمک نداشت

این‌ سیاهی نویدِ "نور" بود؟ نانی که از اشک آید، حرامتان!
این‌ سیاهی نویدِ "نور" بود؟ نانی که از اشک آید، حرامتان!

شفا نمی‌ده مرهمت شفا نمی‌ده مرهمت شفا نمی‌ده مرهمت

قلبت شکست از بس که دستت بی‌نمک بود قلبت شکست از بس که دستت بی‌نمک بود قلبت شکست از بس که دستت بی‌نمک بود

برای یار نادیدهٔ قدیمی زادروزت نیک 🧡 @ItArshia
برای یار نادیدهٔ قدیمی زادروزت نیک 🧡 @ItArshia

آخرین پیشکش من به محسن چاوشی؛ فردا

نبخش مرتکبانت را نبخش مرتکبانت را نبخش مرتکبانت را

دنبال تو با قد کمون اومده مادر بالای سرت سینه‌زنون اومده مادر..

چو زندان بشکستید، همه شاه و امیرید.

به هر مسافری که جز من از لب تو سهم داشت بگو جهان جدید نیست بگو فقط گناه داشت اگر به من نمی‌رسید و این زمان مدید نیست

ای درخت آشنا شاخه‌های خویش را     ناگهان کجا     جا گذاشتی؟ یا به قول خواهرم فروغ: دست های خویش را در کدام باغچه عاشقانه کاشتی؟ این قرارداد          تا ابد میان ما            برقرار باد: چشم‌های من به جای دست های تو من به دست تو آب می‌دهم تو به چشم من         آبرو بده من به چشم های بی‌قرار تو قول می‌دهم: ریشه‌های ما به آب شاخه‌های ما به آفتاب می‌رسد ما دوباره سبز می‌شویم

photo content

خنكي مثل دَم دَماي بهار خنكي مثل نم نم بارون خنكي مثل بستني خوردن وسط ظهر داغِ تابستون تازه اي مثل ميوه ي نوبر مثل انگور مست شهريور تازه اي مثل اوّلين بوسه عشق من! عشق اوّل و آخر! شاه ديوونه هاي زنجيري! شاعرا صف به صف سواراتن رنگ و وارنگِ حوض نقّاشي! همه گنجشكا خواستگاراتن تشنه ام تشنه ي يه پيك شراب تشنه ام تشنه ي يه جرعه سراب تشنه ام مثل رخت روي طناب تشنه ي تشنه ام خرابِ خراب وقتي مي شكست چارستون دلم مثل چوب خدا صدا مي داد عشق من! بي لباي تو دهنم مزّه ي آش پشت پا مي داد هنوزم ذرّه ذرّه هاي تنم واجبه پيش پات قيام كنن مژه هام روبه روت صف مي كشن كه به نوبت به ات سلام كنن بغلم كن به ام شراب بده به سئوال شبم جواب بده هوس پرتقال كُشت منو به منم حقّ انتخاب بده مثل يه گولّه برفْ آبم كن نَفَست مثل خواب من گرمه تا سرم روي سينه هاي توئه خاطرت جمعْ بالشم نرمه

واسم رخت عزا تن کن..
واسم رخت عزا تن کن..

دریاب که از روح جدا خواهی رفت در پرده اسرار فنا خواهی رفت می نوش ندانی از کجا آمده‌ای خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت

‏که بنده نه آینده‌ای دارم ‏و نه دیگر گذشته‌ای مانده