en
Feedback
انجمن داستان سار

انجمن داستان سار

Open in Telegram

موسسه داستان سار کد ثبت 1826 📝دبیر انجمن: محسن یاوری ♦برای آموزش داستان نویسی پیام دهید؛ @Mohsen1990MY پیج رسمی موسسه داستان سار: instagram.com/saranjoman 🕘اجرای صوتی بهترین داستان‌های دنیا ♦️آیدی جهت اجرای داستان @goudarzisepideh

Show more
3 834
Subscribers
No data24 hours
+117 days
+3630 days
Posts Archive
بعضی جمله‌ها،درست همان‌جایی میرسند که باید ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman

آدم عاقل می فهمه که از غم خوردن کاری ساخته نیست، می زنه زیر خنده، هر چه بادا با 📚کبوترتوی کوزه #هوشنگ_مرادی_کرمانی 💬 "من به
آدم عاقل می فهمه که از غم خوردن کاری ساخته نیست، می زنه زیر خنده، هر چه بادا با 📚کبوترتوی کوزه #هوشنگ_مرادی_کرمانی 💬 "من به زندگی خودم چنگ زدم و آن را به تصویر کشیدم و داستان‌‏ هایم همه ریشه در زندگی من دارد. زمانی که دیدم مردم دردهای مرا گوش نمی‌‏ دهند، سعی کردم آنها را به زبان طنز بگویم. " ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman

بعضی آدم‌ها را دیر می‌شناسیم؛ آن‌قدر دیر که دیگر فرصتی برای دیدنشان، شنیدن صدایشان و گفتنِ «چقدر به کلماتت محتاج بودیم» باقی نمانده است. ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman

یکشنبه 15 شهریور ماه 1405 جلسه 282 انجمن داستان سار با حضور سرکار خانم « نسرین میرزایی» نویسنده کتاب های «ناسوت» و «عروس ورزش
+6
یکشنبه 15 شهریور ماه 1405 جلسه 282 انجمن داستان سار با حضور سرکار خانم « نسرین میرزایی» نویسنده کتاب های «ناسوت» و «عروس ورزشگاه ژرلان انجمن داستان سار @saranjoman

داستان : لکه نوشته: احمد حسن زاده مجموعه داستان: آه ای مامان اجرا: ژاله افشار @saranjoman 🔻شما هم می توانید داستان کوتاه های مورد علاقه خود را برای دیگر اعضای کانال بخوانید. جهت هماهنگی👇 @goudarzisepideh

فرخ صباح آن که تو بر وی نظر کنی فیروز، روزِ آن که تو بر وی گذر کنی ای آفتاب روشن و ای سایه ی همای ما را نگاهی از تو تمام است اگر کنی ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman #سعدی #ماسال #گیلان #ایران

کافیست که روح خویش را به تباهی نکشانیم کافیست برای بحث کردن با آدم‌های تهی خود را به زحمت نیندازیم بگذار از خشم نفله شوند “ ♦
کافیست که روح خویش را به تباهی نکشانیم کافیست برای بحث کردن با آدم‌های تهی خود را به زحمت نیندازیم بگذار از خشم نفله شوند “ ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman 📕گریز دلپذیر ✍🏻 #آنا_گاوالدا

داستان: آنیوتا نویسنده: آنتوان چخوف مترجم: احمد گلشیری اجرا: اسفندیار @saranjoman 🔻شما هم می‌توانید داستان‌های کوتاه و اشعار مورد علاقه‌ی خود را برای دیگر اعضای کانال بخوانید. جهت هماهنگی👇🏻 @goudarzisepideh

شاید روزی خورشید دوباره بدرخشد و آسمان‌ های آبی را به نظاره بنشینم و بار دیگر دریابم که بیهوده نزیسته‌ ام... ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman #ورا_بریتین پارک ملی #بوجاق #کیاشهر #گیلان #ایران

یک وقت دیدید کتف های ما هم بال در آورد. - چطور؟ این چیزی است که بعد ها خواهید دانست. احساس هایی هست که وقتی در دل آدم بیدار شود به آسمانش می‌ برد. خیالتان راحت باشد. دوش های شما هم بال در خواهد آورد. ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman 📚آسیا #ایوان_تورگنیف

خیال خام پلنگ من به سوی ماه پریدن بود و ماه را ز بلندایش به روی خاک کشیدن بود پلنگ من دل مغرورم پرید و پنجه به خالی زد که عشق، ماه بلند من، ورای دست رسیدن بود من و تو آن دو خطیم آری موازیان به ناچاری که هر دو باورمان زاغاز به یکدگر نرسیدن بود گل شکفته خداحافظ اگرچه لحظه‌ی دیدارت شروع وسوسه‌ای در من به نام دیدن و چیدن بود شراب خواستم و عمرم شرنگ ریخت به کام من فریبکار دغل پیشه بهانه‌اش نشنیدن بود اگر چه هیچ گل مرده دوباره زنده نشد اما بهار در گل شیپوری مدام گرم دمیدن بود چه سرنوشت غم‌انگیزی که کرم کوچک ابریشم تمام عمر قفس می‌بافت ولی به فکر پریدن بود ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman #حسین_منزوی

چه بسیار آدم‌ ها که زیستن نمی‌ دانند. پس در هر مکان که با دست پُر به صحنه بیایید، جذبه‌ های بسیار خواهید آفرید. در میانه‌ ی تیرگی‌ ها، اندک مایه‌ ای روشنایی بگنجانید و در میان بی‌ شمار خطاها بارقه‌ ای از حقیقت. ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman 📚فاوست #گوته ▪️گردنه_ی_عشاق #بندر_مقام #هرمزگان #ایران

اطلاعیه دوم نخستین جشنواره ملی داستان سار پس از بررسی نهایی کلیه‌ی پیام‌های ارسالی به ایمیل دبیرخانه‌ی نخستین جشنواره‌ی مستقل
اطلاعیه دوم نخستین جشنواره ملی داستان سار پس از بررسی نهایی کلیه‌ی پیام‌های ارسالی به ایمیل دبیرخانه‌ی نخستین جشنواره‌ی مستقل داستان سار، مفتخریم اعلام بداریم که با دریافت ۸۸۱ اثر در نخستین دوره‌ از این جشنواره شاهد استقبال کم نظیری از سوی دوستان عزیز نویسنده بوده‌ایم که پس از داوری و غربالگری اولیه ۶۱۱ اثر، کدگذاری شده و به مرحله‌ی نخست داوری تخصصی راه یافته‌اند. همچنین مفتخریم که در نخستین دور از این جشنواره، علاوه بر دریافت اثر از اکثر استان‌های کشور، پذیرای آثاری از نویسندگان همزبان خارج از کشور نیز بوده‌ایم، چنانچه که داستان‌هایی از کشورهای ترکیه، نیوزیلند، افغانستان، اتریش و آمریکا دریافت کرده‌ایم. به زودی ۶۱۱ داستان کدگذاری شده، جهت بررسی و داوری تخصصی در اختیار داوران مرحله‌ی نخست جشنواره قرار خواهد گرفت. پس با آرزوی موفقیت برای دوستان عزیز نویسنده، از همه‌ی دوستان خواهشمندیم که تا پایان مراحل داوری، اخبار جشنواره را فقط از طریق پیج داستان سار دنبال کنند. لازم به ذکر است که تلاش ما این است تا اختتامیه جشنواره را در دی ماه امسال برگزار نماییم. دبیر جشنواره_محسن یاوری پیج سار saranjoman

هیچ‌وقت برای زخم‌های زندگی‌ات پیش کسی ناله نکن؛ زخم به‌جز صاحبش برای کسی درد ندارد. ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @sa
هیچ‌وقت برای زخم‌های زندگی‌ات پیش کسی ناله نکن؛ زخم به‌جز صاحبش برای کسی درد ندارد. ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman 📖فلسفه زیستن #جوناس_سالزجیبر

درد است که آدمی را رهبر است. در هر کاری که هست، تا او را درد ِ آن کار و هوس و عشق آن کار در درون نخیزد او قصد آن کار نکند و آن کار بی درد، او را میسّر نشود خواه دنیا خواه آخرت خواه بازرگانی خواه پادشاهی خواه علم خواه نجوم و غیره. تا مریم را دردِ زَه(زایمان) پیدا نشد، قصد آن درخت بخت نکرد. او را آن درد به درخت آورد و درخت خشک میوه‌دار شد. تن، همچون مریم است و هر یکی عیسی داریم، اگر ما را درد پیدا شود عیسی ما بزاید و اگر درد نباشد عیسی هم از آن راه نهانی که آمد باز به اصل خود پیوندد الا ما محروم مانیم و ازو بی‌بهره. ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman 📕 فیه ما فیه #مولانا

داستان: دروغ نویسنده: ریموند کارور مترجم: اسدالله امرایی اجرا: حبیبه حسام پور @saranjoman 🔻شما هم می‌توانید داستان‌های کوتاه و اشعار مورد علاقه‌ی خود را برای دیگر اعضای کانال بخوانید. جهت هماهنگی👇🏻 @goudarzisepideh

"اتاق من اتاق خیلی خوبی است." یک پنجره بزرگ رو به باغ دارد و یک پنجره به طرف یک کوچه شلوغ و پر ازدحام و آفتاب تا نزدیک ظهر می
"اتاق من اتاق خیلی خوبی است." یک پنجره بزرگ رو به باغ دارد و یک پنجره به طرف یک کوچه شلوغ و پر ازدحام و آفتاب تا نزدیک ظهر میهمان موزائیک های کف آن است. نمی دانم چرا این تصور احمقانه در من هست که اگر کنار پنجره رو به کوچه بنشینم، می توانم جفت های عاشق را ببینم که دست در دست از پیاده رو ها عبور می کنند. البته به حدس و گمان می شود به مردم نسبت عاشقی داد. اینجا مردم در کوچه های شلوغ همدیگر را نمی بوسند و دست همدیگر را نمی گیرند.شاید در کوچه های خیلی تنگ این کار را بکنند. کوچه ما البته عریض و ماشین رو است و جایی برای این کارها ندارد. البته در کلیت، این تصور احمقانه ای است، ولی من همیشه فکر می کنم اگر دو خیابان از خانه مان دور شوم مردم همه عاشقند. ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman داستان بهارآبی کاتماندو #شهرنوش_پارسی_پور

اگر عشق یک نویسنده یا شاعر باشی از راه‌های میانبر وارد تالار جاودانگی میشوی و مرگ نمیتواند تو را به فراموشی تبعید کند هنر، تنها پیله‌ای‌ست که در آن، عشق به اثر تبدیل می‌شود ما در نگاهِ هنرمند، از “بودن” به “ماندن” ترجمه می‌شویم. تمامِ آدم‌ها به خاک می‌روند؛ اما معشوقه‌یِ یک هنرمند، بر «بال واژه‌ها» تا ابد از صفحه‌ای به صفحه‌ی دیگر کوچ میکند! ♦️انجمن ادبی سار♦️ 🔷مارادنبال کنید🔷 @saranjoman ✍️🏻 #مهنوش_دین_محمدی

داستان: یک زن خوشبخت نویسنده: بزرگ علوی مجموعه داستان: گیله مرد اجرا: اسفندیار @saranjoman 🔻شما هم می‌توانید داستان‌های کوتاه و اشعار مورد علاقه‌ی خود را برای دیگر اعضای کانال بخوانید. جهت هماهنگی👇🏻 @goudarzisepideh