en
Feedback
دومان

دومان

Open in Telegram

دومان یعنی مه‌آلود، غبار‌آلود پیام ناشناس: https://t.me/BiChatBot?start=sc-321972-lQvNuAR لینک پیامای ناشناس‌مون https://t.me/doumnpech

Show more
1 541
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
از آن مردهایی نبود که وقتی گریه می‌کردم قربان صدقه‌ام برود و نازم را بکشد اما بعد از هر بار اشک ریختنم، تعداد موهای سفیدش زیاد می‌شد. #مریم_یعقوبی @doumn

از یه سری مفاهیم نباید فرار کرد که شاید ربطی به محیط هم نداشته باشن دقیقا مثل وجود خودمون تو این دنیای بی‌ثبات که آخر سردرگمیه و روانشناسی بهش می‌گه «اضطراب»! #مریم_یعقوبی @doumn

بابابزرگ می‌گفت که آدما انقدر از وجود خودشون به دیگران می‌بخشن تا یه روزی و یه جایی، روحشون زودتر از جسمی که دارن تموم می‌شه؛ اما روح که تموم نمی‌شه؛ روح همیشه هست، توی یاد آدما، توی قلبشون و شاید حتی قاب عکسی که سالی یه بار از روی طاقچه برداشته و سر سفره هفت‌سین گذاشته می‌شه. ما همیشه زنده‌ایم. حتی وقتی که مرده باشیم. 📚 جشن شیدایی #عرفان_موسوی @doumn

گفت: چون شب درآید، شاد شوم که مرا خلوتی بُود بی‌تفرقه. 📚‏⁧ تذکره الأولياء ⁩ @doumn

ما کی از خواب خوش مستی پریدیم!؟ @doumn

گذشته حواس پرت بود، وقتی که داشت می‌گذشت و می‌رفت و رد می‌شد، ندید که ما زیر صندلی‌ عقب قایم شد‌ه‌ایم. #فیک @doumn

دروغ گفتن به کسی که مورد اعتمادشی مثل سیگار کشیدن تو دوره‌ی جوونیه، شاید یه مدت بتونی با دلایل مختلف پنهانش کنی اما یه روزی ریه‌های پوسیدت رسوات می‌کنه! #حنا_بیات @doumn

از وقتی خودم را شناختم حرف‌های عجیبی در موردم می‌زدند. خواهرم داد می‌زد: نگاهت شبیه فشنگ کلاشینکف است! برادرم با چشم‌هایی بسته می‌گفت: صدایت، آخ که صدایت، مانند نوای مسلسل تکرار می‌شود، و پدرم هر شب به رنگ خاکی پوستم خیره می‌شد. اما شبی مادرم مثل آغوش سربازی جنگی روی نارنجک بی‌ضامن مرا بغل کرد؛ که لعنت به جغرافیای نطفه‌ات، پسرم چهره‌ات به جنگ رفته است. #مریم_یعقوبی @doumn

یه فیلمی بود شخصیت اصلی فیلم از هر رابطه‌ای که داشت یا هرجایی که رفته بود یه یادگاری برداشته بود، حتی دستمال کاغذی‌های استفاده شده یا لیوان‌های کاغذی که رد رژ روشون مونده. اتاق‌ش پر بود از این آشغال‌های به ظاهر برای خودش دوست داشتنی و همین هم باعث شده بود گذشته‌ش همیشه جلوی چشم‌ش باشه و آدم‌ها بهش بگن دیوونه! دیدن همچین آدمی شاید براتون مسخره یا حتی عجیب باشه ولی بعضی از ماها هم دست کمی از اون آدم نداریم با این تفاوت که اون گذشته‌ش رو به طور فیزیکی توی اتاق‌ش جمع کرده بود و ما خاطره‌های بد و شکست‌هامون رو دائم به یاد میاریم. در آخر اون همه‌ی وسایل رو دور ریخت اما خاطرات که دور ریختنی نیستند، اون‌هارو تا کی قراره به دوش بکشیم؟ #فاطمه_خورسند @doumn

فراخای جهان سرشار از آزادی و شادی‌ست اگر این دیو و این دیوار‌ که می‌بندد ره دیدار، بگذارد. #محمدرضا_شفیعی‌کدکنی @doumn

مثل لغزش اشک بر گونه، عبور ابری از روی خورشید، سکوت میان ساعت‌ها سخنرانی، چه ناپایدار بود لبخندهایمان. #مریم_یعقوبی @doumn

اینم لینک خرید نسخه‌ فیزیکی برای کسایی که علاقه دارن

فروشگاه اینترنتی آنلاین بوک سیتی - مشخصات، قیمت و خرید نوه ی https://onlinebookcity.com/DetailProduct-%D9%86%D9%88%D9%87-%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-146602 این لینک خرید کتابه اگه نمیتونی خودت سفارش بدی @Sinadarwishm سینا برات انجام میده پولو کارت به کارت کن اون همه کارو میکنه تا زمانی که کتاب به دستت برسه شاید مشکلی پیش بیاد

کتاب📚 نوه ی جناب سرهنگ #سجاد_صابر @hafez_kamangir

قرار بود امشب زودتر بخوابم تا وقتی که شنیدم: کجای این شب تاریک، به روی ماه، در بستی؟ شب به خیر. @doumn