en
Feedback
«مهستان»؛ موشکافی خبر!

«مهستان»؛ موشکافی خبر!

Open in Telegram

«مهستان»؛ موشکافی خبر کانال تلگرامی پایگاه «اخبار مهستان» رسانه‌ی مستقل تحلیلی و خبری akhbaremahestan.ir کانال «بله»: @akhbaremahestan ارتباط با ادمین: @Akhbaremahestan1404 شماره مجوز: ۸۵۹۸۳

Show more
923
Subscribers
-224 hours
+37 days
+3730 days

Data loading in progress...

Attracting Subscribers
September '26
September '26
+10
in 4 channels
August '26
+96
in 10 channels
Get PRO
July '26
+150
in 16 channels
Get PRO
June '26
+85
in 9 channels
Get PRO
May '26
+16
in 5 channels
Get PRO
April '26
+15
in 2 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+47
in 4 channels
Get PRO
January '26
+93
in 9 channels
Get PRO
December '25
+176
in 18 channels
Get PRO
November '25
+163
in 12 channels
Get PRO
October '25
+279
in 8 channels
Get PRO
September '250
in 1 channels
Get PRO
August '250
in 0 channels
Get PRO
July '25
+33
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
08 September0
07 September0
06 September+1
05 September+1
04 September+1
03 September0
02 September+2
01 September+5
Channel Posts
🔸توهم پولی؛ چرا این‌بار کارگران ایرانی فریبش را نمی‌خورند؟ مهستان؛ سجاد بیاضی: در علم اقتصاد رفتاری، «توهم پولی» (Money Illusion) به تمایل انسان‌ها برای فکر کردن بر حسب ارزش اسمی پول اشاره دارد، نه ارزش واقعی آن. مفهومی که نخستین‌بار توسط اروینگ فیشر در دهه ۱۹۲۰ صورت‌بندی شد و بعدها جورج آکرلوف و رابرت شیلر (هر دو برنده نوبل اقتصاد) در کتاب مشهور «ارواح حیوانی» آن را یکی از پایه‌های اصلی نوسانات اقتصاد کلان دانستند. مصداق ساده‌اش این است: کارگری که حقوقش ۳۰ درصد افزایش می‌یابد، حتی اگر تورم ۴۰ درصد باشد (یعنی قدرت خریدش واقعاً کاهش یافته)، اغلب این افزایش را به‌عنوان یک «خبر خوب» تجربه می‌کند؛ ذهن انسان به‌طور طبیعی روی عدد روی فیش حقوقی تمرکز می‌کند، نه روی چیزی که آن عدد واقعاً می‌تواند بخرد. نکته مهم این است که این توهم، در اقتصادهای با تورم متوسط و باثبات، نقش یک ضربه‌گیر اجتماعی را ایفا می‌کند. پژوهش‌های روان‌شناسی اقتصادی (از جمله کار مشترک الدار شفیر، پیتر دایموند و آموس تورسکی) نشان داده مردم عموماً تمایل دارند کاهش تدریجی و نامحسوس قدرت خرید را تحمل کنند، اما نسبت به کاهش آشکار و اسمی حقوق (حتی به همان میزان) واکنش شدیدتری نشان می‌دهند. به همین دلیل، در اقتصادهای باثبات، کارفرمایان و دولت‌ها ترجیح می‌دهند به‌جای کاهش دستمزد اسمی، اجازه دهند تورم به‌آرامی ارزش واقعی آن را کاهش دهد؛ روشی که مقاومت اجتماعی کمتری برمی‌انگیزد. چرا این توهم در ایران به‌سرعت رنگ می‌بازد سؤال محوری این نوشته این است: چرا این ضربه‌گیر روانی در اقتصاد امروز ایران، برخلاف بسیاری از اقتصادهای تورمی دیگر، عملاً کارایی خود را از دست داده است؟ پاسخ را باید در دو ویژگی ساختاری اقتصاد ایران جست‌وجو کرد. نخست، بی‌ثباتی شدید و آشکار نرخ ارز. در اقتصادهای باثبات، نرخ ارز خارجی چیزی است که مردم به‌ندرت پیگیری می‌کنند. اما در ایران، نرخ دلار به یک شاخص روزمره و همگانی تبدیل شده که هر شهروندی، فارغ از رشته تحصیلی یا شغلش، آن را دنبال می‌کند. وقتی نقطه مرجع ارزش پول (دلار) خودش هرروز و گاه هرساعت در حال تغییر است، ذهن نمی‌تواند روی یک عدد اسمی ثابت «قفل» شود؛ دقیقاً برخلاف آن سازوکار روان‌شناختی که توهم پولی به آن متکی است. دوم، و مهم‌تر، ماهیت تورم غذایی. بر اساس تازه‌ترین گزارش مرکز آمار ایران، تورم نقطه‌به‌نقطه خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها در مرداد ۱۴۰۵ به ۱۲۷.۵ درصد رسیده است -تقریباً دو برابر نرخ تورم عمومی کشور (۶۹.۹ درصد). گروه‌های خاصی مثل روغن با تورم نقطه‌ای ۲۵۸ درصد و گوشت قرمز و ماکیان با ۱۴۴.۶ درصد، در صدر این جهش قرار دارند. خرید مواد غذایی، برخلاف اجاره‌بها یا قبض برق که سالانه یا فصلی تنظیم می‌شود، یک تجربه هفتگی و حتی روزانه است. این یعنی کارگری که هر هفته برای خرید نان، گوشت و روغن به بازار می‌رود، به‌طور مستقیم و بی‌واسطه شاهد فرسایش قدرت خریدش است -نه از طریق یک شاخص آماری انتزاعی، بلکه از طریق فیش خرید هفتگی خودش. نمونه اول: مذاکرات دستمزد ۱۴۰۴، آینه شکست توهم تجربه اخیر تعیین حداقل دستمزد ۱۴۰۴ نمونه‌ای دقیق از این پدیده است. حداقل دستمزد کارگران که در سال ۱۴۰۳ با ۳۵.۳ درصد افزایش تعیین شده بود (در حالی‌که همچنان با هزینه واقعی زندگی فاصله داشت)، برای سال ۱۴۰۴ سرانجام با ۴۵ درصد افزایش به تصویب رسید -رقمی که رسماً بالاتر از نرخ تورم اعلامی وقت (۳۵ درصد) بود و از سوی معاون وزیر کار به‌عنوان «اقدامی مثبت در جهت افزایش قدرت خرید» توصیف شد. نکته جالب اینجاست: با وجود اینکه این افزایش، طبق تعریف کلاسیک، باید توهم پولی مثبتی ایجاد می‌کرد (چون عدد اسمی از نرخ تورم رسمی هم بالاتر بود)، واکنش رسانه‌ای و کارگری تقریباً بلافاصله این‌طور بود: «اگر تورم کنترل نشود... این افزایش دستمزد، به‌سرعت اثرگذاری خود را از دست خواهد داد.» این جمله، دقیقاً نقطه مقابل توهم پولی است؛ یعنی کارگران و نمایندگانشان از همان لحظه تصویب، عدد اسمی را نه یک دستاورد، بلکه یک عدد موقت و در حال فرسایش تلقی کردند. ادامه یادداشت را در سایت «اخبار مهستان» بخوانید. @Akhbare_mahestan

2
‍ #با_تاریخ 🔸مسئله کردستان (بخش دوم) مهستان؛ مذاکرات و گفتگوهای هیئت اعزامی شورای انقلاب سرانجام به ایجاد شورای سنندج منتهی شد. در آن شورا که مرکب از یازده نفر بود، دو تن از اعضای فدائی‌ها و کوموله، سه تن از شخصیتهای قدیمی منطقه و یک دکتر داروساز بنام ابراهیم شاه‌غیبی و پنج تن دیگر عضویت داشتند. شورای شهر از فروردین ۵۸ تا آذر ماه همان سال که ما به کردستان رفتیم فعالیت داشت. در سنندج پاره‌ای از اعضای کوموله یا فدائی‌ها که از زمان زندان در رژیم شاه با من آشنا بودند، از عملکرد مثبت آن شورا یاد می‌کردند و مردم هم از شورای تشکیل شده راضی بودند. ولی هر صورت فضای کردستان برغم آرامش ظاهری، فضای نظامی بود و نیروهای چپ در کوهستانها و پاره‌ای مراکز استراتژیک تسلط داشتند و بطور کلی جو کردستان در دست آنها بود و بر نیروهای مرکزی تفوق داشتند. در تیرماه سال۵۸، اوضاع کردستان به شدت وخیم شد تا به آنجا که با فرمان مرحوم امام خمینی، تعداد زیادی نیروهای مسلح مردمی به سمت کردستان روانه شدند. حرکت این نیروهای مردمی به سمت کردستان، تا حدودی اوضاع را به نفع نیروهای مرکزی تغییر داد و تا حدودی آرامش برقرار شد و متعاقب آن آقای خلخالی به کردستان رفت و عده‌ای از مالکین و فئودالهای کردستان را و شاید برخی عناصر مسلح چپ را اعدام کرد که باعث کینه گروههای مسلح شده بود و در مجموع فضای کردستان آتش زیر خاکستر بود... برگرفته از کتاب نیم قرن خاطره و تجربه خاطرات عزت‌الله سحابی #خاطرات @Akhbare_mahestan
61
3
‍ 🔸دو زلزله سیاسی در یک انتخابات محلی 🔹آیا دومینوی سقوط مرتس آغاز شده است؟ مهستان؛ مصطفی پهلوانی: اولریش زیگموند چهره جدید سیاست آلمان است. رهبر جوان حزب آلترناتیو برای آلمان (AFD) در ایالت زاکسن-آنهالت که حالا در آستانه تشکیل نخستین دولت این حزب است. دولتی که اهمیت آن نه فقط در کنار زدن حزب دموکرات‌مسیحی (CDU) پس از دو دهه حکومت بر این ایالت است، بلکه تشکیل نخستین دولت راست افراطی در آلمان پس از جنگ جهانی دوم بیش از پیش آن را مهم می‌کند. نام او که مانند بسیاری دیگر از اعضای این حزب در جوانی عضو حزب راست میانه CDU بوده است، از زمان افشای نشست پوتسدام بر سر زبان‌ها افتاد. جلسه‌ای با حضور ۲۵ نفره از شخصیت‌های راست افراطی ازجمله AFD که در اواخر سال ۲۰۲۳ در ویلای یک تاجر معروف محافظه‌کار برگزار و در آن سیاست‌ها و آینده این جریان به بحث گذاشته شد. بی‌جهت نیست که نشریه اشپیگل او را به عنوان خطرناک‌ترین سیستمدار کنونی آلمان معرفی کرده است؛ حزب AFD ایالت زاکسن-آنهالت در فهرست گروه‌های افراطی پلیس این ایالت قرار دارد. شاید به این دلیل که اعضای AFD در ایالت‌های شرقی آلمان عمدتا از رهبران مرکزی حزب تندروتر و صریح‌تر هستند. اعضای حزب در انتخابات ۲۰۲۵ با معرفی آلیس وایدل به عنوان نامزد پیشنهادی صدراعظمی تلاش کردند تا تصویر سنتی که رسانه‌ها از آنها نشان می‌دهند را بشکنند. وایدل زنی همجنسگراست که با یک مهاجر و اهل سریلانکا خانواده تشکیل داده و با دو فرزندشان در سوئیس زندگی می‌کنند. اما زیگموند ۳۶ ساله، ترجیح می‌دهد به مثابه یک پوپولیست تصویرش را در کنار همسر و دخترش سوار بر موتور آبی‌رنگ زیمسون بسازد. حرکتی که البته به مذاق خانواده یهودی زیمسون که کارخانه‌شان در حکومت نازی‌ها مصادره شده، خوش نیامده است. زیگموند البته در مسیر ترقی به سوی یک رهبر، باید ابتدا مقام نخست‌وزیری ایالت خود را به دست آورد. تقریبا قطعی است که AFD در انتخابات دیروز، حدود ۴۴ درصد آرا را به دست آورده است و با توجه به ورود احزاب کوچک به پارلمان محلی، نمی‌تواند به تنهایی دولت تشکیل دهد. در آلمان از زمان جنگ جهانی دوم طبق قاعده نانوشته «دیوار آتش»، هیچ حزبی با احزاب راست افراطی ائتلاف نمی‌کند. با این حال، از چندی پیش حزب چپ‌گرای BSW به همکاری با این حزب تمایل نشان داده است. BSW انشعابی است از حزب چپ‌ها (Die Lienke) به رهبری خانم زارا واگنکنشت که نسبش به حزب کمونیست آلمان شرقی می‌رسد. واگنکنشت با اینکه خود از پدری ایرانی و مادری آلمانی متواد شده، اما مواضعش در مورد مهاجرت به اندازه AFD افراطی است. طبق آخرین گزارش‌ها، BSW توانسته از حداقل ۵ درصد برای حضور در پارلمان ایالتی عبور کند و می‌تواند پارتنر مناسبی برای AFD باشد. اگر «دیوار آتش» بشکند، این دومین زلزله سیاسی در آلمان خواهد بود. این اتفاق البته برای رهبری BSW بدون هزینه نیست اما نزدیکی این دو حزب به روسیه که این روزها در مخالفت با ارسال سلاح برای اوکراین تبلور یافته، آنها را بیش از پیش به هم نزدیک می‌کند. از سوی دیگر نیز CDU که با رای کمی بیش از ۱۸ درصد در جایگاه دوم انتخابات قرار گرفته، علاقه‌ای به تشکیل یک دولت متنوع و ضعیف را ندارد. به این ترتیب، یک هفته پس از تنش دیپلماتیک میان آلمان و روسیه بر سر داستان نقش روس‌ها در نقشه حمله پهپادی به فرودگاه لایپزیگ، اکنون پوتین ممکن است یک ابزار قوی‌تر برای مهار آلمان پیدا کرده باشد. دو هفته بعد دو انتخابات ایالتی دیگر در آلمان برگزار خواهد شد که می‌تواند موقعیت دولت فردریش مرتس را از هم ضعیف‌تر کند. به خصوص که در یکی از آنها یعنی برلین ائتلاف حاکم درست مثل دولت فدرال، با رهبری دموکرات‌مسیحی‌ها و همکاری سوسیال‌دموکرات‌ها تشکیل شده است. رهبران AFD امیدوارند که انتخابات دیروز به دومینوی پیروزی‌های این حزب و سقوط مرتس تا کریسمس منجر شود. به خصوص که رهبر حزب دموکرات‌مسیحی طبق نظرسنجی‌ها عنوان نامحبوب‌ترین صدراعظم تاریخ آلمان را از آن خود کرده است؛ نشانه‌ای از شکست سیاست مناقشه‌برانگیز مرتس که بر مبنای آن با اجرای برنامه‌های سخت‌گیرانه در مورد پناهجویان، به دنبال رای بدنه اجتماعی AFD بود. در واقع این سیاست تنها به راست‌گراتر شدن فضای افکار عمومی آلمان و تضعیف احزاب مرکزگرای چپ و لیبرال منجر شده و مانعی بر روند سقوط محبوبیت او و حزبش ایجاد نکرده است. هر چند دولت‌های آلمان معمولا تا پایان دوره خود پایدار هستند، اما یکی از استثناها به یک سال پیش برمی‌گردد که طی آن دولت اولاف شولتس صدراعظم چپ‌گرای سابق با فشار احزاب راست نتوانست دوره خود را به پایان برساند و به انتخابات زودهنگام تن داد. حال باید دید محافظه‌کاران حاکم چقدر می‌توانند در برابر فشار راست افراطی مقاومت کنند. @Akhbare_Mahestan
488
4
‍ #با_تاریخ 🔸مذاکرات با برخی اعضای گروه G3 مهستان؛ لازم بود برای تعدیل مواضع اعضای گروه G3 بعد از بیانیه تهران اقداماتی انجام شود. در مورد امریکا تلاش مستقیمی نداشتیم، چون علاوه بر اینکه امریکا دشمن آشتی‌ناپذیر محسوب می‌شد، اجازه‌ای هم برای مذاکره با مقامات آن کشور وجود نداشت. بویژه آنکه نومحافظه‌کاران در دولت بوش بسیار تند و گستاخانه رفتار می‌کردند. ولی در کنار امریکا، کشورهایی نظیر استرالیا و کانادا و تا حدی ژاپن و کره‌جنوبی هم بودند که ما با آنها مذاکره می‌کردیم و حتی گاهی آنها را تحت فشار سیاسی قرار می‌دادیم و به محدود کردن روابط اقتصادی تهدید می‌کردیم که تا اندازه‌ای هم موثر بود. برای نمونه، من به استرالیا و ژاپن سفر کردم و وزرای امور خارجه و نفت هم با مقامات کره جنوبی مذاکره کردند. در سفر به استرالیا، به وزیر امور خارجه آن کشور گفتن دلیل فشار شما به ما چیست؟ ما که در توانمندی هسته‌ای به نقطه غیرقابل بازگشت رسیده‌ایم. گفت: غیرقابل بازگشت؟! گفتم بله، ما اگر فردا تعلیق را بشکنیم، هم قادریم UF6 را تولید کنیم و هم توان غنی‌سازی را داریم. بسیار تعجب کرد تا جایی که دو نوبت سوال را تکرار کرد. برگرفته از کتاب امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای خاطرات حسن روحانی #خاطرات #برنامه‌ـ‌هسته‌ای @Akhbare_mahestan
131
5
‍🔸تفاهم‌نامه اسلام‌آباد در مسیر برجام؛ نانِ آجر خارجی و آب دعوای داخلی مهستان؛ هفته‌ها از بر هم خوردن تفاهم اسلام‌آباد می‌گذرد.موشک‌هایی که  به مسیر جنوبی تنگه هرمز شلیک شدند چنان موثر بودند که در کمتر از چند ساعت آمریکا از تفاهم‌نامه خارج شود، معافیت‌های تحریمی ایران را لغو کند و کل مذاکرات در این مورد تعلیق شود. در همه هفته‌های اخیر هم رفت و آمد میانجی‌ها نتوانسته طرف آمریکایی را به بازگشت به تفاهم‌نامه قانع کند. ایران بعد از چند هفته مناقشه سیاسی و ابهام، سرانجام لزوم بازگشت به تفاهم اسلام‌آباد را مبدل به موضع رسمی خود کرد اما در طرف آمریکایی فعلا هیچ تمایلی دیده نمی‌شود. کار از هگست به دست بسنت افتاده و اعلام جنگ اقتصادی و تحریم‌های مجدد سکه رایج این روزها شده است. فشارهای شدید اقتصادی، تهدید به حمله به جزایر، انتظار برای شورش داخلی در ایران و در نهایت تغییر نام تنگه هرمز در سوشال تروث ترامپ اجزای عملکرد دولت ترامپ در قبال ایران هستند. اجزایی که نشان از هیچ راهبرد مشخصی ندارند اما روشن است که حداقل فعلا نشانه عدم تمایل دولت ترامپ به بازگشت به تفاهم‌نامه است. در سیاست داخلی ایران اما داستان تفاهم‌نامه تمام نشده است. در رسانه‌های اصولگرایان رادیکال هنوز بانیان تفاهم زیر ضرب حملات تند قرار دارند. تفاهم‌نامه اجرا نشده خسارتی بی‌پایان توصیف می‌شود و هر حرکتی از سوی معماران آن، تحرکات بانیان تفاهم توصیف و با بدبینی نگریسته می‌شود. حتی محاصره تپه علی الطاهر توسط اسرائیل آن هم چند هفته بعد از بر هم خوردن تفاهم‌نامه! به انعقاد آن نسبت داده می‌شود. این داستان بی‌شباهت به ماجرای برجام نیست. برجام هم توافقی در سیاست خارجی ایران بود که با مناقشات داخلی بسیار به سرانجام رسید. این توافق البته که عمری بیش از تفاهم‌نامه داشت و 2 سالی به ایرانیان مزه زندگی بدون تحریم را چشاند. اقتصاد از رکود محض خارج شد و روزهایی از ثبات حداقلی در افق آشوب‌زده حیات اقتصادی ایران مشاهده شد. برجام را به قدرت رسیدن ترامپ به باد داد و او با یک فرمان اجرایی در اردیبهشت ماه 1397 از آن خارج شد تا روزها و سالهای سختی برای ایران آغاز شود. دالان دوزخی که هنوز هم پایانی ندارد. برجام را آمریکا در اردیبهشت 1397 پایان داد اما اصولگرایان رادیکال تا سالها دست از سر معماران آن برنداشتند. حسن روحانی حتی بعد از پایان دولتش از تیررس آن‌ها خارج نشد. علی لاریجانی برای سالهایی خانه نشین شد و اصلاح‌طلبان زیر فشارهای بی‌‌پایان از همان زمان در سیاست حاشیه نشین‌تر شدند. برجام برای سیاست خارجی ایران نان نشد. سهل است که نانش هم به آجر مبدل شد اما برای طیف اصولگرایان رادیکال آب گوارایی برای منازعه و مناقشه شد. این روند اصولگرایان رادیکال اما رویکردی اندیشیده شده و یک طراحی سیاسی ماهرانه است. آن‌ها با ایجاد فضای سنگین سیاسی  و حملات متعدد رسانه‌ای خطوط قرمز جدید در سیاست ایران می‌سازند، با رقبا تسویه حساب می‌کنند و به خصوص سایر اصولگرایان را از حمایت بدنه اجتماعی این جریان محروم می‌کنند. از سوی دیگر نشان می‌دهند که هر قصدی برای مصالحه در سیاست خارجی عاقبتی جز حذف در سیاست داخلی ندارد و هر کس مصالحه جویی کند به سرنوشت روحانی و لاریجانی گرفتار می‌شود. لاریجانی که تا پیش از آن که برای سخت‌ترین ماموریت منتهی به شهادت فراخوانده شود، خانه نشین بود و با امضای بنده خدا در پی دلایل رد صلاحیتش به شورای نگهبان نامه‌نگاری می‌کرد. @Akhbare_mahestan
600
6
‍ 🔸قنات- ۱ مهستان؛ نیوشا طبیبی‌گیلانی:پدیدهٔ تاب‌آوری، با سرشت تمدن ایران پیوند خورده است. مهم‌ترین سازه‌‌های موثر بر زیست جمعی و تاریخی ما، به دست نیاکان ما و برای ادامه زندگی در این فلات خشک و بیابان‌های لم‌یزرع آن بنا نهاده شده‌اند که در نهایت به برپایی یکی از بزرگترین امپراتوری‌های تاریخ در حاشیهٔ کویر انجامیده است. این واحد جغرافیایی و سیاسی و تاریخی، یکی از قدیمی‌ترین کشورهای همچنان زنده جهان است. راز و رمز این پایداری و بقای این سرزمین، علی‌رغم تفاوت‌های قومی و فرهنگی را باید در ظرایف سنن ایرانی و تاسیسات تمدنی این سرزمین جست. آنچه که جهان را در ایام اخیر به حیرت انداخته اجماع تمامی ایرانی‌ها گرداگرد میهن است و توان تاب‌آوردن در مقابل حملهٔ قدرتمندترین ارتش‌های جهان. آنها که از این واکنش مردم ایران حیرت زده شده‌اند، غالباً اطلاعی از پیشینه این مردم و این سرزمین ندارند. در این سلسله یادداشت‌ها برآنیم که با بررسی بعضی از سازه‌های تمدنی و سنت‌های ایرانی، ریشه‌های تاب‌آوری تاریخی و دوام آوری ملت و سرزمین ایران را در یکی از سخت‌ترین اقلیم‌های جهان، بکاویم. از سوی دیگر به این پرسش پاسخ دهیم که چرا پیوند بین اقوام ایرانی ناگسستنی است و رویای تجزیه ایران خوابی است که هرگز محقق نخواهد شد. قنات را مهمترین سازهٔ تمدنی ایران می‌دانند. این پدیده که ابداع نیاکان ماست، از ایران به اقصی نقاط عالم - از مکزیک تا ژاپن - رفته و به این ترتیب اگر آن را باارزش‌ترین هدیه تمدن ایرانی به جهانیان بدانیم، گزاف نگفته‌ایم. قنات سبب ریشه دواندن حیات و پا گرفتن تمدن در این سرزمین شده است. مروری اجمالی به ما نشان می‌دهد که تمدن‌های بزرگ که مواریث ماندگاری خلق و نقشی به سزا در اعتلای حیات بشری ایفا کرده‌اند، غالباً از کنار رودخانه‌های بزرگ یا بر ساحل دریاها پاگرفته‌اند. آب به عنوان مهم‌ترین نیاز آدمی برای تامین غذا و یک‌جا نشینی نقش بسیار مهمی در برآمدن شهرها و پدید آمدن امپراتوری‌ها داشته و دارد. ابتکار حفر مسیری در زیر زمین از سفره‌های آب در ارتفاعات تا دشت‌های خشک کم ارتفاع، مسیر رشد و تثبیت تمدن در این سرزمین را گشود. قدیمی‌ترین قناتی که تاکنون شناسایی شده، قنات قصبه گناباد در خراسان رضوی است که تا امروز هم آب زمین‌های کشاورزی آن نواحی را بدون مصرف یک لیتر سوخت یا یک کیلووات برق، تامین می‌کند. قنات قصبه گناباد ویژگی‌های شگفت انگیز دیگری هم دارد که به موقع خود آنها را بررسی خواهیم کرد. شیوهٔ شناسایی مسیر قنات و چگونگی حفر این پروژه‌های عظیم باستانی حاوی نکات قابل تاملی از میزان هوش و ابتکار و فن‌آوری مورد استفاده ایرانی‌های قدیم است. مقنیان، مهندسان باستانی آب، به درجه‌ای از مهارت رسیده بودند که با مزه کردن خاک، نظر افکندن بر پوشش گیاهی و حتی گوش سپردن به صداهای زیر زمین یا تکنیک‌های دیگر قادر به تشخیص منبع آب بودند. احداث قنات معمولاً از مادر چاه آغاز می‌شد. این چاه به منزلهٔ گمانه‌زنی برای رسیدن به سفرهٔ آب زیر زمینی در نواحی مرتفع‌تر و آبگیر بود. پس از آن حفر قنات از سوی مظهر، یعنی مقصدی که می‌خواستند آب را به آنجا برسانند تا مادرچاه آغاز می‌شد؛ به این مسیر کورهٔ قنات می‌گویند. این کوره باید با شیبی محاسبه شده و دقیق به سوی مادرچاه حفر شود. محاسبه این شیب عمل دقیقی است که از نسبت ارتفاع مادرچاه به مظهر قنات به دست می‌آید. در طول مسیر ده‌ها یا حتی صدها چاه دیگر در فواصل منظم برای تخلیه خاک و همچنین ورود و خروج هوا حفر می‌شود. این چاه‌ها از روی زمین و از آسمان به صورت خطی ممتد از حفره‌ها دیده می‌شوند. وقتی بر بالای دشت‌های ایران پرواز می‌کنید، می‌توانید بسیاری از این رشته‌ها را ببینید. پروژهٔ حفر یک قنات امکان داشت که قرن‌ها یا دست‌کم دهه‌ها به طول بیانجامد، ولی مقنی‌ها نسل اندر نسل دست از کار نمی‌کشیدند و با آنکه می‌دانستند ممکن است هرگز پایان کار را در طول حیات خود نبینند ولی وظیفهٔ خود را انجام می‌دانند. شرح تامین مالی پیوسته هر پروژهّ احداث و نظام وقف و نذر خود حدیث مفصل و بی‌نظیری از شگفتی‌های تاریخ و سنت ایرانی است. قنات‌ها بیشتر به صورت شرکت‌های تعاونی اداره می‌شده‌اند و هزینهٔ احداث و لایروبی و نگهداری آنها هم توسط مردم و شرکاء تامین می‌شده است. #گنج_پنهان @akhbare_mahestan
541
7
‍ 🔸«علی طاهر» و تفاهم‌نامه؛ ایران چگونه باید از اهر‌م‌های فشار محافظت کند؟ مهستان؛ وضعیت در تپه‌های علی‌ الطاهر در جنوب لبنان برای حزب‌الله بحرانی شده و بنا به گزارش‌ها برخی از تونل‌های فرعی به دست نیروهای اسرائیلی افتاده است. علی الطاهر بنا به نظر عمده تحلیلگران، نقطه استراتژیکی محسوب می‌شود که تسلط بر آن می‌تواند نیروهای حزب‌الله را به شهر نبطیه عقب براند؛ اتفاقی که کار نیروهای اسرائیلی را برای به عقب راندن شیعیان عضو مقاومت و حزب‌الله تا ضاحیه جنوبی بسیار راحت تر می‌کند. اما این سلسله وقایع در صورت وقوع چه معنایی برای وضعیت جنگی در ایران خواهد داشت؟ در جنگ چهل‌روزه با فعال شدن حزب‌الله در جبهه شمالی اسرائیل، بخشی از پدافند و توان نظامی آن مصروف خنثی کردن تهدیدات نظامی این حلقه از محور موصوف به مقاومت شد و بدون تردید به دردسری بزرگ برای اسرائیل در جنگ چهل روزه تبدیل شد، به نحوی که در روزهای انتهایی جنگ ضریب اصابت پرتابه‌های هم ایران و هم حزب‌الله روبه افزایش بود و طبیعتا بخش قابل توجهی از این عملیاتها با اتکا به تونل‌ها و تجهیزاتی بود که در تونل‌های این بلندی‌ها طی دهه‌ها پیش ایجاد شده بود. تپه‌هایی که مشرف بر مناطق شمالی اسرائیل و تحرکات نظامی آن‌ها بود و از دست دادن چنین نقطه استراتژیکی به معنای از دست رفتن بخش قابل توجهی از توان عملیاتی حزب‌الله علیه اسرائیل است. امری که در واقع عملیات نظامی را به عمق لبنان می‌کشاند و عملاً اسرائیل را از تهدیدی جدی در جبهه شمالی‌اش خلاص می‌گرداند و پس از آن با تمرکز کامل بر ایران می‌تواند اهداف خود از آن را پی بگیرد. آیا ایران می‌تواند با اتکا به موشک‌ها و پهپادهایش از پیشروی اسرائیل جلوگیری کند؟ یا آنطور که طرفداران تز مقابل این نظر عنوان می‌کنند آیا پایبندی به تفاهم‌نامه می‌توانست نتانیاهو را از پیشروی در عمق لبنان منع کند؟ پاسخ هر دو سوال منفی است. نه موشک و نه تفاهم‌نامه هیچ‌کدام نمی‌توانست مانع پیشروی ارتش فوق پیشرفته اسرائیل شود. در واقع این خود نتانیاهوست که به صراحت به این سوال پاسخ می‌دهد: تنها کسی که پس از هفت اکتبر به تغییر چهره خاورمیانه فکر می کرده است خود او بوده است و هدف نهایی‌اش کشاندن درگیری به ایران بوده است. اما او زیرک‌تر از آن بود که مستقیماً به سراغ ایران بیاید، بلکه پیش از آن می‌بایست حلقه آتشی که بنا به ادعای او با کمک ایران پیرامون تل‌آویو را گرفته بود به عقب براند و در این مسیر از ضعیف‌ترین حلقه یعنی مقاومت فلسطین و گروه حماس آغاز می‌کند. پس از تضعیف جدی حزب‌الله و ترور نصرالله و بخش اعظم فرماندهان گروه رضوان و یک ماه تمام بمباران حوثی‌ها توسط آمریکا و اسرائیل، حقله نهایی جنگ و حمله به ایران فعال می‌شود. در ایران نیز فرماندهان نظامی برجسته در چند لایه توسط آنها ترور و حذف شدند و مطابق با برآوردهای نتانیاهو ایران در ضعیف‌ترین وضعیت خود گرفتار آمده است. بنابراین چطور ممکن است کسی که ۲۰ سال در تلاش بود تا سیاستمداران آمریکا را در حمله به تهران با خود همراه کند در چنین ارزیابی‌ای از وضعیت، به یکباره عقب بنشیند؟ اسرائیل در تمامی این سالها استراتژی چمن‌زنی به معنای جنگ‌های ناتمام و حملات گاه و بیگاه به دشمنانش را تا جایی که اجازه بازیابی به آن‌ها ندهد بکار گرفته و به نظر می‌رسد بر همین اساس با ایران نیز پیش خواهد رفت اما اینکه بتواند محل تردید است. اما مطابق با این استراتژی کاملاً مشخص است که آن‌ها نه تنها از پیشروی در لبنان عقب نشینی نمی‌کنند بلکه بر گستره عملیات خود جهت به حداقل کشاندن توان عملیاتی حزب‌الله ادامه می‌دهند. همچنان به شکل موازی فشارها بر حوثی‌ها در یمن نیز افزایش یافته است. آنها از طریق «شورای رهبری یمن» تحت حمایت سعودی و آمریکا به دنبال خارج کردن حوثی‌ها از اعمال کنترل بر باب‌المندب هستند؛ تنگه‌ای که اعمال کنترل بر آن از طریق گروه‌های متحد ایران، می‌تواند اهرم ایران برای چانه‌زنی نهایی برای خروج از جنگ بدون تسلیم شدن را قدرت فزاینده‌ای ببخشد. از این‌رو نتانیاهو بخوبی می‌داند که باید تهدید حزب‌الله و حوثی‌ها برای دور نهایی جنگ یا به عبارتی جنگ فیصله‌بخش را کاملاً بی‌اثر گرداند. آمریکا به‌عنوان شریک بزرگتر اسرائیل نیز با بازکردن کریدور جنوبی در عمان به‌دنبال بی‌اثر کردن اعمال کنترل ایران بر تنگه هرمز به‌عنوان آخرین اهرم این کشور در این جنگ است. در واقع تپه‌های علی الطاهر، باب‌المندب و تنگه هرمز جغرافیای پیروزی را شکل می‌دهند. اگر یک طرف نبرد بتواند هر سه این نقاط را تا آخر نبرد حفظ و در تصرف خود نگه بدارد، می‌تواند خواسته‌هایش را به طرف مقابل تا حد زیادی تحمیل کند و شاید هم بتوان گفت ترتیبات امنیتی منطقه را بازتعریف کند. @Akhbare_mahestan
211
8
‍ #با_تاریخ 🔸تفکیک غرب به دو بلوک در مذاکرات هسته‌ای مهستان؛ در زمانی که من عهده‌دار مذاکرات بودم که فضای پس از جنگ سرد بود، شرایطی ایجاد شده بود که اروپایی‌ها با رویکردهای یک‌جانبه‌گرایانه و جنگ‌طلبانه امریکا به‌ویژه در دوره بوش پسر مخالف بودند. در بین اروپایی‌ها فرانسه و آلمان بیشترین انگیزه را برای مخالفت داشتند، بخصوص پس از ضربه‌ای که نقش بین‌المللی آن‌ها پس از اشغال عراق خورده بود و آن‌ها سعی می‌کردند در مقابل هژمونی امریکا خودی نشان بدهند. در بحث هسته‌ای دو جناح در غرب خودنمایی می‌کردند؛ گروه G3 یعنی امریکا، کانادا و استرالیا و گروه EU3 که فرانسه و آلمان و انگلیس بودند. اما اینکه سه کشور اروپایی در مذاکرات با ایران به یک جریان تبدیل شدند، از زمان ارسال نامه به تهران در مرداد ۱۳۸۲ بود، که هم‌زمان با بیانیه تهران در ۲۹ مهر ۸۲ تثبیت شد. از زمان این اتفاق، امریکا هم G3 را تشکیل و آن را در برابر EU3 قرار داد، درحالی که پیشتر امریکا همه غرب را با خود در یک جبهه همراه داشت. یکی از دستاوردهای مذاکرات تهران در حوزه بین‌المللی، نوعی تفکیک غرب به دو جناح گروه G3 یعنی جناح خشونت‌طلب در برابر ایران و سه کشور EU3 یا جناح متمایل به مذاکره با تهران بود. برگرفته از کتاب امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای خاطرات حسن روحانی #خاطرات #برنامه‌ـ‌هسته‌ای @Akhbare_mahestan
124
9
‍ 🔸غفلتی مهم در روایت شعرهای دوران اشغال 🔹به بهانه انتشار کتاب «شاعران ایران و هجوم متفقین» نوشته کامیار عابدی مهستان؛ سوم شهریور ۱۳۲۰ یکی از تلخ‌ترین و سرنوشت‌سازترین روزهای تاریخ معاصر ایران است؛ روزی که نیروهای بریتانیا از جنوب و ارتش سرخ شوروی از شمال وارد خاک ایران شدند و کشور، در میانه جنگ جهانی دوم، در معرض اشغال نیروهای متفقین قرار گرفت. ایران که اعلام بی‌طرفی کرده بود، ناگهان به صحنه حضور و رقابت قدرت‌های خارجی تبدیل شد؛ حضوری که پیامدهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و انسانی آن سال‌ها ادامه یافت. این واقعه، مانند بسیاری از بزنگاه‌های بزرگ تاریخ ایران، تنها در اسناد سیاسی و تاریخی باقی نماند؛ بلکه در ادبیات و به‌ویژه شعر فارسی نیز بازتاب پیدا کرد. شاعران، همچون شاهدان زمانه، رنج مردم، حضور نیروهای بیگانه، پیامدهای اشغال، وضعیت سیاسی کشور و تحولات پس از آن را به زبان شعر روایت کردند. کتاب «شاعران ایران و هجوم متفقین؛ جنگ جهانی دوم در آیینه شعر فارسی» نوشته کامیار عابدی که از سوی انتشارات جهان کتاب منتشر شده، از این منظر پژوهشی قابل توجه و درخور تأمل است. اهمیت این کتاب در آن است که می‌کوشد مجموعه‌ای گسترده از شعرهایی را که در ارتباط با جنگ جهانی دوم، هجوم متفقین و اشغال ایران سروده شده‌اند گردآوری و بررسی کند. این موضوع امروز نیز برای ما معنایی مضاعف دارد؛ زیرا در شرایطی که ایران بار دیگر تجربه تجاوز نظامی و دخالت قدرت‌های خارجی را از سر می‌گذراند، بازخوانی تجربه اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ می‌تواند به فهم بهتر نسبت جامعه ایرانی با جنگ، تجاوز، استقلال و تمامیت ارضی کشور کمک کند. با این همه، اهمیت کتاب را نباید تنها به شرایط امروز محدود کرد. این اثر، فارغ از نسبتش با وقایع معاصر، به یک خلأ مهم در پژوهش ادبی درباره تاریخ معاصر ایران پرداخته است. اما همین کتاب، در کنار ارزش‌های مهم و قابل دفاعش، با یک پرسش اساسی نیز روبه‌روست: آیا می‌توان درباره هجوم متفقین و اشغال ایران در شعر فارسی سخن گفت، اما از بازتاب نقد رضاشاه و سیاست‌های او در همان اشعار غفلت کرد؟ به باور من، پاسخ به این پرسش، یکی از مهم‌ترین نقاط قابل نقد در این پژوهش است. پژوهشی ارزشمند درباره یک واقعه تاریخی یکی از ویژگی‌های مثبت کتاب عابدی، گستردگی کار در گردآوری اشعار است. نویسنده کوشیده است آثار شاعران متعددی را که به جنگ جهانی دوم، هجوم متفقین و پیامدهای اشغال ایران واکنش نشان داده‌اند، پیدا و بررسی کند؛ آثاری که بسیاری از آنها شاید برای خواننده امروز ناشناخته باشند. مقدمه کتاب در چهار بخش تنظیم شده است: بخش نخست به جنگ جهانی دوم، ریشه‌ها، رویدادها و پیامدهای آن می‌پردازد؛ بخش دوم با عنوان «ایران و جنگ جهانی دوم» به حمله متفقین به ایران اختصاص دارد؛ بخش سوم «شاعران ایران و جنگ جهانی دوم» است و بخش چهارم نیز شناختی از شاعران این مجموعه ارائه می‌دهد. در بخش اصلی کتاب، آثار شاعران بسیاری بررسی شده است؛ از محمود تندری قمی، سلطان‌السما با تخلص شیوا، ملک‌الشعرای بهار و اسماعیل دهقان گرفته تا ابوالقاسم لاهوتی، نظام وفا، احمد بهار، مفتون همدانی، حسین مسعود و عباس رسام ارژنگی. آثار گل و گلاب نیز در کتاب آمده است؛ از جمله دو شعر که بعدها در قالب تصنیف اجرا شدند و از میان آنها می‌توان به «ای ایران» و سرود آذربایجان اشاره کرد. حضور نیما یوشیج نیز در این مجموعه قابل توجه است. عابدی سه شعر از نیما را بررسی کرده که ارتباط آنها با فضای جنگ جهانی دوم و هجوم متفقین به ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته بود. پژمان بختیاری، رهی معیری، ابوالقاسم حالت، مهدی حمیدی شیرازی، احمد گلچین معانی، خوشدل تهرانی، فریدون توللی و ادیب برومند نیز از دیگر شاعرانی هستند که در این مجموعه حضور دارند. همچنین چند شعر از احمد شاملو گردآوری شده که ارتباط آنها با فضای سیاسی و تاریخی آن دوره قابل تأمل است. رهی معیری؛ چهره‌ای کمتر شناخته‌شده یکی از نکات جالب کتاب، حجم قابل توجه اشعار رهی معیری است. بخش مهمی از مجموعه به شعرهای او اختصاص یافته و تعداد اشعار او در کتاب بسیار چشمگیر است. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که تصویری که معمولاً از رهی معیری در ذهن ما وجود دارد، بیشتر معطوف به غزل‌های عاشقانه و ترانه‌های اوست. اما اشعار گردآوری‌شده در این کتاب نشان می‌دهد که رهی در برابر مسائل سیاسی و اجتماعی زمان خود نیز واکنش نشان داده است. نکته قابل توجه‌تر، جهت‌گیری بخش مهمی از این اشعار است. رهی معیری در اشعار سیاسی خود، به‌ویژه عملکرد شوروی، ارتش سرخ، پیشه‌وری و فرقه دموکرات آذربایجان را مورد انتقاد قرار داده و نسبت به جریان چپ و حزب توده نیز موضع انتقادی داشته است. ادامه یادداشت را در سایت «اخبار مهستان» بخوانید. @Akhbare_mahestan
389
10
‍ 🔸انتخابات اسرائیل و بازی نتانیاهو با برگ «علی‌طاهر» مهستان؛ خبر تسلط عملیاتی اسرائیل بر ارتفاعات علی طاهر در لبنان ۲ روز است که در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی در گردش است. خبری بسیار تلخ برای محور مقاومت که در هفته‌های اخیر شاهد نبرد بسیار نزدیک و حتی تن به تن نیروهای حزب الله با ارتش اسرائیل بود. نتانیاهو خبر را با حسی از پیروزی در یک ویدئو اعلام کرد. خبری که این برداشت را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کرد که ارتفاعات علی طاهر سقوط کرده و اسرائیل بر آن تسلط یافته است. ارتفاعاتی که در زیر آن تونل‌ها و مقرهای مهمی از حزب الله قرار دارد و بسیاری معتقدند که تاسیسات موشکی عماد ۴ حزب الله در این مکان واقع است. تسلط بر علی طاهر چنان مهم بود که اعتماد به نفس نتانیاهو را چنان بالا ببرد که تاکید کند که هدف از این جنگ سرنگونی نظام در ایران است. با این حال بررسی‌های بیشتر نشان می‌دهد که اسرائیل هنوز موفق به اشغال کامل علی طاهر نشده است. آن چه رخ داده است ورود نیروهای ارتش اسرائیل به دو تونل از مجموعه تونل‌های علی طاهر است که منابع نزدیک به محور مقاومت آن‌ها را فرعی توصیف می‌کنند. دقت در اظهارات مقامات اسرائیلی هم نشان از آن دارد که آن‌ها از تسلط عملیاتی سخن می‌گویند. مفهومی که می‌تواند به معنای محاصره کامل یا حتی کنترل از طریق آتش باشد. یکی از خبرنگاران محور مقاومت هم در گزارش تصویری دیروز خود همین مسئله را تایید کرده است. علی طاهر به لحاظ نظامی «فعلا» از دست رفته تلقی می‌شود بدون آن که تمام آن به دست اسرائیل افتاده باشد. در وضعیت فرسایشی کنونی جنگ، به نظر اسرائیل با تمرکز بر جنوب لبنان می‌کوشد تا یکی از حلقه‌های مهم محور مقاومت را از کار بیندازد و به نظر در این زمینه هم به توفیقاتی دست یافته است. اشتیاق نتانیاهو برای اعلام این خبر و حتی بزرگنمایی آن را اما باید در زمینه انتخابات اسرائیل بررسی کرد. در غلغله نظرسنجی‌های متعدد در اسرائیل که بسیاری از آن‌ها جهت دار تلقی می‌شود، حالا می‌توان با قطعیت گفت که حزب لیکود نتانیاهو فعلا نتوانسته افت رای قبلی را جبران کند. نظرسنجی موسسه کانتار نشان می‌دهد که لیکود در حال حاضر امکان دستیابی به ۲۱ کرسی کسنت را دارد. در مقابل حزب یاشار به رهبری گادی آیزنکوت که رقیب اصلی نتانیاهو تلقی می‌شود می‌تواند به ۲۴ کرسی دست یابد. همزمان نفتالی بنت و حزب «با هم»  او هم بعد از یک مرحله افت حالا آرای خود را تثبیت کرده و در این نظرسنجی به ۱۳ کرسی دسترسی دارد. حزب تازه تاسیس وینتر اوفر به نام «آمچا اسرائیل»که از حزب لیکود انشعاب کرده است، هم نصاب لازم را کسب و ۴ کرسی را به دست آورده است. این نتایج به معنای برد قطعی گادی آیزنکوت در مقابل نتانیاهو و سقوط قطعی او نیست. هیچ ائتلافی هنوز به ۶۱ کرسی لازم برای تشکیل دولت دست نیافته است و اگر همین نتیجه در انتخابات رخ بدهد، مرحله بعدی ائتلاف سازی خواهد بود. اما در آن مرحله هم با توجه به همدستی نتانیاهو با احزاب مذهبی افراطی و تاکید بخش‌های دیگر جناح راست بر مسئله سربازی رفتن حریدی‌ها، نتانیاهو کار بسیار دشواری برای تشکیل ائتلاف نخست وزیری دارد. کار آیزنکوت هم البته پیچیده است و محتمل است این سیاستمدار مرکزگرا هم نتواند دولت تشکیل دهد. با این حال روشن است که نتانیاهو برای پیروزی در انتخابات یا حداقل ناکام کردن رقیب، نیازمند به برگ‌های برنده‌ای دارد که  کمتر از ۵۰ روز مانده به انتخابات باید رو شود. بی بی در علی طاهر بیش از هر چیز به دنبال این برگ برنده است. برگی که اگر به آن دست یابد علاوه بر زدن یک ضربه محکم عملیاتی به محور مقاومت، چشم انداز سیاسی پایان  جنگ در این محور را هم دچار اختلال می‌کند؛ چرا که به نظر تهران بیش از هر چیز روی شکست او در انتخابات شرط بسته است. شکستی که با شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات کنگره آمریکا ترکیب شود و شاید فضای سیاسی متفاوتی برای پایان جنگ ایجاد نماید که در آن محور مقاومت دست بالا داشته باشد. تنگه هرمز، باب المندب و حالا علی طاهر، سرنوشت این بازی بغرنج به نظر بیش از هر چیز به تسلط بر جغرافیا گره خورده است. @Akhbare_mahestan
215
11
🔹محمد راغفر در تنگنا 🔸از جنگ تا تحریم؛ افق های تاریک اقتصاد ایران مهستان؛ شاید از بخت یاری است که در روزهای سخت و تاریک اقت
🔹محمد راغفر در تنگنا 🔸از جنگ تا تحریم؛ افق های تاریک اقتصاد ایران مهستان؛ شاید از بخت یاری است که در روزهای سخت و تاریک اقتصاد ایران، محمد راغفر میهمان تنگنا شده است. روزهایی که فوران قیمت دلار نفس اقتصاد ایران را به شماره انداخته و تنگنای محاصره چشم‌انداز اقتصاد ایران را تیره و تار کرده است‌. گفتگوی راغفر و حامد شجاعی البته از دفاع راغفر از عملکرد نظامی ایران آغاز می‌شود. راغفر محاصره دریایی ایران را حاصل شکست آمریکا در میدان نظامی می‌داند. گفتگو اما در ادامه به افق‌های تیره اقتصاد ایران در سایه جنگ و تحریم و محاصره کشیده می‌شود... فصل جدید «تنگنا» محصول همکاری مشترک گروه رسانه‌ای «دیدار» و پایگاه تحلیلی «اخبار مهستان» است. @Akhbare_mahestan
648
12
‍ #با_تاریخ 🔸مسئله کردستان (بخش اول) مهستان؛ یک ماه از حضور من در سازمان برنامه می‌گذشت که بار دیگر مسئله کردستان مطرح شد. در این خصوص کمی به عقب باز می‌گردم و از ابتدای پیروزی انقلاب موضوع را توضیح می‌دهم. درست در همان روز ۲۲ بهمن ۵۷، که رژیم شاه سرنگون شد، احزاب دموکرات و کوموله که در زمان رژیم پیشین سرکوب شده بودند به همراه سایر گروههای چپ در کردستان قیام کردند، آنها حرکت خود را استقلال‌طلبی و خومختاری کردها و ما آن را تجزیه‌طلبی می‌نامیدیم. آنها روز ۲۲ بهمن ۵۷ پادگان مهاباد را تسخیر کردند و از آن نقطه بر سایر نقاط کردستان و آذربایجان غربی مسلط شدند. و به سرعت شهرهای سنندج، بانه، سقز، سردشت و تا نزدیکی‌های نقده در آذربایجان غربی تحت سلطه آنها قرار گرفت. در ایام نوروز ۵۸، در کردستان جنگ تمام عیاری بر پا شد. پس از تصرف پادگان‌ها، ارتش به مقابله با آنها برخاسته بود و به دلیل این وضعیت، هیئتی مرکب از آقایان طالقانی، بهشتی، هاشمی و بنی‌صدر از سوی شورای انقلاب برای بررسی و حل مسئله به کردستان عزیما کردند. آنان در میان رگبار گلوله وارد سنندج شده و با مقامات کرد مذاکراتی آغاز کردند. ولی علی‌رغم توافقهای به عمل آمده جنگ ادامه یافت. هنگام برگزاری جلسات بعدی، عزالدین الحسینی که از روحانیون درجه دوم اهل سنت کردستان بود و به عنوان نماینده کوموله در جلسات شرکت می‌کرد مورد اعتراض اعضای شورای انقلاب قرار گرفت و از وی درباره دلیل عدم پایبندی به توافقها سوال شد. آقای طالقانی به وی گفته بود که چرا تیراندازیها ادامه دارد و حتی به هنگام گفتگوهای ما نیز آتش سلاح قطع نمی‌شود. عزالدین حسینی پاسخ درستی به سوال آقای طالقانی نداد و مرحوم طالقانی هم یک سیلی محکم به گوش عزالدین حسینی نواخت. طالقانی علی‌رغم سن زیاد و در آن شرایط به هیچ وجه روحیه خود را نباخته بود و شجاعانه بر مواضع خود پا‌می‌فشرد... برگرفته از کتاب نیم قرن خاطره و تجربه خاطرات عزت‌الله سحابی @Akhbare_mahestan
142
13
گمان می‌کنم شنیده‌باشی که تالس هنگامی که غرق تماشای ستارگان بود در چاه افتاد و دختری تراکیایی ریشخندش کرد و گفت: این مرد می‌خ
گمان می‌کنم شنیده‌باشی که تالس هنگامی که غرق تماشای ستارگان بود در چاه افتاد و دختری تراکیایی ریشخندش کرد و گفت: این مرد می‌خواهد بر اسرار آسمان واقف شود در حالی که از زیر پای خود بی‌خبر است. با این سخن هنوز مردمان، فیلسوفان را ریشخند می‌کنند و راستی این است که فیلسوف از حال نزدیک‌ترین همسایهٔ خود خبر ندارد و نه تنها نمی‌داند که همسایه‌اش کیست و چه می‌کند بلکه بندرت می‌داند که او آدمی است یا جانوری دیگر. ولی در عین حال برای دریافتن اینکه آدمی خود چیست و چه فرقی با دیگر موجودات دارد و چه باید بکند و چه نباید بکند، دمی از کوشش و جست‌وجو دست نمی‌کشد. افلاطون؛ ثئای‌تتوس #فلسفه_آخرشب @Akhbare_mahestan
170
14
‍ #با_تاریخ 🔸کاملا وقف انقلاب کوبا مهستان؛ ارنستو که بار دیگر نشاط و سرزندگی خود را بازیافته بود، همه انرژی و وجود خود را وقف طرح جسورانه انقلاب کوبا کرده بود. برای کاهش وزن و آمادگی جسمانی رژیم و ورزش منظم داشت و برای تقویت دانش تئوریک، آثار آدام اسمیت، کینز و دیگر اقتصاددانان را به‌طور فشرده مطالعه می‌کرد. دانسته‌های او پیرامون مارکسیسم کم‌کم تکامل پیدا می‌کرد. او از دفترچه‌های فلسفی قدیمی‌اش به عنوان مبنا استفاده می‌کرد و آن‌ها را در یک مجلد گرد آورده بود. او اکنون با هر کس که محرم محسوب نمی‌شد قطع ارتباط کرده بود. ارنستو بارها به ایلدا هم گفته بود در معاشرت با دوستانش محتاط باشد تا کسی از ارتباط او با جنبش فیدل باخبر نشود. معاشرت آنها با اشخاص خارج از جمع کوبایی‌ها انگشت‌شمار شده بود. او اوقات فراغتش را با نوزادش می‌گذراند و از وجود دخترش شادمان بود. شخصیت قوی و قرابتی که بین چه و رائول و فیدل و اوج‌گیری زودرس موقعیتش در میان گروه، بدون شک از همان آغاز محرک غیظ بعضی از جنگ‌آموزان کوبایی شد. فیدل بعدها از یک پیش‌آمد ناگوار یاد کرد، که پس از آن‌که او، چه را به دلیل جدیت، هوشیاری و شخصیتش به عنوان رئیس یکی از خانه‌های امن برگزید، برخی از کوبایی‌ها بدلیل اینکه ارنستو آرژانتینی بود با رهبری‌اش مشکل داشتند. فیدل در این خصوص می‌گوید: این‌گونه ناسپاسی پذیرفتنی نبود، آن هم درباره کسی که در سرزمین ما زاده نشده بود، اما حاضر بود در راه آن خون خود را بریزد. این پیش‌آمد مرا بسیار رنجاند. فکر کنم خود چه را هم رنجانده بود. برگرفته از کتاب چه‌گوارا زندگی انقلابی #زندگی‌نامه @Akhbare_mahestan
177
15
‍ #با_تاریخ 🔸دومین ملاقات با امبکی در سفر به افریقای جنوبی مهستان؛ دومین ملاقات با امبکی در تاریخ ۸۴/۵/۵ انجام شد. وی در این ملاقات گفت پاسخ اروپاییان رسیده و متن پاسخ توسط پیکی در حال انتقال به دفترش می‌باشد. وی در این ملاقات گفت از من خواست تا در این فاصله نظرات خود را در مورد اوضاع منطقه بیان کنم. در این فرصت، به تشریح وضعیت نابسامان عراق پرداختم و مسائلی از جمله حضور و فعالیت نیروهای القاعده در آن کشور، فعالیت‌های تروریستی و انفجارات، برخورد نادرست امریکایی‌ها با مسائل داخلی عراق و اختلافات بین گروه‌ها در این کشور، همچنین عدم اعتماد مردم عراق به امریکایی‌ها پرداختم. امبکی ضمن تشکر از این توضیحات، پیام اروپایی‌ها را که در آن لحظه به دستش رسیده بود، برای اینجانب قرائت کرد. از متن اروپایی‌ها معلوم شد که سه کشور از درگیر شدن افریقای جنوبی در مسئله هسته‌ای ایران ابراز خوشحالی کرده‌اند و گفته‌اند که برای بررسی محتوایی پیام وی به زمان بیشتری نیاز دارند و قصد دارند اوایل ماه اوت، طرحی به ایران ارائه دهند که بسیار فراتر از مسئله هسته‌ای است و انتظار دارند که ایران طرحشان را مورد بررسی جدی قرار دهد. به علاوه، گفته‌اند برای برای مذاکره در مورد طرح پیشنهادی خود با ایران آماده هستند و تاکید کرده‌اند که حق ایران برای دستیابی به انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای را به‌رسمیت می‌شناسند. در پاسخ، ضمن تشکر از وی گفتم که اروپایی‌ها پاسخ روشنی به پیشنهاد شما نداده‌اند، اما زمینه را برای ورود افریقای جنوبی در مسئله هسته‌ای ایران باز نگه داشته‌اند. همچنین وی را ترغیب نمودم قبل از ارائه طرح، با آنها صحبت کند و تاکید نماید که اگر طرح آنها فاقد غنی‌سازی و تولید سوخت در ایران باشد، قاطعانه رد خواهد شد. قرار شد پس از دریافت طرح، وی را از محتوای آن مطلع سازم. برگرفته از کتاب امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای خاطرات حسن روحانی #خاطرات #برنامه‌ـ‌هسته‌ای @Akhbare_mahestan
192
16
‍ 🔸آشفتگی راهبردی آمریکا؛ راهبرد فرسایش یا فرسایش راهبردی تهران مهستان؛ زد و خورد میان ایران و آمریکا با یک شب استراحت دوباره از سر گرفته شد. مورد اصابت قرار گرفتن دو نفتکش در تنگه هرمز ترامپ راکه وعده داده بود به حملات پریشب ایران پاسخ می‌دهد دوباره به واکنش واداشت. حملات دیشب آمریکایی‌ها سنگین بود و به گفته منابع مختلف بر تخریب زیرساخت‌های رصد و کنترل ایران بر تنگه هرمز تمرکز داشت. این حملات علاوه بر گستردگی دو مسئله قابل توجه داشت: نخست حمله به یک جشن عروسی در روستایی در نزدیکی بندر سیریک که به شهادت دست کم 7 غیرنظامی منجر شد و حملاتی در عمق خاک ایران از جمله به فرودگاه کهنوج و البته سرنگون شدن یک پهپاد آمریکایی در خمین که نشان از پرواز دشمن در عمق خاک ایران داشت. پاسخ ایران تقریبا فوری شروع شد. ایران پایگاه‌های آمریکایی در کویت، بحرین، امارات و قطر را زیر ضربه موشک‌ها برد. اما اصلی‌ترین حملات در اردن و با تمرکز با پایگاه‌های الازرق و ملک حسین اردن انجام شد. به دلیل سانسور شدید تصاویر اندکی از این حملات موجود است اما در یک ویدئو دست کم اصابت یک موشک ایرانی قابل مشاهده است. اما نکته مهم حملات دیشب ایران حمله به کمپ تیتین در اردن بود. پایگاهی نزدیک به بندر عقبه و در فاصله بسیار اندکی از خاک اسرائیل و خاک عربستان سعودی. کمپی که محل تمرین تفنگداران دریایی و از زیرساخت‌های مهم پشتیبانی عملیات دریایی آمریکا در منطقه است. به نظر هدف مهم ایران از ضربه به این پایگاه علاوه بر نشان دادن اشراف اطلاعاتی گرفتن تلفات از نیروهای آمریکایی به خصوص در پاسخ به جنایت حمله به جشن عروسی و کشتار غیرنظامیان بوده است. با چه صحنه‌ای مواجه هستیم؟ آمریکا دچار یک آشفتگی راهبردی است. گفته می‌شود که حملات اخیر در چارچوب تاکتیک موسوم به چمن‌زنی یا از میان بردن گاه و بیگاه توان نظارت و واکنش ایران در تنگه هرمز صورت می‌گیرد. به نحوی که راه برای عبور برخی نفت‌کش‌ها از مسیر جنوبی تنگه فراهم شود. اما جغرافیای جزایر ایران، خط طولانی ساحلی و امکان گسترده لجستیک از سرزمین اصلی به علاوه امکان تحرک سامانه‌های راداری و موشکی امکان موفقیت این تاکتیک را بسیار محدود کرده است. اساسا به فرض گشایش چند روزه مسیر جنوبی انتقال نفت از تنگه به این سبک تا کی می‌تواند ادامه یابد؟ از سوی دیگر ترامپ در توییتی چند ساعت بعد از حملات مدعی شد که هدفش به میز مذاکره آوردن ایران نیست و اساسا این موضوع برایش مهم نیست. حرفی که با سخنان بسنت وزیر خزانه داری و فرمانده عملیات اقتصادی علیه ایران در تناقض است در همان توییت ترامپ سوال کرده است که کی مردم ایران قیام می‌کنند؟ پرسیدن این سوال در شبی که آمریکا به یک جشن عروسی حمله کرده است نشانه‌ای از آشفتگی ذهنی اوست. به فرض که مردم ایران ناراضی باشند، بعد از جنایت میناب و لامرد و کشتار غیرنظامیان در جنگ چگونه او هنوز در رویای قیام مردم علیه حکومت است و به تنظیمات کارخانه بی‌بی در 9 اسفند بازگشته است! در طرف ایرانی هم بحرانی قابل مشاهده است. یکی از محورهای راهبردی عملکرد ایران از ابتدای این جنگ، طولانی و فرسایشی کردن جنگ برای طرف آمریکایی با نیت اثرگذاری بر بازارهای مالی و وضع اقتصادی و لطمه زدن به حزب جمهوری‌خواه در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره بود. فرسایشی کردن جنگ اما اینک به یک فرسایش راهبردی مبدل شده است. بازار نفت اگرچه قیمت‌های بالایی را تجربه می‌کند اما به مرز انفجار نرسیده و با تدابیر مختلف مانند کاهش تقاضای چین در کنترل باقی مانده است. از جمله ترامپ در مورد انتخابات میان‌دوره‌ای که گفته است که رئیس‌جمهورها دموکرات باشند یا جمهوری‌خواه انتخابات را می‌بازند نشان می‌دهد که اهمیت موضوع به تدریج در ذهن او کاهش یافته و جمهوری‌خواهان در حال کنار آمدن با شکست احتمالی هستند. از آن سو این فشار سهمگین تحریم‌هاست که اقتصاد ایران را زیر ضرب برده و قیمت دلار و تورم را به مرزهای عجیبی رسانده است. تهران به این دلیل نمی‌تواند جنگ فرسایشی در تنگه هرمز را به یک برگ برنده واقعی مبدل کند که راهبردش فاقد یک پیوست دیپلماتیک و خلاقیت سیاسی است. هر نوع خلاقیت سیاسی در تهران زیر فشار تندروها به تسلیم طلبی تعبیر می‌شود. تازه اگر این خلاقیت از گردنه اصولگرایان رادیکال بگذرد و سیاست رسمی شود آن گاه به دام رفتارهای تکانشی و تهاجمی آمریکا می‌افتد. دیروز درست در زمانی که پزشکیان در اجلاس شانگهای از آمادگی ایران برای بازگشت به تفاهم‌نامه اسلام‌آباد گفت، هنوز هواپیمایش در آسمان بازگشت به ایران بود که با کشتار غیرنظامیان در یک جشن عروسی مواجه شد. امضای ترامپی پای بی‌اعتبار کردن هر خلاقیت دیپلماتیک یا مانور سیاسی. این برف را فعلا سر باز ایستادن نیست! @Akhbare_mahestan
379
17
‍ #با_تاریخ 🔸ریاست سازمان برنامه و بودجه مهستان؛ اواخر شهریور ۵۸ در دولت بحثهایی پیرامون ترمیم کابینه و ضرورت ایجاد وزارت نفت مطرح شد. نامزد تصدی پست وزارت نفت هم آقای مهندس معین‌فر رئیس وقت سازمان برنامه و بودجه بود. با توجه به این مسئله مرحوم مهندس بازرگان به من پیشنهاد کرد تا ریاست سازمان برنامه و بودجه را عهده‌دار شوم. من با توجه به مسائلی که در مجلس خبرگان مطرح شده بود همچون تامین تحصیل رایگان، در تمامی سطوح تحصیلی و مسکن و بهداشت رایگان و...برای همه آحاد جامعه، احساس کردم که با قبول ریاست سازمان برنامه و بودجه می‌توانم برای کشور مفید فایده‌تر واقع شوم. هنگام تدوین قانون، چنین به نظر می‌رسید که نمایندگان به اصطلاح از کیسه خلیف می‌بخشند و به طور مکرر مسئولیتهای بی‌شماری را بر عهده دولت قرار می‌دهند. من معتقد بودم با توجه به توان مالی و اجرایی مجموعه کشور، امکان تامین این هزینه‌ها از سوی دولت وجود ندارد و به‌دلیل عدم اطلاع از آمارهای موجود و عدم شناخت ابعاد اقتصادی مسائل و تواناییهای اقتصادی_اجتماعی جامعه، این وظایف بر عهده دولت قرار داده می‌شود. به همین دلیل و برای حل بخشی از این مسائل و تمایل به ترک مجلس خبرگان در آن زمان، پیشنهاد مهندس بازرگان مبنی بر ریاست سازمان برنامه و بودجه را پذیرفتم. در اواخر شهریور ۵۸ به همراه پدرم و آقای حبیبی، وزیر علوم و آموزش عالی و آقای اسپهبدی وزیر کار و اینجانب به عنوان وزیر مشاور و رئیس سازمان برنامه معرفی شدیم و ایشان به من حکم دادند. روز دوم مهر سال ۵۸ من کارم را در سازمان برنامه شروع کردم. در زمان آقای معین‌فر، کارکنان وابسته تصفیه شده بودند و من مشکل چندانی در این رابطه نداشتم. سعی کردم بدنه کارشناسی سازمان را تقویت کنم و رابطه متقابل نسبتا دموکراتیکی برقرار کردم. در مسائل مطروحه کارشناسان موافق و مخالف نظرات خود را مطرح می‌کردند و من از میان نظرات مختلف آنچه درست تشخیص می‌دادم انتخاب می‌کردم. از این جهت در دورانی که من در سازمان برنامه و بودجه بودم، سیاستهای این سازمان کاملا از بدنه کارشناسی سازمان نشات میگرفت. هفته‌ای یکبار هم در یکی از مدیریتهای سازمان برنامه حضور پیدا می‌کردم و از صبح تا ظهر با همه عوامل مجموعه از مدیر و کارشناس و خدمه آنجا صحبت می‌کردم و مسائل اداری آنها را حل می‌کردم و به درد دلهای آنها گوش می‌دادم. به همین جهت از حضور من در سازمان برنامه استقبال شد و کارشناسان و کارمندان سازمان به گرمی من را پذیرفتند. برگرفته از کتاب نیم قرن خاطره و تجربه خاطرات عزت‌الله سحابی #خاطرات @Akhbare_mahestan
188
18
‍ 🔸تاملی در بگومگوی جبلی و پزشکیان؛ داستان تاریخی و ساختاری اصولگرایان رادیکال مهستان؛ همه چیز از انتشار یک ویدئوی بی‌صدا از جلسه هیئت دولت شروع شد. جایی که رئیس‌جمهور خطاب به رئیس سازمان صدا و سیما سخن می‌گفت. روی این ویدئو موزیک بی‌کلام گذاشته شده بود اما رسانه‌ها به سرعت جملات پزشکیان را منتشر کردند: « آقای جبلی! اصلا صداوسیما را نگاه نمی‌کنم؛ وقتی می‌بینم اعصابم خراب می‌شود. من که زندگی‌ام را می‌خواهم برای نظام بگذارم این نگاه را پیدا کرده‌ام، ببینید مردم چه نگاهی دارند.» انتشار این انتقاد نسبتا تند چیزی نبود که صدا و سیما بی‌پاسخ بگذارد. صدا و سیمایی که این روزها مهم‌ترین نهاد در اختیار اصولگرایان رادیکال است و گفته می‌شود که وحید جلیلی، برادر سعید جلیلی در آن نقشی محوری و تعیین کننده دارد. پاسخ را دیشب خود پیمان جبلی بدون نام بردن از رئیس جمهور داد: « دیدن صداوسیما یک افتخار است و باعث تکدر کسی نیست. اگر کسی نمی‌بیند، از این افتخار به دور است؛ چون صداوسیما آینه افتخار یک ملت است. باید افتخار کرد که صداوسیمایی را که آینه افتخار یک ملت بزرگ است، ببینیم و بشنویم. از این قاب صدای ضعف شنیده نمی‌شود، هر آن چه از آن شنیده می‌شود روایت قدرت و پیروزی و سربلندی است.» پاسخ جبلی به پزشکیان اتفاق تازه‌ای نیست. از قضا همین تازه نبودن است که می‌تواند محل تامل باشد. پاسخ جبلی آینه تمام نمای رویکرد اصولگرایان رادیکال در سیاست ایران است: جدال آشکار با هر مقام و نیروی سیاسی که مخالف عملکرد آن‌ها باشد؛ با استناد و ارجاع به گزاره‌های ایدئولوژیکی مانند: « از این قاب صدای ضعف شنیده نمی‌شود!». جایگاه ایدئولوژی در ساختار سیاسی چنان است که ارجاع به چنین گزاره‌هایی می‌تواند هر نقدی را منتفی کند و هر مخالفتی را به یک چالش سخت برای مخالفت کننده مبدل نماید. تو گویی که رئیس جمهور خواستار انعکاس صدای ضعف در صدا و سیما بوده است! این که مدیر یک رسانه به صراحت تماشای رسانه خود را یک افتخار بداند هم عجیب است. بعید است که تعداد مدیران رسانه‌ای که چنین سخنی را آشکار به لب بیاورند در تاریخ رسانه‌ها چندان زیاد باشد. از قضا رسانه‌ها هستند که معمولا به دیده شدن افتخار می‌کنند یا حداقل این طور بیان می‌کنند! با این حال باز هم ایدئولوژی در تاروپود ساختار چنان نقشی دارد که بر زبان آوردن این سخن را برای جبلی مقدور می‌سازد. اصول‌گرایان رادیکال همواره با ارجاع به همین گزاره‌های ایدئولوژیک است که می‌توانند تصمیمات نهادهای سیاسی نظام را به چالش بکشند، در نهادهای در اختیار خود ذره‌ای به مخالفت‌های سیاسی و انتقادات توجهی نکنند، خط قرمز ها در برخورد با هر شخص و جریان و شخصیتی کنار بگذارند و به جز در انتخابات، آن هم گاه به گاه!، با هیچ مخالفتی مواجه نشوند. انتخاب تندترین سیاست‌ها، رادیکال‌ترین اقدامات و عجیب‌ترین مواضع همه و همه به همین سان میسر شده است و تا اطلاع ثانوی میسر خواهد شد. البته که هیچ وضعیتی ابدی نیست، نقش ایدئولوژی در ساختارها با توجه به تحولات در میدان واقعیت، عمل نیروهای سیاسی و اقتصادی و تحول در بنیان‌های مادی تغییر می‌کند. تغییراتی که معمولا پیش‌بینی ناپذیرند اما وقتی رخ می‌دهند چنان بدیهی به نظر می‌رسند که گویی برای سال‌ها به تعویق افتاده بودند و تصور کردن وضعیت پیشین محال می‌نماید. تا آن زمان اما اصولگرایان رادیکال بر مدار همین رویه باقی می‌مانند بی آن که گزندی ببینند و حتی فشاری برای تغییر رویه‌های خود احساس کنند. @Akhbare_mahestan
676
19
‍ #با_تاریخ 🔸سفر به افریقای جنوبی مهستان؛ در روزهای باقی‌مانده تا زمان ارسال نامه به آژانس، تنها امکان پیش رو این بود که در آن فرصت بتوانم طرح «مقابله با بحران» را که با کشورهای همفکر مانند افریقای جنوبی، الجزایر، برزیل و هند تهیه شده بود، فعال کنم؛ بنابراین، تصمیم گرفتم در تاریخ ۱۳۸۴/۵/۴ سفری به افریقای جنوبی داشته باشم. در این سفر با امبکی رئیس جمهور افریقای جنوبی توافق شد تا محصول UCF اصفهان به افریقای جنوبی صادر و در مقابل، کیک زرد از افریقای جنوبی دریافت شود. این طرح می‌توانست تضمین عینی مورد نظر را ارائه کند. همچنین در این سفر با نخست‌وزیر مالزی (رئیس غیرمتعهدها در آن مقطع) که در کشور افریقای جنوبی به‌سر می‌برد، ملاقات داشتم. در این ملاقات، روند اعتمادسازی ایران را به صورت مفصل برای او توضیح دادم و خواستم دولت مالزی به عنوان رئیس کشورهای غیرمتعهد در این زمینه فعال‌تر شود. وی ضمن قول مساعدت گفت باید بدانید در این مسئله صبر و حوصله و حرکت گام‌به‌گام اصل مهنی است که باید به آن توجه نمایید. در ملاقات اول با امبکی که در تاریخ ۸۴/۵/۴ او گفت ایران طرح اروپایی‌ها را پس از دریافت بررسی کند و افریقای جنوبی حاضر است که این بررسی به‌صورت مشترک باشد تا اگر پاسخ اروپایی‌ها رضایت‌بخش نبود، ایران و افریقای جنوبی با هم اعلام کنند که طرح آنها رضایت‌بخش نیست. وی همچنین گفت با امریکایی‌ها نیز در تماس است و آنها هم از نظرات ایران و اروپایی‌ها آگاه هستند، بنابراین در این مقطع لازم است سران سه کشور اروپایی و نیز بوش در ماجرا درگیر شوند. ایران هم پاسخ اروپایی‌ها را بررسی کند و به فوریت واکنش نشان ندهد و در واکنش خود دقت،و حوصله به خرج دهد. من به امبکی گفتم فکر نمی‌کنیم در پیشنهاد اروپایی‌ها حق غنی‌سازی ایران پذیرفته شده باشد چنانچه طرح آنها حاوی پذیرش موضوع غنی‌سازی نباشد، این طرح برای ما قابل قبول نخواهد بود و در آن صورت تنها راه برای ما این است که اصفهان را راه‌اندازی کنیم. اما برای رفع نگرانی اروپایی‌ها حاضریم اقداماتی انجام دهیم. برای نمونه، می‌توانیم کیک زرد را از شما خریداری کنیم و در اصفهان از آن استفاده کنیم و محصولش را نیز به شما بفروشیم. وی از این پیشنهاد استقبال کرد و گفت نه تنها در این مورد، بلکه هر اقدامی که به حل موضوع هسته‌ای ایران کمک کند، آمادگی همکاری دارد. برگرفته از کتاب امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای خاطرات حسن روحانی #برنامه‌ـ‌هسته‌ای #خاطرات @Akhbare_mahestan
223
20
‍ 🔸چرا آمریکا دیشب حمله کرد؛ رویه جدید عملیاتی ایران، اجلاس جی 20 یا آزمایش نبرد آینده مهستان؛ آتش زیر خاکستر جنگ ایران و آمریکا دیشب در تنگه هرمز زبانه کشید. ساعت‌های پایانی دیشب خبر رسید که نیروهای آمریکایی به اهدافی در جزیره لارک حمله کرده‌اند. ساعتی بعد روشن شد که این اهداف تجهیزات مین‌ریزی هوایی ایران در تنگه هرمز بوده است. آن چنان که انتظار می‌رفت، پاسخ ایران سریع و گسترده بود. پایگاه هوایی الازرق (موفق السلطی) اردن زیر ضرب قرار گرفت. از قضا این پایگاه تنها هدفی بود که تصاویری قابل تایید از اصابت حداقل یک موشک ایرانی به آن منتشر شد. هر چند پدافند اردن مدعی رهگیری 8 موشک بالستیک شده است. گزارش‌ها از حمله به بندر عقبه در اردن هم حکایت دارند. علاوه بر اردن اهدافی در کویت، امارات و حتی قطر هم مورد حمله قرار گرفت که البته جزئیاتی از آن نه از سوی ایران و نه از سوی کشورهای میزبان نیروهای آمریکایی منتشر نشده است. حملات دیشب از پایگاه‌های موشکی متعدد صورت گرفت و بنا بر برخی گزارش‌ها علاوه بر موشک‌های بالستیک ، از پهپادهای شاهد 236 با موتور جت هم در آن استفاده شده است. وضعیت در تنگه هرمز ناپایدار است و تمام تحلیلگران اجماع دارند که این وضعیت نمی‌تواند طولانی مدت ادامه یابد. ایران از محاصره دریایی کلافه است و بارها قصد خود برای حملات پیش‌دستانه را اعلام کرده است. اما چرا آمریکا دیشب پیش‌قدم حمله به ایران شد تا ایران هم واکنشی نسبتا گسترده نشان دهد؟ چرا این زمان انتخاب شده است؟ یک پاسخ که به نظر با واقعیات میدان تطابق کامل دارد، تلاش آمریکا برای باز نگه داشتن مسیر جنوبی در تنگه هرمز است. در هفته‌های اخیر بارها خبرهایی از باز شدن و تردد شناورها در این مسیر منتشر شده و موج رسانه‌ای در این مورد شکل گرفته بود. بنا بر برخی گزارش‌ها 3 روز است که از تهران دستورالعملی به نیروی دریایی سپاه رسیده است که صادارت نفت از این مسیر باید صفر شود. احتمالا تحرک نیروی دریایی سپاه برای مین‌ریزی و تحکیم کنترل بر تنگه در نهایت با واکنش نظامی آمریکا مواجه شده است. کاری که ممکن است در کوتاه مدت نتیجه بخش باشد اما از میان بردن توان مین‌ریزی، شلیک موشک و حتی رصد و کنترل ایران بر تنگه هرمز با توجه طول سواحل ایران و امکان لجستیک و جایگزین کردن نیرو در سواحل و جزایر در میان مدت ناممکن است. تحلیل دوم را حشمت الله فلاحت پیشه استاد دانشگاه و نماینده سابق مجلس مطرح کرده است: این که حمله با نظر اسکات بسنت وزیر خزانه‌داری آمریکا در استانه اجلاس جی 20 رخ داده است تا با بالا رفتن قیمت نفت و تداوم تنش، ایران به موضوع نخست این اجلاس مبدل شود و راه آمریکایی‌ها برای جلب همکاری دیگر کشورها و اعمال فشار برای تحریم ایران گشوده شود. سومین تحلیل را می‌توان از لابلای سطور خبرهای منتشر شده در مورد حمله آمریکا و پاسخ ایران جستجو کرد. ایران در حملات گسترده دیشب به دنبال شناسایی بیشتر الگوی آرایش پدافندی آمریکا در منطقه است. بعید نیست که آمریکا هم در پی شناسایی الگوی آفندی ایران باشد. ترامپ و دولتش می‌دانند که تضمینی برای به نتیجه رسیدن فشار اقتصادی نیست و دیر یا زود باید به حمله به ایران بازگردند. از این رو کسب آمادگی برای حمله بعدی برای آن‌ها ضروری است. هر چه هست این وضعیت دیر یا زود تغییر خواهد کرد، بحران بزرگ دیگری در راه است، بحرانی که می‌تواند در قامت نبردی فیصله بخش هویدا شود که برنده این جنگ فرسایشی را مشخص خواهد کرد. @Akhbare_mahestan
503